پایان نامه ها

منبع پایان نامه درمورد بهداشت روان، شناخت علم

دانلود پایان نامه

ايفاي نقش
ايفاي نقش به انجام وظايف اصلي اشاره مي کند که براي تداوم زندگي زناشويي لازم است (هالفورد، 1384). افراد از لحاظ نگرش در مورد نقش هايي که براي جنسيت آنها مناسب هستند متفاوتند. در کل نقش هاي جنسي مي توانند به سنّتي (که زن در خانه مي ماند و مسئول کارهاي خانه و مراقبت از فرزند مي باشد) يا مدرن (که هر دو همسر تکاليف شغلي و خانگي مساوي دارند) طبقه بندي مي شوند (آماتو و بوث1، 1995 به نقل از مک گاورن و ميرز2، 2002). نقش هايي که مسئوليت بيشتري را بر دوش يکي از همسران قرار مي دهد، خطر مشکلات ارتباطي را افزايش مي دهد. نقش زياده از حد و باري که روي دوش همسران و به ويژه زنان مي گذارد، با استرس، آشفتگي و افسردگي همراه است؛ استرس و افسردگي نيز به نوبه ي خود مشکلات ارتباطي را تداوم بخشيده و افزايش مي دهد (هالفورد، 1384).
16) فرزندان
در زمينه نقش فرزند يا فرزندان در ازدواج از دو منظر مي توان نگريست: يکي اثر فرزند بر کيفيت روابط زناشويي والدين و ديگر تاثير روابط والدين بر فرزندان. مرور تحليلي توانگ، کمپبل و فاستر3 (2003) نشان داد که والدين رضايت زناشويي پايين تري را در مقايسه با غير والدها گزارش
مي دهند. هم چنين ارتباط منفي معناداري بين رضايت زناشويي و تعداد فرزندان وجود دارد. تفاوت در رضايت زناشويي در ميان مادراني که کودک نوزاد داشتند مشهود ترين ميزان را داشت. براي مردان اين اثرپذيري به طور مشابه از سنّ فرزندان صورت مي گرفت. اثر والد بودن بر رضايت زناشويي در ميان گروه هاي اجتماعي- اقتصادي بالا منفي تر است. اين داده ها مبين آن هستند که بعد از تولّد فرزندان، به دليل تعارضات مربوط به نقش و محدود شدن آزادي، رضايت زناشويي کاهش مي يابد. با اين وجود مثال هاي بسياري وجود دارند که کودکان، رضايت را بهبود يا افزايش مي دهند يا حداقل اثر منفي ندارند (توانگ و ديگران، 2003). به عنوان مثال، پژوهش کاردک (1995) نشان مي دهد که حضور فرزندان به طور مثبتي با رضايت زناشويي مرتبط مي باشد.

17) حمايت خانوادگي و اجتماعي
نتايج پژوهش دمير و فيسيلوگلو (1999) نشان داد که تنهايي به طور معني دار و منفي با سازگاري زناشويي مرتبط است. آنها هم چنين بر طبق نظر باربور2 (1993) مي گويند اگر چه معلوم شده است که داشتن همسر يک عامل مثبت تغيير دهنده احساس تنهايي مي باشد، کيفيت روابط خانوادگي نيز بايد مدّنظر قرار گيرد. هالفورد (1384) معتقد است، ميزان حمايت هاي عاطفي (مانند گوش دادن همدلانه به درد و دل هاي همسر) و عملي (مانند کمک کردن به ديگران) که زوجين به يکديگر ابراز مي کنند به طور قابل توجّهي رضايتمندي از رابطه را در عرض سال هاي اوليه ازدواج پيش بيني
مي کند.
رابطه معني داري بين عدم پذيرش زوجين از سوي خانواده هاي يکديگر و توفيق يا عدم توفيق در زندگي وجود دارد، همچنين ميزان دخالت بستگان در زندگي مشترک در خانواده هاي ناموفّق بيشتر است. به علاوه، خانواده هاي زوج هاي موفق بيشتر در جريان آشنايي هاي قبل از ازدواج فرزندان خود با يکديگر بوده اند، بنابراين آگاهي والدين و هدايت صحيح آنها مي تواند در موقعيت زندگي فرزندان شان موثر باشد (بني جمالي و همکاران، 1383).
18) عوامل فرهنگي
ازدواج و روابط مشابه با آنان در داخل يک بافت فرهنگي رخ مي دهد که اين بافت چگونگي ازدواج را تعيين مي کند (هالفورد، 1384). در فرهنگ هاي مختلف ، ازدواج الگوهاي فرهنگي خاص خود را دارد. براي مثال ازدواج براي زوج هاي آمريکايي در مرحله اول، درگير شدن در يک رابطه صميمانه، در ميان گذاشتن احساسات به طور آشکار و انجام فعاليت ها به طور مشترک است. بر عکس صميميت زناشويي اولويت خانواده هاي ايتاليايي نيست (موسوي، 1382). اصولاً ازدواج به جاي پيوند ميان دو نفر به عنوان پيوند دو خانواده و سنّت هاي مربوط به آنها مفهوم پردازي مي گردد (کار، 2000). زوجيني که از نظر زمينه فرهنگي، قومي و نژادي با هم تفاوت دارند، انتظارات و باورهاي شان در مورد روابط زناشويي نيز متفاوت است. اين تفاوت ها در پيش فرض ها، مفروضات و باورهاي زوجين مي تواند منبع قدرت يک رابطه باشد، در صورتي که زوجين بتوانند عاقلانه نقاط قوّت و تفاوت فرهنگي شان را در نظر بگيرند. اما در عين حال، تفاوت هاي محسوس در انتظارات زوجين مي تواند منبع مهم تعارض بين همسران باشد (هالفورد، 1384).
19) مذهب
بُعد ديگري که بر کيفيت زناشويي اثر مي گذارد، سيستم هاي ارزشي و عقيدتي همسران و تشابهات و تفاوت هاي باورها و ارزش ها در اين زير نظام زوجي مي تواند باشد. پژوهشگران بسياري بر ارتباط ميان مذهبي بودن و رضايت زناشويي تاکيد کرده اند (هانلر و جنکاز، 2005). توافق در مسايل مذهبي عامل مهمّي در پايداري روابط زناشويي به شمار مي رود (ميرسعدي زاده و همکاران، 1382). نقش مذهب قطعي است زيرا که مذهب به خودي خود مولّفه هاي بسياري هم چون روش هاي زندگي، سيستم هاي اعتقادي، ارزشي، انتظارات و غيره در بر مي گيرد (هانلر و جنکاز، 2005). مذهبي بودن به طور معني داري با رضايت زناشويي مرتبط است. مذهبي بودن به عنوان رويدادي آرام کننده، براي زوج هاي مذهبي در حين تعارض عمل مي کند، بدين نحو که عبادت کردن هيجانات خصمانه و تعاملات هيجاني را کاهش مي دهد (همان منبع).
20) رويدادهاي زندگي
رويدادهاي زندگي به تحوّلات رشدي و تغيير يافتن موقعيت هايي که زوجين با هم و يا به صورت فردي با آن مواجه مي شوند اشاره مي کند. به احتمال زياد در دوراني که نرخ تغيير و حوادث استرس آور زندگي زياد مي شود، مشکلات ارتباط
ي نيز بيشتر مي شود. (هالفورد، 1384). مثلاً در آغاز دوره زناشويي؛ بارداري و فرزند پروري؛ موارد مشکل و مورد اختلاف در فرزند پروري؛ بيماري شديد يا مرگ فرزند يا خويشاوندان؛ دوره نوجواني فرزندان؛ ترک کردن خانه توسط فرزندان. خيانت و جدايي (سادوک و سادوک، 2005). بازنشستگي نيز يک انتقال عمده ديگر براي زوجين است که با آشفتگي در رابطه همراه است (هالفورد، 1384).

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد با موضوعنماز جمعه، مذاهب خمسه، نماز جماعت

خانواده درماني
خانواده درماني واژه اي است که به روش هاي کار با خانواده هاي داراي مشکلات زيستي ، رواني- اجتماعي اطلاق مي شود . خانواده درماني به ويژه در جوامعي که فرهنگي خانواده – محور دارند ( مانند جامعه ايران ) مي تواند کاربرد وسيعي داشته باشد . همچنين وضعيت جامعه ما به عنوان جامعه اي که فرآيند گذار را تجربه مي کند و در آن نقش ها در حال دگرگوني هستند توجه جدي به خانواده درماني را ضروري مي سازد .
مفهوم خانواده و ارزش اين نهاد اجتماعي براي هر دولت و جامعه اي اساس کار تلقي مي شود و هر جامعه متناسب با ارزشهاي خود ابتدا به سراغ خانواده مي رود تا از درون آن شهروندان آتي خويش را بپروراند اين موضوع وقتي اهميت پيدا مي کند که جامعه به خاطر تحولات ساختاري و زير بنايي به شهرونداني جديد با طرز فکري نو نياز داشته باشد به همين دليل است که خانواده يکي از اولين نهادهايي است که در جامعه بايد تغبير کند و تغييري در آن حاصل نخواهد شد مگر از طريق درک و شناخت علمي از کارکردها با توجه به اهميت خانواده به عنوان اولين ساختار جامعه که پايه و اساس تربيت و تعليم فرزندان و روابط رسمي و قانوني زن و مرد به شکل يک استاندارد مشروع و مقبول در آن بنيان نهاده مي شود ، اهميت توجه و حفظ چنين ساختاري با در نظر گرفتن نقش رواني و روحي عاطفي ، اجتماعي و رفتاري آن و الگو برداري فرزندان در يک محيط عاطفي کاملا مشهود است . نظر به اينکه در جوامع امروز درباره آينده خانواده و زندگي خانوادگي عقايد و نظريات متفاوتي ابراز مي شود ، بسياري معتقدند که در آينده اي نه چندان دور خانواده به صورتي که هم اکنون وجود دارد ، از ميان خواهد رفت .
پيشرفت و رشد سريع تمدن ، تکنولوژي و زندگي ماشيني غالباً اثرات منفي بر نظام خانواده گذاشته و عوارض آن ميزان بالاي اضطراب افسردگي و… ديگر بيماريهاي روحي – رواني مي باشد که آمار آن رو به افزايش است .
توجه به نظام خانواده و تلاش براي حفظ پايه و اساس آن در جامعه امروزي همراه با بالا بردن سطح اطلاعات و آگاهي عموم در اين زمينه از امور اساسي به شمار مي رود .

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه دربارهسود سهام، نفت و گاز، صاحبان سهام

خانواده چيست ؟
در فرهنگهاي مختلف نظرات درباره ي اينکه يک خانواده چيست و ساختار آن بايد چگونه باشد متفاوت بوده است و همواره در تغيير . در آمريکا خانواده ها از زمان ورود اولين سکنه به سواحل دنياي جديد پيوسته در حال تغيير و تحول بوده است . از نظر بعضي ها خانواده خويشاوندان تني را در بر مي گيرد ، در حالي که برخي ديگر بر اين باورند که خانواده شامل افرادي است که با يکديگر ارتباط عاطفي و رواني دارند و بعضي ديگر معتقدند که خانواده مجموعه ي افرادي است که در يک منزل يا يک محله زندگي مي کنند در حقيقت خانواده فاقد تعريف مشخصي است و از نظر گروه هاي فرهنگي مختلف تعاريف متفاوتي دارد . حصول به يک اتفاق نظر درباره ي ساختار متشکله ي يک خانواده ، دشوار است در تبين تعريف يک خانواده بايد هر دو رشته عوامل فراگير و انحصاري مد نظر قرار گيرد .
برخي ها خانواده را به صورت گروهي متشکل از دو يا چند نفر که از طريق تولد ازدواج و يا فرزند خواندگي با يکديگر مرتبط شده اند و در يک منزل با هم زندگي مي کنند . برخي ديگر خانواده را شامل افرادي که هرگز ازدواج نکرده اند يا ازدواج کرده وليکن هرگز صاحب فرزندي نشده اند و يا آنهايي که ازدواجشان به طلاق يا فوت انجاميده و بالاخره طيفي از خانواده ها را که اصطلاحاً (( غير سنتي )) خوانده مي شوند در بر مي گيرد .
خانواده هسته اي ( زن ، شوهر و فرزندان ) به طور سنتي به عنوان تامين کننده اصلي امکان تربيت اجتماعي فرزندان خردسال و نوجوان و حامي سنن فرهنگي تلقي مي شود همچنين خانواده هسته اي به عنوان يک گروه اجتماعي که جامعه روابط جنسي را در آن تنها در حريم و چارچوب قانون مجاز مي شمارد . ( گلادينگ 1382 ، 24-25 )
تاريخچه خانواده درماني
خانواده درماني ثمره ي تلاش افرادي در طول تاريخچه التيام جراحت عاطفي است قدمت اولين نوشته ها راجع به نظام يکپارچه مداواي بيماري رواني به بيش از 2000 سال قبل باز مي گردد .
خانواده درماني قبل از سال 1940
تاکيد بر فرد ، منابع اجتماعات و روان تحليلي است . مهارتهاي تربيت فرزند زندگي خانوادگي را ارنست گروفس ، آلفرد آدلر و موسسات همتراز خانه آموزش مي دادند . مشاوره ازدواج توسط آبراهام و هاناه استون ، اميلي مود ، پوپنوآغاز شد . شوراي ملي روابط خانوادگي در سال 1938 شروع به کار کرد .
1949-1940 انجمن مشاوران ازدواج آمريکا (AAMC ) در سال 1942 تاسيس شد ميلتون اريکسون روشهاي درماني را رواج داد که بعد ها از سوي خانواده درماني پذيرفته شد اولين اثر درباره زناشويي درماني همزمان توسط بلا ميتل من در سال 1948 منتشر شد . مطالعه ي خانواده هاي اسکيز و فرنيک توسط تئودور ليذر ولايمن و اين صورت گرفت . جنگ جهاني دوم براي خانواده ها استرس به ارمغان آورد . لايحه بهداشت رواني در سال 1946 در کنگره آمريکا به تصويب رسيد .
1959-1950 ناتان آکرمن رويکرد روان تحليلي را براي کار کردن با خانواده ها مطرح کرد گروه گريگوري بيتسون مطالعه
الگوهاي ارتباط را در خانواده آغاز کردند موسسه تحقيقات رواني (MRI ) توسط دان جکسون در سال 1959 شروع به کار کرد کارل ويته کر اولين کنفرانس را درباره ي خانواده درماني درسي ايسلند ، ايالت جورجيا در سال 1955 برگزار کرد .
موري بوئن پروژه NIMH را درباره مطالعه خانواده هاي داراي اعضاي اسکيزوفرنيک آغاز کرد .
1969-1960 : جي هيلي رويکردهاي درماني ميلتون اريکسون را پالايش و معرفي کرد . اولين نشريه در خانواده درماني به نام « فرآيند خانواده » منتشر شد (1961) شبکه ساز خانواده درماني شروع بکار کرد (1976)
AAMFC در سال 1979 به انجمن طرفدار درمانگران ازدواج و خانواده (AAMFC) تغيير نام دارد . برنامه هاي ارتقاي پايه آن توسط دپارتمان بهداشت ، آموزش و رفاه بازبيني شد . انجمن خانواده درماني (AFTA) در سال 1977 شروع بکار کرد . کتاب اضداد و اضداد متقابل توسط گروه ميلان (1978) منتشر شد . نفوذ خانواده

دیدگاهتان را بنویسید