پایان نامه ها

پایان نامه ارشد رایگان درمورد تعهد سازمانی، فرهنگ سازمانی، سلامت روان

( غلامی ،1390 ).
نکته‎ی مهم در رابطه با فرهنگ‎هاي سازماني اين است که هر يک از کارکنان سازمان، منبع بالقوه تفسير و تحول و بهبود سازماني نيز هست؛ بنابراین، کساني‎که فرهنگ را از اين ديد بررسي مي‎کنند؛ توصيه مي‎نمايند که بايد نسبت به فرهنگ‎ها آگاهي حاصل نموده و سعي در کنترل آن‎ها شود يا اينکه آن‎ها را قالب‎بندي و محصور نمود. (رحیم نیا،1391 ) .
هوش سازمانی9 ترکیبی از تمام مهارت های مورد نیاز و استفاده شده توسط سازمان می باشد. این مهارت ها هستند که به تغییرات منتهی می شوند ، در عمل و عکس العمل سریع می شوند ، انعطاف پذیر و راحت بودن را شامل می شوند، قادر به استفاده از تخیل می باشند. استفاده از مهارت های ذکر شده نیاز به ساختار مناسب و عملکرد سازمان، مدیریت موثر و استفاده از منابع انسانی ، عوامل عاطفی ، تکنولوژی ، دانش و یادگیری و توانایی سازمان را در پی دارد. با این حال ، پیشرفت سریع تکنولوژی در قرن بیست و یکم در برقراری ارتباط شناختی ، نتایجی که از طریق انجام مطالعات در زمینه های علمی مانند تدریس و یادگیری به اجرا درآمده موجب شده است تا بحث ها بالا بگیرد.
روانشناسان هوش را به عنوان توانایی عملکرد موثر در زندگی تعریف کرده اند. مردمان هوشمند کسانی هستند که به کسب دانش و مهارت ماحصل تجربه برای مدیریت کارآمد و وظایف زندگی روزمره سوق داده می شوند. یکی از جنبه های بسیار مهم هوش پذیرفتن تغییرات پویای جهانی، تغییر محیط زیست، مهارت ها و دانش حاصل از تجارب گذشته که غیر قابل انکار و چالش انگیز می باشد. اطلاعات موثر شامل استفاده از سیستم های موجود در یادگیری، گسترش، ارتقاء دانش موجود، تجزیه و تحلیل شرایط جدید، توسعه شرایط جدید و راه حل هایی که برای کمک به ارتقای سطح کیفی محیط انجام می شود.(خدادادی،1392)
فرهنگ سازماني موضوعي است كه به‎ تازگي در دانش مديريت و در قلمرو رفتار سازماني راه يافته است. به‎‎دنبال نظريه‎ها و پژوهش‎های جديد در مديريت، فرهنگ سازماني اهميت روزافزوني داشته و يكي از مباحث اصلي و كانوني مديريت را تشكيل داده است. جمعيت‌شناسان، جامعه‌شناسان و به‎تازگی روان‌شناسان و حتي اقتصاددانان توجه خاصي به اين مبحث نو و مهم در مديريت ارزانی داشته و در شناسايي نقش و اهميت آن نظريه‌ها و پژوهش‎های زيادي را به‌وجود آورده و در حل مسایل و مشكلات مديريت به‎كار گرفته‌اند. با بررسي كه توسط گروهي از انديشمندان علم مديريت انجام شده فرهنگ سازماني، يكي از مؤثرترين عوامل پيشرفت و توسعه كشورها شناخته شده است. به‌طوري‌كه بسياري از پژوهشگران معتقدند كه موفقيت كشور ژاپن در صنعت و مديريت يكي از علت‎های مهم توجه آن‎ها به فرهنگ سازماني است. فرهنگ سازماني به‌عنوان مجموعه‌اي از باورها و ارزش‎هاي مشترك بر رفتار و انديشه‎ی اعضاي سازمان اثر مي‌گذارد و مي‌توان نقطه‎ی شروعي براي حركت و پويايي يا مانعي در راه پيشرفت به‎شمار آيد. فرهنگ سازماني از اساسي‌ترين زمينه‌هاي تغيير و تحول در سازمان است. نظر به اينكه برنامه‌هاي جديد تحول بيشتر به تحول بنيادي سازماني نگاه مي‌كند؛ از اين‌رو هدف اين برنامه‌ها تغيير و تحول فرهنگ سازمان به‌عنوان زيربنا به بستر تحول است.(خردمند،1389)
با توجه به مطالب گفته شده پژوهش حاضر به دنبال پاسخی برای این سوال می باشد که آیا بین هوش و فرهنگ سازمانی با سلامت روان و تعهد سازمانی کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی رابطه ای وجود دارد؟ آیا این عوامل می توانند سلامت روان و تعهد سازمانی کارکنان را پیش بینی نمایند و در جهت بهبود آنها اقداماتی را صورت دهند.
هدف این تحقیق بررسی نقش واسطه ای سلامت روان در رابطه بین هوش و فرهنگ سازمانی با تعهد سازمانی کارکنان شرکت زاگرس جنوبی می باشد که با توجه به ادبیات تحقیق،نتایج پرسشنامه ها و تجزیه و تحلیل های انجام شده به بررسی فرضیات مطرح شده در ارتباط با این نقش واسطه ای پرداخته می شود.
دلیل بررسی این نقش واسطه ای بررسی تاثیرات نقش فی مابین متغیرهای تحقیق می باشد که اثرات به صورت مجزایی سنجیده شود.
اهمیت و ضرورت انجام تحقيق:
فرهنگ سازمانی شیوه زندگی یک سازمان می باشد و با توجه به اینکه منبع اصلی هرسازمان منبع انسانی آن است، عملکرد افراد در سازمان متاثر از فرهنگ سازمان می باشد. از سوی دیگر هیچ سازمانی نمی تواند موفق شود مگر اینکه اعضا و کارکنان سازمان نسبت به آن نوعی تعهد داشته باشد و در جهت تحقق اهداف آن تلاش کنند. یکی از عواملی که سازمان برای رسیدن به اهداف خود به آن نیازمند است تعهد و پایبندی افراد نسبت به سازمان است، لذا تعهد سازمانی نوعی ارتباط نگرشی-رفتاری به اهداف و ماموریت های سازمان است. تعهد سازمانی از نمودهای نگرشی محسوب و از نظام ارزشی فرد ناشی می شود (ضیائی، روشندل اربطانی، نرگسیان،1390).
هوش سازمانی شما را برای تصمیم‌گیری در همه عوامل موثر بر سازمان و شرکت‌ها توانمند می‌سازد. هر کارمند می‌تواند وظیفه اش را به نحو احسن انجام دهد. (سرخوش، فرهی بوزنجانی و سنجقی،1389)
با توجه به اینکه در ب رخی از سازمان ها مشاهده می شود که بین باورها، ارزش ها و مفروضات زیر بنایی اعضای سازمان و رهبران، هم سویی لازم وجود ندارد که این مسئله باعث بروز مشکلاتی در تعهد کارکنان نسبت به سازمان و به تبع آن عملکرد پایین، غیبت و ترک خدمت کارکنان می شود، بنابراین اعمال رهبری مناسب که یکی از مولفه های فرهنگ می باشد برای ارتقای تعهد کارکنان در راستای موفقیت سازمان ها، امری حیاتی است (سرخوش، فرهی بوزنجانی و سنجقی،1389). با توجه به هزینه های جبران ناپذیر ترک سازمان از سوی نیروهای مستعد و کارآمد و شناسایی عوامل موثر بر نگه داشت چنین نیروهایی و تاثیر به سزای فرهنگ سازمانی به عنوان یکی از این عوامل موثر و همچنین بر تعهد سازمانی در این تحقیق تلاش می گردد تا اثر فرهنگ سازمانی بر روی تعهد سازمانی با تاکید بر نقش میانجی گری سرمایه های روانشناختی بررسی گردد. ، نیروی انسانی می تواند در طولانی مدت به عنوان سرمایه ی خوبی به شمار رود و اگر به آنها توجه شود می تواند به عنوان یکی از مهمترین ابزار برای پیشرفت هر سازمانی باشد.
توسعه مفاهیمی چون هوش سازمانی و فرهنگ سازمانی نیازمند اثربخش بودن و موجه بودن آنها می باشد،چرا که زمانی می توان بر روی پیاده سازی و استقرار سیستمی مدیریتی سخن به میان آورد که بتوان نقش و جایگاه آن را در سازمان بالا برد بر این اساس بایستی بتوان تاثیر توسعه این مفاهیم را برای مولفه های مهم سازمانی چون سلامت روانی کارکنان و تعهد سازمانی انها سنجید چرا که یکی از دغدغه های اصلی مدیران و سرپرستان سازمان های مختلف بررسی و شناسایی عواملی است که می توانند این دو عامل را در سازمان بهبود و افزایش دهد،بنابراین جهت توسعه و بهبود مفاهیمی چون هوش سازمانی و فرهنگ سازمانی بایستی تاثیر آنها را برروی سلامت روانی کارکنان و تعهد سازمانی آنها سنجید که در صورت وجود رابطه معنادار و همبستگی بالای آنها بتوان با توسعه و بهبود این شاخص ها سلامت روانی کارکنان را در کنار تعهد سازمانی آنها بالا برد. تحقیق و پژوهش در زمینه ی مورد بررسی، می تواند مدیران را در سازمان به این آگاهی برساند که توجه به نیروی انسانی در سازمان منجر به افزایش بهره وری شده و به عنوان هزینه های سربار تلقی نگردند. لذا با توجه به توضیحات ارائه شده در فوق مشخص می گردد که بررسی مولفه های مورد اشاره از جمله موارد مهم و موثر در هر سازمانی می باشد، بخصوص در شرکت بهره برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی که کارکنان آن در شرایط مختلف کاری و مناطق متفاوت جغرافیایی مشغول فعالیت می باشند، بنابراین شناخت و بررسی مولفه های هوش و فرهنگ سازمانی و سلامت روان و تعهد سازمانی ضرورت و اهمیت این تحقیق را توجیه می نماید و می تواند سازمان را جهت نیل به اهدافش یاری رساند. لازم بذکر می باشد که بررسی همزمان رابطه هر دو مولفه هوش و فرهنگ سازمانی با سلامت روان و تعهد سازمانی در شرکت بهره برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی از جمله موارد نوآوری در این تحقیق می باشد. اهداف برجسته تحقیق: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای سلامت روان در رابطه بین هوش سازمانی و فرهنگ سازمانی با تعهد سازمانی کارکنان می باشد.
هدفهای ویژه
1- بررسی رابطه بین هوش سازمانی و سلامت روان کارکنان.
2- بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و سلامت روان کارکنان.
3- بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان.
4- بررسی رابطه بین هوش سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان.
5- بررسی نقش واسطه ای سلامت روان در رابطه بین هوش و فرهنگ سازمانی با تعهد سازمانی فرضیه های تحقیق :
1- بین هوش سازمانی و سلامت روان کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
2- بین فرهنگ سازمانی و سلامت روان کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
3- بین فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
4- بین هوش سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد
5- سلامت روان در رابطه بین هوش و فرهنگ سازمانی با تعهد سازمانی دارای نقش واسطه ای است. تعریف واژگان تحقیق
تعاریف نظری: هوش سازمانی:
هوش سازماني (OI) به معناي کسب دانش و اطلاعات جامع از همه عواملي که بر سازمان تاثير مي گذارد.منظور از همه عوامل يعني اطلاعاتي که از مشتريان، ارباب رجوع، رقبا، محيط اقتصادي، محيط فرهنگي، فرايندهاي سازماني (مالي، اداري، حفاظتي، توليدي، منابع انساني، بودجه و …) که تاثير زيادي بر کيفيت تصميمات مديريتي در سازمان مي‌گذارد هوش سازماني است. هوش سازماني شما را براي تصميم‌گيري در همه عوامل موثر بر سازمان و شرکت‌ها توانمند مي‌سازد. سلامت روان: سلامت حالت کامل آسایش و کامیابی زیستی، روانی و اجتماعی است و صرف فقدان بیماری یا معلولیت (ناتوانی) سلامت نیست(بیک رستمی، 1386). فرهنگ سازمانی:
فرهنگ سازمانی عبارت است از الگویی از پیش فرض های اساسی که گروهی خاص در مواجهه با مشکلات برای انطباق خود با محیط بیرونی و دستیابی به یک پارچگی و انسجام درونی، خلق، کشف یا ایجاد کرده است. الگویی که کارکرد خوب داشته، کسب اعتبار نموده است و می توان آن را به عنوان راهی درست به اعضای سازمان آموخت، تا از همان زاویه و در همان قالب بیندیشند و احساس و عمل نمایند(شاین10،1990). تعهد سازمانی:
نوعی نگرش، احساس وابستگی و تعلق خاطر به سازمان. تعهد سازمانی حالت روانی است که بیانگر نوعی تمایل، نیاز و الزام به ادامه اش تغال در یک سازمان(آلن و مایر،1990).
تعهد سازمانی از دید آلن و مایر سه بعد دارد: تعهد عاطفی، تعهد مستمر، تعهد هنجاری.
تعهد عاطفي
يعني ميزاني که فرد از نظر رواني به کار کردن در سازمان از طريق احساساتي مانند وفاداري، مهر و علاقه، گرمي و صميميت، تعلق، دلبستگي، رضايت خاطر، لذت و خوشي و … تمايل پيدا مي کند (دولتآبادي فرآهاني، 1378).
تعهد مستمر
تعهد مستمر به وابستگي فرد براي کار کردن در سازمان بر اساس ميزاني که يک فرد احساس ضمانت براي ماندن در سازمان به دليل هزينههاي زياد ترک کردن آن دارد، اشاره ميکند (دولتآبادي فرآهاني، 1378).
تعهد هنجاري
تعهد تکليفي (هنجاري) عبارت است از ميزاني که فرد از نظر رواني و از راه دروني سازي اهداف، ارزشها و مأموريتهاي سازمان به آن وابسته ميشود. تعهد تکليفي، احساس مسئوليت به تداوم کارکردن در سازمان را منعکس ميسازد (دولتآبادي فرآهاني، 1378).
تعاریف عملیاتی هوش سازمانی:
منظور از هوش سازمانی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه هوش سازماني آلبرشت(2003) کسب می کند. سلامت روان:
پرسشنامه]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *