پایان نامه ها

منبع پایان نامه ارشد درمورد مصرف مواد، اختلال شخصیت، سوءمصرف مواد

 1) سواستفاده یا استفاده غلط از دارو      2)وابستگی دارویی
1- سو استفاده یا استفاده غلط از دارو: دارو به شکل اجباری مصرف میشود ولی به گونه ایی خطرناک و غیر قانونی و در مواقع و مکانهای نامناسب و یا در مواردیکه مصرف غلط دارو برای مصرف کننده و دیگران خطرناک است.
ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR برای سوء مصرف مواد :(کاپلان28 ،2007)
الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که موجب ناراحتی یا تخریب قابل ملاحظه ی بالینی شده و با یک یا چند تا از علائم زیر در طول یک دوره ی 12 ماهه روی می دهد تظاهر می کند.
الف) مصرف مکرر مواد که منجر به ناتوانی در برآوردن تعهدات عمده مربوط به نقش فرد در کار، مدرسه یا خانه می شود (مثلا غیبت، تعلیق، و اخراج از مدرسه به دلیل سوء مصرف مواد)
ب) مصرف مکرر مواد در موقعیت هایی که در آنها مصرف ماده از نظر فیزیکی خطرناک است (مثلا رانندگی یا کار با ماشین آلات)
ج) مشکلات قانونی تکراری مربوط به مواد (دستگیری به دلیل رفتارهای نادرست مربوط به مواد)
د) مصرف مداوم مواد علی رغم مشکلات پایدار یا عود کننده اجتماعی بین فردی که ناشی از اثر ماده بوده.
2- وابستگی دارویی: مترادف با اصطلاح اعتیاد به مواد است و یعنی فقدان کنترل در استفاده از مواد و ناتوانی آشکار فرد در تغییر موثر استفاده از دارو با وجود تبعات زیاده از حد آن بنابراین اعتیاد به مواد یک بیماری پیچیده است که میتوانید آن را به شکل استفاده وسواس گونه جستجو و مصرف غیر قابل کنترل دارو بدانید که با وجود تبعات منفی و بسیار خطرناک آن ادامه پیدا میکند و احتمال عود یا بازگشت آن حتی بعد از پرهیز دراز مدت از مصرف دارو بسیار زیاد است .
ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به مواد
الف) یک الگوی غیرانطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشم گیر بالینی یا ناراحتی می شود با سه مورد از موارد زیر تظاهر می کند که زمانی در یک دوره 12 ماهه بروز می کند.
1- تحمل29
2- ترک30
3- ماده غالبا با مقادیر بیشتر و برای دوره های طولانی تر از آنچه که مورد نظر است مصرف می شود
4- میل دائمی برای کاهش یا کنترل ماده وجود دارد یا تلاش های ناموفقی در این زمینه صورت می گیرد
5- زمان زیادی از فعالیت های لازم برای بدست آوردن ماده یا رهایی از آثار آن ماده مصرف می شود
6- فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته می شود
7- ادامه مصرف مواد، علی رغم آگاهی از مشکلات جسمانی و روانشناختی ناشی از آن
اختلالات همایند:
تشخیص همزمان اختلال مصرف مواد و اختلالات روانی در مطالعات کلینیکی ( مرتنس، پاتاسارتی، ویسنر31، 2003) و نمونه های جامعه (گرنت و همکاران32، 2004؛ کسلر و همکاران33 ، 1996؛ ریجروهمکاران34،1990) امری مرسوم و متداول است. در مطالعات کلينيکي نيمي از افرادي که داراي اختلال مصرف مواد يا الکل بودند حداقل يک اختلال رواني ديگر در طول زندگي تجربه کرده اند مطالعات کلينيکال در نمونه ها نشان دهنده آن است که بين 50 تا 90 درصد همايندي بين اختلال سوءمصرف مواد و ساير اختلالات روان پزشکي وجود دارد بنابراين در موارد کلينيکي همايندي يک قاعده است و يک مسئله باليني فراگير است نه يک استثنا
به طور کلي در اختلالات سوءمصرف موادبه ويژه در بزرگسالان اختلال شخصيت ضد اجتماعي35 اختلال دو قطبي نوع 1 اختلال افسردگي اساسي،اسکيزوفرني وهمچنين اختلالات اضطرابي متداول مي باشد(ريجر و همکاران 1990).و درکودکان و نوجوانان اختلال ADHD واختلال سلوک رايج مي باشد. همایندی متعدد یا چندگانه یک پیشبینی کننده قویي از مصرف مواد است و اشخاص با 3 یا بیشتر از 3 اختلال روانپزشکی به طور محتمل چهار برابر بیشتر از افراد جمعیت عادی مبتلا به سوء مصرف مواد والکل مي شوند.
-اختلال شخصیت ضد اجتماعی:
رابطه بین اختلال شخصیت ضد اجتمایی و اختلالات مرتبط با الکل فراوان گزارش شده است برخی مطالعات حاکی است که اختلال شخصیت ضد اجتمایی بخصوص در مردهای مبتلا به اختلالت مرتبط با الکل شایع است و ممکن است مقدم بر پیدایش اختلالات مرتبط با الکل باشد. ومطالعات دیگر حاکی از این است که اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلالات مرتبط با الکل کاملا از هم جدا هستند و رابطه سببی با هم ندارند (کاپلان،2007).
– اختلالات خلقي:
الف:اختلال دو قطبی نوع1 :این اختلال در مصرف کننده های مواد شایع تر از افسردگی اساسی می باشد .بیماران مبتلا به این اختلال در معرض خطر ابتلا به اختلالات الکل قرار دارند چون ممکن است در دوره مانیا اقدام به خود درمانی بکنند .
ب:اختلال افسردگی اساسی :حدود 30 تا40 درصد افراد مبتلا به  اختلالات مرتبط با الکل زمانی در طول عمر خود واجد ملاک های تشخیصی اختلال افسردگی اساسی می شوند. افسردگی در زنهای مبتلا به این اختلال شایع تر از مرد های مبتلا به این اختلال می باشد. 
– اسکیزوفرنیا:
بررسی های همه گیرشناسی مکررا در یافته اند که افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنیا به طور فزاینده ای برای استفاده از الکل و مواد مخدر افراد پر خطری هستند(میلر36،1997) .افراد مبتلا به اسکیزو فرنی چهار برابر بیشتر از کل افراد جمعیت احتمال ابتلا به سوء مصرف الکل و مواد دارند(ريجر و همکاران 1990) .
– اختلالات اضطرابی:
بسیاری از افراد الکل را به منظور رفع اضطراب استفاده می کنند.25 تا 35 درصد همه افراد مبتلا به اختلالات الکل واجد ملاک های تشخیصی یک اختلال اضطرابی هستند. فوبی ها وپنیک تشخیص های توام شایع در این بیماران هستند. 
– اختلالات سلوک وبیش فعالی همراه با نقص توجه:
این دواختلال در 32 تا 52 درصد نوجوانان و کودکان مصرف کننده مواد و دیده شده است (ویس کوفه وفیشر37،2001.به نقل از میکلویتز38، 2008)
– خودکشی:
اکثر تخمین ها در مورد شیوع خودکشی در بین بیماران مبتلا به اختلالات مرتبط با الکل بین10 تا 15 درصد می باشد عواملی که به خود کشی بیماران مبتلا به اختلالات مرتبط با الکل ربط داده شده اند عبارتند از؛ وجود یک دوره افسردگی اساسی، سیستم حمایت روانی اجتمایی ضعیف ، وجود یک اختلال طبی همزمان،بیکاری و تنها زندگی کردن.
ارزیابی های روان شناختی:
 1:مصاحبه های بالینی ساختار یافته39بر مبنای DSM –IV (فريست و ويليامز40،1995)که در مقایسه با مصاحبه های غیر ساختار یافته شکل يافته ترو پایاتری می باشد در مصاحبه های بدون ساختار ارزیابی های بسیاری از اختلالات همایند و مشکلات و مسائلی که در رابطه با اهمیت پیش آگاهی در افرادی که سوءمصرف مواد دارند فراموش می شوند.(به نقل از آلن کار، 2006)
2:مصاحبه نیمه ساختار گذشته نگر زمان دار41 :BTLFیک مصاحبه واپس نگر برای ارزیابی الگو های مصرف الکل و مواد و مفاهیم مربوط به آن است که از اعتبارکافی نیز برخوردار است.
اين مصاحبه از زمان های کلیدی (مثل جشن تولد ،وقایع شخصی،دیدار از اعضای فامیل ) و دیگر موقعیت ها (بیکاری،بیماری،روز تعطیل) و همچنین دیگر سرنخ های حافظه که یادآوری را تسهیل کند استفاده می کند. روش، TLFBدر مقایسه با سایر روشها سنجش به ارزیابی الگوهای مصرف (مثل نوع دارو، کیفیتو کمیت) در جزئیات زیادی می پردازد. هنگامی که فرد بتواد خودش TLFBرا پر کند پایایی آن را در مقایسه با زمانی که توسط درمانگر دستورالعمل داده شود بیشتر است .TLFB اطلاعات مفید را در مورد پیشامد ها و پیامدهای مصرف سنگین الکل و مصرف داروها ی غیر قانونی و همچنین موقعيت هایی که خطر هایی را برای لغزش در فرد به وجود می آورند فراهم می کندکه این اطلاعات را برای پی ریزی یک طرح درمانی مناسب حائز اهمیت می باشند.(سوبل و سوبل42،1996)
3-مقیاس شدت اعتیاد43ASL
از دیگر مصاحبه های سنجشی ASL می باشد که یک مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد که ارزیابی جامعی از مصرف مواد و الکل(تاریخچه،فراوانی مصرف،پیامد های مصرف مواد و الکل ) را فراهم می کند. علاوه بر این ابزار به ارزیابی تاریخچه خانوادگی، نشانه های روانشناختی، مشکلات سلامت و مسائل قانونی دیگر میپردازد ممکن است نمرات ASL در حوزه های اصلی برای پیریزی طرح درمانی که متوجه این حوزه هاست بکار برده شود کاربرد ASL حدود 45 تا 60 دقیقه زمان می برد. اگر چه ASL اندازه گیریهای مفید بالینی را از نشانه های روانشناختی و تاریخچه بدست میدهد این ابزار یک تشخیص دقیق روانپزشکی را فراهم نمی کند.برای تشخیص دقیق اختلالات مصرف مواد و اختلالهای همایند استفاده از مصاحبه های بالینی ساختاریافته امری اجتناب ناپذیر است .
4 .مصاحبه ترکیبی تشخیصی بین المللی44 CIP: اين مصاحبه پایا و با کاربرد زمانی کمتری می باشد و قسمت مصاحبه مصرف مواد آن حدود 20 تا 30 دقیقه زمان می برد. (رابینز و همکاران45،1983)
5.مصاحبه تحقیقی روانپزشکی برای اختلالات روانی و مواد46PRISM (هاسین و همکاران47، 1996). 
سبب شناسی:
دیدگاهای زیستی ووراثتی:
الف) فیزیولوژی
اختلال در عملكرد عصبي، شيميايي مغز علت اعتياد است، شبکه 4گانه ای در مغز وجود دارد که مسئول سوءمصرف مواد و الکل می باشد. (ولکو ،فودو وانک48، 2003)
1- پاداش، که مکان آن در هسته ی اکومبنس و پالیدوم شکمی49 قرار دارد
2- انگیزه، که در کرتکس پیش حدقه ای و کرتکس ساب کالوسال50
3- حافظه و یادگیری، در آمیگدال و هیپوکامپ51
4-کنترل، که در کرتکس پیش پیشانی و شیار قدامی کمربندی52متخصيصين علوم اعصاب عقيده دارند كه محل تاثير گذاري تمام داروهاي اعتياداور مكاني است در مغز بنام ليمبيك مياني مغز كه در حافظه، احساسات و رفتارهاي انگيزشي نقش دارد و مكان تمام صاعق غريزي و احساس لذت و سرخوشي است. در اين قسمت دسته تارهاي عصبي پيش مغز مياني بنام MFD (گذرگاه لذت ) وجود دارد اينگذرگاه درمغز ازچند مسير عبور كرده ابتدا از جايي در  قسمت مغز مياني بنام ناحيه بطني كلاهك يا VTA شروع ميشود بعد از قسمت فوقاني غده هيپوفيز يعني هيپوتالاموس جانبي يا LH و بعد از يك مركز تقويت كننده NA يا نوكلئوس آكامبس عبور ميكند و به قسمت بالاي مغز پيشين بنام قشر مخ پيشين يا FC ختم ميشود. دانشمندان معتقدند كه كليه داروها و تجارب اجتماعي كه باعث ايجاد لذت ميشوند در اين گذرگاه تاثيرات خود را اعمال ميكنند. هر دارويي در قسمت خاصي از اين گذرگاه تاثير بيشتري دارد مثلا الكل و نيكوتين بيشتر بر روي قسمت VTA اثر ميكند و كوكايين و هرويين بيشتر ولي قسمت NAتمام داروهاي اعتياد آور باعث ايجاد احساس سرخوشي و هوس ميشوند ولي متخصصان معتقدند فقط اين احساس سرخوشي نيست كه باعث اعتياد ميشود بلكه عوامل ديگر هم در اين ميان نقش دارند .(وانک و فود،2003)
به همين دليل دو فرضيه براي اعتياد مطرح شده است:
1- وجود گذرگاه دوست داشتن (لذت ) (خواستن ) كه در واقع همان گذرگاه MFDاست.
2- گذرگاه نياز يا NEED FATWAY كه آن هم جزيي از MFD است .
روي آورددیگر مطالعه فیزولوژیک اعتیاد استفاده از نمونه های حیوانی است. مطالعه بر روی برخی از موش ها نشان داده شده است که اگر به آب و غذای آنها الکل اضافه شود برخی از آن ها الکل را دوست دارند و پرخوری می کنند اما موش های که الکل دوست ندارند از خوردن غذا و آب هم امتناع می کنند (میلر،1998)
ب)ژنتیک
در مطالعات جدید احتمال می دهند که آمادگی برای اعتیاد ممکن است بر اثر تفاوت در ساز و کارهای دوپامنرژیک باشد گزارش کردند که اعتیاد به الکل شدیدا به حضور الل53A1 (شکل خاصی از ژن است )ژن تولید کننده دوپامین D2 مربوط می شود این ژن در کروموزم 11 یافت شده است. طبق گزارش نوبل (1998)در 9 مطالعه که 495 فرد الکلی را با 495 فرد گواه مقایسه کرده است.الل A1در 43 درصد الکلی ها و 7/25 درصد آزمودنی های گواه وجود داشته است.وقتی فقط الکلی های شدید مورد بررسی قرار گرفت فراوانی آنها 3/56 درصد افزایش یافت. (بلوم،نوبل و]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *