پایان نامه ها

منابع پایان نامه درمورد مدل پذیرش تکنولوژی، پذیرش تکنولوژی، هنجارهای اجتماعی

1- اهداف در برابر رفتار108: بدین معنی که بین قصد نهایی و هدف فرد (مثلاَ کم کردن ده کیلوگرم از وزن فرد ) و قصد رفتاری فرد (مثلاَ خوردن یک قرص رژیمی ) تمایز وجود دارد.
2-انتخاب بین چند پیشنهاد109: به گونهای که داشتن حق انتخاب میتواند ماهیت فرآیند شکل گیری قصد رفتاری فرد و نقش قصد رفتاری در انجام یک رفتار را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
3-قصد در برابر برآورد و تخمین110: بسیار اتفاق میافتد که بین آنچه فرد قصد انجام آن را دارد و آنچه در واقع انتظار داشته، تفاوت بسیار وجود داشته باشد.
شپرد و همکاران (1988) معتقداند که تئوری اقدام مستدل توجه بسیار زیادی را و البته در بسیاری موارد توجه توجیه پذیری را در تحقیقات مربوط رفتار مصرف کننده به خود جلب نموده و نه تنها به نظر میرسد که این مدل، قصد مصرفکننده و رفتار وی را به خوبی پیشبینی میکند بلکه برای تشخیص اینکه کجا و چگونه باید در مورد تغییرات رفتاری مصرفکنندگان تصمیم گیری و هدفگذاری نمود، مبنای نسبتاَ سادهای را در اختیار میگذارد. تئوری اقدام مستدل در زمینههای مختلفی از جمله رژیم غذایی، بهداشتی و پزشکی، تغذیه با فرآوردههای ژنتیکی و غیره مورد استفاده و آزمون از سوی محققان قرار گرفته است(هیل 111و همکاران،2003).
آنها ضمن اذعان به این مطلب که حدود نیمی از تحقیقات بعدی که از این مدل استفاده کردهاند به ارزیابی رفتارهایی پرداختهاندکه این مدل از ابتدا برای آنها در نظر گرفته نشده بود و گمان میرفت که مناسب نباشد، لیکن نتایج حاصله از این تحقیقات نیز نشان داد که تئوری اقدام مستدل از توان خوبی برای پیش بینی قصد رفتاری مصرف کنندگان برخوردار است. البته هرگز بدین معنی نیست که نیازی به مطالعات بیشتر برای تکمیل یا توسعه تئوری وجود نداشته باشد بالاخص برای پاسخگویی به حوزه اهداف و حق انتخاب مصرف کنندگان.
البته همانگونه که هیل و همکاران (20003) اذعان داشتهاند تئوری اقدام مستدل برای تبیین رفتار داوطلبانه مصرفکننندگان ارائه شده و انواع مختلفی از رفتارهای اشخاص مانند رفتارهای خودانگیز112، تکانشی113، عادتی114، رفتارهای ناشی از هوس115 و یا رفتارهای بدون فکر116 را در بر نمیگیرد. این رفتارها به این دلیل در این تئوری مستثنی شدهاند که انجام آنها داوطلبانه نبوده و نمیتواند ناشی از تصمیم آگانه117 فرد باشد.
از نظر محققان این مدل نیز محدودیتهایی دارد از جمله اینکه گاهی اوقات بین نگرش و هنجار خلط مبحث صورت گرفته و این دو به جای یکدیگر به کار گرفته شدهاند؛ و یا اینکه در این تئوری فرض بر این است که اگر قصد رفتاری فرد برای انجام کاری شکل بگیرد، آن فرد آزاد است بدون وجود هیچ محدودیتی آن رفتار را انجام دهد. در حالی که در عمل، محدودیتهایی نظیر توانایی محدود، زمان، محدودیتهای محیطی یا سازمانی، و عادتهای ناخودآگاه، ممکن است آزادی فرد را برای انجام آن رفتار خاص محدود کنند. به همین خاطر آژن در ادامه تحقیقات خود برای حل مشکل وجود این محدودیتها، تئوری جدیدی به نام تئوری رفتار سنجیده را ارائه نمود که در قسمت بعدی مورد بررسی قرار میگیرد(سایتهای istheories،12manage دائره المعارف wikipedia).
2-6-3تئوری رفتار سنجیده(TPB)Theory of Planned Behavior
آژن در سال 1985 و در ادامه تحقیقات خود و در توسعه مدل تئوری اقدام مستدل طی مقالهای تحت عنوان “از قصد تا رفتار، تئوری رفتار سنجیده” به ارائه این تئوری پرداخت. بدین ترتیب که متغیر پیشبینی کننده دیگری به نام احساس کنترل رفتاری118 را به مدل اولیه تئوری اقدام مستدل اضافه نمود تا برای توضیح مواقعی که افراد قصد انجام رفتاری را دارند، لیکن رفتار واقعی را دلیل عدم اطمینان یا کنترل فرد بر رفتار موردنظر، محقق نمیشود، بتوان از آن استفاده نمود (میلر،2005).
در حوزه روانشناسی، تئوری رفتار سنجیده به عنوان یک تئوری برای تبیین رابطه بین نگرش و رفتار شناخته شده و یکی از مناسبترین تئوریها برای پیش بینی در میان تئوریهای ترغیب119 محسوب میگردد. این مدل برای تبیین روابط بین باورها، نگرشها، قصد رفتاری و رفتار در حوزههای متعددی نظیر تبلیغات، روابط عمومی، عملیات جنگی، امور سلامت و …. مورد استفاده محققان بعدی قرار گرفته است.
همانگونه که قبلاَ نیز اشاره شد بر اساس تئوری اقدام مستدل، افراد اگر رفتار مورد نظر را مثبت ارزیابی کنند (نگرش)، و برداشت آنها از نظر سایرین درباره انجام آن رفتار، مثبت باشد (هنجار ذهنی)، این دو مؤلفه منجر به شکلگیری انگیزه و قصد بالای انجام رفتار در آنها شده و به احتمال زیاد آن رفتار محقق خواهد شد. وجود همبستگی بالا بین نگرش و هنجارهای ذهنی با قصد رفتاری و در نهایت انجام رفتار تحقیقات زیادی مورد تأیید قرار گرفته است.
با این حال؛ برخی تحقیقات وجود رابطه بین قصد رفتاری و رفتار واقعی را مورد تأیید جدی قرار میدهد. چرا که تحقیقات نشان میداد به دلیل محدودیتهای ناشی از شرایط خاص آن موقعیت، قصد رفتاری الزاماًَ و همیشه منجر به رفتار واقعی نمیشود. بالاخص زمانی که کنترل فرد روی رفتار مورد نظرکامل نباشد، صر ف قصد انجام آن کار کفایت نمیکند. آژن با ارائه تئوری رفتار سنجیده و با افزودن متغیر احساس کنترل رفتار به تئوری اقدام مستدل، سعی نمود تا در حوزه رفتارهای داوطلبانه، مدلی را برای پیش بینی قصد رفتاری و رفتار واقعی ارائه کند.
باورهای رفتاری120 و نگرش نسبت به رفتار121: باورهای رفتاری به معنای باور یک فرد نسبت به پیامدهای رفتاری خاص میباشد. این مفهوم مبتنی بر احتمالات ذهنی است از اینکه یک رفتار منجر به نتیجه خاص میشود. نگرش نسبت به رفتار نیز به معنای ارزیابی مثبت با منفی فرد نسبت به انجام رفتاری خاص است. به عبارتی این مفهوم دربرگیرنده میزان ارزیابی مثبت یا منفی از انجام رفتار میباشد. به بیان دیگر مجموعه کامل باورهای رفتاری در دسترس رفتار را به پیامدهای متعدد آن مرتبط میکند.
باورهای هنجاری122 و هنجار های ذهنی123: باورهای هنجاری؛ احساس یک فرد نسبت به رفتاری خاص که متأثر از قضاوت اطرافیان (والدین، همسر، دوستان، اساتید). هنجارهای ذهنی؛ احساس فرد نسبت به فشار هنجارهای اجتماعی، یا باورهای اطرافیان از اینکه آن فرد باید آن رفتار را انجام دهد یا خیر، میباشد.
باورهای کنترلی124 و احساس کنترل رفتاری125: احساس کترل رفتار؛ احساس یک فرد درباره آسانی یا سختی انجام رفتاری خاص است. فرض بر این است که احساس کنترل رفتاری مؤثر از مجموع باورهای کنترلی در دسترس میباشد. باورهای کنترلی؛ باورهای یک فرد از وجود عوامل تسهیل کننده یا موانع انجام یک رفتار خاص میباشد.
قصد رفتاری126 و رفتار127: قصد رفتاری، نشانهای از آمادگی فرد برای انجام رفتاری خاص است. فرض بر این است که پیشایند بی واسطه128 رفتار میباشد. قصد رفتاری مبتنی بر نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی و احساس کنترل رفتاری است که البته وزن و اهمیت هر یک از این متغیرها در شکل گیری قصد رفتاری با توجه به مخاطب و رفتار مورد نظر متفاوت خواهد بود. رفتار؛ واکنش قابل مشاهده فرد در موقعیتی خاص برای هدفی مشخص است. از نظر آژن رفتار تابعی است از قصد رفتاری و احساس کنترل رفتاری به عنوان متغیر تعدیل کننده بر قصد رفتاری و رفتار تاثیر میگذارد. به عبارتی قصد انجام یک رفتار زمانی منجر به رفتار میشود که حس کنترل رفتاری در فرد قوی باشد.
نفوذ اجتماعی؛ در هر دو تئوری اقدام مستدل و رفتار سنجیده، نفوذ اجتماعی از طریق مفاهیم هنجارهای اجتماعی و باورهای هنجاری مورد تأکید و ارزیابی قرار گرفته است. فکر افراد درباره هنجارهای ذهنی متأثر از درک و احساس آنها از نظر اطرافیان و جامعه در مورد انجام رفتاری خاص میباشد.
مدل تئوری: رفتار انسان با سه نوع ملاحظات و تأملات هدایت میگردد که عبارتند از: باورهای رفتاری129، باورهای هنجاری130 و باورهای کنترلی131. به ترتیب، باورهای رفتاری موجب شکلگیری نگرش مثبت یا منفی نسبت به یک رفتار میشوند. باورهای هنجاری منجر به هنجارهای ذهنی میشوند و باورهای کنترلی به نوبه خود باعث به وجود آمدن احساس کنترل رفتاری در فرد میگردند.
بر اساس تئوری رفتار سنجیده، متغیرهای سه گانه: نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی و احساس کنترل رفتاری منجر به شکلگیری قصد رفتاری میگردند. به طور مشخص فرض بر این است که متغیر احساس کنترل رفتاری، نه تنها به صورت مستقیم بر رفتار واقعی تاثیر میگذارد، بلکه به صورت غیر مستقیم و از طریق شکلگیری قصد رفتاری بر خود رفتار واقعی تأثیر میگذارد.
به عنوان یک قاعده کلی، میتوان گفت هرچه نگرش نسبت به یک رفتار و هنجارهای ذهنی مطلوبتر باشند. هرچه احساس کنترل رفتاری بیشتر باشد، قصد رفتاری فرد برای انجام رفتار مورد نظر قویتر خواهد بود. و بالاخره انتظار این است که هر چه میزان کنترل واقعی بر رفتار بیشتر باشد، افراد در موقعیتهای مربوطه قصد رفتاری خود را به انجام برساند (سایت های istheories،12manage دائره المعارفwikipedia).
نمودار2-10 روابط بین متغیرها در تئوری رفتار سنجیده(آژن، 1999)
2-6-4مدل پذیرش تکنولوژِی (TAM)Technology Acceptance Model
این تئوری نوع سازگار یافتهای از تئوری اقدام مستدل در حوزه سیستمهای اطلاعاتی132 است که در سال 1989توسط فرد دیویس133 ارائه گردید. این تئوری یکی از تأثیرگذارترین تئوریهایی است که در زمینه تئوری پذیرش و در ادامه مطالعات انجام شده بعد از تئوری اقدام مستدل انجام شده و به عبارتی مدلی برآمده از آن تئوری میباشد (وینکاتش134 و همکاران،2003) . فرد دیویس در این تئوری به جای عوامل معرفی شده در تئوری اقدام مستدل دو عامل احساس سهولت کاربری135 و احساس کاربردی بودن136 را در شکل گیری قصد رفتاری و انتخاب کاربر برای استفاده از یک تکنولوژی جدید مؤثر میداند. این تئوری مدلی است برای تبیین این که کاربران چگونه به این نتیجه میرسند که یک تکنولوژی جدید را پذیرفته و به کار ببندند. بر این اساس، هنگامی که کاربران با یک تکنولوژی جدید مواجه میشوند، یک سری عوامل بر تصمیم آنها در خصوص زمان و چگونگی به کار گیری آن تکنولوژی تأثیر قابل توجهی میگذارند. این دو عامل از نظر دیویس عبارتند از:
1- احساس کاربردی بودن که به میزان باور یک شخص از کاربردی بودن سیستم و تأثیر آن بر کارایی عملکرد وی مربوط می شود که شامل دو مولفه صرفه جویی در زمان و هزینه استفاده از اینترنت میباشد.
2- احساس سهولت کاربری که به میزان اطمینان شخص از سهولت استفاده از سیستمی خاص مربوط میشود .
متغیر احساس کاربردی بودن، خود مستقیماٌ از احساس سهولت کاربری متأثر میگردد. مدل ارائه شده در این تئوری و روابط بین متغیرهای آن در نمودار 2-11 نشان داده شده است . نمودار2-11 روابط بین متغیرها در مدل پذیرش تکنولوژی(دیویس، 1989)
البته تحقیقات قبلی تحت تئوری انتشار نوآوریها نقش بسزایی برای عامل سهولت کاربری در تصمیم نهایی کاربران قائل بودهاند. تورناتزکی137 و کلین138 در سال 1982 در مطالعات خود در تحلیل علل پذیرش به این نتیجه رسیدند که سازگاری، مزیت از نوآوریهای تکنولوژی هستند. برخی محققان بعدی مدل پذیرش تکنولوژی را سادهتر کرده و مؤلفه نگرش که در تئوری اقدام مستدل مطرح شده بود، را از میان عوامل مؤثر بر پذیرش حذف کردهاند (وینکاتش و همکاران ، 2003). تلاشهای بعدی محققان برای بسط و توسعه مدل پذیرش تکنولوژی عموماً به سه طریق صورت گرفته است:
1- با معرفی عواملی جدید با استفاده از مدلهای دیگر
2- با معرفی عوامل جدید دیگری مربوط به باورهای افراد
3- با بررسی متغیرهای پیشبینیکننده و تعدیل کننده دو متغیر اصلی احساس کاربردی بودن و احساس سهولت کاربری (ویکسون]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *