No category

پایان نامه ارشد درباره آموزش و پرورش، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان

ت و نامناسب بودن تربيت معلمان موجود در نظر گرفته ميشود نقش اين عوامل و افت تحصيلي بارزتر مي گردد.در بسياري از اين قبيل کشورها ميزان تحصيلات معلمان براي سطوحي که به تدريس و پرورش در آنها به کار مي پردازد کافي نيست.دوره تربيت معلم بسيار کوتاه است و نامناسب و يا اصلا وجود ندارد و در صورت موجود بودن اين دوره تربيت معلم ميان روشها و نظريات ارائه شده در برنامه هاي تربيت معلم و روش و امکانات کاربردي اين نظريات در مدارس جدايي و ناهمساني موجود است بطوريکه اين امر به بي اعتمادي معلمان نسبت به آموخته هاي دوره تربيت معلم خواهد انجاميد.
3)نامتناسب بودن روشهاي ارزش يابي و سنجش يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان :
بسياري از صاحب نظران بر اين باورند که نمره امتحاني خواه از آزمونهاي معلم ساخته حاصل شده اند و يا از آزمونهاي ميزان شده داراي ارزش نسبي هستند.در بدترين وضع اين نمره ها بيان کننده ناهمگوني هايي هستند که در هدفها ،محتواها و روشهاي تعليم و تربيت موجودند.ودر بدترين وضع نيز اين نمره ها عملکرد يک دانش آموز نسبت به عملکرد دانش آموزان ديگر در همان سن و مرحله آموزشي هستند ارائه مي کنند و در حدود شناخته شده اي از خطا نمره پايه بعدي را پيشگيري مي نمايند و در هيچ موردي به تداوم يادگيري توجه نمي شود يعني به اين مطلب که امر يادگيري را نمي تواتند به صورت بسته اي مجزا و متناسب تقسيم مي نمود و آنها را مورد ارزش يابي قرار داد توجه نمي گردد.
4)عوامل مديريتي دخيل در افت تحصيلي:
علي بهروش نيروي انساني موجود در ساختار سازمانهاي آموزشي را در سه بخش عمده، مديريتي ، آموزشي و پرورشي و خدماتي تقسيم كرده و هر يك از اين نيروها را به نوعي در افت تحصيلي دخيل مي داند. ولي شيوه مديريتها و مربيان آموزشي را بيشتر در اين امر دخيل دانسته و به توضيح نقش آنها مي پردازد.
او در بيان نقش مديران آموزشي در ابتدا بيان مي دارد :((مديريت آموزشي نقش بسيار مهمي در مؤفقيت سازمانهاي آموزشي دارد ، و در اهميت آن همين بس، كه به علت نقش تعيين كننده آن در رسيدن به هدفهاي سازماني به صورت مستقل مورد ارزيابي قرار مي گيرد و به عنوان يكي از عوامل اصلي مؤفقيت سازمان در رسيدن به هدفهاي آموزش و پرورش عمل مي كند. امروزه در پي گسترش روزافزون نظام آموزشي، ضرورت بهسازي كيفيت نظام آموزشي ، مساله رهبري و مديريت در آموزش و پرورش را بيش از پيش اهميت بخشيده است بنابراين لازم مي آيدرفتارهاي رهبري و مديريتبا تحولات آموزش و پرورش در عصر حاضر همخواني داشته باشد تا اين كه كيفيت مديريت و كارايي مديران واحدهاي آموزشي نقش اساسي خود را در هدف يابي سازمانهاي آموزشي و كاهش راندمان منفي آموزشي ابقاء كنند))
علي بهروش پس از بيان مقدمه فوق عوامل مديريتي دخيل در افت تحصيلي را در چهار گروه تقسيم بندي نموده و به توضيح آنها مي پردازد كه اين عوامل عبارتند از:
1- عدم آشنايي كافي مديران آموزشي با مباني و اصول مديريت( غير متخصص بودن مديران)
2- عدم رعايت ضوابط در انتخاب مديران واحدهاي آموزشي
3- نا آشنايي مديران با تكنيكهاي نوين مديريت و رهبري در وضع جديد مدرسه
4- كم تجربه بودن مديران واحدهاي آموزشي به خاطر كم سني و جواني(بهروش، علي، روزنامه اطلاعات ،1378).
ب) عوامل خارجي
1) عوامل مربوط به دانش آموز:
بسياري از مسائل مربوط به يادگيري و نابهنجاري هاي دانش آموزان از علتهاي پنهاني که در تفاوتهاي فردي نهفته است ناشي مي شود . شناخت تفاوتها موجب بهبود کيفيت آموزش و پرورش و کاهش افت تحصيلي مي شود . مساله تفاوت هاي فردي به ويژگيهاي شناختي ، روانشناختي و شخصيتي از قبيل هوش ، انگيزش ، اعتماد به نفس ، توجه ، نارسائيهاي جسمي و غيره مربوط مي شود . براي پي بردن به علل اين تفاوتها لازم است که به علل وراثتي و محيطي و تأثير متقابل اين دو عامل بر هم اشاره شود . افراد از يک طرف با خصوصيات وراثتي معين به دنيا مي آيند و از طرف ديگر در شرايط و محيطهاي گوناگون پرورش مي يابند . بنابراين تفاوتهاي افراد نتيجه کنش متقابل بين محيط و وراثت است مهمترين عوامل فردي که در مردودي و افت تحصيلي نقش دارند عبارتند از :
1-1- هوش
بدون شک يکي از عومل مهم افت تحصيلي کمبود هوش و توانايي ذهني است . هوش هر فرد را مي توان به دو نوع هوش عمومي و اختصاصي تقسيم کرد . هوش عمومي نوعي توانايي است که در اغلب فعاليتهاي انسان خود را نشان مي دهد . هوش اختصاصي استعداد و توانايي خاصي است که فرد در يک يا چند زمينه خاص دارد . اگر به نمرات دروس مختلف يک دانش آموز بنگريم مي بينيم که نوعي رابطه بين آنها وجود دارد که حاکي از هوش عمومي است يعني اين طور نيست که آن دانش آموز در يک درس بسيار قوي و در درس ديگر بسيار ضعيف باشد . از طرف ديگر ممکن است کمي تفاوت ديده شود مثلاً در درس علوم بهتر از تاريخ باشد که اين نشاندهنده هوش اختصاصي است . افراد از نظر ميزان برخورداري از هوش عمومي با يکديگر تفاوتهاي بسياري دارند که بايد به آنها توجه شود( سلطاني شهناز 1386 ).
کودکان و نوجوانان از نظر ظرفيت هوش با هم متفاوت هستند زيرا بهره هوشي افراد نتيجه تعامل بين وراثت و محيط است . بنابراين کودکان با ظرفيت متفاوت به دنيا آمده و در شرايط محيطي مختلف بهره هوشي خود را مي يابند . بديهي است درصد قابل توجهي از دانش آموزان که از نظر هوشي پائين تر از ميانگين هستند ، در گروه دانش آموزان مرزي قرار دارند و احتمال اينکه اين دانش آموزان شکست تحصيلي را بيشتر تجربه کنند زياد است . اين دانش آموزان اغلب در مدارس عادي حضور دارند و نيازمند توجه خاص معلمان و مشاوران مجرب هستند . برخي از تحقيقات نشان داده اند که انگيزه تلاش در اين گونه دانش آموزان به دليل عدم درک فهم مطالب درسي ، اندک است( سلطاني شهناز 1386 ).
1-2- انگيزش
انگيزش چيزي است که ما را از ملالت به سوي علاقه حرکت مي دهد . انگيزش عبارت از آن چيزي است که به ما انرژي مي دهد و فعاليتهاي ما را هدايت مي کند گاهي انگيزش را به موتور و فرمان يک اتومبيل تشبيه مي کنند . انگيزه در واقع موتور حرکت هر فردي است . يکي از دلايل افت تحصيلي نداشتن انگيزه پيشرفت مي باشد . آنهايي که داراي انگيزه پيشرفت بالا هستند به تکاليفي روي مي آورند که درجه دشواري آن در حد متوسط باشد و از تکاليف خيلي آسان يا خيلي متوسط دوري مي کنند. چون تکاليف آسان براي آنها مبارزه اي به حساب نمي آيد و ايجاد نگيزه نمي کند و انجام دادن تکاليف آسان فضيلتي به شخص نمي بخشد به اين دليل است که تکاليف دشوار براي آنهايي که خواستار پيشرفت هستند انگيزه آفرين نيست آنهايي که نياز به پيشرفت پايين دارند به تکاليف نيمه دشوار روي مي آورند و آنهايي که ترس شديد از شکست دارند به سوي تکاليف آسان مي روند که احتمال موفقيت در انها بسيار است و احتمال شکست بسيار کم و يا اينکه به سوي تکاليف خيلي دشوار مي روند که بهانه اي براي آنها باشد . روانشناسان در پژوهشها دريافته اند که نقش انگيزش در مسائل يادگيري و پيشرفتهاي تحصيلي خيلي مؤثر تر از درجه هوش شاگردان است ( سلطاني شهناز 1386 ).
1-3- توجه
براي يادگيري و به خاطر سپردن هر مطلبي اولين شرط توجه به آن است بديهي است اگر دانش آموز از هوش بالايي برخوردار باشد ولي به مطلب توجه نکند ، نميتواند آن را فرا گيرد ، بنابراين بايد خاطر نشان کرد علت افت و شکست تحصيلي بعضي از دانش آموزان ناشي از دامنه توجه پايين است و نيز عدم تمرکز حواس هنگام مطالعه و انجام تکاليف درسي نيز يکي از علل شکست و افت تحصيلي مي باشد .
1-4- آشفتگيهاي عاطفي و هيجاني
مشکلات عاطفي و هيجاني دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد مي تواند باعث افت تحصيلي آنان شود که مهمترين آنها را به اختصار توضيح مي دهيم .
اضطراب و نگراني
يکي از عوامل عاطفي که در يادگيري فرد تأثير سوء دارد اضطراب است . اضطراب در يادگيري اختلال ايجاد مي کند. اين عامل در حالت شديد مي تواند افت تحصيلي را باعث گردد چرا که فرد نمي تواند تمام قواي فکري و رواني خود را در هنگام يادگيري مطالب به کار گيرد . علت اضطراب و نگراني مي تواند ناشي از ترس از امتحان ، نمره ، معلم يا اختلالات عاطفي – رفتاري خانواده و غيره باشد . وجود اندکي اضطراب در انسان به عنوان يک حالت عاطفي و هيجاني نه تنها طبيعي است بلکه فقدان کامل آن مي تواند مشکلاتي را پديد آورد . اما همين اضطراب که چاشني زندگي است و انسان را به کار و کوشش و تکاپو وا مي دارد اگر از حد اعتدال خود تجاوز کند بسيار زيان بخش خواهد شد وجود اندکي اضطراب در دانش آموزان براي مدرسه و تکاليف آن ضروري است و موجب احساس مسئوليت ، برنامه ريزي و مطالعه بيشتر آنها مي شود حتي در مواردي که برخي از دانش آموزان نسبت به درس ، امتحان و مدرسه هيچگونه مسئوليتي احساس نمي کنند گاه لازم است که معلمان يا اولياء با تشريح عواقب قصور ، کوتاهي و تنبلي دانش آموزان مقداري اضطراب در آنها ايجاد کنند . اما از طرف ديگر مطالعات متعددي نشان داده است که اگر اضطراب شديد باشد کاهش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را به همراه خواهد داشت . به بيان ديگر يکي از دلايل اساسي افت تحصيلي ، تجديدي و مردودي دانش آموزان ، اضطراب امتحان است که برخي مطالعات سهمي در حدود ?? تا ?? درصد را نشان داده اند .
1-5- جنسيت
از ديگر متغيرهاي فردي که مي تواند تفاوتهايي را در پيشرفت يا افت تحصيلي دانش آموزان ايجاد کند جنسيت مي باشد . برخي از محققان معتقدند که دختران در علوم انساني و پسران در علوم رياضي و فني توانايي بهتري دارند همينطور ميزان مردودي در پسران به مراتب بيشتر از دختران مي باشد . مسئله ديگر نحوه تفکر دانش آموزان است . به طوريکه دانش آموزاني که در امر تحصيل با شکست مواجه مي شوند اين امر را به فقدان توانايي خود نسبت مي دهند و خود را ناتوان مي پندارند . در آنها احساس عدم شايستگي ايجاد مي شود و به تبع کاهش عملکرد را به دنبال دارد که خود باعث دور باطل و شکستهاي پي در پي مي شود .
1-6- نارسائيهاي جسماني
نارسائيهاي جسمي و بيماريها ممکن است سبب پيدايش ناراحتيهاي جسمي خاص در دانش آموزان شده به طوريکه در برنامه هاي تحصيلي کودک مزاحمت ايجاد کرده و در نهايت به افت تحصيلي منجر شود . نارسائيهاي جسماني خود به انواع مختلف تقسيم مي شود که در اينجا به اختصار به چهار نوع از آنها اشاره مي شود .
الف ) ضعف بنيه :
دانش آموزاني که ضعف بنيه دارند و از سلامت کامل برخوردار نيستند نمي توانند زياد فعاليت و کوشش کنند و به خاطر آمادگي براي انواع بيماري از پيشرفت تحصيلي باز مي مانند .
ب ) ضعف بينايي و شنوايي :
آنهايي که دچار ضعف در بينايي و شنوايي هستند درس را خوب درک نمي کنند و خودبخود افت تحصيلي دامنگير آنها خواهد شد . مطابق تحقيقات انجام شده ملي و بين المللي حدود دو درصد از کودکان و دانش آموزان بدون اينکه از عينک و سمعک استفاده کنند وبي آنکه شناسايي شده باشند دچار نارسايي بينايي و شنوايي هستند . در واقع يکي از مهمترين عوامل افت تحصيلي همانا ضعف بينايي و شنوايي است .
ج )‌ ناراحتيهاي جسمي – حرکتي :
ناراحتيهاي مربوط به مراکز عصبي و ناهماهنگي هاي حسي و حرکتي مانند صرع ، فلج مغزي نيز مي تواند باعث افت تحصيلي شود .
د ) مشکلات ارتباطي :
دانش آموزاني که با ديگر دانش آموزان و معلمان ارتباط برقرار مي کنند مشکلات خود را با آنها حل مي کنند ولي ان دسته از دانش آموزاني که از اين نظر مشکل دارند و نمي توانند با ديگران روابط حسنه برقرار کنند ومنزوي و گوشه گير هستند ناچارند که مشکل خود را به خود بازگو کنند که به دور تسلسل خواهند رسيد و

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه درموردکودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، کودک و نوجوان

دیدگاهتان را بنویسید