No category

پایان نامه ارشد درباره آموزش و پرورش، کودکان و نوجوانان، خانواده ها

شده و از بين مي رود.
ب) ترک تحصيل اختياري ناشي از مردودي پيش از موعد مقرر عده اي از دانش آموزان :ممکن است عوامل خارجي يا داخل نظام آموزش و پرورش موجب اين نوع افت تحصيلي شده و عده اي از وارد شدگان به يک دوره تحصيلي قبل از اتمام دوره در رسيدن به اهداف مشخص شده آن دوره مدرسه را ترک نمايند.
ج) مردودي دانش آموزان که به علت عدم توفيق نظام آموزش در دستيابي به هدفها و برنامه هاي خود مي باشند و مي توان اين نوع افت را براي هر پايه ، هر زمان نسبت به آن چه که نظام در نظر داشته به آن برسد تشخيص داد.
د) عدم شايستگي و کارايي افراد تحصيل کرده که در اين نوع افت به علت اينکه افراد وارد شده به نظام آموزش دوران تحصيل خود را با موفقيت گذرانده اند ولي هنگام ورود به جامعه و بازار کار شايستگي و کارايي لازم را در خود مشاهده نمي کنند.
ه) کيفيت پايين تحصيلات دانش آموزان در مقايسه با آنچه که بايد باشد اين مورد از مهمترين وجوه افت تحصيلي و مشکل ترين آنها به لحاظ اندازه گيري و سنجش است اين نوع افت تحصيلي که افت کيفي ناميده مي شود نبايد تحت الشعاع مبارزه با افت کمي قرار گرفته و پايين آمدن افت کمي موجب بالا رفتن افت کيفي گردد.(فصل نامه تعليم و تربيت 1367)
دکتر حسن شريفي پژوهشگر حوزه تعليم و تربيت در تعريف علل افت تحصيلي بيان مي كند: آموزش و پرورش با توجه به IQ دانش آموز و امکاناتي که در اختيار او قرار مي دهد در هر مقطع و پايه تحصيلي اهداف نهايي و مياني براي خود تعريف مي کند و سعي دارد دانش آموز را تا حد ممکن به اين اهداف نزديک کند در اين ميان هميشه درصد مشخصي نيز افت را در نظر ميگيرد مانند تکرار پايه تحصيلي و تسلط نداشتن دانش آموز به همه مطالبي که توسط معلم ارائه مي شود.هرگاه ميزان اين افت در فرايند ياددهي و يادگيري بيش از حد انتظار آموزش و پرورش باشد از آن بعنوان افت تحصيلي نام مي بريم.
گلشن فومني افت تحصيلي را ((عبارت از وقوع ترک تحصيل زودرس و تکرار پايه تحصيلي در نظام آموزش و پرورش يک کشور به حساب مي آورد)) و بيان مي دارد که ((چون ترک تحصيل زودرس و تکرار پايه تحصيلي مانع از اخذ به نگام گواهي پايان دوره مي باشند بنابراين افت و اتلاف به حساب مي آيد)).
مرتضي امين فر ضمن اينکه به جاي افت يا اتلاف( Wastuge) در آموزش و پرورش اصطلاح قصور در تحصيل يا واماندگي از تحصيل را پيشنهاد مي کند ضمن قبول تعريف گلشن فومني ،افت تحصيلي اين تعريف را با توجه به ابعاد گسترده افت تحصيلي محدود مي داند و بيان مي دارد که در اين تعريف افت تا اندازه اي محدود است. زيرا که انواع ديگر افت را ناديده گرفته و نتايج پژوهشي و آموزشي ترک تحصيل زودرس يا مزيت هايي را که ممکن است تکرار پايه تحصيلي دربرداشته باشد در نظر گرفته نمي شود.
دکتر حسن شريفي ضمن آن که درصد مردود شدگان و ترک تحصيل کنندگان يک دوره آموزشي را بخشي از افت تحصيلي به حساب مي آورد ولي از ديد کلي به مساله نگاه کرده و افت تحصيلي را در رابطه با نظام آموزش و پرورش در نظر مي گيرد وي نظام آموزش و پرورش را شامل بخش هاي وابسته به هم مي داند که به منظور تحقق هدفهاي آموزش و پرورشي آن جامعه طراحي مي شود و از سه بخش درون داد ، پردازش و برون داد تشکيل شده است.
دانش آموزان ، معلمان ،هدفهاي آموزش و پرورش ، برنامه درسي ،تجهيزات آموزشي و منابع مالي عناصر درون داد به شمار مي اورند.فعاليتهاي آموزش و پرورشي و تاثير متقابلي که عناصر درون داد در يکديگر دارند و تغييراتي که درون نظام آموزش و پرورشي صورت مي گيرد پردازش ناميده مي شود.تغييرات مطلوب و معطوف به هدفهاي آموزش و پرورش در رفتار دانش آموزان افزايش دانش و مهارت حرفه اي معلمان ،اصلاح و بهبود مواد و روشهاي آموزشي از جمله عناصر برون داد نظام آموزش و پرورش به شمار مي رود.
دکتر عليرضا شريعتي ضمن بيان موارد فوق اذعان مي دارند که افت تحصيلي تنها به دانش آموزان مربوط نمي شود بلکه تمامي عناصر درون داد نظام آموزشي را نيز در بر مي گيرد. اگر در طول يک دوره آموزشي چند ساله ، در روشهاي آموزشي کارايي کارمندان ،کيفيت و مواد و برنامه آموزشي ، پيشرفتي متناسب با نيازهاي جامعه و دانش آموزان ايجاد نشود به حق مي توان گفت که نظام آموزش و پرورش با افتي در خور توجه به همراه بوده است بنابراين به جاي افت تحصيلي که تنها يکي از عناصر درون داد نظام اموزشي ،دانش آموز را در بر مي گيرد بهتر است افت نظام آموزش و پرورش مورد توجه قرار گيرد و در آخر نيز افت نظام آموزش و پرورشي را چنين تعريف مي کند ” افت نظام آموزش و پرورش عبارت است از تفاوت بين عناصر برون داد موجود با عناصر برون داد مطلوب در نظام آموزشي”
مرتضي امين فر از بعدي ديگر به نظام آموزش و پرورش نگاه کرده و صور گوناگون بروز افت تحصيلي در آموزش و پرورش را در پنج دسته تقسيم بندي مي کند.
1- افت بر اثر قصور نظام اجتماعي در فراهم آوردن آموزش و پرورش همگاني:وي ناتواني دولت در فراهم آوردن امکانات لازم براي تحصيل تمامي افراد و در نتيجه عدم کارايي عده اي از شهروندان در کارهاي کليدي کشوري را نوعي افت تحصيلي به حساب آورده است.
2- افت بر اثر قصور نظام آموزشي در آوردن کودکان و نوجوانان و جوانان به داخل نظام آموزش و پرورش:اين نوع افت نيز بر اثر عدم هماهنگي اهداف آموزش و پرورش با نيازهاي خانوده ها، نياز خانواده ها به کار فرزندان،نحوه نگرش خانواده ها به تحصيل کودکان و نوجوانان از نظر جنسيت و عوامل ديگري يکه باعث عدم حضور کودکان در مراکز آموزشي مي شود روي مي دهد.
3- افت بر اثر قصور نظام آموزشي و نگهداري افراد در داخل نظام آموزشي : توانايي نگهداري افراد در داخل نظام هاي آموزشي به عوامل خارجي و داخل نظام بستگي دارد تا از ترک تحصيل زودرس دانش آموزان جلوگيري به عمل آيد و آنها را تا پايان دوره در داخل نظام آموزشي نگاه دارد.
4- افت بر اثر نظام آموزشي در برقراري هدفها و برنامه هاي متناسب آموزش و پرورش: در اين نوع افت افراد ادامه تحصيل داده و دوره مورد نظر را نيز به اتمام رسانده اند ولي بعلت نامناسب بودن هدفها و برنامه هاي اين موسسات آموزشي شايستگي ها و مهارت هاي لازم را کسب نکرده اند لذا آموزش و پرورش آنها نوعي افت محسوب مي شود.
5- افت بر اثر قصور در نظام آموزشي در دستيابي کارآمد نسبت به هدفها و برنامه هاي نظام آموزشي :اين نوع افت در عدم دستيابي نظام به اهداف از پيش تعيين شده مربوط مي شود.
دکتر منوچهر فضلي خاني پژوهشگر حوزه تعليم و تربيت معتقد است كه اگر با مقياسها و ابزارها درست سواد و عملکرد دانش آموزان را بررسي کنيم شاهد رشد کيفي تعليم و تربيت و آموزش و يادگيري هستيم اما براي رسيدن به وضع مطلوب راه زيادي در پيش داريم همه عوامل درون و برون سيستم آموزشي بايد کمک کنند تا اين محقق جامعه بايد بسته هاي مناسب و همسو با آن چه را دانش آموز در مدرسه فرا ميگيرد فراهم کند به طور مثال اگر او در مدرسه مسائل بهداشتي ،اخلاقي و اجتماعي را مي آموزد در جامعه بايد آنرا تمرين کند اگر فضاي آموزشي و فضاي جامعه و زندگي دانش آموز مکمل هم نباشند و مغايرت داشته باشند شکافي به وجود مي ايد که افت تحصيلي را از نظر کيفي باعث مي شود در حاليکه بايد جامعه تجلي گاه يادگيري و آموخته هاي فرد باشد .ارتباط دانش آموز و علم نيز بسيار مورد تاکيد قرار گيرد به نحوي که شيوه تعامل آنها با يکديگر مهمترين عنصر در ياددهي و شخصيت بخشي به دانش آموز محسوب مي شود اگر اين تعامل عاطفي علمي صميمي و محکم باشد اعتماد دانش آموز جلب مي شود و به تبع آن کيفيت تحصيلي ارتقا مي يابد بنابراين نيروي انساني در کيفيت بخشي به آموزش حرف اول را مي زند .بايد به سختي حرکت کنيم که معلمان صلاحيت ها و مهارتهاي حرفه اي را به دست آورند .و در کنار تخصص با انگيزه و علاقه کار کنند ضمن آنکه آموزشهاي نيروي انساني هم به سمت فن معلمي گام بر دارند در همين باره و به منظور ارتقاي کيفيت تدريس جشنواره الگوهاي برتر تدريس مورد توجه و تاکيد قرار گرفته است.
علل افت تحصيلي :
در مورد علل افت تحصيلي اغلب محققان و صاحب نظران از دو طبقه علتها يعني داخلي و خارجي سخن گفته اند البته بايد اين نکته را در نظر داشت که اين عوامل از هم جدا نبوده و بر هم تاثير داشته و نمي تواند آنها را به طور مجزا مورد بررسي قرار داد ولي براي بهتر شناخته شدن اين عوامل و جستجوي راه حل مناسب براي هر يک از آنها به بررسي اين عوامل به طور مجزا مي پردازيم.
الف) عوامل داخلي :
در مورد عوامل داخلي که عمدتا مربوط به خود نظام آموزش و پرورش مي باشد مي توان به موارد زير اشاره کرد.
1) نامتناسب بودن روشها و امکانات آموزشي با محتواي کتب درسي :
روشهاي تدريس و يادگيري متداول در آموزش و پرورش به جاي استفاده از تمام استعدادها و هدايت اين تواناييهاي بالقوه دانش آموزان براي تحقيق و تفحص ،جستجو کردن،مشاهده کردن ، تجربه و آزمايش کردن ،تجزيه و تحليل امور به روشهاي سنتي و استفاده از نطق و بيان تاکيد مي کند. تاکيد بيش از حدي که بر روشهاي يادگيري غيرفعال مي شود ذوق و خلاقيت و ابتکار دانش آموزان را ناديده ميگيرد ،انگيزه ها و علايق آنان را به فردي منفعل و بي علاقه تبديل مي کند که نتيجه آن به صورت بي حاصل بودن نظام آموزش و پرورش با کارآيي نامناسب اين نظام به صورت افت تحصيلي بروز مي کند(پولادي، محمد علي ،1375). در کشورما محتواي کتب درسي توسط دفاتر تحقيق و تاليف کتب درسي به وسيله اساتيد متخصص تدوين مي شود .سطح ارتباط مولفين کتاب با عوامل ديگر با محتواي کتب معلم و شاگرد ضعيف بوده و نسبت به نياز دانش آموز و تقاضاي معلم بي اطلاع هستند يا حداقل شناخت از نزديک وجود ندارد .لذا متخصصان به پشتوانه رشته تحصيلي خود به تعيين محتواي درسي پرداخته اند .موضوع هاي درسي مدون بعنوان منبع اصلي اطلاعاتي در برنامه آموزشي ايجاب مي کند که يک سازماندهي منطقي و از پيش تعيين شده داشته باشيم.حتي گام هاي تدريس بايد از پيش تعيين شده باشد تا مجموعه آموزشي بتواند به نحوي موثر و کارآمد به انتقال دانش بپردازد با توجه به عدم کتب و نامناسب بودن با درک و فهم دانش آموز و حتي زمان و مکان آموزشي با چالشهاي جدي روبرو هستيم با اين شيوه جريان يادگيري به يک جريان مکانيکي مبدل شده است.نقاط ضعف اين شيوه طرح محتواي کتب درسي عبارتند از ::
1-1) معلومات تکه تکه شده و مجزا از يکديگر در قالب دروس مجزا ارائه مي شود لذا سريع فراموش مي شود و از کاربرد علوم اموخته شده کاسته خواهد شد.
1-2) برنامه درسي با موضوع محور ارتباطي با دنياي واقعي دانش آموزان ندارد و مسائل و مشکلات و امور زندگي دانش آموز به طور پيوسته در برنامه درسي او گنجانده نشده است.
1-3) به توانمنديها و علايق ،نيازها و تجربه در گذشته دانش آموزان توجه کافي مبذول نمي شود لذا انگيزه هاي لازم براي يادگيري از آنها را سلب مي کند.
1-4) محتواي کتب بايد با زندگي طبيعي بيگانه نباشد.
1-5) درک دانش آموز از محتوا نبايد تحت الشعاع کميت اموزش قرار بگيرد.
1-6) مهارتهاي شناختي مورد توجه قرار گيرد.
1-7) با توجه به گسترش دانش بشري و پيدايش قلمرو جديد در علم و کثرت موضوع هاي درسي هماهنگي با طول زمان کلاس، تعداد شاگردان و فضاي آموزش ندارد(پولادي،محمد علي،1375).
2) نامتناسب بودن معلمان از نظر صلاحيت و شايستگي با نيازهاي برنامه:
کمبود معلم مخصوصا در کشور هاي در حال توسعه يکي از دلايل شلوعي کلاسها و عدم توجه مناسب به اموزش و شکوفايي استعدادهاي دانش آموزان مي باشد که اين کمبود معلم باعث مردودي يا ترک تحصيل آنان مي گردد و يکي از عوامل افت تحصيلي است .اين کمبود معلمان وقتي با عدم کفاي

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد با موضوعقرن نوزدهم، مصرف كننده

دیدگاهتان را بنویسید