پایان نامه حقوق

دانلود تحقیق در مورد سازمان های بین المللی

این امکان پذیر نیست مگر برای آن قائل به شخصیت حقوقی جدا و منفک از شخصیت حقوقی دولتهای عضو قائل شویم (بیگ زاده، 1391، 115).
گفتار دوم : شخصیت حقوقی عاملی برای تابع قلمداد شدن سازمان های بین المللی
شخصیت حقوقی به عنوان مهمترین عامل تاسیسی سازمان های بین المللی قلمداد شده است، با این حال شخصیت حقوقی سازمان های بین المللی در دو عرصه ملی و بین المللی به صورتی یکسان و در زمانی واحد مورد پذیرش قرار نگرفته است (زمانی، 1388، 27).
شخصیت بین المللی اصلی ترین مبحث در خصوص اینکه یک سازمان های بین المللی آیا جزو تابعان بین المللی به حساب می آید یا خیر، می باشد. در این گفتار به کلیات ، آثار و مبنای شخصبت بین المللی سازمان ها خواهیم پرداخت.
1 : کلیات
سازمان بین المللی تابع حقوق بین الملل است و این ویژگی ناشی از شخصیت حقوقی آن است که مستقل از شخصیت حقوقی اعضای خود می باشد. داشتن شخصیت حقوقی برای سازمان بین المللی حائز اهمیت فراوان است، چون که به آن امکان می دهد هم در نظم حقوقی بین المللی صاحب حق و تکلیف شود، یعنی شخصیت حقوقی بین المللی داشته باشد، و هم در نظام حقوقی داخلی دولتهای محل فعالیت خود از حق و تکلیف برخوردار گردد به عبارتی شخصیت حقوقی داخلی داشته باشد (بیگ زاده، 1391، 115).
ایده این که سازمان ها دارای شخصیت حقوقی بین المللی هستند در منشور ملل متحد آمده است. معاهدات مربوط به ایجاد سازمان های بین المللی اغلب مثل ماده 104 منشور ملل متحد مقرر می نماید: «سازمان در قلمرو هر یک از دول عضو دارای اهلیت حقوقی لازمه برای اعمال وظایف و پی گیری مقاصد خود است.» معنی جمله مزبور این است که سازمان مورد نظر دارای شخصیت حقوقی بر اساس حقوق داخلی دول عضو می باشد و می تواند صاحب اموال گردد یا طرف انعقاد قرارداد باشد. هیچگونه مواد جداگانه و مشابهی در منشور ملل متحد دال بر وجود شخصیت حقوقی بر اساس حقوق بین الملل جهت سازمان ملل متحد به چشم نمی خورد. ولی معهذا اغلب حقوق دانان قبول دارند که سازمان ملل تا حدودی از شخصیت حقوقی بین المللی برخوردار است. برای نمونه، ماده 43 منشور ملل متحد به سازمان ملل اختیار انعقاد قراردادهای خاصی را با دول عضو می دهد و اگر سازمان ملل فاقد شخصیت حقوقی بین المللی تلقی می شد نمی توانست چنین اختیاری داشته باشد (اکهرست، 1373، 96 ـ 95).
سازمان های بین المللی غالبا دارای شخصیتی مشابه شخصیت دولتها هستند. شخصیت حقوقی این سازمانها ممکن است تا حدی با شخصیت حقوقی دولتها یکسان بنماید. سازمان های میتوانند برای تملک و انتقال اموال، و انعقاد معاهده و موافقتنامه بین المللی با دولتها و یا سایر سازمان های بین المللی، صلاحیت داشته باشند. سازمان ها می توانند دعاوی حقوقی زرح کرده و آن را تعقیب نمایند و ممکن است بر اساس حقوق بین الملل از حقوق و مزایایی بهره مند شوند. سازمان های بین المللی در قالب سند مؤسس؛ یعنی، یعنی موافقتنامه ای که سازمان بر اساس آن تاسیس می شود، محدود می گردند. بنابراین تعیین شخصیت حقوقی هر سازمان مستلزم بررسی سند تاسیس آن است. دیوان بین المللی دادگستری تایید نموده است که هدف اسناد موسس، ایجاد تابعان جدید برخوردار از استقلال است، نهادهایی که تحقق اهداف مشترک به آنها محول شده است. سند تاسیس می تواند صریحا مقرر دارد که سازمان بین المللی ذی ربط دارای شخصیت حقوقی بین المللی است برای مثال در بند 7 ماده یک معاهده قانون اساسی اروپا تصریح شده است که اتحادیه اروپا از شخصیت حقوقی برخوردار است، در موارد استثنائی نیز ممکن است سند تاسیس شخصیت حقوقی را از سازمان ذی ربط دریغ بدارد برای مثال ماده 4 اساسنامه دفتر بین المللی آب نگاری. همچنین، بسیار معمول است که سند تاسیس دلالت ضمنی بر شخصیت سازمان داشته و چنین شخصیتی از طریق رویه آن سازمان تثبیت گردد (والاس، 1390، 94 ـ 93).
تصویب اساسنامه به سازمان های بین المللی شخصیت حقوقی بخشیده، آن را از حقوق و تکالیف خاصی برخوردار می کند. شخصیت حقوقی به سازمان ها استقلال داده و آنها را از دولت های بوجود آورنده آن متمایز می سازد (موسی زاده ، 1389، سازمان های بین المللی، 32).
شاید بتوان گفت که حقوق بین الملل به دلیل وجود دولتها ایجاد شده است و باید اصلی ترین تابعان حقوق بین الملل را دولت ها دانست، اما نمی توان دولت ها را تابعان انحصاری حقوق بین الملل قلمداد کرد ، بلکه اگر نهادی دیگر از شخصیت حقوقی بین المللی برخوردار بود و شرایط کامل برای دارا شدن این شخصیت را داشت ، باید آن را جزو تابعان حقوق بین الملل دانست. از جمله این نهادها می توان به سازمان های بین المللی اشاره کرد که در حال حاضر بیشتر وظایف دولتها را در سطح بین المللی انجام می دهند و به نوعی جایگزین آنها در پاره از موارد در جامعه بین الملل شده اند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2 : مبنای شخصیت بین المللی سازمان ها

امروزه اختلاف نظر زیادی در مورد شخصیت حقوقی بین المللی سازمان های بین المللی وجود ندارد لیکن در مورد منشا این شخصیت اتفاق نظر به چشم نمی خورد. عده ای بر این باورند که ریشه شخصیت حقوقی بین المللی سازمان ها را باید در سند موسس آنها جست و جو کرد زیرا سازمان ها مخلوق دولت های عضو خود هستند. به دیگر سخن این سند مؤسس سازمان است که صراحتا نه فقط شخصیت سازمان را محرز می نماید بلکه با اعطای وظایف و اختیارات معین، محدوده آن را نیز ترسیم مس نماید. در همین راستاست که اساسنامه برخی سازمان های بین المللی به چنین امری تصریح کرده اند. جامعه ی انرژی ازوپا، جامعه اروپایی زغال سنگ وفولاد، جامعه اقتصادی اروپا، صندوق بین المللی توسعه کشاورزی، مقام بین المللی اعماق و دیوان کیفری بین المللی (ماده 4) در این دسته جای می گیرند. برخی دیگر از صاحبنظران بر آثار و تبعات پذیرش نظریه فوق انگشت نهاده و ابراز داشته اند که اگر معاهده مؤسس یگانه منبع شخصیت بین المللی سازمان باشد اعتبار و تاثیر شخصیت سازمان در قبال دولت های غیر عضو جدا مورد تردید خواهد بود، زیرا اصولا معاهده نمی تواند بدون رضایت دولت های ثالث تعهداتی برای آنها ایجاد نماید. به زعم ایشان سازمان های بین المللی به محض ایجاد و بدون نیاز به عاملی دیگر (ipso facto) بر مبنای حقوق بین الملل عرفی از شخصیت بین المللی عینی و اهلیت حقوقی ذاتی برخوردار می گردند. پرفسور(سیرستد) که مبتکر این نظریه است هیچ دلیلی برای اثبات وجود این قائده حقوقی ارائه نکرده، و صرفا به این واقعیت اتکا جسته که در عمل هیچ سازمان بین المللی با ایراد مواجه نشده که فاقد اهلیت بین المللی لازم برای عملکرد خویش بوده یا اینکه از ممنوعیت های تصریح شده در اساس نامه اش تجاوز کرده است (زمانی، 1388، 30 ـ 20).
اما در نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری راجع به جبران خسارت وارده به کارکنان سازمان ملل متحد ، دیوان پس از تاکید بر لزوم برخورداری سازمان ملل از یک شخصیت بین المللی به دارا بودن اهلیت حقوقی سازمان برای اقامه دعوی اشاره می کند. دیوان اظهار می دارد که حقوق سازمان صرفا می تواند بر اساس خودداری آن از یک شخصیت بین المللی توجیه شود. دیوان می افزاید که سازمان بین المللی را نمی توان با دولت مقایسه کرد زیرا شخصیت حقوقی و حقوق و تکالیف آنها یکسان نیستند و سازمان بین المللی تابع حقوق بین الملل بوده، و از حقوق و تکالیف بین المللی برخوردار شده است. همچنین حق اقامه دعوی بین المللی برای سازمان بین المللی محفوظ است. دلایلی که دیوان برای اثبات شخصیت سازمان ها بدان استناد می کند عبارتند از : حقوق و تکالیف اعضا در قبال سازمان، اهلیت حقوقی و مزایای پیش بینی شده در مواد 104 و 105 منشور و قدرت قانونگذاری سازمان . لازم به ذکر است که شخصیت بین المللی سازمان ها تنها با اختیارات خاص و تفویضی صریح تعیین نمی شود بلکه به نظر دیوان برخی اختیارات را می توان بطور ضمنی از اسناد تاسیس سازمان های بین المللی استخراج کرد. در این خصوص دیوان اظهار می دارد که حقوق و تکالیف موجودیتی چون سازمان بین المللی به اهداف صریح و ضمنی که در اسناد تاسیس قید شده و در عمل نیز توسعه یافته اند بستگی دارند (موسی زاده، 1389، سازمان های بین المللی، 35).
رویه قضایی بین المللی(به ویژه آارای مشورتی دیوان)، و عملکرد بین المللی دولت ها و سازمان های بین المللی گویای این حقیقت هستند که سازمان ها قطع نظر از تصریح اسناد تاسیس خود، از رهگذر اختیارت و اشتغالات، شخصیت بین المللی خویش را تثبیت کرده، و نشان داده اند که به لحاظ حقوقی نهادهایی مستقل و جداگانه از اعضای تشکیل دهنده خود می باشند (زمانی، 1388، 249).
علاوه بر این دیدگاه ها برخی دیگر از صاحبنظران در احراز شخصیت حقوقی سازمان های بین المللی به نوع عملکرد و اشتغالات بعدی آنها توجه نشان داده اند. پرفسور هوهن فلدرن با تفکیک اعمال تصدی از اعمال حاکمیت سازمان های بین المللی معتقد است که هر سازمان بین المللی فقط تا آن حدی تابع حقوق بین الملل محسوب می شود که حقوق آن واجد کیفیت اعمال حاکمیت باشد. وی با توصیف نهادهای بین المللی دخیل در اعمال تصدی به عنوان شرکت های بین المللی ـ و نه سازمان های بین المللی ـ آنها را فاقد شخصیت بین المللی قلمداد می کند (زمانی، 1388، 32).
اما این نکته در نهایت مهم می باشد که حتی اگر قراردادی خاص در ظاهر به یک سازمان شخصیت بین المللی اعطا کند، بازهم تحصیل شخصیت حقوقی بین المللی به ایجاد واقعی و عینی آن سازمان بستگی دارد به دلیل اینکه این امر بسیار مشهود است که یک سازمان نمیتواند تنها با استناد به چند بند در یک موافقتنامه دارای شخصیت بین المللی گردد بلکه فعالیتها و اقدامات عملی بعدی این سازمان می باشد که مکمل سند تاسیس برای ایجاد شخصیت بین المللی خواهد بود. دارا شدن شخصیت بین المللی خود عاملی خواهد بود برای تابع قلمداد شدن سازمان بین المللی چرا که نمی توان یک سازمان بین المللی را به تبع اسم آن تابع حقوق بین الملل دانست بلکه باید صریحا یا ضمنا یا در عمل شخصیت بین المللی به سازمان اعطا شده باشد. پس مبنای برخورداری سازمان های بین المللی از شخصیت حقوقی بین المللی علاوه بر سند تاسیس اقدامات و گامهای عملی بعدی آنها نیز می باشد و این دو مساله مکمل یکدیگر می باشند.
3 : آثار مترتب برخوردای سازمان ها از شخصیت بین المللی
هر گاه یک سازمان بین المللی از شخصیت حقوقی بین المللی برخوردار گردد، تکالیف و حقوقی نیز بر این سازمان بار خواهد گشت، که در پی آن تاثیراتی از این فرایند ایجاد خواهد شد که در ادامه یادآور آنها خواهیم شد.
الف. ایجاد تابعی جدید در عرصه حقوق بین الملل: دولتها تابعان اصلی حقوق بین الملل هستند، اما تابعان انحصاری این نظام نیستند. نهادهای دیگر درجه ای از شخصیت حقوقی بین االمللی را واجد می باشند. بدون شک مهمترین این نهادها، سازمانهای بین المللی هستند (والاس، 1390، 93).
دیوان بین المللی دادگستری در رای مشورتی سال 1949 خود ابراز داشت اینکه سازمان ملل متحد یک شخص بین المللی است به معنای آن نیست که آن سازمان از حقوق و تکالیفی مثل دولت برخوردار است، سازمان ملل یک تابع حقوق بین الملل است و قابلیت دارا شدن حقوق و تکالیف بین المللی را واجد است. بر همین اساس پرفسور «آگو» در نظر جداگانه خویش در رای مشورتی دیوان در قضیه موافقت نامه سازمان جهانی و مصر، خاطر نشان ساخت که یک سازمان بین المللی مثل یک دولت تابع حقوق بین الملل است، اما تابعی که از اهلیت حقوقی بین المللی محدودتری برخوردار می باشد. در حقیقت فقط دولت های مستقل هستند که به لحاظ برخورداری از حاکمیت مساوی، از تمام اهلیت های حقوقی نظام حقوقی بین المللی بهره مند هستند؛ دیگر تابعان حقوق بین الملل واجد اهلیتی می باشند که به نقش و وظیفه ای که آنها در آن نظام حقوقی ایفا می کنند، محدود می شود. به تعبیر دقیق تر اهلیت سازمان های بین المللی بر«ضرورت کارکرد و اشتغال» بنا نهاده شده است. از اینرو براساس مفهوم ضرورت کارکردی در عام ترین چارچوب آن، یک سازمان مستحق آن چیزی است که دقیقا برای انجام وظایف و نیل به اهدافش ضروری باشد (زمانی، 1388، 36 ـ 35).
شخصیت بین المللی یک سازمان سبب می شود تا یک سازمان در عالم حقوق بین الملل دارای حقوق و تکالیفی شود که این حقوق و تکایف خود دلیلی بر تابع قلمداد شدن سازمان بین المللی می باشد. مهمترین اثر دارا شدن سازمان از شخصیت حقوقی بین المللی، جزء تابعان حقوق بین الملل شمرده شدن است. وقتی که یک موجودیت تابع حقوق بین الملل شمرده می شود حجم وسیعی از قوانین و مقررات بین المللی در مورد آن قابل اجرا خواهد بود و موجودیت جدید وارد دنیایی جدید خواهد شد.
ب. استقلال در تصمیم گیری : کلیه سازمان ها از استقلال تصمیم گیری برخوردارند. دولت های بوجود آورنده یک سازمان در قالب موجودیتی جدید تصمیماتی را اتخاذ می کنند که مسئولیت آنها متوجه سازمان می شود نه دولت ها (موسی زاده، 1389، سازمان های بین المللی، 36).
پ. استقلال مالی سازمان ها: همانند هر شخص حقوقی، سازمان های بین المللی دارای استقلال مالی هستند. هر چند منابع مالی سازمان ها از ناحیه دولت های عضو تامین می شود، لیکن بودجه تامین شده به صرف مصارفی می رسد که سازمان تشخیص می دهد (موسی زاده، 1389، سازمان های بین المللی، 36).

ج. استقلال حقوقی و مالی سازمان ها: سازمان ها در مقابل اقدامات خود مسئول اند و چنانچه خسارتی به افراد و دولت ها وارد سازند، مسئلیت خسارت وارده به عهده آنها خواهد بود، نه دولت های عضو. بدین ترتیب، سازمان ها در دعاوی حقوقی خود مستقل هستند.دارایی و اموال سامان های بین المللی به خود آن سازمان تعلق دارد و نه دولت های عضو (موسی زاده، 1389، سازمان های بین المللی، 36).
د. قابلیت ایجاد مسؤلیت برای سازمان بین المللی: یکی دیگر از تبعات شخصیت حقوقی سازمان ها، مسئلیت در نتیجه نقض مقررات حقوق بین الملل است. درست در همین نقطه است که نظریه مسئولیت سازمان های بین المللی بنیان و اساسی موجه می یابند. در حقیقت شخصیت حقوقی بین المللی هر سازمان بین المللی به منزله شالوده و مبنای مسؤلیت آن است، و لازمه مسئلیت دارا بودن شخصیت بین المللی، و به تعبیر دقیقتر مستلزم برخورداری از حقوق و تکالیف بین المللی است (زمانی، 1388، 38).
ذ. اهلیت انعقاد معاهده: اهلیت انعقاد معاهده برای سازمان های بین المللی مستقیما ناشی از شخصیت حقوقی آنها می باشد. البته این به معنای آن نیست که هر تابع حقوق بین الملل، اهلیت انعقاد معاهده را دارد. ار آنجا که سازمان های بین المللی اهلیت انعقاد معاهده را دارندو معاهدات زیادی را هم در جریان فعالیتهای خود منعقد می کنند، لذا نیاز به یک چارچوب حقوقی برای انعقاد آنها احساس گردید (بیگ زاده، 1391، 126).
ط. حق برقراری روابط بین المللی: حق برقراری روابط بین المللی برای سازمان های بین المللی یکی دیگر از آثار شخصیت حقوقی بین المللی آنها می باشد. اعمال این حق سبب ایجاد شبکه ای از روابط فیمابین سازمان های بین المللی با دولتها یا با یکدیگر می گردد. این پذیرش نمایندگان طرفین شکل می گیرند. چارچوب حقوقی این روابط کنوانسیون 14 مارس 1975 وین در مورد بازنمایی دولتها در روابط خود با سازمان های بین المللی می باشد (بیگ زاده، 1391، 130) .
بخش سوم : تابعین منفعل و ناقص از حیث شرایط و عملکرد
تا مدتها فکر می شد که فقط دولتها تابع حقوق بین الملل عمومی محسوب می شوند، اما به تدریج سازمان ها و سایر عناصر بین المللی ( از قبیل نهضتهای آزادیبخش ملی و در مواردی هم افراد) در زمره تابعان حقوق بین الملل عمومی قلمداد شده اند و این تعریف تقریبا مشابه، نظری است که دیوان بین المللی دادگستری در قضیه لوتوس در 7 سپتامبر 1927 به عبارت زیر آورده است: هدف حقوق بین الملل، به منزله حقوق جامعه بین المللی، کشورها و دیگر

92

دیدگاهتان را بنویسید