پایان نامه ها

دانلود تحقیق با موضوع مالکیت فکری، کپی رایت، حقوق مالکیت، مالکیت خصوصی

مالکیت فردی از انسان گرفته شود، در واقع اختیار انسان نادیده گرفته شده و زندگی و کار و تلاش برای او معنا و مفهومی نخواهد داشت.8
مالکیت خصوصی عبارت است از این که مال مرتبط با شخص یا اشخاص معیّنی باشد. بنابراین مالکیت خصوصی خود چند نوع است:
1. «مالکیت فردی»: مالکیت فردی آن است که: یک نفر مالک چیزی باشد و در آن شریکی نداشته باشد.
2. «مالکیت گروهی»: منظور از مالکیت گروهی این است که: مال به طور مشترک به افراد و جمع معینی مربوط شود مثل اینکه: گروه خاصی با هم اقدام به یک فعالیت صنعتی و کشاورزی می‌نمایند، نتیجه و محصول آن نیز به مالکیت مشترک و گروه درمی‌آید. و از آنجا که این گروه افراد معینی هستند این نوع نیز شکلی از مالکیت خصوصی به شمار می‌آید.
3. «مالکیت مفروز و مشاع»: همین که مالکیت خصوصی، گاهی فردی و گاهی جمعی است، این موضوع سبب می‌شود که مالکیت به مفروز و مشاع نیز تقسیم گردد، وقتی یک نفر مالک تمام شیء (خانه و …) باشد مالکیت او را «مفروز» گویند و این در مقابل مالکیت مشاع است که افراد با هم سهیم و شریک هستند و خود به خود سهم افراد درهم است. این شرکت سبب می‌شود مالکیت را «مشاع» گویند. البته شرکت در یک مال، گاهی به صورت شرکت «مشاع» است و گاهی «کلّی فی المعین» که این دو از نظر حقوقی متفاوت است. برخی از تفاوت‌ها در بحث خمس تحت عنوان «شرکت جامعه در عین اموال» از بحث «مشاع» تفاوت می‌کند.
2-1-1-2 مالکیت عمومی
مالکیت عمومی عبارت است از این که: مال و ثروت مرتبط به عموم باشد نه شخص و اشخاص. در این قسم نیز عناصری که در تعریف مالکیت بیان شد وجود دارد. از یک طرف مال است و از طرف دیگر مالک، و پیوند و ارتباط خاصی بین این دو وجود دارد. لیکن کسی که مال به او مرتبط می‌شود فرد یا افراد خاصی نیستند.9
2-1-2 گفتار دوم: مالکیت فکری
در ابتدا لازم دیدیم برای ورود به بحث، به اقسام حق از لحاظ مالیت در حقوق اشاره کرده و پس از آن به سخن در باب مالکیت فکری بپردازیم. حق امتیازی است که یک شخص در زندگی اجتماعی نسبت به دیگران دارد. حق را به اقسام مختلفی تقسیم کرده اند که یکی از این تقسیمات حق از لحاظ مالی و غیر مالی بودن است:
2-1-2-1 حق غیر مالی
امتیازی است که هدف آن رفع نیاز های عاطفی و اخلاقی انسان است. موضوع این حق روابط غیر مالی اشخاص است و قابل تقویم به پول نیست البته ممکن است برخی آثار مالی داشته باشد مثل حق زوجیت، ابوت، حضانت، ولایت.
2-1-2-2 حق مالی
امتیازی است که هدف آن رفع نیازهای مادی انسان است و موضوع آن روابط مالی اشخاص و بر خلاف حق غیر مالی قابل داد و ستد و ارزیابی به پول است. مثل حق مالکیت، حق تحجیر، حق انتفاع، حق سرقفلی و غیره. حق مالی به ۳ دسته تقسیم می شود:
1. حق عینی: حقی که شخص به طور مستقیم و بی واسطه نسبت به چیزی پیدا می کند و می تواند از آن استفاده کند. مهم ترین منشا حق عینی قانون است. حق عینی از دو عنصر تشکیل شده است.
الف- شخصی که صاحب حق است.
ب- چیزی که موضوع حق قرار می گیرد مثل حق انتفاع، حق مالکیت، حق ارتفاق، حق تحجیر.
2. حق دینی: حق دینی یا شخصی حقی است که شخص نسبت به دیگران پیدا می کند و یا به تعبیر دکتر صفایی حقی که اشخاص بر ذمه دیگران دارند. مهم ترین منشاء حق دینی قرار داد است. حق دینی از سه عنصر تشکیل شده است:
الف- شخصی که صاحب حق است. (داین یا طلبکار)
ب- موضوع یا اصل حق که به آن دین که می تواند تهعد یا طلب باشد.
ج- کسی که ملزم به ایفای دین است (مدیون یا بدهکار) مثل حق نفقه، حق مهریه، حق فسخ قرار داد مالی)
3. حق معنوی: قسم دیگر حق مالی که از این قسمت به بعد موضوع مقاله ما آغاز می گردد حق معنوی است. حق معنوی را با عناوینی چون حق مالکیت فکری یا معنوی، مالکیت های غیر مادی و حقوق بر اموال غیر مادی یاد کرده اند. شاید در وهله ی اول بهتر باشد برای تمییز این حق مالی نسبت به سایر حقوق مالی دیگر آن را این گونه تعریف کرد. امتیازی که شخص نه نسبت به چیزی دارد (نه حق عینی) و نه نسبت به کسی(نه حق دینی) بلکه امتیازی است که شخص نسبت به محصول خلاقیت ذهنی، هنر و ابتکارات خود دارد.10
در زمینه اموال فکری، دو نوع حق را داریم. این دو نوع حق عبارت است از حق معنوی و حق مادی. حق معنوی، آن دسته از حقوقی است که به اشخاص دیگر قابل واگذاری نیست. در واقع هیچ‌کس نمی‌تواند مثلا به عنوان مولف یک اثر اجازه دهد که اسم خودش را تغییر داده و نام دیگری را به جای نام وی بر روی اثر تالیفی وی بگذارند. اگر هم طرفین قراردادی در این زمینه منعقد کنند، آن قرارداد باطل خواهد بود. یا این‌که مثلا مخترع یک اثر نمی‌تواند اجازه دهد که اسم شخص دیگری به عنوان مخترع آن اثر به ثبت برسد و هر وقت هم موضوع مزبور مشخص شد، این عمل قابل ابطال خواهد بود. قراردادی هم که در این مورد بین مخترع و شخص دیگر نوشته می‌شود، باطل است. به این نوع از حقوق، حق معنوی گفته می‌شود که اساسا هم قابل واگذاری به غیر نیستند. در عین حال یک حق مادی هم در این زمینه داریم، مبنی بر این‌که دارنده آن حق می‌تواند حق اختراع یا حق تالیف خود را به فروش برساند. برای آن‌که این اشتباه هم پیش نیاید که در واقع تصور شود مالکیت معنوی فقط قادر است که یک حق معنوی ایجاد کند.11
از مهم ترین و پر مناقشه‌ترین نظریات پیرامون مالکیت فکری که امروزه نیز طرفداران زیادی دارد، این است که حق صاحب اثر فکری به عنوان نوعی مالکیت شناخته شود. از این رو حقوق دانان و شخصیت‌های بسیاری بر این مطلب تاکید کرده
‌اند از جمله لامارتین گفته است که مالکیت ادبی «مقدس ترین نوع مالکیت» است. شاپلیه در گزارشی که در این باره تهیه کرده اعلام نموده است که مالکیت ادبی شخصی‌ترین و مشروع‌ترین نوع مالکیت است؛ چه اگر مالکیت عادی بر اشیاء خارج از انسان تعلق می‌گیرد که آدمی آن ها را تصرف می‌کند، مالکیت ادبی مربوط به فکر انسان است که با خود او متحد است. لوئی ناپلئون در سال 1844 در نامه‌ای نوشته «‌اثر فکری ملکی مانند زمین و خانه است و باید از همان حقوق بر خوردار باشد.» اگر این نظریه را بپذیزیم، می‌توانیم از مقررات عمومی مالکیت (در صورت نبودن قانون خاص) در خصوص آفرینش‌های فکری استفاده کنیم. اولین کسانی که بر موضوعات فکری کلمه مالکیت را اطلاق کردند نویسندگان و ادیبان بودند، که با استعمال و تکرار مالکیت در مورد حق مؤلف، اصطلاح مالکیت فکری و معنوی را در ادبیات حقوقی وارد کردند. این دیدگاه نیز مورد انتقاد قرار‌گرفته است. از مهم ترین اشکالات وارد بر این نظریه این است که مالکیت حقی دائمی (غیر موقت)، مطلق (بدین معنا که مالک حق همه گونه تصرف و انتفاع در مال خود را دارد) و مالی می‌باشد حال آنکه حقوق فکری حقوقی موقت، غیر مطلق و غیر مالی می‌باشند. طرفداران دیدگاه مالکیت ضمن پاسخ به این ایرادات بر نظر خود تاکید دارند.12
حقوق مالکیت معنوی حقوق داده شده به افراد بعد از خلق از ذهن خود می باشد. آنها معمولا خالق حق انحصاری بر استفاده از ،ابداع خود برای یک دوره معینی از زمان را دارند. حقوق مالکیت فکری به دو بخش اصلی تقسیم می شوند:
الف- کپی رایت و حقوق مربوط به کپی رایت:
حقوق نویسندگان آثار ادبی و هنری (مانند کتاب و دیگر نوشته، ساخته های موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، برنامه های کامپیوتری و فیلم) توسط کپی رایت محافظت می شود، برای مدت حداقل 50 سال پس از مرگ نویسنده. همچنین شاخه نو کپی رایت تحت عنوان حقوق مرتبط نامیده می شود از حقوق نوازندگان (به عنوان مثال بازیگران، خوانندگان و نوازندگان)، تولید از ضبط صدا (صدای ضبط شده) و سازمان رادیو و تلویزیون. هدف اجتماعی اصلی حفاظت از کپی رایت و حقوق مرتبط، تشویق و پاداش دادن به خلاقیت است.13
ب- مالکیت صنعتی
مالکیت صنعتی را می توان به دو بخش اصلی تقسیم می شوند: یک بخش می تواند به عنوان حفاظت و حمایت از نشانه های ویژه، علائم تجاری خاص اشخاص (که تشخیص کالا یا خدمات، یک شخص نسبت به شخص دیگر) اشاره نمود و بخش دیگر نیز به عنوان نشانه های جغرافیایی (که شناسایی یک کالا با منشاء و مبداء یک مکان، که دارای یک ویژگی خاص بوده، و اساسا قابل انتساب به مبدا جغرافیایی آن) است. حمایت از چنین نشانه هایی مشخص با هدف تحریک و حصول اطمینان از رقابت عادلانه و محافظت از مصرف کنندگان، آن ها را قادر به انتخاب آگاهانه بین کالا و خدمات مختلف می کند. انواع دیگر مالکیت صنعتی در درجه اول ترقیب کننده برای تحریک نوآوری، طراحی و ایجاد فن آوری اختراعات(حفاظت شده توسط اختراع ثبت شده)، طراحی های صنعتی و اسرار تجاری در این دسته قرار می گیرند. هدف اجتماعی که برای حفاظت از نتایج حاصل از سرمایه گذاری در توسعه فن آوری جدید، در نتیجه دادن انگیزه و وسیله ای برای تامین مالی فعالیت های تحقیق و توسعه است. عملکرد حقوق مالکیت معنوی نیز انتقال تکنولوژی در قالب سرمایه گذاری مستقیم خارجی، سرمایه گذاری های مشترک و صدور مجوز را تسهیل می کند. حفاظت معمولا برای مدت محدود (معمولا 20 سال در مورد اختراع ثبت شده ) داده شده است.14
اندیشه و دانش در تجارت بین‌الملل، نقشی روزافزون یافته است. بخش اعظم محصولات مبتنی بر تكنولوژی پیشرفته، مرهون تحقیقات و نوآوری‌های انجام شده است و خرید و فروش فیلم‌ها، نوارهای موسیقی، كتاب‌ها، نرم‌افزارهای رایانه‌ای و سایر كالاهای فرهنگی تا حد زیادی به خاطر اطلاعات و خلاقیت نهفته در آن ها است. فقدان یك نظام حقوقی موثر برای حمایت از حقوق مالكیت فكری، باعث گسترش تولید كالاهای جعلی و تقلبی و تجارت غیرمنصفانه یا مكارانه می‌شود و این امر حقوق و منافع تجاری مشروع صاحبان مالكیت فكری را زایل و پیشرفت علمی و زندگی فرهنگی را هم مختل می‌كند. بنابراین، برای جلوگیری از تجارت غیرمنصفانه، حمایت از حقوق مالكیت فكری كاملا ضروری است. گذشته از موضوع تجارت، در متون مختلف روی تاثیر و نقش مثبت حمایت از حقوق مالكیت فكری در فرایند توسعه حتی در مراحل اولیه این فرایند تاكید شده است. ازجمله فوایدی كه برای یك نظام حقوقی موثر در حمایت از حقوق مالكیت فكری برشمرده‌اند، می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:
1. تشویق خلاقیت و نوآوری داخلی و در نتیجه ارتقای سطح توسعه علمی و فنی و اقتصادی و تقویت رقابت كیفی در تولید و تجارت از طریق از میان بردن خطر سرقت و تقلب و تضمین عواید اقتصادی مشروع مخترعان و پدید آورندگان آثار جدید و جبران هزینه‌های خلق و تولید این آثار.
2. تشویق و تسهیل جذب و انتشار اطلاعات فنی یا تكنولوژی از طریق واردات كالاها و دستگاه‌های پیشرفته، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و خرید امتیاز.
3. تشویق سرمایه‌گذاری روی تحقیق و توسعه و ایجاد فضای مناسبی برای مبادله تجارت علمی، بدون نگرانی از سرقت و سوء استفاده غیرمنصفانه از این تجارب و اختراعات.15
جان مایة حقوق مالکیت فکری حمایت از حقوق پدید آورنده اثر و ایجاد زمینه ای مطمئن در جهت تشویق هنرمندان و صنعتگران برای خلق آثار بهتر است که در صورت تحقق چنین زمینه ای بخش های مختلف جامع
ه هم با آگاهی از اصالت آثار، از فواید آن منتفع خواهند شد. موضوع مورد حمایت در این حقوق، آثار فکری و آفریده های خلاقانة بشری می باشد.16
2-1-3 گفتار سوم: مفهوم و جایگاه حقوق مالکیت فکری از نظر علمای دینی و فقهی
مالكيت معنوي اگر چه در حقوق موضوعه داراي سابقه‌اي نسبتاً طولاني است، اما در فقه شيعه از موضوعات مستحدثه فقهي به شمار مي‌آيد و فقها بايد حكم آن را از مباني فقهي شيعه استخراج كنند و در اختيار جامعه اسلامي قرار دهند. در ميان فقها دو نظريه مختلف پيرامون آن وجود دارد. برخي عقيده دارند مالكيت معنوي موضوعي نيست كه قابل تطبيق بر موضوعات فقهي باب عقود باشد و از اين‌ رو، آن را به رسميت نشناخته‌اند. برخي ديگر كساني هستند كه معتقدند مي‌توان بر اساس چارچوب هاي فقهي شيعه، آن را به رسميت شناخت مالکیت فکری از نظر فقها و علمای دینی از دو منظر موافقان و مخالفان این حقوق قابل بررسی است.17
2-1-3-1 دیدگاه موافقان مالکیت فکری
دیدگاههای موافقان مالکیت

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعصنعت گردشگری، گردشگری ایران، شورهای اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید