پایان نامه ها

منبع پایان نامه درباره حریم خصوصی، قرآن کریم، مجمع البیان، احکام شرعی

دانلود پایان نامه

تجسّس و خبرجویی از اندرون زندگی شخص مردم و امور پنهانی آنان جایز نیست و به هیچ کس اجازه داده نشده است که اسرار و لغزش های مردم را پخش و افشا کند. بر پایه ی این دو اصل و شالوده استوار (یعنی حرمت تجسّس و حرمت پخش اسرار شخصی مردم ) است که زندگی توده های مردم بنیان گذاری شده است. امنیّت و آسایش خاطر همگانی مردم نیز فقط با مراعات این دو اصل فراهم می گردد.
حال در این قسمت از پژوهش ادله عقلی و نقلی و روائی حرمت تجسّس در حریم خصوصی افراد را مورد بررسی قرار می دهیم.
گفتار اول: ادله ی عقلی عدم جواز تجسّس در حریم خصوصی افراد
رعایت حریم خصوصی دیگران از جمله اموری است که به حکم عقل واجب است. عقل انسان به نحو مستقل قادر به درک برخی از مسائل می باشد. لذا به عنوان حجت قابل استناد است و به همین لحاظ تکلیف به شرعی و عقلی تقسیم شده است. البته باید توجه داشت که بسیاری از احکام فقهی عقل را مبنای استنباط و یا به موازات احکام شرعی مورد استثناء قرار می دهند. مثلاً در موضوع بحث حریم خصوصی و عدم افشاء اسرار دیگران و تبیین ادله ی آن برخی از فقها تجسّس در حریم خصوصی افراد را با توجه به اصل اولیه و قاعده و قضاوت عقل، قبیح و حرام دانسته اند. از سوی دیگر ظلم را از جمله گزاره های قبیح عقلی دانسته و به حکم استقلای عقل محکوم به حرمت دانسته اند و ورود به حریم خصوصی افراد را از مصادیق ظلم می دانند چه آنکه مستلزم اطلاع از مسائل اختصاصی افراد و گاهی اشاعه ی فحشا می باشد. براین اساس باید به قبح آن عقلاً حکم نمود.
از جمله ادله ی عقلی عدم جواز تجسّس در حریم خصوصی افراد، ظلم بودن تجسّس و اصل عدم ولایت احدی بر دیگران است.
1- ظلم بودن تجسّس
ظلم کردن در نزد عقل سلیم قبیح است و عقل، انسان ظالم را مذمت کرده و او را مستحق عذاب می داند. قبح ظلم یک مستقل عقلی است یعنی عقل مستقلاً و بدون توجه به حکم شرع، حکم به قبیح و ناروا بودن ظلم می کند.
تجسّس از حریم خصوصی دیگران را می توان به حکم عقل از مصادیق ظلم دانست و بر اساس این درک عقل، حکم به عدم جواز و حرمت آن خواهد شد.
بنابراین فردی که به هر طریق ممکن تجسّس از حریم افراد می نماید. به حکم عقل ظالم بوده مستحق مذمت و عذاب خواهد بود. این دلیل عقلا از جمله ادله ی مستقل عقلی می باشد.
2- اصل عدم ولایت احدی بر دیگران
یکی از دلایل عقلی عدم جواز تجسّس در زندگی خصوصی افراد «اصل عدم ولایت می باشد». یعنی اینکه انسان ها طبیعتاً توسط خداوند متعال آزاد آفریده شده اند و بر حسب خلقت و فطرت بر نفوس خود مسلط می باشند و تصرف در شؤون و اموال آنها ظلم و تعدی به حریم آنهاست و جائز نمی باشد. (منتظری نجف آبادی، 1409، 27)
زیر نظر گرفتن امور پنهانی دیگران و تفحص در زندگی آنان و افشای عیوب و اسرارشان نوعی تصرف و دخالت درباره ی دیگران است. بنابراین، اصل اولی عقلی، عدم جواز تجسّس در امور شخصی دیگران است. (منتظری نجف آبادی، 1409، 592؛ اترک، 1390، 158) و لذا مقتضای این اصل اولیّه ی عقلی، هیچ کس مجوز تجسّس از امور دیگران را ندارد، مگر اینکه دلیلی بر خروج آن مصداق از مقتضای اصل را داشته باشیم و بدون دلیل نمی توان قائل به ولایت بر دیگران شد و مراد از اصل در اینجا، اصل حکم اوّلیه و بدیهی عقل سلیم است. (رحمان ستایش، 1425، 324)
شاید دلیل حکم عقل در اینجا تساوی دانستن انسان ها با هم و عدم وجود دلیل بر حق تصرف و استیلاء باشد. زیرا بر اساس طبیعت اولیه ی انسان ها از هر حیثیتی با یکدیگر مساوی هستند و دلیل برتری فردی بر فرد دیگر وجود ندارد. بنابراین عقل حکم می کند اصل در روابط انسان ها عدم سلطه ی یکی بر دیگری باشد و اثبات هر گونه سلطه نیازمند دلیل قطعی عقلی و شرعی است وگرنه ترجیح بلا مرجح است.
گفتار دوم: ادله قرآنی عدم جواز تجسس در حریم خصوصی افراد
خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم در بیان حکم تجسس می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا اِجتنبوا کثیراً مِن الظَنِّ إنَّ بَعضَ الظَنِّ إثمٌ وَ لا تَجَسسوا وَ لا یَغتَب بَعضاً أَیُحِبَّ أحَدُکُم أن یَأکُلَ لَحمَ أَخِیهِ مَیتاً فَکَرِهتُمُوُهُ وَ اتَقُوا اللَّهَ تَّوابُ رَحیم» سوره ی حجرات(49)، آیه ی 12
ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها اجتناب کنید زیرا بعضی از ظن ها گناه است و تجسّس نکنید. آیا احدی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده ی خود را بخورد؟ البته کراهت و نفرت دارد و تقوای الهی پیشه کنید چه آنکه خداوند متعال حقیقتاً بسیار توبه پذیر و مهربان است.
در این آیه ی شریف چند حکم اجتماعی و مهم بیان شده است.
1ـ اجتناب از گمان بد در حق برادر دینی
2ـ نهی از تجسّس از احوال درونی و اسرار مردم
3ـ نهی از غیبت و تحریم غیبت. (احمدی میانجی، 1381، 121)
آنچه اکنون در این پژوهش مورد نظر می باشد. تجسّس است و قرآن کریم مؤمنان را از آن نهی می کند و نهی هم ظهور در حرمت دارد چنانچه اکثر علمای اصول قائل به آن هستند.
با توجه به قرائنی که در آیه ی شریفه وجود دارد می توان مدعی شد که، نواهی که در آیه آمده است انصراف به جایی دارد که همراه مقاصد شر باشد و در جایی که مقاصد خیر در کار باشد، به واسطه قرائن موجود در آیه خروج تخصصی در آیه ی شریفه را دارد. برای مثال در آیه ی شریفه برای بیان حکم تحریم سوء ظن، از قید «کثیراً» استفاده کرده است و این بدین معنی است همه ی ظنون حرام نیستند بلکه ظنونی وجود دارد که جائز است و حتی در شریعت اسلام به آن ها امر شده است مثل ظن خوب، ظن مثبت. طبق نظر مفسرین قرآن مجید منظور از کلمه «ولا تجسّسوا» تحریم کنجکاوی و دنبال کردن لغزشها و خطاهای اهل اسلام است، چنانکه در مجمع البیان آمده: «ابن عباس، قتاده و مجاهد گفته اند: «ولا تجسسوا» یعنی در پی جستجوی عیبها و دنبال کردن لغزشهای مردم نباشید» (طبرسی، 1406،)
اما پاسخ این سؤال را که منظور از نهی تجسّس در آیه شریفه چیست؟ را در تفاسیر مفسرین بررسی میکنیم.
مرحوم علامه طبا طبایی (1362، ج 18، 484) تجسّس را به معنای پی گیری و تفحص از امور ی می داند که مردم عنایت دارند پنهان بماند و فرد آنها را پی گیری می کند تا خبر دار شود.
مرحوم طبرسی (1406، ج 9، 137) نهی از تجسس را ناظر به عیوب مسلمانان تفسیر می نماید. ایشان آیه را این گونه معنا میکند: «دنبال عیوب مسلمانان نگردید و در این مقام بر نیایید که اموری را که صاحبانش می خواهند پوشیده باشد. تو آنها را فاش کنی»
میر سید علی حائری (1377، 200) می گوید: «لا تجسّسوا» به معنای این است که دنبال لغزشهای مؤمنان نروید و از عیوب مسلمین که آنها را پوشانیده اند بحث نکنید»
نصربن محمد (بی تا، ج 3، 328) در تفسیر « لا تجسّسوا» می گوید: یعنی از عیوب برادران دینی خود بحث نکنید.
ابن ابی حاتم (1419، 230) نیز به پیروی از ابن عباس، مراد از تجسّس را دنبال عیوب برادران دینی و ایمانی رفتن می داند.
پس از بیان تفاسیر علما در مورد نهی آیه ی شریفه، می توان غرض از آیه را این گونه بیان کرد: ظاهر حال مسلمانان را ملاک قرار دهید و اگر در ظاهر خوب است به همین قناعت کنید و دنبال عیوب پنهانی مردم نروید، یعنی از عیوب و اسرار برادر مسلمان خود جستجو و تفتیش نکنید تا احیاناً به چیزها ی بد و کارهای زشت مردم که مخفی و مستور است مطلع نشوید. (طبرسی، 1406، ج 9، 137؛ طبری، 1314، ج 26، 85)
حال این سؤال مطرح می شود که از چه کسانی نباید تجسّس به عمل آورد؟
در نگاه مفسران، حرمت تجسّس مربوط به مسلمین است سیاق آیاتی که بیان شد و روایاتی که بعدن ذکر می شود نیز بر این ادعا مؤید است. (الطوسی، بی تا، ج 9، 348؛ سیوطی، 1424، ج 2، 92؛ طبری، 1314، 137)
علامه طبا طبایی (1362، ج 3، 24) می فر مایند: «حکم مربوط به غیبت که مخاطب آن مؤمنین است. در موضوع تجسّس نیز جاری است. ولی تفاوت بین این دو آن است که غیبت، آشکار ساختن عیب فردی برای دیگری است ولی تجسّس اقدام و تلاش برای مطلع شدن از عیب دیگری است. بنابراین امکان دارد. در جمله «أیُحبَّ أحَدُکُم أن یأکل لَحمَ أخیه میتاً…» (سوره ی حجرات(49)، آیه 12) بیان علتی برای هریک از دو جمله قبل یعنی «ولا تجسّسوا» و جمله «لا یغتب بعضُکم بعضاً» شده باشد. پس عبارت «لحم أخیه» قرینه ای است برای حرمت تجسّس تنها در مورد مسلمانان، زیرا «برادری» تنها مخصوص مؤمنین است. (طبا طبایی، 1362، ج 18، 485) لذا غیر مسلمان و به عبارت بهتر به قرینه ی صدر آیه ی شریفه غیر اهل ایمان تخصصاً و موضوعاً از مدلول آیه ی شریفه خارج می باشند.
خلاصه: اینکه آیه ی مبارکه از تجسّس و تفتیش اسرار اهل ایمان و ازمسلمانان نهی نموده و صحابه، مفسران و محدثان هم همین معنی را فهمیده اند.

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان دربارهتقسيم، تراضي، هزينه

دیدگاهتان را بنویسید