تاثیر مدیریت هزینه بر عملکرد مالی شرکت- قسمت ۷

و با توجه به اینکه بانک ها نیز برای ادامه حیات و رسیدن به اهداف خود نیازمند مدیریت و تخصیص درست منابع یا بعبارت دیگر انتخاب سبد مناسب از تسهیلات می باشند، در ادامه به بیان تعریف، اهداف و دلایل مدیریت پرتفولیوی وامها می پردازیم.
مدیریت پرتفولیوی وامها شامل کلیه سیستم ها و فرآیندهای مورد استفاده مدیریت به منظور برنامه ریزی، هدایت، کنترل و ارزیابی وام دهی بانک می باشد. اجزاء مدیریت پرتفولیوی وامها را می توان به شرح ذیل تقسیم بندی نمود:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • سیاست ها و رویه های اعتباری

 

    • فرهنگ اعتباری

 

    • سیستم کنترل داخلی

 

    • کیفیت پرتفولیو

 

    • ترکیب پرتفولیو

 

    • رشد و سودآوری

 

    • استانداردهای تصویب وام

 

    • سیستم های اطلاعات مدیریت

 

  • ارزیابی

 

سیاست ها و رویه های اعتباری بخش مهمی از سیستم مدیریت پرتفولیوی وامها می باشد و می بایست بطور شفاف تعیین کننده جهت گیریها و کنترل های عملیاتی سطوح مختلف اعتباری باشد. سیاست های اعتباری می بایست سازگار و هماهنگ با اهداف بلند مدت و برنامه استراتژیک بوده و بصورت سالانه مورد بازنگری و ارزیابی قرار گیرد. فرهنگ اعتباری باید مبتنی بر رویه های وام دهی و در چارچوب مدیریت ریسک و استانداردهای پذیرش وام باشد. یک فرهنگ اعتباری مناسب، باعث کاهش ریسک هنگام افزایش رشد و سودآوری ناشی از وام های با کیفیت می شود.
مدیریت پرتفولیوی وامها مانند سایر برنامه ها و اقدامات مدیریت، نیازمند سیستم های اثربخش کنترلی جهت اطمینان از تحقق اهداف برنامه و محافظت از عدم اطمینان و ریسک است که این محافظتها عموماً از طریق سیستم کنترلهای داخلی شامل ترکیب کنترلهای پیشگیرانه و بازدارنده انجام می شود.
کنترلهای پیشگیرانه موجب اطمینان از انطباق فعالیت ها و تعاملات با اهداف و جهت گیریهای هیأت مدیره شده و هدف ازکنترلهای بازدارنده، شناسایی رفتارها و فعالیت هایی است که از سیاستها، رویه ها و پارامترهای ریسک منحرف شده و منطبق با اهداف هیأت مدیره با جهت دهی مدیریت پرتفولیو نمی باشد.
بررسی شاخصهای سنجش عملکرد (سنتی و نوین)
برخی از معیارهای مالی که برای ارزیابی عملکرد بنگاه ها از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. عبارتند از: نرخ بازده سرمایه گذاری، سود باقیمانده و نرخ بازده فروش، ارزش افزوده اقتصادی[۲۴] و ارزش افزوده بازار[۲۵] و شاخص جامع عملکرد[۲۶]. شاخص های سنجش عملکرد مبتنی بر ارزش در فرایند ارزیابی، به منظور آگاهی از میزان ارزش آفرینی بنگاههای اقتصادی، در مقایسه با شاخص های سنتی مبتنی بر داده های تاریخی از کار بست گسترده تری برخوردار شده است؛ که قضاوت آگاهانه و پایدار سودمندتر است زیرا مفاهیم ارزش و ارزش آفرینی را مبنا و هدف قرار می دهد (رهنمای رود پشتی، ۱۳۸۶، ص ۳۶۰)۴. سؤال اصلی این است که سهامداران برای سنجش عملکرد، باید از کدام معیار استفاده کنند. روشن ترین معیار برای سنجش عملکرد قیمت سهام است، اما معیار قیمت سهام از یک ضعف برخوردار است، زیرا برخی عوامل که در قیمت سهام تاثیر دارند مانند شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه و جهان خارج از کنترل مدیران می باشد. بنابراین معیارمورد استفاده بایستی از دو ویژگی زیر برخوردار باشد.
۱- در معرض تمام عوامل که در خارج از کنترل بوده و بر قیمت سهام تاثیر دارند نباشد.
۲- بیشترین رابطه را با تغییرات در ثروت سهامداران داشته باشد.
این ویژگی اصلی ترین تنشی است که یک معیار عملکرد خوب، بایستی آنرا حل کند.
تحقیقات صورت گرفته توسط ²استیوارت² نشان داده است که از بین معیارهای EVA، رشد فروش، رشد سود، ROE ,ROI؛ EVAبالاترین رابطه را با تغییرات ارزش بازار سهام دارد و می تواند بیشتر از ۵۰% تغییرات در این عامل را تشریح نماید. اگر به تاریخچه مدلهایی که به منظور ایجاد ارزش به وجود آمده اند. نظری بیندازیم می توان سیر تاریخی این مدلها را ترسیم کرد.[۲۷]
دهه ۱۹۹۰ دهه ۱۹۸۰
– ارزش افزوده اقتصادی (EVA) – نسبت های ارزش بازار به ارزش دفتری – معیارهای ارزیابی متوازن (BCS) – بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)
– ارزش افزوده بازار (MVA)
دهه ۱۹۷۰ دهه ۱۹۲۰
– سود هر سهم (EPS) – سیستم دو پونت
– ترکیب حقوق صاحبان سهام – نرخ بازدهی سرمایه گذاریها (ROI)

 

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

 

  1. شاخص های غیر مالی:

 

بسیاری از شرکتها از سود عملیاتی به عنوان یک معیار داخلی و حسابداری استفاده می کنند، در حالیکه شرکتها این معیار را با اطلاعات مالی خارجی (قیمت سهام)، اطلاعات غیر مالی خارجی (رضایتمندی مشتریان) و اطلاعات غیر مالی داخلی (زمان تحویل کالا)، تکمیل می کنند. شرکتها این معیارهای مالی و غیر مالی را تحت گزارشی با نام معیارسنجش جامع عملکرد بیان می کنند. این گزارشات شامل موارد زیر است:

 

حسابداری

 

 

    • معیارهای سود آوری: سود عملیاتی و رشد درآ مدی.

 

    • معیارهای رضایتمندی مشتریان: سهم بازار، پاسخگویی به مشتریان ، عملیات به موقع.

 

    • معیارهای کارایی، کیفیت و زمان، انحراف کارایی مواد مستقیم، انحراف سربار جذب شده.

 

  • معیارهای نوآوری: تعداد اختراعات، تعداد کالاهای جدید.

 

شاخص جامع سنجش عملکرد یا کارت امتیاز دهی متوازن (BSC) [۲۸]که تحت عنوان کارت امتیازی متوازن شناخته شده است، از جمله معیارهای نوین سنجش در عملکرد مدیریت[۲۹] به شمار می آید. این شاخص اولین بار توسط نورتون و کاپلان مطرح گردید و از ویژگی های این شاخص جامعیت آن است. بطوریکه معیارهای مالی و غیر مالی را تواماً در ارزیابی مدنظر قرارمیدهد.

 

 

    • شاخص های مالی یک بعدی هستند.

 

    • شاخص های مالی تاریخی هستند.

 

    • شاخصهای مالی معلول هستند و به علت ها توجهی ندارند (عدم توجه به رابطه علت و معلولی).

 

  • شاخص های مالی پاسخی برای ذینفعان دیگر ارائه نمی دهند. شاخص BSC بر پایه استراتژیها، بر استراتژیهای آینده نیز تاثیر گذار است، یعنی با توجه به استراتژی تعریف شده به سنجش عملکرد می پردازد و از نتایج آن برای اصلاح استراتژی قبلی و تدوین استراتژی جدید استفاده می گردد. تعامل شاخص ها، دیدگاههای مورد نظر با هم و استراتژی ها در زیر ارائه شده است.

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *