بررسی تأثیر هوش هیجانی بر سازگاری شغلی در کارکنان شهرداری یزد

در اقتصاد جهانی امروز، به منظور مقابله با استرس در ارتباط با عدم قطعیت شغلی و با توجه به تغییرات غیرقابل پیش بینی، تعادل عاطفی و شناختی ضروری است. برای پاسخ مؤثر به انتقال شغل، افراد باید به هر دو مبحث هوش هیجانی و سازگاری شغلی دقت لازم داشته باشند (ساویکاس، 2005، 2013).

گلمن (1998) هوش هیجانی را به عنوان یک عنصر ضروری برای موفقیت فرد در زندگی و کار در محیط اجتماعی پر چالش امروز می داند. او معتقد است؛ هوش هیجانی سبب توانمندسازی افراد در مواجه شدن با استرس بالا و چالش های شدید رشد اجتماعی و ادراکی می شود. هوش هیجانی به ظرفیت افراد برای تشخیص احساسات خود و سایرین اطلاق می شود که به آن ها کمک می کند در دیگران انگیزه ایجاد کنند تا در ارتباط با دیگران به خوبی احساسات خود را مدیریت کنند (گلمن، 1998). هوش هیجانی افراد ایجادکننده یک فرا ظرفیت روانی برای موفقیت در عرصه های مختلف زندگی (جین، 2012)، ازجمله عرصه شغلی شناخته می شود (پوفر، 2011). سازگاری شغلی مجموعه ای از ظرفیت های (شناختی – عاطفی) رفتاری است که افراد ممکن است برای کنار آمدن با وظایف فعلی و آینده کاری، شناخت پیچیدگی ها و مشکلات شغلی از آن استفاده کنند (ساویکاس و پورفلی، 2012). پژوهش گر در پژوهش حاضر، تصمیم دارد تأثیر هوش هیجانی بر سازگاری شغلی را در کارکنان شهرداری یزد آزمون و بررسی کند.

1-2- بیان مسئله

امروزه مدیران دریافته اند که پرورش نیروی کارآمد و توسعه منابع انسانی راهی است که می تواند سازمان ها را برای تحقق هر چه بهتر اهداف یاری کند. در این برهه از زمان مزیتی که سازمان ها برای پیشی گرفتن از یکدیگر دارند، تنها کاربرد فناوری جدید نیست بلکه در ارتقای سازگاری و انطباق پذیری کارکنان با اهداف شغل و سازمان است. در دنیای امروزی، داشتن کارکنانی پرانرژی، خلاق امری ضروری است (ایران نژاد پاریزی، 1385).

دانیل گلمن (1995) معتقد است در محیط کار، هوش هیجانی نقش بارزتری در داشتن عملکرد مطلوب نسبت به سایر قابلیت ها نظیر هوش شناختی یا مهارت های فنی ایفا می کند؛ بنابراین با پرورش و رشد هوش هیجانی و قابلیت های آن، هم سازمان و هم کارکنان از مزایای آن بهره مند می شوند.

در سطوح رهبری و مدیریت عالی سازمان، 85 درصد قابلیت ها برای کسب موفقیت به هوش هیجانی بستگی دارد تا به سایر توانایی های فنی و شناختی. به همین دلیل، بنا به گفته وی؛ یک فرد فاقد هوش هیجانی حتی اگر بهترین دوره های آموزشی را در دنیا ببیند، نمی تواند یک رهبر سازمانی برجسته و موفق باشد (گلمن، 1995).

مطالعات نشان داده است یکی از مؤلفه های که هوش هیجانی بر آن تأثیرگذار است سازگاری شغلی است. سازگاری شغلی که اشاره دارد به آمادگی برای کنار آمدن با تغییرات در نقش، موقعیت ها و شرایط کاری قابل پیش بینی و غیرقابل پیش بینی شغل که نقش به سزایی در هماهنگی اهداف کارکنان با اهداف سازمان ایفا کرده و سازمان را در محیط متلاطم کنونی کمک می کند (ساویکاس و پورفلی، 2012). در پژوهش حاضر تأثیر هوش هیجانی بر سازگاری شغلی بررسی می شود.

1-3 – ضرورت و اهمیت تحقیق

کار آیی و توسعه هر سازمان تا حد زیادی به کاربرد صحیح نیروی انسانی بستگی دارد. هرقدر شرکت ها و سازمان ها بزرگ تر می شوند، بالطبع به مشکلات این نیروی عظیم نیز اضافه می شود. مدیران در ارتباط با مسائل گوناگون سعی در کنترل مداوم کارکنان خوددارند. تصور مدیران این است که وقتی شخصی در یک محل استخدام می شود، باید تمام شرایط آن سازمان را بپذیرد. بعضی از مدیران بر این مسئله که رضایت کارکنان را می توان از طریق پاداش و ترغیب به انجام کار افزایش داد، پافشاری می کنند؛ اما به راستی جهت اثربخشی بهتر در سازمان با در نظر گرفتن اینکه کارکنان در زیر فشار مالی به سر می برند و بیشتر توجه و تمایل آن ها به مسائل اقتصادی کار است، به غیراز دادن پاداش و امکاناتی از این قبیل راه های دیگری وجود ندارد؟

یکی از موضوعات موردتوجه محققان در این زمینه افزایش ظرفیت روانی یا همان هوش هیجانی است. خانم سوزان دون (1973) می گوید: هیجان ها می توانند عامل کاهش بهره وری، ضعف قضاوت، تصمیم گیری غلط، جذب کارکنان نامناسب، از دست دادن کارکنان لایق، بی انگیزگی کارکنان، فقدان کار گروهی و خود مدیریتی شوند و در عوض عامل افزایش بهره وری، قضاوت صحیح، تصمیم گیری هوشمند، استخدام افراد شایسته و حفظ آن ها، ایجاد انگیزه در دیگران، کار گروهی قوی و خود مدیریتی نیز محسوب شوند. مطالعات نشان می دهد؛ افزایش کلی هوش هیجانی در یک سازمان بر کارکنان رده پایین اثر مثبت می گذارد و موجب عملکرد بهینه مالی شده و هم چنین منجر به افزایش تطابق پذیری کارکنان با شغل و قبول کردن نقش های خود در سازمان می شود.

سازگاری یا ظرفیت سازگار شدن (انطباق پذیری)، توانایی بسیار مهم، در جهان متحول کنونی است. در حال حاضر تعریف های متعددی از سازگاری در ادبیات علمی موجود است (موریسون و هال،2002; پلوی هارت و بلیز[10]، 2006; ساویکاس، 1997).

اکثر پژوهشگران موافق اند که انطباق پذیری به تغییرات و چگونگی برخورد با آن توسط افراد مربوط شده و به سازگاری افراد با محیط در حال تغییر گفته می شود.

تحقیقات نشان داده است که افرادی باهوش هیجانی بالا دارای عملکرد انطباقی بیشتری هستند (شات و همکاران، 2009)؛ که درنتیجه آگاهی بیشتر از احساساتشان و استفاده از ظرفیت بیشتر برای یکپارچه سازی تجربه احساسی شان بافکرها و عمل هایشان دارد (برون و همکاران،2003; امرلینگ[12] وچرنیس[13]، 2003).

به نظر می رسد اکثر سازمان ها جهت پیشبرد اهداف خود نیاز به همراهی کارکنان دارند و این مهم جزء با افزایش هوش هیجانی و هم چنین سازگاری آن ها با محیط شغلی امکان پذیر نیست. با توجه به مطالب عنوان شده، جهت بررسی موضوع مطرح شده، سازمان شهرداری که جزء ارکان مدیریت شهری کشور محسوب می شود و ازیک طرف به سازمان های دولتی (وزارت کشور، استانداری ها و …) و از طرف دیگر با شهروندان به طور مستقیم و شورای شهر به عنوان نمایندگان مردم در ارتباط است به عنوان سازمان موردپژوهش انتخاب گردیده است.

1-4 – اهداف تحقیق

هدف اصلی: تحلیل تأثیرگذاری هوش هیجانی بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد

اهداف فرعی:

تحلیل تأثیرگذاری مدیریت احساسات خود بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد.
تحلیل تأثیرگذاری ادراک احساسات بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد.
تحلیل تأثیرگذاری مدیریت احساسات دیگران بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد.
تحلیل تأثیرگذاری استفاده از احساسات بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد.
1-5- فرضیه­های تحقیق

فرضیه اصلی: تحلیل تأثیرگذاری هوش هیجانی بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد

فرضیه های فرعی:

مدیریت احساسات خود بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد تأثیر مثبت و معنادار دارد.
ادراک احساسات بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد تأثیر مثبت و معنادار دارد.
مدیریت احساسات دیگران بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد تأثیر مثبت و معنادار دارد.
استفاده از احساسات بر سازگاری شغلی کارکنان شهرداری یزد تأثیر مثبت و معنادار دارد.
1-6- قلمرو تحقیق

زمانی: محدوده زمانی پژوهش از تابستان 1393 تا بهار 1394

مکانی: پژوهش حاضر در شهرداری یزد انجام شده است.

زمانی: محدوده زمانی پژوهش از تابستان 1393 تا بهار 1394

 

 

مکانی: پژوهش حاضر در شهرداری یزد انجام شده است.