پایان نامه با موضوع درآمدهای نفتی، افزایش درآمد، مالیات بر درآمد، کشورهای در حال توسعه

پس از آنکه با انواع مالیات و طبقه‌بندی آن آشنا شدیم، در ادامه جایگاه مالیات و هر یک از انواع آن در اقتصاد ایران را بررسی میکنیم.
جایگاه مالیات در اقتصاد ایران
در کشورهای پیشرفته مالیات اهرمی قوی برای اعمال سیاست‌های مالی و اقتصادی، فعالیت‌های اجتماعی و تأمین هزینه‌های دولت محسوب میگردد. در این کشورها درآمدهای مالیاتی در رأس درآمدهای عمومی دولت قرار دارد. سهم درآمدهای مالیاتی در کشورهای مختلف جهان غالباً بیش از سایر درآمدهاست. در ایران درآمد حاصل از فروش نفت، درآمد اصلی دولت است. سهم درآمدهای نفتی در بودجه دولت در سال‌های اخیر به دلیل افزایش بهای نفت به شدت بالا رفته است و به بالای ۷۰ درصد رسیده است بنابراین سهم واقعی درآمدهای مالیاتی کمتر از ۲۰ درصد است (شمسی جامخانه و پورزمانی، ۱۳۸۸).
درآمد فروش نفت و گاز، طی سال‌های ۱۳۸۰-۱۳۵۰ به جز چند سال در دهه ۶۰ از درآمدهای غیر نفتی دولت بیشتر بود. اهمیت درآمدهای مالیاتی دولت، از ابتدای دوره مورد رسیدگی تا سال ۱۳۸۰، همواره کمتر از درآمدهای نفتی است. از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۹، نقش درآمدهای مالیاتی نسبت به کل درآمدهای دولت به علت کاهش صادرات نفت و همچنین کاهش قیمت آن و در نتیجه کاهش درآمدهای نفتی تا حدودی افزایش یافت.
درآمدهای مالیاتی در ایران، از ۲/۸۲ میلیارد ریال در سال ۱۳۵۰ به ۲۳۹۰۰۰ میلیارد ریال در سال ۱۳۸۷ افزایش‌یافته است. علل مهم این افزایش، افزایش درآمدهای نفتی و به تبع آن افزایش درآمدهای مالیاتی است. در واقع می‌توان گفت که افزایش درآمدهای مالیاتی با افزایش درامدهای نفتی رابطه مستقیمی دارد.
با وجود افزایش درآمدهای مالیاتی در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷، کماکان این درآمدها در مقایسه با درآمدهای نفتی در دوره فوقالذکر ناچیز بود. در سال ۱۳۵۷ به دلیل اعتصاب‌های فلج‌کننده و سراسری در کشور و پیروزی انقلاب اسلامی و به تبع آن کاهش صادرات نفت و فشار تحریمهای نفتی، سهم درآمدهای نفتی در مقایسه با کل درآمدهای عمومی کشور، نسبت به سال پیش از آن، کاهش قابل‌توجه ۲/۱۵ درصدی را داشت. به همین علت سهم درآمدهای مالیاتی نسبت به کل درآمدهای عمومی دولت در مقایسه با سال ۱۳۵۶ افزایش ۵/۶ درصدی را داشت. در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ به دلیل شروع جنگ تحمیلی، با توجه به وضع معیشتی مردم، میزان کل درآمدهای مالیاتی کاهش یافت. در بیشتر سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۴، هرچند درآمدهای مالیاتی از رقم مصوب در بودجه کمتر بوده، با این حال به جز در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۷، روند افزایشی داشته است. تغییر نرخهای مالیاتی از سال ۱۳۶۶ به بعد و افزایش کار آیی دستگاه وصول‌کننده مالیات، از مهم‌ترین علل افزایش درآمدهای مالیاتی در آن سالها بود. با این وجود، درصد درآمدهای مالیاتی در کل درآمدهای عمومی دولت، به دلیل نوسان در قیمت نفت و در حجم صادرات آن، روند یکنواخت و مشخصی نداشته است.
افزایش قیمت نفت در سال ۱۳۵۳ موجب شد که به دیگر درآمدهای دولت توجه کمتری شود حتی در دورههایی که قیمت نفت کاهش قابل‌توجهی داشته، دولت کمتر به درآمدهای مالیاتی توجه نموده و سعی کرده است منابع مورد نیاز خود را از طریق استقراض از بانک مرکزی تأمین کند. ضمناً اتکا بیش از حد به درآمدهای نفتی و وجود نوسانات بهای نفت در بازارهای جهانی، بیثباتی کل درآمدهای دولت را در پی داشته است. وابستگی کشور به درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز تا حدی است که درآمدهای مالیاتی نیز به طور غیرمستقیم متأثر از جریان درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت گردیده است. از طرف دیگر افزایش واردات، افزایش مالیات بر واردات و درآمدهای مالیاتی غیرمستقیم را فراهم میآورد (عنایتی،۱۳۹۰). این در حالی است که تا پایان قانون برنامه چهارم توسعه سهم درآمدهای نفتی در تأمین هزینههای جاری باید به عدد صفر میرسید؛ بنابراین اتخاذ سیاست راهبردی مالیات محور در کشور ضروری است. در جدول ۲-۲ که از برنامه راهبردی سازمان امور مالیاتی ۹۳-۸۹ استخراج شده است، جایگاه مالیات در بودجه سنوات اخیر ایران و عملکرد سازمان امور مالیاتی قابل مشاهده است.
جدول ۲-۲ جایگاه مالیات در بودجه سنوات اخیر ایران و عملکرد سازمان امور مالیاتی
سال
عملکرد
(میلیارد ریال)
رشد وصولی
(به درصد)
برنامه چهارم
مصوب بودجه
نسبت عملکرد به برنامه (به درصد)
نسبت عملکرد به مصوب (به درصد)
۱۳۸۴
۱۳۴۵۷۴
۴/۵۹
۱۱۷۸۳۱
۱۳۰۱۶۰
۱۱۴
۱۰۳
۱۳۸۵
۱۵۱۶۲۱
۷/۱۲
۱۵۰۳۹۸
۱۷۷۶۱۷
۱۰۱
۸۵
۱۳۸۶
۱۹۱۸۱۵
۵/۲۶
۱۸۲۵۲۲
۱۹۷۲۹۵
۱۰۵
۹۷
۱۳۸۷
۲۳۹۷۴۱
۲۵
۲۱۸۵۵۹
۲۱۷۱۵۵
۱۱۰
۱۱۰ ۱۳۸۸
۲۸۲۱۵۷
۷/۱۷
۲۶۲۶۳۱
۳۰۰۶۰۲
۱۰۷
۹۴
(معاونت برنامه‌ریزی و فنآوری اطلاعات، ۱۳۸۹)
با توجه به جدول ۲-۲، نمودار ۲-۳ و ۲-۴ روشن است که درآمدهای مالیاتی در سال‌های اخیر افزایش‌یافته و در بیشتر موارد مبلغ مالیات وصولی از مبلغ برنامه چهارم بیشتر بوده اما نسبت به مصوب بودجه شده پایین تر بوده است.
مصوب بودجه برنامه چهارم عملکرد وصولی
(معاونت برنامه‌ریزی و فنآوری اطلاعات، ۱۳۸۹) نمودار ۲-۴- درصد تحقق درآمدهای مالیاتی نسبت به برنامه و بودجه طی سال‌های ۸۴ الی ۸۸ (معاونت برنامه‌ریزی و فنآوری اطلاعات، ۱۳۸۹)
یکی از شاخصهای مهم برای شناخت نقش مهم درآمدهای مالیاتی، نسبت کل درامد مالیاتی به تولید ناخالص داخلی در هر سال است به ط
وری که بالا بودن شاخص حاکی از کار آیی سیستم مالیاتی است. حداکثر و حداقل این شاخص برای گروه کشورهای مختلف که در جدول ۲-۴ و ۲-۵ نشان داده‌شده به ترتیب ۲۸ و ۱۹ درصد است. این شاخص برای ایران در سال ۲۰۰۶ ۵۳/۷ درصد است. پایین بودن این رقم در کشور میتواند از عواملی چون محدود بودن پایههای مالیاتی کشور، فرار مالیاتی گسترده و از همه مهم‌تر ناکارآمدی نظام مالیاتی نشأت گرفته باشد.
کوچک بودن این شاخص موجب ناکارآمدی سیاست‌های مالیاتی در کشور نیز میگردد زیرا وقتی حجم درآمدهای مالیاتی در اقتصاد یک کشور پایین باشد، سیاست‌های انبساطی و انقباضی مالی که از طریق مالیات‌ها اعمال میشوند، تأثیر ناچیزی بر اقتصاد خواهند داشت.
همان‌گونه که به روشنی در جدول ۲-۵ (کتاب سالانه آمارهای مالی دولتی ۲۰۰۶) مشخص است، پایینترین نسبت مالیات به GDP در میان کشورهای مختلف جهان متعلق به ایران است که حتی از کشورهای در حال توسعه آفریقا مانند کنگو، مورتیپس و کشورهایی مانند مالدیو و مغولستان و همین طور کشورهای نیمکره غربی نیز بیش از ۱۰ درصد پایینتر است.
جدول ۲-۵ – سهم مالیات‌ها از منابع تأمین بودجه و GDP کشورهای مختلف و ایران
ردیف
گروه کشورها
نسبت مالیات به GDP (به درصد)
نسبت درآمد مالیاتی به کل درآمدها (به درصد)
نسبت مالیات‌های مستقیم به کل مالیات‌ها (به درصد)
۱
کشورهای صنعتی
۱۳/۲۵
۶۴/۹۱
۳۵/۵۹
۲
منطقه اروپا
۰۲/۲۸
۲۵/۹۲
۶۷/۲۸
۳
کشورهای در حال توسعه و آفریقا
۰۹/۱۹
۰۸/۸۰
۱۵/۳۵
۴
کشورهای اروپایی بدون کشورهای صنعتی
۴۸/۲۲
۸۸/۸۷
۳۴/۱/۱۰
۵
نیم‌کره غربی
۹۴/۱۹
۳۴/۸۴
۲۵/۲۴
۶
ایران
۵۳/۷
۴۰
۶۶
جدول ۲-۶- گروه کشورهای جدول ۲-۵
ردیف
گروه کشورها
نام کشورها
۱
کشورهای صنعتی
آمریکا، کانادا، ژاپن، نیوزیلند، استرالیا
۲
منطقه اروپا
اتریش، بلژیک، فنلاند، انگلیس، سوئیس، سوئد، هلند، پرتغال، اسپانیا، دانمارک، آلمان، فرانسه، ایتالیا، ایرلند، یونان، لوکزامبورگ، ایسلند، نروژ، سنمارینو
۳
کشورهای اروپایی بدون کشورهای صنعتی
ارمنستان، بلغارستان، کرواسی، جمهوری چک، گرجستان، قزاقستان، بلاروس، اوکراین، رومانی، لیتوانی، مالتا، مجارستان، مولداوی، لهستان، اسلوونی، روسیه، ناتویا، قبرس
۴
کشورهای در حال توسعه و آفریقا
جمهوری کنگو، مورتیپس، شیلی، لوتو، بوتان، آفریقای جنوبی، چین، مالزی، تایلند، سنگاپور، ویتنام، مغولستان، مالدیو
۵
نیم‌کره غربی
آرژانتین، بارباروس، بولیوی، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، السالوادور، جاماییکا، پرو.
جدول ۲-۷ – مقایسه سهم درآمدها و ترکیب آن‌ها در اقتصاد ایران (ارقام به درصد)
سال
نسبت درآمد مالیاتی به GDP
سهم نفت
سهم مالیات‌ها
سهم سایر درآمدها
۱۳۷۰
۷/۵
۱/۵۱
۹/۳۹
۹
۱۳۷۱
۸/۵
۵۲
۲/۳۸
۸/۹
۱۳۷۲
۳/۴
۵/۷۲
۱/۲۰
۴/۷
۱۳۷۳
۲/۴
۴/۷۳
۸/۱۸
۸/۷
۱۳۷۴
۴
۱/۶۴
۶/۱۷
۳/۱۸
۱۳۷۵
۳/۵
۲/۵۷
۹/۲۱
۹/۲۰
۱۳۷۶
۱/۶
۴/۵۸
۸/۲۷
۸/۱۳
۱۳۷۷
۷/۵
۲/۴۲
۸/۳۴
۲۳
۱۳۷۸
۶
۲/۴۸
۲۸
۸/۲۳
۱۳۷۹
۳/۶
۸/۵۶
۳۵
۲/۸
۱۳۸۰
۳/۶
۷/۵۹
۳/۳۳
۷
۱۳۸۱
۵/۵
۱/۶۲
۲/۳۰
۶/۷
۱۳۸۲
۹/۵
۷/۶۱
۳/۳۱
۷
۱۳۸۳
۲/۶
۵۹
۱/۳۳
۹/۷
۱۳۸۴
۵/۶
۱/۴۸
۷/۳۴
۱۷
۱۳۸۵
۵/۷
۹/۴۳
۶/۳۶
۲/۱۹
۱۳۸۶
۳/۷
۷/۳۶
۵/۴۰
۵/۲۳
(معاونت برنامه‌ریزی و فنآوری اطلاعات، ۱۳۸۹)
همین طور با تحلیل جدول ۲-۷ به این نتیجه میرسیم که در طول سال‌های اخیر این نسبت تغییر چندانی نداشته و همواره سهم نفت از تولید ناخالص داخلی بیشتر از مالیات بوده و این نتیجه تأییدی بر ناکارآمدی نظام مالیاتی کشور است.
شاخص دومی که برای بررسی کار آیی نظام مالیاتی یک کشور بکار گرفته میشود، نسبت مالیات‌ها (Tax) به کل منابع تأمین بودجه دولت (GR3 ) است. بالا بودن این شاخص نشان‌دهنده عملکرد مالی مثبت دولت است. حداقل و حداکثر این مقدار برای کشورهای ذکرشده در جداول قبلی، به ترتیب ۸۱ و ۲۵/۹۲ درصد بوده است؛ یعنی این کشورها در بدترین شرایط ۸۱ درصد از هزینه‌های دولت را از طریق اخذ مالیات تأمین میکنند درحالی‌که این نسبت برای ایران در بهترین سالها حدود ۴۰ درصد است (در ایران در طی سال‌های ۷۰ تا ۸۶، این رقم بین ۱۷ تا ۴۰ درصد در نوسان بوده است)؛ یعنی سهم مالیات‌ها از کل منابع تأمین مالی بودجه دولت در بهترین حالت نصف همین نسبت در بدترین شرایط برای کشورهای مورد بررسی بوده است. قسمت اعظم این ۴۰ درصد نیز مالیات بر درآمدهای نفت است. به طور مثال، مالیات بر واردات که حدود ۳۰ درصد درآمدهای مالیاتی کشور را تشکیل میدهد، شدیداً وابسته به درآمدهای نفتی است.
معیار دیگر برای مقایسه درآمدهای مالیاتی ایران با سایر کشورهای مورد بررسی، ترکیب مالیات‌ها است. در این زمینه، در ایران مالیات‌های مستقیم سهم زیادی را به نسبت سایر کشورهای مورد بررسی دارد، بطوریکه سهم مالیات‌های مستقیم در سایر کشورهای مورد بررسی بین ۳۴/۱۰ تا ۲۵/۵۹ در نوسان است درحالی‌که در ایران این رقم ۶۶ درصد است که قسمت اعظم آن را مالیات بر شرکت‌ها تشکیل میدهد.
در کشورهای صنعتی حدود ۹۰ درصد، در کشورهای اروپایی حدود ۸۰ درصد و در کشورهای در حال توسعه و آفریقا ۶۳ درصد درآمدهای مالیاتی از دو منبع مالیات بر درآمد، سود و منافع سرمایه و مالیات بر کالا و خدمات حاصل میشود. در ایران نیز سهم مالیات بر درآمد، سود و منافع سرمایه ۱۲/۳۵ درصد است که مشابه سایر کشورهاست با این تفاوت که حدود۷۰ درصد آن را ما
لیات بر شرکت‌ها تشکیل میدهند که این امر نشان‌دهنده اهمیت مالیات بر شرکت‌ها در ایران است، درحالی‌که در سایر کشورها قسمت اعظم آن از طریق مالیات بر مجموع درآمد جمع‌آوری میشود که پرداخت‌کننده آن صاحبان مشاغل میباشند نه شرکت‌ها.
همچنین در جدول ۲-۸، ترکیب مالیات‌های مستقیم و سهم این مالیات‌ها از کل درآمد جدول ۲-۸ ترکیب مالیات‌های مستقیم و سهم این مالیات‌ها از کل درآمد مالیاتی ۸۶-۷۰ (ارقام به درصد)
سال
سهم مالیات‌های مستقیم از کل درآمدهای مالیاتی
سهم مالیات بر درآمد
سهم مالیات بر درآمد شرکت‌ها
سهم مالیات بر]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *