پایان نامه ها

منبع تحقیق درباره دوره قاجار، عصر قاجار

تاکيد معظمله، بر موضوع “حضور موثّر روحانيون در رسانه”، حاکي از وجود يک نقصان در عرصه رسانه است؛ که با توجّه به آن، ميتوان پي برد که خطاب ايشان روي حضور صرف روحانيون در رسانه ملّي نيست، بلکه تاکيدشان روي حضور موثّر اين قشر در رسانه است؛ يعني تاثيرگذاري بيش از پيش روحانيون در رسانه ملّي، مد نظر معظم له مي باشد.
لذا ضروري است که وضعيت حال رسانه ملّي و نواقص را شناخته و با توجه به کاستي هاي موجود، برنامهريزي مناسب جهت تحقق اين رهنمودها، بنماييم. 3-1-پرسش هاي تحقيق
سوال اصلي:
حضور موثّر روحانيون در رسانه ملّي، چگونه محقق مي شود؟
سوالات فرعي:
1. نقاط ضعف و قوّت حضور روحانيون در رسانه (بررسي وضعيت موجود) چه بوده است؟
2. ويژگي هاي حضور موثرّ روحانيون در رسانه، چگونه است؟
3. چگونه حضور سياستگذارانه روحانيون در رسانه مي تواند موثّر واقع شود؟
4. فعاليت هاي علمي- پژوهشي روحانيون، چه گامي را براي حضور موثّر بر مي دارد؟
5. آيا کارشناس محور بودن برنامه هاي ديني توسط روحانيون، ضرورت دارد؟
6. نقش تهيه کننده روحاني براي حضور موثّر در سازمان صدا و سيما چيست؟
7. اثرگذاري مطلوب يک روحاني بوسيله مديريت پيام وي، چگونه محقق مي شود؟
4-1-اهداف تحقيق
هدف اصلي ما در اين پژوهش اين است که چگونگي حضور موثّر روحانيون، در رسانه ملّي را بررسي و تحليل نماييم و مدل هاي موثّر حضور روحانيت در رسانه ملّي، جهت بهره وري تفکرات اين قشر در رسانه ملّي را تبيين کنيم.
اما اهداف فرعي اين پژوهش هم عبارتند از:
1. حضور سياستگذارانه روحانيون در رسانه را تبيين کنيم.
2. فعاليت هاي علمي-پژوهشي روحانيون، در راستاي حضور اثرگذارشان در رسانه را بررسي کنيم.
3. بررسي کارشناسي روحانيون در برنامه هاي ديني و عقيدتي.
4. توجه به تهيه کنندگي، بعنوان يکي از موثّرترين مدل هاي حضور روحانيون در صدا و سيما.
5. مديريت پيام.
6. نظارت محتوايي بر توليدات صدا و سيما توسط افراد آگاه به معارف و فقه اسلامي را تبيين کنيم.
5-1-فرضيه تحقيق
اين پژوهش فرضيه محور نميباشد و به دنبال کشف فرضيهاي نيست.
6-1-تعريف مفاهيم:
كليد واژه هايي كه در اين پژوهش مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از :
1-6-1- روحانيت
همه اديان براي بقا و پويايي خود، به نهادي نظام‏مند، بعنوان دانايان و كارشناسان دين به شمار مي‏آيند، نيازمندند. مسيحيان به آنان “كشيش” مي‏گويند. يهوديان در دوران ظهور اسلام، عالمان خود را “احبار” مي‏ناميدند. در اسلام نيز از اين گروه با عنوان “عالم ديني، فقيه و روحاني” ياد مي‏شود. تعريف لغوي
آخوند، واژه اي فارسي به معني دانشمند، پيشواي ديني و معلّم مي باشد. درباره اشتقاق اين کلمه، آراء مختلفي است که هيچ يک از اين اشتقاقات خالي از اشکالات تاريخي و زبان شناسي نيست و توافق کلي بر سر اصل و ريشه اين کلمه حاصل نشده است.
گفته شده که نخستين مورد کاربرد واژه آخوند در ايران به مثابة عنواني احترام آميز براي روحانيون دانشمند به دوره تيموريان مربوط مي شود و در دوره صفويه حرمت اين کلمه حفظ شد و جز بر مردمان بسيار دانشمند اطلاق نگرديده است. در عصر قاجار کاربرد اين کلمه گسترش بيشتري يافت و شامل مدرسان مکتب خانه ها نيز گرديد. البته اين کلمه در ميان دانشمندان آن روزگار جايگاهي والا داشت مثلاً به مشهورترين فقيه و مدرس پايان دوره قاجار، يعني آيت الله سيدکاظم خراساني؛ آخوند گفته مي شد. بعداً بويژه در دوران پهلوي از حرمت اين کلمه کاسته شد و حتي مورد استعمال استهزاءآميز پيدا کرد! اکنون اين کلمه به گونه عام به معناي پيشواي ديني بکار مي رود. (دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1369، 150) تعريف اصطلاحي
آباء و اجداد صنفي روحانيون، پيامبران و امامانند. بستري که روحاني در آن تربيت ميشود از پيامبران نشات ميگيرد. آري، هنگامي که ما تاريخ روحانيت را بررسي کنيم و ماهيت روحانيت را بشناسيم و تعريف درست آن و سابقه آن را، در پيش چشم گذاريم به همين نتيجه مي رسيم.
همچنين عالمان ربّاني و مردان خدا نيز، در شمار پدران صنفي طلاب علوم ديني محسوبند.
کتابهائي که درباره عالمان اسلام نوشته شده است، نشان ميدهد که آنان همه، دورههاي طلبگي را گذرانيدهاند و سپس در شمار عالمان بزرگ در آمده اند؛ اين عالمان از زمان خود ائمه طاهرين(ع) و زير نظر آنان تربيت ميشدهاند، سپس آنان تربيتشدگان، تربيت را، و همچنين اندوختههاي علمي خويش را، به طلاب و شاگردان خود ميسپردهاند و آنان را بدانگونه که خود تربيت شده بودند، تربيت ميکردند و سپس آن عالمان، به تربيت رده بعدي و طلاب جوان مي پرداختند.
پس روحانيت سلسلهاي است متصل به عالمان بزرگ تا دوره امامان و سپس خـود امامان؛ و امامان خود ادامه وجـودي و تربيتـي پيامبـرانند. بدين گونه، حــوزه طلبــگي، حوزه ميــراث انبيائي است. (حکيمي،35،1360) 2-6-1-دين
مراد از دين، مکتبي است که از مجموعه عقائد، اخلاق و قوانين و مقررات اجرائي تشکيل شده است و هدف آن، راهنمائي انسان براي سعادتمندي است.(جوادي آملي،24،1380)
دين واژه اي است عربي که در لغت به معناي اطاعت و جزا و … آمده، و اصطلاحاً به معناي اعتقاد به آفريننده اي براي جهان و انسان، و دستورات عملي متناسب با اين عقايد مي باشد. از اينروي، کساني که مطلقاً معتقد به آفريننده اي نيستند و پيدايش پديده هاي جهان را تصادفي، و يا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادي و طبيعي مي دانند “بي دين” ناميده مي شوند. اما کساني که معتقد به آفريننده اي براي جهان هستند هر چند عقايد و مراسم ديني ايشان، توأم با انحرافات و خرافات باشد “با دين” شمرده مي شوند. و بر اين اساس، اديان موجود در ميان انسانها به حق و باطل، تقسيم مي شوند، و دين حق عبارتست از: آييني که داراي عقايد درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهايي را مورد توصيه و تأکيد قرار دهد که از ضمانت کافي براي صحت و اعتبار برخوردار باشند.(مصباح يزدي،11،1377)
3-6-1-تبليغ
تبليغ واژهاي عربي است که به صورت لازم و متعدي به کار مي رود و ابلاغ به معناي رساندن يک پيام، انديشه و عقيده است و تبليغ نيز رساندن پيام از شخصي به شخص ديگر است.(اکبري،33،1393)
“تبليغ” نوعي ارتباط اقناعي است به معناي رساندن پيام يا خبر يا مطلبي به ديگري؛ پخش کردن، منتشر کردن و چيزي را شناساندن، خواندن کسي بر دين، عقيده اي و مذهبي و مسلکي و روشي، کشيدن کسي به راهي است که مبلّغ، قصد دارد.
يا به بيان ديگر، تبليغ، رساندن مجموعه اطلاعاتي به مخاطب به منظور اقناع و برانگيختن احساسات او به سود يا بر ضد يک موضوع است.
واژه تبليغ هر چند در لغت، مفهوم گسترده‏اي دارد ولي مراد از آن در اين‌جا، رسانيدن شرع و دين خدا به مردم است که در آيات متعدّد از وظايف اصلي پيامبران الهي شمرده شده است و امروزه به شيوههاي مختلف، توسط روحانيون انجام ميشود.
امّا آنچه در اينجا مد نظر ماست، تبليغ ديني است؛ اين تبليغ شامل همه فعاليت هاي مشروعي است که انسان را در مسير تقرب الي الله و کمال انساني پيش مي برد و شامل معرفي دين حقّ، آموزش معارف الهي و شناساندن خوبي ها و بدهي ها، تقويت باورهاي ديني و ايمان دروني، زمينه سازي براي عمل به احکام اسلامي، زدودن رذايل نفساني و نقش آفريني در پديده هاي اجتماعي و سياسي است. 4-6-1-حضور موثّر
حضور از سه حرف (ح ض ر) به معناي زندگي کردن در اين مکان و در اين زمان با وجود تمرکز بر حواس پنجگانه اطلاق مي گردد که مشرف بر حضور عيني است و عنوان موثّر در پس عنوان حضور، ناظر به حضور صرف، يا حضور عيني نيست؛ بلکه مقصود، حضوري است که مفيد يک فايده يا اثر مطلوبي است که مد نظر کارفرماست.
بعد از انقلاب اسلامي، حضور روحانيون در رسانه ملّي، يکي از ضروريات بود. چون تلويزيون اسلامي، بدون حضور متخصصان اين حوزه، محقق نميشد؛ که اين قشر در طول اين سالها، با حضورشان در رسانه ملّي، اثرات مطلوبي را بجاي گذاشتند.
اکنون، بعد از گذشت سالها، به دليل ارتقاء بنيه فکري مخاطبان رسانه ملّي و تغيير نگاه، سليقه و ذائقهشان لازم است چهره اين حضور، با توجه به فهم و درک مخاطب تغييير يابد و شايد پيام مقام معظم رهبري، درباره حضور موثّر روحانيت، برخاسته از همين تغيير باشد؛ لذا ما در کنار حضور روحانيت به صورت مستقيم، به حضور به معناي توليد محتواي ديني، بدون حضور مستقيم روحاني، براي اثرگذاري غيرمستقيم نيازمنديم و بايد توجه داشته باشيم که حضور عيني صرف، ما را از توليد محتواي ديني بي نياز نمي کند. و منظور ما اينجا از حضور موثر اين است که اثر مطلوب اتفاق بيفتد نه اينکه روحانيون را جلوي دوربين ببريم. 5-6-1- هنـر
معناي لغوي هنر
واژه هنر در زبان سانسكريت، تركيبي از دو كلمه سو به معني نيك و نر يا نره به معناي زن و مرد است. در زبان اوستايي سين به “‌ها” تبديل شده و واژه هونر ايجاد گشته است كه در زبان پهلوي يا فارسي ميانه به شكل امروزي (هنر) درآمده است كه به معناي انسان كامل و فرزانه است. (ريخته گران، ص 16)
نبريتانيكا هنر را به عنوان “استفاده توانايي و تخيل در خلق آثار زيبا، محيطي و يا تجاربي كه مي‏توان با ديگران تقسيم شود” تعريف مي‏كند. هنر در لغت به معناي علم، معرفت، فضل و كمال است. اين واژه در واقع، به معني آن درجه از كمال آدمي است كه هشياري و فراست و فضل و دانش را در بردارد و نمود آن، صاحب هنر را برتر از ديگران مي‏نمايد.(مددپور،1372، 8)
به عبارت ديگر هنر مجموعه‌اي از آثار يا فرآيندهاي ساخت انسان است كه در جهت اثر گذاري بر عواطف، احساسات و هوش انساني و يا به منظور انتقال يك معنا يا مفهوم خلق مي‌شوند. (دهخدا،1377)
مهم‌ترين رشته‌هاي هنري عبارتند از:
* هنرهاي تجسمي (نقاشي، طراحي، تنديس‌گري، عكاسي و چاپ)
* هنرهاي نمايشي (تئاتر و رقص)
* هنر موسيقي، ادبيات (شعر و داستان)
* هنر سينما و معماري
* هنر طراحي (طراحي خودرو، معماري، طراحي صنعتي)
* هنرهاي زيبا ( نقاشي، مجسمه‌سازي، موسيقي)
واژه هنر امروزه در زبان فارسي در معنايي متفاوت از گذشته به كار مي‌رود و بيشتر منظور از آن اشاره به نتيجه خلق انسـان‌ها در زمينـه هنرهاي زيبا اسـت. معناي اين واژه امروز معادلي براي واژه Fine art در زبان انگليسي است. به طور سنتي مجموعه هنرهاي زيبا به ? دسته تقسيم مي‌شوند: (هنر موسيقي؛ هنرهاي دستي: مجسمه سازي، شيشه گري، و …؛ هنرهاي ترسيمي: نقاشي، خطاطي، عكاسي و …؛ ادبيات: شعر، داستان، نمايشنامه، فيلمنامه و نثر؛ معماري؛ حركات نمايشي؛ هنرهاي نمايشي: سينما، تئاتر و …
وجوه مشترك آثار هنري عبارت‌اند از: تخيل به عنوان مهم‌ترين عامل در شكل‌گيري اثر هنري است، همه آثار هنري از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه مي ‌گيرند نه از تفكر منطقي و عقلاني او چند معنايي بودن و منشور مانندي، وجه اشتراك سوم تمام آثار هنري است.
اين جنبه از خصايص آثار هنري، در واقع از دو ويژگي قبلي كه برشمرديم، نتيجه مي‌شود. بدين معني كه هر پديده‌اي كه عنصر اصلي سازنده آن تخيل و عاطفه باشد، بي شك نمي‌تواند معنايي منجمد و تك بعدي داشته باشد. از اين روست كه هر كس در برابر آثار هنري مي‌ايستد؛ دريافت و استنباط خاصي دارد. آثار هنري بسادگي ميتوانند بيان كننده زيبايي حقيقي يا احساسات باشند. تغييري كه هنر بر روح انسان مي‌گذارد تغييري عميق و ماندگار و طولاني‌تر است. در نتيجه هر گاه خواهان اثرگذاري ماندگار باشيم، مي‌توانيم از هر يك از رشته‌هاي هنري به فراخور نيازمان بهره ببريم. همانطور كه در روانشناسي اين بحث به اثبات رسيده‌است، جهان از مجموعه‌اي از افراد تشكيل شده‌است، پس اگر بخواهيم در سريعترين حالت بر تعداد زيادي از افراد تاثيرگذاري داشته باشيم مي‌توانيم از اسباب هنر استفاده كنيم، كه هنر موسيقي و هنرهاي نمايشي چون ا]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *