منابع پایان نامه درمورد پذیرش تکنولوژی، مدل پذیرش تکنولوژی، بانکداری الکترونیک

پس از دیویس محققان بسیاری سعی کردند در مطالعات خود شواهدی تجربی از ارتباط بین متغیرهای کاربردی بودن، سهولت کاربری و پذیرش و استفاده از یک سیستم را نشان دهند و یا در مطالعات خود تأکید زیادی به سنجش اعتبار و روایی پرسشنامه دیویس کرده اند. آدامز و همکاران۱۴۰ (۱۹۹۲) با تکرار کار دیویس سعی کردند اعتبار و روایی ابزار و معیارهای ارزیابی ارائه شده توسط وی را نشان دهند. آنها همچنین مدل دیویس را در محیطهای مختلف و با دو نمونه متفاوت مورد آزمون قرار دادند تا انسجام درونی۱۴۱ و اعتبار تکرار پذیری۱۴۲ دو معیار اندازهگیری را نشان دهند.
هندریکسون و همکاران۱۴۳ (۱۹۹۳) دریافتند که پرسشنامه دیویس اعتبار بالایی داشته و از اعتبار آزمون پس آزمون۱۴۴ خوبی نیز برخوردار است. ساجنا۱۴۵ (۱۹۹۴) دریافت که پرسشنامه دیویس از روایی لازم برای پیش بینی قصد استفاده۱۴۶، کاربرد خود گزارشگیری۱۴۷، و نگرش نسبت به استفاده۱۴۸، برخوردار میباشد. نتایج این تحقیق ضمن تأیید روایی پرسشنامه دیویس، استفاده از آن را برای گروههای مختلف کاربران و نرمافزار دیگر مورد حمایت قرار داد.
سیگار و گراور۱۴۹ (۱۹۹۳) کار آدامز و همکاران را مورد آزمون مجدد قرار دادند. آنها با انتقاد از مدل ارزیابی دیویس، مدل جدیدی را برای تبیین رفتار کاربران ارائه کردند که شامل سه متغیر سهولت کاربری، کاربردی بودن و کارایی داشتن بود.
مارک کیل و همکاران۱۵۰ (۱۹۹۵) مدل دیویس را توسعه داده و با ارائه شبکه ۲×۲ که هر ربع آن نشانگر ترکیبی متفاوت از دو مؤلفه سهولت کاربری و کاربردی بودن را تشکیل میداد به تبیین مدل پرداختند. در زمینه استفاده از نرمافزار، آنها میتوان ترکیب بهینه و متفاوتی، حتی برای معرفی یک نرمافزار جدید ارائه نمود.
کلودینسکی (۲۰۰۴) به موارد زیادی از تحقیقات انجام شده اشاره میکند که تحقیقات تجربی مربوط به تئوری انتشار نوآوریهای تکنولوژیکی، با وارد کردن عوامل مربوط به تفاوتهای فردی، مدل پذیرش تکنولوژی را بسط داده اند (مانند تحقیقات گاتیگر۱۵۱،۱۹۹۲؛ گیفن و استراب۱۵۲ ،۱۹۹۷؛ تیلور و تاد۱۵۳،۱۹۹۵؛ میک و فورنیر۱۵۴،۱۹۹۸؛ جایاواردهنا و فولی،۲۰۰۰؛ کاراجالوتو و همکاران ،۲۰۰۲). برخی دیگر از محققان مانند (کاراهانا و همکاران،۱۹۹۹؛ جایاواردهنا و فولی۱۵۵،۲۰۰۰؛ کاراجالوتو و همکاران۱۵۶،۲۰۰۲؛ وینکاتش و موریس۱۵۷،۲۰۰۰)؛ همچنین مؤلفه نگرش را همانگونه که در تئوری اقدم مستدل نیز مطرح گردیده بود وارد مدل پذیرش تکنولوژی نمودهاند.
بررسیهای جمعیت شناختی۱۵۸ در تحقیقات مربوط به پذیرش تکنولوژی، نتایج متفاوت و مختلفی را در ارتباط با پذیرش، نشان میدهد. البته این تفاوتها تا حدودی به نوع رویکرد و مدل تحقیق بستگی دارد. جنسیت کاربران به عنوان یک عامل مؤثر بر پذیرش تکنولوژی مشاهده نشده است (تیلور و تاد ،۱۹۹۵؛گیفن و استراب ،۱۹۹۷). اما به نظر میرسد مردان و زنان نرخ پذیرش متفاوتی در زمینه تکنولوژیهای رایانهای خاص داشته باشند به گونهای که مردان در این موارد نرخ پذیرش بیشتری داشتهاند (گیفن و استراب ،۱۹۹۷). نتایج مربوط به جنسیت ممکن است با وضعیت تأهل درآمیخته شود. به عنوان مثال در مورد حسابهای بانکی، زوج ها ممکن است ترکیبی از مسائل مربوط به وضعیت تأهل و جنسیت باشد، به گونهای که زوجهای متأهل در مقایسه با مردان یا زنان مجرد، تمایل بیشتری دارند. برخی تحقیقات نیز وجود رابطه بین سن افراد و پذیرش تکنولوژیها را تأیید نموده و نشان دادهاند که جوانترها تمایل بیشتری به پذیرش دارند (زیتامل و گیلی۱۵۹،۱۹۸۷؛ تروچیا و جاندا۱۶۰ ، ۲۰۰۰؛ کاراجالوتو و همکاران ،۲۰۰۲؛ لی و همکاران ،۲۰۰۲).
نکته دیگر اینکه تقریبا در هیچ یک از تحقیقات مربوط به پذیرش تکنولوژی به متغیری به نام نژاد نپرداختهاند. لی و همکاران (۲۰۰۲) متوجه شدند که در مورد پرداخت مستقیم صورتحسابها، گروههای جمعیتی اقلیت جامعه، کمتر به پذیرش تکنولوژی علاقه نشان میدهند. همچنین مشاهده شده که اغلب افزایش درآمد و تحصیلات، با نرخ پذیرش نوآوری رابطه مستقیم و مثبت دارد (دانل لی۱۶۱،۱۹۷۰؛ اوهل و همکاران۱۶۲،۱۹۷۰ ؛ لابای و کین نیر۱۶۳، ۱۹۸۱؛ کنیکل و کواست۱۶۴،۱۹۹۷؛ دانیل۱۶۵، ۱۹۹۹؛ لی و لی۱۶۶،۲۰۰۰؛ جایاواردهنا و فولی ، ۲۰۰۰؛ لی و همکاران ،۲۰۰۲؛ کارجالوتو و همکاران ، ۲۰۰۲؛ ماتیلا۱۶۷ ،۲۰۰۳) .
البته انتقاداتی نیز بر تئوری مدل پذیرش تکنولوژی دیویس وارد شده که شامل عدم بطلان پذیری تئوری، ارزش ابتکاری مشکوک و نا چیز۱۶۸، و قدرت محدود توضیح دهندگی و پیشبینی کنندگی۱۶۹ تئوری از آن جملهاند.
مدل پذیرش تکنولوژی نیز همانند تئوری اقدام مستدل این فرض را به همراه دارد که قصد رفتاری فرد زمانی شکل میگیرد که بدون محدودیت بتواند آن را انجام دهد. لیکن همانگونه که اشاره شد در عمل محدودیتهایی نظیر توانایی محدود؛ زمان، محدودیتهای محیطی و سازمانی و عادتهای ناخودآگاه همگی ممکن است محدودیتهایی برای عمل آزادانه و داوطلبانه فرد ایجاد نمایند.
دیویس و وینکاتش (۲۰۰۰) مدل اولیه تئوری TAMرا بسط دادند تا متغیرهای احساس کاربردی بودن و قصد استفاده را در قالب مفاهیم تأثیرات اجتماعی و فرآیندهای ابزاری شناخت، تبیین و توصیف کنند. مدل بسط یافته که به آن مدل TAM2 گفته میشود (نمودار ۲-۱۲) در محیطها و گروههای داوطلبانه و اجباری مورد آزمون قرار گرفت. نتیجه این بود که تکنولوژی هایی که به اجبار به کار گرفته میشوند، اثر بخشی کمتری نسبت به آنهایی دارند که کمتر تحت تاثیر نفوذ اجتماعی پذیرفته میشوند. نمودار۲-۱۲ روابط بین متغیرها در مدل TAM2(دیویس و وینکاتش، ۲۰۰۰)
وینکاتش و
همکاران در سال ۲۰۰۳ و به منظور تقریب مدلهای مخلتف پذیرش، تئوری واحد پذیرش و استفاده از تکنولوژی۱۷۰(UTAUT ) را ارائه نمودند. عوامل تعیین کننده نیت رفتاری و سپس رفتار در این تئوری را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد (نمودار ۲-۱۳):
۱- پیش بینی عملکرد۱۷۱: میزانی که شخص معتقد است استفاده از یک سیستم به او کمک میکند که اهدافش در زمینه شغلی انجام گیرد (وینکاتش و همکاران ،۲۰۰۳). این عامل در TAM و TAM2 با “کاربردی بودن” و درتئوری انتشار نوآوریها با “مزیت نسبی” شناخته میشدند و تأثیر آن در رفتار کاربران در تمام تئوریها به اثبات رسیده بود.
۲- تلاش مورد انتظار۱۷۲: درجه آسانی مرتبط با استفاده از یک تکنولوژی (وینکاتش و همکاران ،۲۰۰۳) این عامل در TAM و TAM2 با “سهولت کاربردی ” و در تئوری انتشار نوآوریها با “پیچیدگی” تعریف شده و در تئوریهای فوق ثابت گردید.
۳- نفوذ اجتماعی۱۷۳: میزان یا درجهای که شخص درک میکند کسانی که از نظر او مهم هستند معتقدند که او باید از سیستم جدید استفاده کند(وینکاتش و همکاران ،۲۰۰۳). این عامل در تئوری TRA و TAM2 به عنوان “هنجار درونی” به کار رفته بود و تأثیر آن بر پذیرش تکنولوژی به اثبات رسیده بود.
۴- شرایط تسهیل کننده۱۷۴: میزان یا درجهای که فرد معتقد است در صورت استفاده از یک سیستم زیرساختهای فنی و سازمانی مناسب برای پشتیبانی موجود است (وینکاتش و همکاران ،۲۰۰۳) این عامل در تئوری انتشار نوآوریها به عنوان “سازگاری” شناخته میشود و نتایج تأثیر آن را بر پذیرش تکنولوژی تأیید میکرد . نمودار ۲-۱۳روابط بین متغیرها در تئوری UTAUT(وینکاتش، ۲۰۰۳)
متغیرهای وابسته این تئوری تقریبا مشابه تمام تئوریهای ارائه شده است و متغیرهای وابسته ” نیت رفتاری” در تئوری فوق تاثیر مستقیم بر متغیر وابسته ” استفاده واقعی از تکنولوژی” دارد. در این تئوری چهار متغیر سن، جنس، تجربه و اختیار در نظر گرفته شده است که تاثیر متغیرهای تعدیل کننده در جدول ۲-۷ خلاصه شده است .
جدول ۲-۷تاثیر متغیرهای تعدیل کننده بر روی متغیرهای وابسته در مدل UTAUT همانطور که قبلاً ذکر شد مدل پذیرش تکنولوژی در طی سالهای متمادی دچار تعدیلاتی گشته است که مدل تعدیل شده آن توسط کلو پینگ و مک کینی۱۷۵ در سال ۲۰۰۴ به صورت شکل زیر می باشد (نمودار ۲-۱۴). نمودار۲-۱۴ مدل تعدیل شده پذیرش تکنولوژی(کلوپینگ و مک کینی، ۲۰۰۴)
با توجه به مطالب بیان شده در مباحث قبل مشاهده شد که مدل پذیرش تکنولوژی در طول زمان تغییرات زیادی را تجربه کرده است، در ادامه به کاربرد آنها در برخی از مشاهدات تجربی و کارهای مطالعاتی انجام شده در بحث بانکداری الکترونیکی اشاره میکنیم و سپس با توجه به مدلها و کارهای انجام شده به معرفی مدل مورد استفاده در پژوهش که تلفیقی از مدل دیویس و پیکارایتن و کارخانه و محمدی است میپردازیم.
۲-۷مطالعات انجام شده در زمینه عوامل موثر بر پذیرش بانکداری الکترونیکی با استفاده از مدل پذیرش تکنولوژی
۲-۷-۱مطالعه جی وون مون و یانگ گول کیم۱۷۶ سال ۲۰۰۱-کره جنوبی
محققان در این مقاله معتقدند که اگر چه متغییرهای کاربردی بودن و سهولت کاربری معرفی شده در مدل پذیرش تکنولوژی دیویس؛ از متغیرهای اساسی در تبیین رفتار مصرف کننده هستند ولی برای تمام محیطها و نوآوریهای بسیار متنوع در زمینه فناوری اطلاعات مانند محیط وب کافی به نظر نمیرسند. لذا در این تحقیق با بسط مدل پذیرش تکنولوژی، متغیر جدیدی به نام لذتبخش بودن۱۷۷ را برای پیشبینی نگرش کاربر معرفی میکنند که میتواند نمایانگر باور درونی۱۷۸ کاربر برای پذیرش وب باشد. آنها این متغیر را به عنوان ” عامل انگیزشی درونی ” در نظر گرفتند. آنها دادههای لازم را از یک نمونه ۱۵۲ نفری از میان دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت در کره جنوبی تهیه و مورد تحلیل قرار دادند. نتایج تحقیق مؤید درستی مدل پذیرش تکنولوژی و فروض تحقیق در محیط وب بود. بر این اساس یافتههای کیم و مون؛ در محیط وب، متغیر احساس سهولت کاربری در مقایسه با متغیر کاربردی بودن، تأثیر بیشتری بر شکلگیری نگرش کاربر دارد. همچنین متغیر احساس لذتبخش بودن (به عنوان یک عامل انگیزش درونی ) نیز نسبت به احساس کاربردی بودن (به عنوان یک عامل انگیزش بیرونی ) تأثیر بیشتری بر شکلگیری نگرش کاربر دارد.
۲-۷-۲مطالعه وانگ۱۷۹ و همکاران سال ۲۰۰۳-تایوان
وانگ و همکاران در این مقاله علاوه بر دو متغیر سنتی احساس کاربردی و احساس سهولت کاربری که در مدل اولیه دیویس معرفی شده بود؛ متغیر جدید احساس اعتماد را که مؤید دلواپسی کاربران در ارتباط با مسائل مربوط به امنیت و حریم خصوصی در اتخاذ تصمیم برای پذیرش تکنولوژی است؛ را وارد مدل اولیه پذیرش تکنولوژی نموده و به این صورت تعریف میکنند که احساس اعتماد عبارتست از احساس کاربر در ارتباط با قابل قبول بودن و قابل اعتماد بودن سیستم از منظر امنیت و حریم خصوصی. منظور از امنیت، حمایت از اطلاعات و سیستم و جلوگیری از خروج و ورود بدون مجوز یا ناخواسته اطلاعات و دادهها میباشد. به طور کلی احساس اعتماد مشتری نسبت به سیستم شامل اطمینان از انجام مبادلات و حفظ اطلاعات شخصی میباشد.
محققان در ضمن متغیر دیگری که نشان دهنده تفاوتهای فردی میباشد را نیز به نام خوداتکایی رایانهای۱۸۰ وارد مدل نمودهاند که مبین میزان توانایی فرد برای استفاده از رایانه میباشد. بر اساس فروض این تحقیق این متغیر رابطه مثبت با دو متغیر احساس سهولت کاربری و احساس کاربردی بودن و رابطه منفی با متغیر احساس اعتماد دارد. و بدین ترتیب به صورت غیر مس
تقیم بر قصد رفتاری مشتری برای پذیرش و استفاده از بانکداری الکترونیکی تأثیر میگذارد.
وانگ و همکاران مدل زیر را برای توضیح روابط بین متغیرهای موثر بر تصمیم و رفتار کاربران در پذیرش و استفاده از بانکداری اینترنتی ارائه نمودند. (نمودار۲-۱۵) نمودار ۲-۱۵روابط بین متغیرها در مدل مورد مطالعه وانگ و همکاران(وانگ، ۲۰۰۳)
در این تحقیق از یک نمونه ۱۲۳ نفری از کاربران به صورت تلفنی مصاحبه به عمل آمد. نتایج حاصله به شدت فروض جدید توسعه یافته را در پیش بینی قصد کاربران برای پذیرش و استفاده از بانکداری اینترنتی را تأیید میکنند. ۲-۷-۳مطالعه تروپیکاراینن۱۸۱ و همکاران سال ۲۰۰۴- فنلاند
پیکاراینن و همکارانش در این مقاله بر اساس مدل پذیرش تکنولوژی دیویس به بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش بانکداری اینترنتی از سوی مشتریان بانک در فنلاند پرداختند. آنها با]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *