پایان نامه ها

منابع پایان نامه ارشد درباره نماز جمعه، مذاهب خمسه، استفاده از کتابخان

حال كه به يمن پيروزي انقلاب اسلامي اين عبادت الهي هرجمعه در كشور ما برگزار مي‌شود، بر ماست تا با تقويت پيام و معرفي زواياي ناشناخته‌ي آن، شكر اين نعمت را به جاي آوريم.
بيش‌تر مذاهب اسلامي قائل به وجود امام – بعد از پيامبر”صلي الله عليه و آله و سلم” – نبوده‌اند و وجود يا اذن سلطان را براي اقامة نماز جمعه شرط نمي‌دانند؛ لذا در تمام دوران‌ها (چه عصر غيبت و چه عصر حضور امام معصوم) قائل به وجوب تعييني نماز جمعه مي‌باشند. اما در بين اماميه مسئله مورد اختلاف است؛ وجوب نماز جمعه ميان پيروان اماميه در زمان حضور امام معصوم(ع) – صرف نظر از تقيه – اجماعي بوده است. در عصر غيبت بين فقهاي اماميه در حکم نماز جمعه اختلاف است؛ برخي آن را واجب تعييني و بعضي واجب تخييري و عده‌اي ديگر از آنان اقامه نماز جمعه را حرام مي‌دانند. محور و مرکز اختلاف در مسئله، ضرورت وجود امام يا اذن او در اقامه نماز جمعه است. اين اختلاف که از وجوب تا حرمت درباره آن رأي وجود دارد، عوامل متعددي دارد که مهم ترين آنها ابهام در موضوع اساسي نقش ولايت در حکم نماز جمعه است. از اين زاويه، سه مبناي فقهي وجود دارد:
الف) برخي نماز جمعه را مطلقاً، در عصر حضور و يا غيبت، از شئون ولايت نمي‌دانند و اقامه نماز جمعه را مثل ديگر نمازهاي يوميه بي‌نياز از اذن او مي‌دانند. بنابراين بعضي از بزرگان مانند شهيد ثاني قائل به وجوب تعييني در عصر حضور و غيبت شدند.
ب) برخي در عصر حضور آن را از شئون ولايت مي‌دانند و در عصر غيبت به اين رابطه اعتقاد ندارند. طرفداران اين مبناي دوم به رأي متفاوتي قائل شده‌اند و پس از اتفاق نظر در عصر حضور، درباره عصر غيبت به دليل عدم دسترس به امام معصوم(ع)، شرط وجود امام را ساقط دانسته و به وجوب تعييني يا وجوب تخييري نظر داده‌اند. و برخي پس از اقامه نماز جمعه نيز از قائلين وجوب تخييري حضور را در نماز جمعه واجب تعييني مي‌دانند؛ مانند محقق خويي.
ج) عده‌اي از فقهاي اماميه نيز اقامه نماز جمعه را به‌طور کلي از شئون ولايت مي‌دانند و در اين باره تفاوتي ميان عصر حضور و غيبت قائل نيستند. بنابراين مبنا با غيبت امام، اقامه نماز جمعه را حرام و بدعت دانسته و برخي با وجود فقيه عادل وجوب تخييري را انتخاب کرده‌اند يا در صورت اذن فقيه عادل، اقامه نماز جمعه را واجب تعييني دانسته و در غير اين صورت به واجب تخييري فتوا داده‌اند. کوتاه سخن اين‌که نقش ولايت در حکم نماز جمعه از عوامل مهم اختلاف بين اماميه است.
مذاهب چهارگانه ي اهل سنت، قايل به وجوب تعييني نماز جمعه در هر زمان هستند. دليل اين حكم از مذاهب اهل سنت به جز حنفيه، ظاهر است؛ زيرا آنها در وجوب نماز جمعه اذن امام را معتبر ندانسته، بنابراين، در هر شرايطي آن را واجب مي دانند. اما حنفيه هم اگرچه اذن سلطان را شرط اقامه جمعه دانسته، ليكن در صورت تعذر اذن امام، اعتبار آن را ساقط دانسته است. از اين رو تحقيق حاضر درصدد است که با ارائه اقوال و ادله فقهاي اسلامي و مستندات تاريخي، به تحليل و واکاوي تعييني و تخييري بودن وجوب نمازجمعه از منظر مذاهب خمسه بپردازد. 1. بيان مسئله
ازگذشته در فقه اين موضوع مورد بررسي قرار گرفته است که آيا وجوب نماز جمعه، وجوب تعييني است يا تخييري؟ فقهاي شيعه و علماي اهل سنت دراين زمينه نظرات مختلفي را ارائه نموده‌اند.
دراين تحقيق مسئله اصلي اين است که آيا به اسـتـناد منابع وادله فقهي مذاهب خمسه، وجوب نمازجمعه تخييري است يا تعييني؟ 2. سؤالات تحقيق
الف) سؤال اصلي
مباني و ادله فقهي تخييري يا تعييني بودن وجوب نماز جمعه نزد فقهاي شيعه و علماي اهل سنت چيست؟ ب) سؤالات فرعي
1. مباني و ادلة فقهي شيعه حاکي از وجوب تعييني نماز جمعه است يا وجوب تخييري؟
2. مباني و ادلة فقهي مذاهب اربعة اهل سنت حاکي از وجوب تعييني نماز جمعه است يا وجوب تخييري؟
3. آيا نماز جمعه نزد مذاهب خمسه از مناصب خاص امام و حاکم است؟ 3. فرضيه‌ي تحقيق
1. بررسي مباني و ادلة فقهي نماز جمعه نزد فقهاي شيعه بيان‌گر وجوب تعييني نماز جمعه در زمان حضور امام(ع) و وجوب تخييري نماز جمعه درعصرغيبت، نزد اکثر متأخرين است.
2. بررسي ادله و آراي علماي مذاهب اربعه نشان‌دهندة وجوب تعييني نماز جمعه است.
3. نماز جمعه نزد شيعه از شئون و مناصب خاص امام معصوم(ع) است که بايد توسط ايشان يا فرد مأذون از طرف ايشان اقامه گردد؛ ولي مذاهب اهل سنت (جز مذهب حنفيه) نماز جمعه را منصب خاص والي يا حاکم نمي‌دانند. 4. پيشينه‌ي تحقيق
حکم به تعييني يا تخييري بودن وجوب نماز جمعه چون نياز به رجوع و استنباط از ادله فقهي آن دارد از اين‌رو فقط در سطح دروس خارج فقه در حوزه‌هاي علميه مورد بحث و بررسي قرار گرفته است و بررسي تفاوت ديدگاه فقهاي شيعه و علماي اهل سنت، با رجوع به ادله، پژوهشي نو وجديد مي‌باشد. برخي فقهاي متقدم در ضمن کتاب الصلوة و بعضي ديگر دررساله‌اي مستقل بدان پرداخته‌اند.
اما بعد از تحقق حکومت اسلامي، در اين سال‌ها (از ابتداي انقلاب تا کنون) در حوزه‌هاي علميه بيش‌تر به اين موضوع پرداخته شده و کتب مستقلي با عنوان صلاة‌الجمعه تدوين گرديده است. 5. ضرورت تحقيق
– تقريب بين مذاهب اسلامي؛
– مطالعه و بررسي مباني وادله فقهي مذاهب خمسه درمورد نمازجمعه؛
– توجه به ابعاد و آثارسياسي، اجتماعي و فرهنگي نمازجمعه در زمان حاضر، ضرورت هرچه بيشتر اين تحقيق را‌اشکار مي‌سازد. 6. اهداف تحقيق
– تبيين مسئله فقهي و تکليف عبادي، سياسي و اجتماعي مسلمانان در زمان غيبت، در خصوص موضوع مورد تحقيق.
– استنباط حکم موضوع تحقيق ازمباني فقهي و تعيين تکليف شرعي.
– شرح و بسط مباني فقهي موضوع تحقيق در مطالعه تطبيقي با نظرات اهل سنت. 7. جنبة نوآوري تحقيق
تاکنون تحت عنوان صلاة الجمعه فقهاي شيعه مباحث مفصلي را داشته‌اند؛ اما در يک پژوهش مستقل مطالعه تطبيقي بين نظرات و آراي مذاهب خمسه در مورد نماز جمعه صورت نگرفته است؛ از اين‌رو ما درصدديم اين پژوهش نو و بديع را با ياري خداوند تعالي به سرانجام برسانيم. 8. روش تحقيق
روش تحقيق در اين پايان‌نامه استنباطي – تحليلي مي‌باشد و ابزار گردآوري اطلاعات استفاده از کتابخانه‌هاي تخصصي فقه و اصول و نرم‌افزارهاي علوم اسلامي و تقريرات دروس خارج حوزه است. فصل اول: کليات
در اين فصل سعي مي‌شود تا مسئله نماز جمعه را از طريق‌اشنايي با واژه جمعه و تاريخچه آن تشريح کنيم. به همين دليل بايد اندکي از خصوصيات روز جمعه، معاني مختلف آن، جايگاه روز جمعه در روايات و قرآن و تاريخ اعم از منزلت آن در بين شيعه و امامان شيعه و دلالت آيات قرآني و روايات بر وجوب تخييري و تعييني بودن نماز جمعه را توضيح دهيم تا جنبه‌هاي مجهول مسئله روشن شود. بخش اول: بررسي مفاهيم اصلي موضوع تحقيق
الف) مفهوم‌شناسي نماز جمعه
جمعه که جمع آن جُمَع و جمعات مي‌باشد، در لغت به معاني “مجموعه”، “يک مشت از خرما”، “الفت” و “هفتمين روز هفته مسلمانان” آمده است.1
ابن فارس در معجم مقاييس لغت مي‌گويد: “اين روز جمعه ناميده شد به‌خاطر تجمع مردم”.2 راغب اصفهاني در معجم مفردات قرآن مي‌گويد: “وقتي مي‌گوييم جمع کردم آن را پس جمع مي‌شود و گفته مي‌شود روز جمعه به‌خاطر اجتماع مردم براي نماز است و جمَّعوا يعني شاهد جمعه و جماعت مي‌شوند”.3 زمخشري نيز همين را مي‌گويد؛ با اين تفاوت که الفت و همبستگي را هم به جمع شدن اضافه کرده است.4
اول کسي که روز جمعه را آدينه خواند کعب بن لوي بود. برخي معتقدند گروه انصار نخستين کساني بوند که اين روز را جمعه ناميدند و جاهليت اين روز را عروبه مي‌گفتند و هر روزي را در هفته نامي ديگر بود خلاف اين نام که امروز هست.5
سورآبادي در تفسير التفاسير مي‌گويد: “جمعه نامي است که آن روز را روز آدينه نام است: يوم المزيد، يوم الفضل، يوم البرکه، يوم الرحمه فيوم الأمانه، يوم العتق، يوم العروبه، يوم الکرامه و يوم الجمعه و معروف‌ترين نام جمعه است. آن فاضل‌ترين همه روزهاست”.6 در روايتي آمده است:
عن ابي علي محمد بن همام، عن ابي عبدالله عليه السلام عن آبائه عليهم السلام قال: قال رسول الله”صلي الله عليه و آله و سلم”: إنّ الله عزوجل اختار من الأيام الجمعة و من الشهور شهر رمضان، و من الليالي ليلة القدر، و اختارني علي جميع الأنبياء و اختار مني علياً و فضّـله علي جميع الأوصياء…
ابوعلي محمد بن همام به نقل از امام صادق عليه السلام از پدرانش نقل مي‌کند که پيامبر “صلي الله عليه و آله و سلم” فرمودند: همانا خداوند تبارک و تعالي از روزها روز جمعه و از ماه‌ها ماه رمضان و از شب‌ها شب قدر را انتخاب کرده (و برتري داده) و مرا بر تمام انبياء برتري داده و پس از من علي(ع) را انتخاب نمود و او را بر تمامي اوصياء برتري داد….7
عده‌اي اين واژه را با فتح ميم خوانده‌اند. روز جمعه بدان دليل بدين نام خوانده شده که خدا در اين روز آفرينش را پديد آورد و کار خلقت پايان يافت، اما برخي معتقدند که اين روز بدان دليل جمعه ناميده شده که در آن مردم براي عبادت و نيايش گرد مي‌آيند. برخي نيز روز جمعه را روز “عروبه” مي‌گفتند؛ آنان بر اين پندار بودند که يهود روز شنبه گرد مي‌آيند و به عبادت خدا مي‌پردازند، نصارا روز يکشنبه و امت عرب نيز پيش از اسلام روزي را براي گرد آمدن و عبادت برگزيدند و نام آن‌را عروبه ناميدند که پس از ظهور اسلام از آن به روز جمعه تعبير گرديد.8
در تفسيرالتفاسير آمده است: روايت کردند از سلمان که او گفت براي آن جمعه خواندند اين روز را که خداي تعالي جمع کرد در اين روز ميان آدم و حوا و يک روايت ديگر هم از او گفت براي آن که خداي خلق آدم را در اين روز جمع کرد و گفتند براي آنکه خداي تعالي آفريد همه چيزها را و در اين روز تمام کرد پس مخلوقات در وجود مجتمع شدند در اين روز.
سؤال: روزها همه براي خداي عزوجل است و همه مخلوق و مقدور است و در تخليق و تقدير او يکسان، و از آن طاعتي نيايد چرا يکي از ديگري فاضل تر؟ گفت جواب گوييم روا باشد که خداي تعالي آن را که آفريد خود فاضل‌تر آفريد، چنانکه بهشت را که آفريد فاضل‌تر از دوزخ آفريد و گرچه از آن طاعتي نبود و هم‌چنين گوهر مصطفي صلي الله عليه و اله و سلم را که آفريد فاضل‌تر از گوهر ابوجهل آفريد و ما دانيم که گوهر و ياقوت را قيمتي است که قابل مقايسه با چيزي نيست.9
نماز جمعه مخصوص روز جمعه و دو رکعت و وقت آن از اول زوال است تا آن‌که سايه شاخص مثل آن شود. به‌قول بعضي از فقها واجب است بر هرکه بالغ و عاقل و مرد و آزاد و حاضر شرعي و غيرمبتلاي به‌ کوري و بيماري و پيري و هر چيزي باشد که نماز جمعه با آن عسر و حرج پيدا کند و شرط است يافت شدن پيش نمازي که بالغ و مرد باشد و هم‌چنين مومن و عادل و قادر بر ايراد خطبه باشد و ولدالزنا و مبتلي به ديوانگي و جذام و برص نباشد و نيز و ختنه ناکرده نباشد. و شرط است که يافت شود چهار نفر غيرامام که بالغ و عاقل و مؤمن باشند و بايد که هر يک دور نباشند زياده از دو فرسخ و بنابر وجوب نماز جمعه کفايت نمي‌کند آن مگر جمع شود اموري چند که صحت نمازجمعه بدانها موقوف است:
1 – دو خطبه خوانده شود؛
2 – به جماعت اقامه شود؛
3 – در فاصله‌ي يک فرسخي نماز جمعه‌ي ديگري اقامه نشود؛
4 – مانعي از نمازمانند تقيه و غير آن نباشد؛
]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *