پایان نامه ها

منابع پایان نامه ارشد با موضوع صاحب نظران

دانلود پایان نامه

ر است اعتقادي راسخ و ايماني كامل به آنچه در دين اسلام آمده است داشته است و همچنين به گفتار و كردار و كرامات عرفا و صوفيه كاملاً ايمان داشته است.
پيداست كه هيچ گاه شك و ترديدي در عقايد او راه نيافته است و با افكار فلسفي و استدلالات منطقي كمتر سر و كار داشته است و بحث و استدلال و شك و ترديد را به هيچ وجه در امور ديني جايز نمي دانسته.» (رستگار، 1375: 80-81)

8. نثر سعدي
« چنان كه مي دانيم، عمدة شهرت گلستان مديون هنرهاي كلامي است كه در آن به كار رفته است. و پژوهشگران توجه خاصي به اين اثر بي نظير نشان مي دهند. نه تنها اديبان و صاحب نظران بلكه عامة مردم نيز سخنان سحرانگيز سعدي را مي خوانند، زمزمه مي كنند، و از آن لذت مي برند. نثر گلستان آميزه اي است از سادگي و صنعت گري كه از آن به سهل و ممتنع تعبير شده است. نثر گلستان هم مرسل است هم مسجع و هم موزون، نثري كه، به قول خود او، متكلمان را به كار آيد و مترسلان را بلاغت افزايد.
سعدي گاه نثر مرسل و مصنوع را به هم پيوند مي زند و زباني ابتكاري پديد مي آورد. انتخاب نوع نثر به اقتضاي كلام، موضوع سخن و مقصود بستگي دارد. راهي كه سعدي مي گشايد آميزش نثر مرسل و مصنوع و رعايت حدّ اعتدال است. سخن سعدي، به گفتة فروغي، « گذشته از فصاحت، بلاغت، سلامت، ايجاز، متانت، استحكام و ظرافت، همة آرايش هاي شعري را هم دربردارد.» (فروغي، 10:1387)
به نظر يوسفي « هنر بزرگ سعدي اين است كه نثر فارسي را از چنگ تكلف و تصنع و آرايشگري هاي زننده و كلمات و تركيبات دور از ذهن و فضل فروشي نجات داده و بدان اعتدالي مطبوع و موزون بخشيده است.» (يوسفي، 38:1391)
در نثر سعدي در عين نزديكي آن به زبان محاوره، با اندكي تامل، اثر قلم استادي بي بديل را به عيان مي توان ديد.
« سعدي در حكايات گلستان صرفاً در پي بيان يك مفهوم زيبايي اجتماعي و اخلاقي نبوده است بلكه زبان براي او از اهميت بسيار والايي برخوردار بوده است. سعدي زبان را آنگونه به خدمت گرفته است كه حالت زيبايي و جذابيت خود را به رخ مي كشد و خواننده را متوجه فرم و شكل آن مي كند. به بيان ديگر سعدي با زبان بازي كرده است همان كاري كه يك شاعر بزرگ انجام مي دهد. سعدي از آنجا كه خود شاعري بزرگ و تواناست و غزل هاي بسيار دلنشين را به عرصه ي ادب پارسي پيشكش كرده است، آن ذوق و قريحه ي شاعري را هم در نوشتن حكايات گلستان به كار گرفته است. وي از تاثير شگفت انگيز صنايع ادبي بر خواننده آگاه بوده است و از آنها در جاي جاي حكايات استفاده نموده است. سجع و جناس، همحروفي و همصدايي و تكرار را به وفور مي توان در گلستان مشاهده نمود.
يكي ديگر از شگردهايي كه سعدي در گلستان بسيار به آن وفادار بوده است شگرد « ايجاز » بوده است. ايجاز و خلاصه گويي حكايات كه سعدي خود را مقيد به كربرد آن مي دانسته است نثر وي را به شعر نزديك كرده است و در بسياري از عبارات آن مي توان اوزان عروضي را مشاهده نمود.» (نجفي و سميعي گيلاني، 67:1374)
« در ميان استادان سخن پارسي كساني كه مانند رشيدادين وطواط، خيام، خاقاني، عطار نيشابوري، قاآني و قائم مقام فراهاني قدم در دو عرصه ي نظم و نثر نهاده باشند، بسيار نيستند.
شاعران كم تر به نثر مي پرداختند و نثر نويسان نيز گاهي به تكلف شعري مي سرودند و در ميان اين عده معدود هم كم تر كسي است كه شعر و نثرش در يك پايه قرار داشته باشد يا مانند خاقاني شعر او از نثرش استادانه تر و زيباتر است و يا چون قائم مقام نثر وي را بايد از شعرش برتر نهاد.
شايد در ادب كهن سال پارسي شيخ اجل سعدي تنها استادي باشد كه در هر دو رشته وارد شده و شعر و نثرش هم پايه و هر دو در حد اعلاي زيبايي و فصاحت و بلاغت است پس ناگزير بايد هم زبان شعر و هم زبان نثر وي را مورد مطالعه قرار دهيم و اين كاري است سخت دشوار؛ چه بزرگاني مانند شيخ اجل و حافظ و مولانا جلال الدين از دير باز، حتي از دوران خود ايشان آثارشان مورد توجه و علاقخه ي خاص و عام بوده است و محققان و اهل ادب در باره ي زندگي و آثار و كيفيت كار ايشان تحقيق بسيار كوتاه و سخن بسيار گفته اند.
بسياري از بزرگان ادب بر اين عقيده اند كه زبان فارسي امروزه، كه شايد بيش از صد سال است روي به سادگي و آساني نهاده و گسترش يافته و خود را براي بيان مفاهيم دقيق علمي و ادبي و فلسفي امروز آماده كرده است و مي كند، زباني است كه پايه هاي آن بر اساس گفته ي سعدي و زبان گوينده بي نظير و اصولي كه وي در سخن گفتن مراعات مي كرده، استوار شده است.
شادروان محمد علي فروغي در مقدمه اي بر گلستان تصحيح شده خويش نگاشته چنين مي گويد:
«گاهي شنيده مي شود كه اهل ذوق اعجاب مي كنند كه سعدي هفتصد سال پيش به زبان دري امروزي ما سخن گفته است، ولي حق اين است كه سعدي هفتصد سال پيش به زبان امروزي ما سخن نگفته است، بلكه ما پس از هفتصد سال به زباني كه از سعدي آموخته ايم سخن مي گوييم، يعني سعدي شيوه ي نثر فارسي را چنان دلشين ساخته كه زبان او زبان رايج فارسي شده است و اي كاش ايرانيان قدر اين نعمت بدانند و در شيوه ي بيان دست از دامان شيخ بر ندارند كه به فرموده ي خود او حد همين است سخنداني و زيبايي را، و من نويسندگان بزرگ سراغ دارم از جمله ابوالقاسم قائم مقام اعتراف مي كنند كه در نويسندگي هرچه دارند از شيخ سعدي دارند.» (فروغي، 1389: 10)
سعدي معلم اول زبان فارسي است و فارسي امروزي ما به زبان سعدي بيش از هر شاعر يا نثر نويس ديگري شبيه است.
تا روزي كه شيخ اجل گلستان را ننوشته
بود، كليله و دمنه بهرامشاهي معروف ترين كتاب نثر پارسي بود تنها كتابي كه بعد از كليله و دمنه نگاشته شد و به شهرت و محبوبيت رسيد گلستان شيخ اجل سعدي است.» (رستگار، 1375: 264-265)

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوععناصر داستان، ضرب المثل

9. سبك نثر شاعر
« نثر فارسي و نمونه هايي كه از آن در دست است از نظر شيوه ي نگارش از دو شاخه ي بزرگ بيرون نيست: يكي نثر مرسل، كه نويسنده در آن تنها به نقل معني و مطلب خويش در ساده ترين و كوتاه ترين عبارت نظر دارد و گرد صنعت گري و زيبايي لفظي نمي گردد. دوم نثر فني، كه آن را نثر مصنوع نيز مي نامند. در اين نوع نثر گاهي نظر اصلي نويسنده بيان مطلب خويش است، منتها معاني مورد نظر خويش را با جمله هايي آراسته و با رعايت صنايع لفظي بيان مي كند.
نخستين كسي كه توانست در نثرنويسي سادگي را با صنعت گري درآميزد و از هر يك به
انذازه ي لازم سود جويد و به را افراط يا تفريط نرود شيخ اجل سعدي است. در قرن هفتم دو
شيوه ي ممتاز و مشخص، يعني نثر مرسل و نثر فني روج داشت. سعدي در اين سده براي نخستين بار توانست اين دو قطب مخالف را به يكديگر نزديك سازد و از حُسن ها و مزاياي هر يك از اين دو سبك استفاده كند و از عيب هاي هر دو شيوه بپرهيزد.
گلستان وي نمونه ي چنين اثري است كه در عين آساني و سادگي از رعايت صنعت و زيبايي نيز بر كنار نمانده و در آرايش كلام، آن اندازه پيش رفته است كه بر دلفريبي عروس نكوروي نثر وي بيفزايد نه اينكه آن را زشت تر جلوه دهد.
سرَ توفيق عظيم گلستان نيز در همين نكته، يعني آميختن دو شيوه و رعايت حد اعتدال در صنعت گري و اقدام بدان تا حدي كه به سادگي و قابل فهم بودن نثر لطمه نزند، نهفته است.
بانظري اجمالي به شعر و نثر سعدي بي درنگ متوجه مي شويم كه زبان وي، علاوه بر سادگي و روشني بي مانند، پيوندي سخت استوار با زندگي مردم و زبان ايشان دارد. بسياري از مضمون ها ي و معاني شعر و نثر سعدي هست كه هرگز در آثار گويندگان و نويسندگان متقدم بر وي ديده نمي شود و شيخ در آفريدن آن ها مستقيم از زندگي مردم الهام گرفته و به زبان زنده و پر تحرك مردم نيز آن را بيان كرده است.
گلستان سعدي صورت تكامل يافته مقامه نويسي در ادب فارسي است،حكايت هايي كه شيخ در گلستان آورده هر يك به نحوي آغاز مي شود و پايان مي يابد، گاهي شرح يك واقعه بيش از دو سه سطر را نمي گيرد و گاه حكايتي بزرگ در ميان مي آيد، گاه اصلاً حكايتي در ميان نمي آيد و شيخ جدال خود را با مدعي در بيان توانگري و درويشي براي خواننده بازگو مي كند، يا يك باب گلستان را تقريباً بدون آوردن حكايت يا دست كم حكايت بزرگي، به پيان مي آورد (باب هشتم در آداب صحبت) در هنگام شرح و بسط نيز نه تنها مقيد به اظهار فضل و ساختن جمله هاي عالمانه نيست، بلكه به عمد مي كوشد كه بيانش تا آنجا كه مخل فصاحت و زيبايي نيست به زبان بوميان مردم هر چه ممكن است نزديك تر باشد و چيزي كه در اين ميانه هرگز از نظر او دور نمي ماند الهام گرفتن از زندگاني مردم كوچه و بازار و ديد زدن و آراستن صحنه هايي از اين زندگي واقعي است.
به طور خلاصه، سعدي علاوه بر داشتن زبان فصيح و بيان شيوا كه در باب آن قرن هاست سخن گفته اند، به آنچه در زندگاني روزانه مردم اتفاق مي افتد توجهي عميق داشته است و با الهام از آن ها شعر و نثر خود را رنگارنگ و متنوع و دلپذير و زنده ساخته است.» (رستگار، 1375: 266-269)

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان درموردسلامت روان، سلامت روانی، بهداشت روان

10. گلستان كتاب اخلاق
ادبيات فارسي چه شعر و چه نثر آميخته با مطالب اخلاقي، عرفاني و تربيتي است. گويي ادبيات بدون آنها بي روح و بي جان است و فارسي زبانان با چنين ويژگي با ادبيات خو گرفته اند.
سعدي از ميان ديگر هم طرازان خود نسبت به مسائل تربيتي و اخلاقي عنايتي ويژه داشته و حتي به اين مهم در مدح پادشاهان نيز توجه كرده است.
« مقام سعدي در نظر سلاطين و صدور و رجال معاصر به حدي رفيع و منيع بود كه نه تنها اندرزهاي حكيمانه بلكه عتابها و درشتيهاي فيلسوفانة او را به جان مي خريدند و تهديد و تحذيرش را مانند شكر مي خوردند و مي كوشيدند تا از خود بيني و بيدادگري بكاهند و رفق ئو سماحت و رعايت زير دستان و بالاخره صفات فاصله اي را كه او در طي مدايح خويش درج مي كرد، وجهه همت قرار دهند تا همچنان در نظر آن بزرگوار باقي مانده بيش از پيش در خور ستايش و تحميد وي گردند.» (رستگار، 62:1375)
مهمترين مشخصة گلستان واقعيت موجود در نگاه سعدي به مضامين اجتماعي و انساني است كه در سسبك او نيز اثر گذاشته است. نگاه واقع بينانه اي كه دارد باعث شده برخي اشكالات غير اخلاقي به گلستان وارد كنند.
«گلستان كتابي است ارجمند و از حيث انشاء روشن و بي مانند و از همين روي رايج ترين كتاب هاي درسي شد و آن را شاهكار سعدي دانسته اند. همين رواني و فصاحت، مانند جلا و برق خيره كننده اي بر مطالب آن پاشيده شده و چشم ها را از غور در ماهيت آن بازداشته است. در اذهان عمومي گلستان كتابي است اخلاقي و سراسر پند و موعظه و مشحون از حكمت و نشان دادن راه و رسم زندگي.
در اينكه گلستان حاوي مطالب اخلاقي است ترديدي نيست. علاوه به واسطة حكايت هاي گوناگون وضع اجتماعي ايران و طرز فكر و آداب جاريه را نشان مي دهد ولي نمي توان آن را كتابي تربيتي و يا اخلاقي نام نهاد.
گلستان يك انديشة مركزي و اساسي ندارد كه فصول كتاب براي تاييد آن نوشته شده باشد. گلستان مانند كشكول يا جُنگ، مجموعه اي است از آنچه سعدي در طي سي و چند سال سير و سياحت ديده و شنيده است.» (دشتي، 237:1339)

فصل سوم:
شگردهاي زباني

مقدمه:
افراد هنگام خواندن يا شنيدن داستان يا حكايت، خود را به جاي شخصيت ها يا قهرمان هاي اصلي داستان مي گذارند. همانند سازي به آنها كمك مي كند تا مشكلات خود را شناسايي كنند و وقتي در مي يابند كه در رويارويي با اين مشكلات تنها نيستند، احساس آرامش و امنيت مي كنند و از تنهايي و تشويش آنها كاسته مي شود. خواننده درگير داستان مي شود و در اين شرايط احساسات خود را بروز مي دهد و با همانند سازي خواننده براي حل مشكلاتش دچار تشويش و نگراني نمي شود. و سبب افزايش آگاهي و درك عميق از خود و ارتباط با ديگران مي شود. و اين خودآگاهي باعث مي شود كه رفتارهايشان را بهبود ببخشند.
با تامل در حكايت هاي گلستان به اين صورت كه سعدي ابتدا نثر و سپس به ضرورت يا در اثناي سخن براي مجاب كردن خواننده ابياتي را سروده است؛ يعني همان روشي كه

دیدگاهتان را بنویسید