پایان نامه های روانشناسی

منابع مقاله درباره کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

دارد هنگامی که منابع دیگر از جمله، زمانی که مشکل مالی وجود دارد، مورد استفاده قرار گیرد (گود ، 2000؛ ماک و سیندر ، 2001؛ وارنر، 1995). خشونت در خانواده یک پدیده جدید نیست، بلکه در طول تاریخ وجود داشته است. افرادی که بیشتر در خانه های خود با سایر اعضاء خانواده، مورد حمله فیزیکی واقع شده و آسیب دیده و یا ضرب و شتم شده اند، در جامعه نیز آسیب دیده تر هستند (گلز، 1999). حدود 50 الی 60 درصد از زوج ها، در بعضی از اوقات در طول رابطه خود، خشونت فیزیکی توسط شریک زندگی خود را گزارش می کنند (استین متز ، 2005). بدین ترتیب خانواده را “خشونت آمیزترین گروه بندی اجتماعی” نامیده اند (ویت ، 2002).
با توجه به بررسی های میدانی بر روی کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوانانی که در معرض نزاع های فیزیکی و کلامی بزرگسالان در خانه قرار گرفته اند، کمتر احتمال دارد که نسبت به سایر کودکان تعامل مثبت و مؤثر با والدین خود داشته باشند، همچنین آنها کمتر احتمال دارد که در خانواده های با کارکرد خانوادگی کم و افسردگی بالای والدین، زندگی خوبی داشته باشند. شاهد بودن درگیری اعضای خانواده نیز، با رفتار منفی در کودکان مرتبط است. کودکان و یا نوجوانانی که در معرض نزاع فیزیکی بزرگسالان در خانه هستند، احتمال بیشتری دارد که پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری غیر مستقیم، اختلالات عاطفی و بیش فعالی را نمایش دهند و اعمال خلافکارانه علیه اموال دیگران را مرتکب شوند (مرکز آمار و تحقیقات کانادا ، 2001). برخی یافته ها نشان می دهد که سن و جنسیت کودکان، بر چگونگی پاسخ این کودکان، هنگامی که در معرض این درگیری ها هستند، تأثیرگذار است. پسران معمولاً بیشتر واکنش های برون ریزی شده، مانند خصومت و پرخاشگری را نشان می دهند، در حالی که دختران تمایل به نشان دادن رفتارهای درونی تر مانند افسردگی، ترس و بیماری های فیزیکی دارند (کارلسون ، 1998؛ کریج ، 1999). در سطح نهاد خانواده عواقب تعارض به وجود آمده نه تنها گریبانگیر همه اعضاء آن خانواده می گردد، بلکه خویشان، بستگان، نزدیکان و آشنایان آنها را هم ممکن است تحت تأثیر قرار دهد. این تعارضات می تواند منجر به ضعیف شدن روابط زناشویی، ضعیف شدن سازگاری کودکان، احتمال افزایش تعارض بین والدین و فرزندان و نیز بین خویشاوندان گردد. مطالعات پژوهشگران نشان می دهد، کودکانی که والدینشان به علت تعارض زیاد طلاق گرفته اند، دچار ناسازگاری رفتاری شده، به تحصیلات کمتر دست یافته و هنگامی که به بزرگسالی می رسند، رابطه ضعیف تری با والدینشان برقرار می کنند. در ضمن بعد از ازدواج احتمال طلاق آنها افزایش می یابد (بودن من ،178:2003؛کونی ، 46:2000).
با اینکه بسیاری از بد کارکردیها و نابسامانی هایی که در خانواده های جوامع غربی دیده می شود، در خانواده های جامعه ایرانی وجود ندارد، ولی آثار و نشانه هایی به لحاظ فرهنگی، اجتماعی و شخصیتی وجود دارد که زنگ خطر را برای ما نیز به صدا در می آورد. جامعه ایران در حال عبور از جامعه سنتی به جامعه مدرن است، بنابراین در این خانواده ها، به خصوص والدین، همیشه با مشکلات بیشتری روبرو هستند. به عبارت دیگر، قواعد جامعه مدرن از یک سو و دیدگاه های سنتی از سوی دیگر، والدین را در شرایط بدی قرار داده است (محسنی و پوررضا انور، 1383). در جوامع در حال توسعه مانند ایران، فقدان تحقیقات کافی درمورد کشمکش والدین، باتوجه به عدم تمایل پاسخ دهندگان، به صحبت در مورد امور شخصی خود، گاهی اوقات، مطالعه و پژوهش را در این زمینه غیر ممکن کرده است (ساروخانی، 1382). اعضای چنین جامعه ای، همیشه فکر می کنند که ورود به این عرصه برای آنان غیر قابل قبول است. بنابراین آنها، این موضوع را به شدت محکوم کرده و آنرا نادیده می گیرند، به همین دلیل در چنین جوامعی بسیاری از موارد تضاد والدین گزارش نشده است. بنابراین، آمار روشن و قطعی در مورد میزان درگیری والدین در میان خانواده های ایرانی وجود ندارد (اعزازی، 1382). در سال های اخیر، اعضای خانواده های ایرانی، که از این مشکل رنج می برند، در تلاشند که با رفتن به مراکز مشاوره و صحبت در مورد مشکلات خود، در جهت تسلی و درمان آن گام بردارند. مراجعه مردم به این مراکز، نشانه ای از یک مشکل بزرگ و خطرناکی است که بسیاری از خانواده ها در ایران، تحت تأثیر آن می باشند. این پدیده خطرناک کشمکش والدین، خودش را در پشت انواع مختلفی از عوامل پنهان ساخته و خود را به شکل های مختلف در جامعه انسانی به طور کلی و در خانواده به طور خاص نشان می دهد (کار، 2002).
لذا از آنجایی که در خصوص تاثیر خشونت و کشمکش های خانوادگی بر نوجوانان ایرانی تحقیقات کمی صورت گرفته است، هدف تحقیق حاضر روشن سازی در این خصوص می باشد.

1-3- ضرورت های انجام تحقیق:
تعدادی از مطالعات گذشته نشان داده که کودکان و نوجوانانی که شاهد و قربانی درگیری در محیط خانواده خود هستند، پتانسیل بالایی از مشکلات رفتاری را از خود نشان می دهند (هورنور ، 2005). علاوه بر این، کودکانی که در فضای درگیری های خانواده قرار دارند، وقتی که شاهد خشونت های بین پدر و مادر خود هستند، تمایل آنها به رفتارهای بزهکارانه و خودکشی افزایش پیدا می کند، همچنین یک ارتباط مداوم بین تعارضات والدین و بروز مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری و عدم پیشرفت تحصیلی وجود دارد (کامینگز، 2006). مطالعات متعددی نشان می دهد که درگیری های بین پدر و مادر تأثیر منفی بر روی کودکان و نوجوانان دارد، هنگامی که تعارض بین والدین در محیط خانه وجود دارد، کودکان و نوجوانان معمولاً در مرکز این تعارضات گرفتار می شوند. مطالعه انجام شده توسط (گریچ و فین چام ، 2002) نشان داده که کشمکش های بین پدر و مادر تأثیر منفی بر روی کودکان و نوجوانان دارد (آماتو، 2000، گوردون ، 2005). با توجه به تعریف ارائه شده توسط سازمان بهداشت جهانی درسال (2000)، تعارض در خانواده و خشونت در رابطه بین والدین، باعث آسیب های جسمی، روانی و یا جنسی به کسانی که در این رابطه قرار دارند می شود. تعارضات بین والدین به طور مستقیم بر روی کودکانی که در معرض و شاهد این درگیری ها بودند می تواند منجر به ناسازگاری و خطر ابتلای فرزندان به خشونت شود، که همه این ها با کاهش سلامت عاطفی و بروز اختلالات رفتاری از جمله اختلالات افسردگی و اضطراب، بزهکاری و مصرف مواد در کودکان و نوجوانان در ارتباط است. هم چنین این تنش ها می تواند بر عملکرد اجتماعی و عاطفی این کودکان تأثیر بگذارد. در گیری های در خانه و فقدان گرمی در رابطه بین پدر و مادر با افت تحصیلی فرزندان در ارتباط است. ارتباطات غلط و ناصحیح بین پدر و مادر باعث می شود که کودک همین رفتار ها را با همسالان خود شبیه سازی کند (اسچود، لیچ ، 2004).
فورگاس (2001 )، بیان می کند که احساسات ناسالم می تواند تمرکز و حافظه را تضعیف کند. شواهد نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی فرزندان با سازگاری و رابطه عاطفی آنها با والدین خود در ارتباط است. این مطالعه بر روی پدیده تضاد والدین و تأثیر آن بر فرزندان متمرکز شده است، بخصوص به عنوان آنچه که در خانواده رخ می دهد. از آنجایی که در بسیاری از خانواده های ایرانی این موضوع وجود دارد، مهم است که به بررسی این موضوع پرداخته شود. محققانی که به این موضوع در ایران نگاه کرده اند، معتقدند که بسیاری از آداب و رسوم، این تضاد والدین در خانواده را تشدید می کند (کار، 2002).
هر چند در بروز این پدیده و تأثیر آن روی فرزندان تحقیقات چندی در خارج از کشور انجام شده، اما در ایران به خاطر بافت سنتی، کمتر به این موضوع پرداخته شده است . با توجه به اینکه خشونت تأثیرات مخربی روی فرزندان دارد، این تحقیق بر آن است که به بررسی این تأثیرات بپردازد. انتظار می رود یافته های این تحقیق به مشاوران خانواده، اعضای خانواده، بالینی کاران، مشاوران کودک و مدرسه، اولیاء و مربیان مدرسه کمک کند تا ضمن آشنایی بیشتر با این موضوع و اهمیت و تأثیر آن بر روی پارامترهای مختلف فرزندان، در جهت کاهش تعارضات بین والدین اقدامات مؤثری انجام دهند، بگونه ای که والدین بیشتر با موضوع تأثیر کشمکش های بین خود و تأثیر آن روی فرزندان آشنا شوند تا بتوانند در جهت بهبود کیفیت روابط خود، گامی مثبت بردارند.
با توجه به اینکه شیراز یکی از بزرگترین شهرهای ایران است که تنوع فرهنگی، قومی و رفتاری در آن به آسانی قابل مشاهده است و همچنین در برگیرنده اقشار مختلف و خرده فرهنگ ها و پذیرای مهاجرین از سطح استان فارس و سایر استانهای کشور بوده است، ضرورت مطالعه نقش کشمکش های والدین در سازگاری فرزندان (اعتماد به نفس، پرخاشگری و سلامت روان) در این شهر احساس می شود.

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درباره مدیریت منابع انسانی

1-4- تعاریف نظری متغیرهای پژوهش:

1-4-1- تعارضات زناشویی:
تعارضات زناشویی هرنوع تنازع بر سر تصاحب پایگاه ها و منابع قدرت است که در جهت حذف امتیازات دیگری و افزایش امتیازات خود بروز می دهد. بدیهی است که طرفین نزاع بر آن اند که به حریف خود آسیب برسانند، تاکتیک های او را خنثی کنند و بلاخره او را از صحنه بیرون کنند (براتی، 36:1385).
1-4-2- اعتماد به نفس:
روزنبرگ (1965) عزت نفس را نگرش مطلوب یا نامطلوب نسبت به خود تعریف کرده است (جان دی و مک آرتور ، 2004). به عبارتی دیگر اعتماد به نفس دوست داشتن، درک و شناخت خواسته های خود، مثبت اندیشی و ماهرانه رفتار کردن است (لیندن فیلد ، 2006).

1-4-3- پرخاشگری:
تعریفی از پرخاشگری که توسط بارون و ریچاردسون (1994) مطرح شده این است که طی آن، پرخاشگری را به عنوان هر نوع رفتاری که هدفش صدمه زدن یا آسیب رساندن به موجود زنده ای است که موجود زنده از آن آسیب و صدمه دوری می کند تعریف کرده اند.

1-4-4- سلامت روان:
مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکاء به خود، ظرفیت رقابت، وابستگی بین نسلی، و خود شکوفایی توانایی های بالقوه فکری و هیجانی و غیره می باشد (سالکی، کیخانی، 1385).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد عملکردکارکنان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-5- تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش:
1-5-1- تعارضات زناشویی:
منظور از تعارضات زناشویی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از مقیاس تاکتیک های حل تعارض پدر و مادر به دست آورده است.
1-5-2- اعتماد به نفس:
منظور از اعتماد به نفس در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از مقیاس عزت نفس روزنبرگ به دست آورده است.

1-5-3- پرخاشگری:
منظور از پرخاشگری در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از مقیاس پرخاشگری باس و پری به دست آورده است.

1-5-4- سلامت روان:
منظور از سلامت روان در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ به دست آورده است.

1-6- اهداف تحقیق
هدف کلی این تحقیق بررسی نقش کشمکش های والدین در سازگاری فرزندان می باشد. اهداف جزئی دیگری نیز دنبال می شود که عبارتند از:
بررسی رابطه بین تاکتیک های حل تعارض والدین و رفتار پرخاشگری فرزندان.
بررسی رابطه بین تاکتیک های حل تعارض والدین و اعتماد به نفس فرزندان.
بررسی رابطه بین تاکتیک های حل تعارض والدین و سلامت روان فرزندان.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی
2-1- مقدمه
در این فصل نخست مبانی نظری تحقیق، یعنی دیدگاه ها و تعاریف ارائه شده در خصوص کشمکش های والدین، اعتماد به نفس، پرخاشگری و سلامت روان فرزندان مورد بررسی قرار خواهد گرفت و سپس تحقیقات پیشین که در خصوص تعارضات و کشمکش های والدین بر سازگاری فرزندان صورت گرفته اند، بر اساس توجهی که به موضوعات مربوط به تعارضات خانواده داشته اند مورد بحث قرار می گیرند. در آخر از مباحث بیان شده نتیجه گیری به عمل خواهد آمد.

2-2- مبانی نظری سازه های پژوهش
در این قسمت مجموعه نظریه ها و دیدگاه ها در باب مفاهیم تعارضات زناشویی، اعتماد به نفس، پرخاشگری و سلامت روان مطرح می شود.

2-2-1- تعارضات زناشویی
تعارض عبارت است از عدم توافق و مخالفت دو فرد با یکدیگر، ناسازگاری و نظرات و اهداف و رفتاری که در جهت مخالفت با دیگری صورت می‌گیرد و همچنین ستیزه‌ای بین افراد در اثر منافع ناهمسو و اختلاف اهداف و ادراکات مختلف به وجود می آید (رابینز ، 1998، کبیری، 1384). کنش و واکنش دو فرد که قادر نیستند منظورخود را تفهیم نمایند، تعارض یا تنازع نامیده می‏شود (وایل ، 2004). وجود تعارض زناشویی ناشی از واکنش نسبت به تفاوت های فردی است و گاهی اوقات، آن قدر شدت می یابد که احساس خشم، خشونت، کینه، نفرت، حسادت و سوء رفتار کلامی و فیزیکی در روابط زوجین حاکم می شود و به شکل حالات تخریب گر و ویران گر بروز می کند (یونگ و لانگ، 1998).

از دیدگاه کاهن (1996) و به نقل از مارکمن (1998) هرجا عدم توافق، تفاوت یا ناسازگاری بین همسران وجود داشته باشد تعارض به وجود می‌آید. فاورز و السون (1997) نیز زوجین متعارض را ناراضی از عادات و شخصیت همسر و دارای مشکل ارتباطی در حوزه‌های گوناگون می‌دانند .از نظر گلاسر (2000؛ به نقل از قربانی، 1384) تعارض زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خود محوری، اختلاف در خواسته ها، طرحواره های رفتاری و رفتار غیر مسؤولانه نسبت به ارتباطات زناشویی و ازدواج است (شارف ، 1996، گلاسر، 2000، فرحبخش، 1383).
در ارتباط بین افراد، تعارض وقتی بروز می‌کند که فرد بین اهداف، نیازها، یا امیال شخصی خودش و اهداف، نیازها و امیال شخصی طرف مقابلش ناهمسازی و ناهمخوانی می‌بیند (پریوت و روبین ، 1997؛ به نقل از وانگ ، 2006).
از دیدگاه سکستون (1996؛ قربانی، 1384) تعارض هنگامی رخ می دهد که چیزی، رضایت را برای شخص فراهم کرده، در حالی که همان چیز، برای دیگری محرومیت را به دنبال آورد. رایس (2003)، دو نوع تعارض در روابط زناشویی مطرح می کند: تعارض سازنده و تعارض مخرب. در تعارض سازنده تمرکز بر حل مسأله بوده و در آن نزدیکی، احترام مثبت و اعتماد به یکدیگر وجود دارد و هیجان منفی کمتری بین زوجین وجود دارد. در تعارض مخرب زوجین، ” خود ” همدیگر را به جای مسأله مورد حمله قرار می دهند. در این تعارض از طریق سرزنش و انتقاد، هر یک سعی دارند دیگری را تحت نفوذ خود درآورده و اظهار نظرهای بسیار منفی علیه یکدیگر به کار می برند که در این حالت ارتباط درستی بین آن ها برقرار نمی شود. در این نوع ارتباط بحث و مجادله های بیهوده و مخرب، بی اعتمادی، بی احترامی، توهین، خصومت، دشمنی و دشنام مشاهده می گردد. بنابراین می توان گفت تعارض زناشویی عبارت است از نوعی ارتباط زناشویی که در آن رفتار های خصومت آمیز مثل توهین، سرزنش، انتقاد و حمله فیزیکی وجود دارد و زوجین در آن نسبت به یکدیگر احساس کینه، نفرت و خشم داشته و هر یک عقیده دارند که “همسرش انسان نامطلوب و ناسازگار

دیدگاهتان را بنویسید