مبانی فقهی شهید ثانی در معاملات- قسمت ۱۴

۶-۳ شهید ثانى کسانى را که متاخرین مانند علامه حلى و ابن داود ثقه دانسته اند ثقه نمى داند و به این گونه ثقه شمردنها اعتنایى ندارد و آن را کافى نمى شمارد. او و پیروانش ثقه شمردنهاى متاخران را بر حدس و گمان استوار مى دانند نه بر حس زیرا به باور این گروه فاصله زمانى تا راوى مانع از این مى شود که بتوان بر ثقه بودن راوى شهادت داد و شهادت حدسى در ثقه بودن کافی نیست[۲۷۰]مطلب دیگر این که بیشتر رجالیان صحیح بودن روایت را دلیل بر ثقه بودن راوی گرفته اند مثلا اگر روایتى را علامه حلى صحیح بداند بسیارى از عالمان و فقیهان مانند صاحب جواهر این عمل را دلیل بر ثقه بودن راوى و صحیحه بودن روایت می داند[۲۷۱] اما شهید ثانی این مورد را نیز نمی پذیرد[۲۷۲] .
۶-۴ شهید ثانی معتقد است چنانچه راوی از مشایخ صدوق باشد نشانه توثیق راوی می شود[۲۷۳].
۶-۵ بسیارى از فقیهان بر این نظرند اگر شیخ صدوق و دیگر بزرگان راوى را بستایند و بر او ترحم ورزند دلیل بر ثقه بودن او خواهد بود شهید ثانى به این نشانه ها توجهى نمى کند و آنها را دلیل بر ثقه بودن فردى نمى گیرد[۲۷۴].
۶-۶ از منظر شهید ثانی توثیق امامی به دست غیر امامی معتبر نیست[۲۷۵].
۶-۷ شهیدثانی تصریح می کند دانشمندان شیعه تلاشهای علمی زیادی در زمینه « رجال شناسی » انجام داده و آثار ارجمندی را عرضه داشته اند از جمله کتاب پرارج « رجال کشی » است که در بردارنده ابعاد گوناگونی از این تلاشهای موثر است. چهره های نامدار دیگری نظیر نجاشی، شیخ طوسی، ابن طاووس، ابن داود و… در این زمینه آثاری عظیم و گرانقدر به یادگار گذاشته اند که امروز در خدمت محققین است. آنچه امروز موجود است عاری از عیب نیست لذا بر محققین هرعصری است با تکیه بر اصل اجتهاد، قدرت، لیاقت، کفایت علمی، در آثار دانشمندان سلف، تدبر و تامل نموده و بر کژیهای آن دست یابند و نکات تاریک یا ضعیف را روشن و برطرف نمایند در کتب سلف چه بسا مدح یا ذم راوی و ناقلی یا محدثی صورت گرفته باشد و آن فرد شایسته ذم یا مدح نباشد چنانچه ما ( شهید ثانی ) پرده از اشتباهات پیشینیان در این زمینه برداشته ایم و در کتب مربوطه خویش آنها را متذکر شده ایم. لذا بر این نکته تاکید داریم آنان که شایستگی کامل علمی را دارند نشاید که در این فن مقلد و پیرو اسلاف خویش باشند بلکه باید با تکیه بر علوم خویش و با اجتهاد و تلاش مستمر خود مقولات گذشتگان را حلاجی کنند[۲۷۶]. شهید ثانی بر اقوال رجالیان گذشته از جمله نجاشی، شیخ طوسی، ابن غضائری تکیه زده است[۲۷۷].
۶-۸ هرگاه راوی در زمره راویان مشهور و شناخته شده نزد رجالیان باشد و جرحی هم درباره او وارد نشده باشد شهید ثانی روایت چنین راوی را می پذیرد[۲۷۸].
۶-۹ شهید ثانی در بررسی سندی روایات به چگونگی حال راویان توجه کرده و در نقد طریق روایات به وجود مختلف ضعف پرداخته است. وی هرگاه دلیلی بر عدالت راوی نیابد او را مجهول الحال معرفی می کند[۲۷۹] .
۶-۱۰ در اصطلاح رجالیان در صورتی که توثیق و تضعیف عالم رجالی در قالب قضیه ای به صورت موضوع خاص و مشخص انجام پذیرد به آن توثیق خاص گویند. شهید ثانی در مواردی توثیق و تضعیف راویان خاصی را ارائه کرده است این توثیقات و تضعیفات به دو شکل در آثار شهید ثانی قابل مشاهده است ؛
– شکل اول به جمع بندی، نتیجه گیری، ترجیح وثاقت یا ضعف یک راوی بر پایه تحقیقات مبتنی بر قواعد رجالی و مبانی اجتهادی شهید ثانی در این موضوع . نمونه مهم این ترجیحات عبارتند از :
– ابراهیم بن عمرو یمانی : ترجیح تعدیل علامه را شهید ثانی نپذیرفته است[۲۸۰].
– ابان بن عثمان : تضعیف به جهت فساد مذهب را شهید پذیرفته است اگرچه از اصحاب اجماع است[۲۸۱].
– جریر بن عبد الله بجلی : مدح را معارض با اخبار تاریخی می داند[۲۸۲].
– عبدالله بن بکیر : شیخ طوسی او را توثیق کرده است اما شهید ثانی به جهت فساد مذهب او را تضعیف کرده است[۲۸۳].
– شکل دوم درباره توثیق و تضعیف کسانی که پیشینیان درباره آن ها اظهار نظری نکرده اند یا این که به صراحت توثیق و تضعیف درباره آنان ندارند این موضوع در بخش نوآوری ذکر می شود بدین جهت از تکرار مطالب خودداری می شود .
مبحث دوم : نوآوری شهید ثانی
شهید ثانی در زمینه علم رجال صاحب نظر است و از آرای خاص برخوردار شده که در زیر بدان پرداخته شده است :
۱- فقها برای قاعده اصحاب اجماع اهمیت ویژه ای قائل بودند تا جایی که در زمان علامه حلی و شهید اول در اوج قرار گرفت در این هنگام اولین رجالی که در برابر این قاعده موضع مخالف گرفت شهید ثانی است وی قاعده اصحاب اجماع را نمی پذیرد و آن را دلیل ثوثیق خود راویان نیز نمی داند.
۲- شهید ثانی شیخوخت اجازه را دلیل توثیق راوی می داند و صاحب معالم، شیخ بهایی، میرداماد از شهید ثانی پیروی کرده اند .
۳- شکل دوم از اشکال توثیق و تضعیف هاست که بدان اشاره ای شد. توثیق و تضعیف کسانی که پیشینیان درباره آن ها اظهار نظری نکرده اند یا این که به صراحت توثیق و تضعیف درباره آنان ندارند. این گروه از اهمیت خاصی در تبیین جایگاه علمی رجالی شهید ثانی برخوردار است که از نوآوری های خاص وی محسوب می شود در ذیل به چند نمونه بسنده می شود .
– ارقم بن شرحبیل : رجالیان درباره او اظهار نظری نکرده اند و تنها شهید ثانی درباره وی می گوید وی تابعی فاضل است[۲۸۴].
– عمر بن حنظله : در کلمات بزرگان رجالی قدیم به توثیق یا تضعیف

حتما بخوانید :
دسترسی به منابع مقالات :بررسی تاثیر عوامل محبوبیت برند بر وفاداری مشتری وتبلیغات دهان به دهان شواهدی ...

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ی روشن درباره عمر بن حنظله دست نیافتیم اما شهید ثانی به صراحت او را توثیق می کند و می گوید اگرچه نصی از اصحاب در جرح یا تعدیل وی وجود ندارد اما حقیقت امر نزد من آسان است و وی را توثیق می کنم[۲۸۵].
– سلیمان بن مهران اعمش : شهید ثانی درباره وی می گوید اصحاب ما در علم رجال کتاب نوشته اند نام وی را ذکر نکرده اند در حالی که سزاوار بود نام او را می بردند چه آن که وی در مذهب مستقیم و دارای فضل و علم بوده است اهل سنت نام او را در کتاب هایشان آورده اند و با اعتراف به تشیع وی او را ستوده اند[۲۸۶].
– احمد بن محمد بن حسن بن ولید : هیچ یک از رجالیان درباره وی اظهار نظری نکرده اند تنها شهید ثانی وی را از ثقات شمرده است[۲۸۷].
مبحث سوم : جمع بندی مبانی رجالی شهید ثانی
– در جمع بندی این بخش به جمع آوری امتیازات علمی شهید ثانی در زمینه علم رجال می پردازیم .
– قواعد رجالی از منظر شهید ثانى در شش عنوان بررسی شده است .
– شهید ثانى توجه زیادی به ارزیابی سند روایات نشان می دهد تا جایی که یکی از بزرگان وثوق سندى معرفی می شود .
– از منظر وی شروط لازم برای راویان عبارتست از اسلام، بلوغ، عقل، عدالت، ضبط، ایمان راوی، بر این اساس اگر ناقل حدیث همه این شرایط را داشت توثیق می گردد. اگر عدم شرایط اثبات شود، تضعیف می شود .
– شهید ثانی بد کیشی را از عوامل ضعف راویان می داند . وی عدالت را سلامت از اسباب فسق یعنی انجام کبائر و اصرار بر صغائر و دوری از امورخلاف مروت می داند .
– عدم پذیرش خبر موثق از سوی شهید ثانی به مبنای وی درباره شرط راوی باز می گردد وی ایمان به معنای امامی مذهب بودن راوی، از جمله شروط لازم راوی دانسته عدم آن را موجب ضعف قلمداد کرده است .
– راهکار شهید برای تعارض ظاهری نظر و عمل فقها ؛ شهید ثانی در برخورد با این تعارض به این نتیجه می رسد که اشتراط ایمان به صورت مطلق طبق عملکرد فقیهان، صحیح نیست بلکه عالمان شیعی باید ایمان و عدالت یا انجبار به یک مرجح را شرط قبول روایت قرار دهند نه فقط عدالت و ایمان را تا دیگر به رد کامل روایات غیر امامیان، درمقام نظر، مجبور نبوده و میان نظر و عمل آنان نیز دوگانگی به وجود نیاید .
– شهید از دیدگاه انحصار دایره حجیت به اخبار صحیح جانب داری می کند و بر این عقیده است که در صورت ضرورت و ناچاری تنها عمل به اخبار ثقات غیر امامی رواست با جستار در آثار شهید ثانی بخش عمده ضرورت و ناچاری مربوط به شهرت قدمایی است با این حال در فقه شهید ثانی مصادیق فقهیِ پذیرفتن اخبار ثقات غیر امامی، با دلیل شهرت قدمایی، بسیار ناچیز است.
– وی روایات واقفی، فطحی و… را قبل از تخلیط و گرایش به عقیده باطل شان با احراز شرایط دیگر مقبول و روایات پس از تخلیط شان را مردود می انگارد این مورد نیز از موارد پذیرفتن اخبار ثقات غیر امامی از منظر شهید ثانی است .
– از منظر شهید ثانی در تعارض جرح و تعدیل، جرح مقدم است . وی تصریح می کند جرح های مطلق و فاقد دلیل هرچند بر اساس دیدگاه کسی که تنها مرجح مفسر را معتبر می داند، به جرح نمی انجامد اما شک و گمان قوی به راوی مجروح به وجود می آورد که ترک حدیث او را در پی دارد از همین رو تا اثبات عدالت فرد یا یافتن علت از میان برنده سبب جرح، درباره پذیرش حدیث او توقف می شود .
– شهید ثانی در نقد و بررسی حال روایان و عوامل تضعیف روایان روش مستقل دارد . عمده عوامل تضعیف در آثار شهید ثانی فساد مذهب، وضع حدیث، نا شناخته بودن راوی، جرح تفسیر نشده است .
– شهید ثانى به روایت موثقه، حسنه، عمل نکرده وی حجیت مرسلات را به طور کلی رد کرده مگر به پرهیز مرسل از غیر ثقه دانسته شود مانند ابن ابى عمیر از اصحاب ما بنابر آنچه که بسیارى از علما یادآور شده اند.
– شهید ثانی براى قاعده اصحاب اجماع ارزشى قائل نیست وی شیخوخت اجازه را از راه های توثیق راوی می داند و معتقدند که در مورد آن ها نیازی به نص تزکیه نیست . از منظر وی توثیقات متاخرین ارزشی ندارد .
– شهید ثانى از ناقدان برجسته رجالی و پژوهشگر ژرف نگر اخبار در دو عرصه رجال و حدیث است وی تصریح می کند چهره های نامدار نظیر نجاشی، شیخ طوسی، ابن طاووس، ابن داود آثاری عظیمی به یادگار گذاشته اند که امروز در خدمت محققین است . وی تصریح می کند آنچه امروز موجود است عاری از عیب نیست لذا بر محققین هرعصری است، با تکیه بر اصل اجتهاد، قدرت، لیاقت، کفایت علمی، در آثار دانشمندان سلف، تدبر و تامل نموده و بر کژی های آن دست یابند و نکات تاریک یا ضعیف را روشن و برطرف نمایند .
با جمع بندی مطالب می گوییم شهید ثانی در زمینه قواعد کلی علم رجال نوآور و صاحب نظر است به همین دلیل از صاحب نظران رجالی امامی در تاریخ فقه شیعه خوش درخشیده است .
 
فصل دوم
مبانی تطبیقی شهید ثانی