علمی

فنون مشاوره رفتاری – شکل دهی رفتار

مشاوران رفتاری وشناختی ـ رفتاری به زن و شوهر آموزش میدن که گوش کنن پیشنهادهای سازنده بدن، از عبارات من استفاده کنن، در موردرفتارهای مثبت خاص بدون این دست اون دست کردن بعدازانجام اون رفتاربه همسرشون بازخورد مثبت بدهندواز شفاف سازی وسؤال واسه بررسی رفتارای کلامی وغیر کلامی استفاده کنن (کرلسون وهمکاران،۱۹۸۷ به نقل از نیکولز و شوارتز،۲۰۰۴، ترجمه دهقانی وهمکاران،۱۳۸۷).

۲-۱۵- خاموشی

خاموشی وقتی صورت میگیردکه هیچ تقویتی بعداز رفتارصورت نگیره. ندیده گرفتن یه رفتار، البته در بیشتر موارد، بهترین جواب به رفتاریه که شما دوست ندرید. دلیل اینکه بعضی از افراد در این موردشکست می خورنداینه که دوری ازپاسخ با احتمال خیلی کم منجربه تقویت فوری رفتارناخواسته می شه. دلیل اینه که بیشترمشکلات رفتاری به صورت جزئی و متناوب تقویت شده ان، پس خاموشی اون ها نیازبه زمان داره (نیکولز و شوارتز،۲۰۰۴، ترجمه دهقانی وهمکاران،۱۳۸۷).

مشکلات

۲-۱۶-تنبیه

تنبیه یه جور محرکه که به دنبال جواب بد میاد و احتمال وقوع دوباره اون جواب رو کم می کنه. تنبیه هم به دو صورت مثبت و منفی اعمال می شه در تنبیه مثبت یه محرک منفی به دنبال یه عمل ارائه می شه. در تنبیه منفی از ارائه محرک مثبت به دنبال عمل دوری می شه (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۸۶).

اون طور که گفته شد تقویت (چه مثبت، چه منفی) موجب قوی شدن رفتار کنشگر می شه، یعنی احتمال بروز اون رو در شرایط همسان آینده زیاد می کنه. در مقابل تنبیه موجب ضعیف شدن رفتار کنشگر یا کاهش پیدا کردن احتمال اون می شه. اگه رفتار ارگانیسم با نتیجه نامطلوبی دنبال شه و احتمال انجام اون رفتار در شرایط همسان آینده کم بشه، می گن که اون رفتار تنبیه شده. باید دقت کرد که در تنبیه نتیجه بد رفتار ارائه یه محرک آزارنده یا همون تقویت کننده منفی به دنبال رفتار ارگانیسمه. پس بنا به تعریف تنبیه یعنی ضعیف شدن یا کاهش احتمال بروز یه رفتار پس از ارائه تقویت کننده منفی یا محرک آزارنده به دنبال اون (سیف و همکاران،۱۳۹۲).

کودک رو با بهره گرفتن از دو روش میشه تنبیه کرد. میشه واسه اون موقعیت ناخوشایند یا دردناک به وجود آورد، مانند سیلی زدن، داد کشیدن، تحقیر کردن، یا میشه اون رو از امتیازی محروم کرد. مانند گرفتن اسباب بازی از اون، محروم کردن اون از تماشای تلویزیون هیچ کدوم از این روش ها پیشنهاد نمی شه، مگه در موارد بسیار نادر، با این همه، بیشتر بزرگسالان تنبیه رو زیاد استفاده می کنن. شاید هم بیشتر به خاطر این که راه دیگه ای واسه جلوگیری از رفتارای بد کودکان نمی شناسن. در درمان اجتنابی با بهره گرفتن از یه محرک آزارنده غیرشرطی، نسبت به محرکی که قبلاً جذاب بوده در مراجع ترس یا بیزاری سنتی ایجاد می شه و اینطوری جواب دوری ایجاد میشه یا رفتار عامل بد یا بی ثمر جلوگیری می شه. یکی از برنامه هایی که دلایل تحقیقاتی خوبی پشتوانه اون هستش، برنامه پترسون در موسسه تحقیقاتی اورگونه (تاد و بوهارت، ۱۹۹۴، ترجمه فیروزبخت،۱۳۸۷).

پترسون عقیده داره که مشکلات رفتاری کودکان محصول اتکای والدین بر کنترل آزارنده س. یعنی تکیه بر خرده گرفتن، تنبیه، داد و فریاد، غر زدن و مواردی مثل این. کودکان تقریبا بی دفاع هم واسه کنترل کردن والدین خود به اخلال ورزی، تلافی کردن و انجام رفتارای داغون کننده رو میارن چون در واقع از کنترل آزارنده پدر و مادرشون تقلید می کنن. پدر و مادر مزبور زیاد جایزه نمی دن. علتش هم اینه که یا راه و رسم جایزه دادن رو نمی دونن و یا به خاطر فشار روانی و عصبانیت خود تمایلی به جایزه دادن ندارن. فرزندشون هم واسه جلب توجه والدین خود به انجام رفتارای آزارنده و بد روی می آورد. اینطوری یه دور باطل ایجاد می شه. والدین به کمک تنبیه، فرزندشون رو کنترل می کنن و با این کار خود احساسات فرزندشون رو جریحه دار و اونا رو عصبانی می کنن و اینطوری بر احتمال انجام رفتارای بد از طرف فرزندشون اضافه می کنن. این جریان هم به نوبه خود موجب استفاده هر چی بیشتر والدین از تنبیه می شه(سیف،۱۳۸۵).

یکی از عوامل مهم در به وجود اومدن مشکلات عاطفی، رفتاری و اجتماعی کودکان، بد رفتاری والدین و به کار بردن تنبیه س. در خیلی از خونواده ها، مخصوصا در مواردی که والدین وضع اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی پایین تری دارن، تنبیه کودکان معموله. فشارهای اجتماعی و روحی بر والدین، عامل مهم دیگری در بد رفتاری اونا با کودکانه. هر جا که اینجور فشارهایی بر والدین وارد آید، طبیعتاً پرورش فرزندان هم با سختی و تلخ کامی همراه میشه. بررسیای واستا[۱] (۱۹۹۹، به نقل از سیف و همکاران، ۱۳۹۲) نشون میده که در خونواده هایی که مادر دچار فشار روحیه یا مشکلات زیاده، کودکان خردسال مورد تنبیه قرار می گیرن که گاهی وقتا این تنبیه بسیار شدیده. در تموم موارد چیزی که به کاهش بدرفتاری با کودکان کمک موثری می کنه، آگاهی دادن به والدین و مشاوره در مسائل خونواده و کودک و کمک به اونا واسه حل مسئله خانوادگی و ایجاد روابط بهتر اجتماعی با بقیه و هم اینکه شناساندن ویژگیای رفتاری کودکان در سنین جور واجور و چگونگی برخورد درست با اونا هستش .

اقتصاد

 

۲-۱۷-تقویت منفی در مقایسه با تنبیه سه مزیت داره:

۱- به کودک می گن که چه رفتاری از اون توقع دارن و باید این رفتار رو نشون بده تا موقعیت ناخوشایند پایان پذیرد. پس، کودک باید رفتار مطلوب رو دست کم یه بار انجام بده تا این کار به نتیجه باحالی برسه (یعنی موقعیت ناخوشایند واسه اون پایان یابد).

۲- کنترل رفتار در تقویت منفی به دست خودشه، یعنی اون آزاده که هر اون، رفتار مطلوب رو نشون بده و به موقعیت ناخوشایند نشون بده. برخلاف تنبیه، که کودک کنترلی بر رفتار خود نداره و جدا از رفتارش، تنبیه در مورد اون اعمال می شه.

۳- تقویت منفی کارایی بیشتری داره. به محض اینکه رفتار کودک به طرف بهتر شدن تغییر جهت میده، تنبیه پایان قبول می کنه. باید توجه داشت که اگه تقویت منفی هم موثر نباشه، هنوز سه روش دیگه واسه به کار بردن هر کدوم از اونا میشه از به کار بردن تنبیه دوری کرد. اون سه روش عبارت ان از: اشباع، خاموشی و تقویت رفتار مخالف (کرومبولتز و کرومبولتز،۱۹۸۲؛ ترجمه کریمی، ۱۳۸۸).

تنبیه ممکنه خطرناک باشه:

تنبیه نه فقط از تقویت منفی تاثیر کمتری داره، بلکه بعضی وقتا می تونه دارای خطرهایی جدی واسه فرزندان باشه. از اون جمله س:

۱- تنبیه از قصد می تونه در عمل نقش تقویت کننده رفتار بد رو داشته باشه. مثلاً، معلمی که شاگرد مزاحمی رو واسه تنبیه جلوی کلاس می آورد، یا در کنار خور می نشاند، یا اسم اون رو به عنوان مزاحم روی تخته مشکی کلاس می نویسه، در واقع توجه همه رو به طرف اون جلب کرده. اینجور توجهی ممکنه منظور و هدف اصلی اون شاگرد باشه و معلم با این روش، رفتار مزاحمت رو در اون تقویت کرده.

۲- تنبیه ممکنه دلیل ترس نگرانیای شدید شه که گاه در سرار زندگی آدمی رو رها نمی کنه.

۳- وقتی که کودک یا نوجوون پشت سر هم تنبیه شه و راهی واسه فرار از اون پیدا نکنه، پایه رفتارای عصبی بعدی اون گذاشته می شه.

۴- بیشتر کودکان و نوجوانان در برابر تنبیه عکس العمل دوطرفه نشون میدن. این واکنشا یا به صورت مقاومت مستقیم بروز می کنه یا با بی تفاوتی و بی خیالی همراه س. فرار از خونواده، ولگردی و ناهماهنگی با جامعه پاره ای از این جوری واکنشا در برابر تنبیه س. مادر و پدر با کارای خود به راستی این جوری واکنشا رو به کودکان تحمیل می کنن.

۵- کودکان و نوجوانان دوست دارن تا اونجا که می تونن از تنبیه کنندگان دوری کنن. کودک یا نوجوونی که پشت سر هم به وسیله پدر، مادر و یا معلم خود تنبیه شه، میل نخواد داشت که در کنار اونا باشه. اینجاس که بعضی وقتا می شنویم مادرها و پدرهای پیر و سالخورده از اینکه فرزندان با اونا مهر نمی ورزند گله دارن و شکوه می کنن که بچه هاشون به اونا نمی رسن و از اونا فراری هستن. این حالت دوری جستن و فرار از مادر و پدر و بزرگترهای دیگه ممکنه واکنشی در برابر تنبیه های تکراری فرزندان به وسیله اونا باشه. پس، مادر یا پدر یا معلمی که مهر دارن مورد توجه بچه یا شاگرد خود قرار گیرند، باید تا اونجا که براشون امکان ادرد، واسه جلوگیری از رفتارای بد فرزندان خود از روشای مثبت استفاده کنن و دست کم اونا رو کمتر تنبیه کنن (کرومبولتز و کرومبولتز، ۱۹۸۲، ترجمه کریمی،۱۳۸۸).

با اینکه زندگی آدم اونقدر با تنبیه های جورواجور درآمیخته س که تنبیه از قصد زیادی به نظر می رسه، ولی مواردی هست که کاربرد تنبیه پیشگیری ناپذیر و لازمه. از اون جمله س:

۱- واسه اینکه کودک خردسال معنی کلمه «نه» رو به عنوان بازدارنده درک کنه، همراه کردن تنبیه ملایمی با این کلمه لازمه. مثلا وقتی که کودک به طرف چیزی با ارزش یا خطرناک دست دراز می کنه، گفتن «نه» یا «نه، نه» با صدای تند و بلند یا زدن روی دست اون با ملایمت، دلیل می شه که رابطه بین کلمه «نه» و اون تنبیه ملایم تو ذهن کودک برقرار شه و در آینده تنها گفتن «نه» واسه دست نزدن به چیزایی که دلمون نمی خواد اون به اونا دست بزنه کافی باشه.

۲- در موارد اضطراری به کار بردن تنبیه ممکنه تنها راه نجات کودک از خطری جدی باشه. مثلا زدن واکسن واسه کودک ناراحت کننده س، اما واسه سلامتی اون لازمه. زدن روی سینه کودک و پرتاب کردن اون به بغل دستی ممکنه در نظر اون تنبیه تلقی شه، ولی اگه با این کار اون رو از زیر اتومبیل رفتن، یا برخورد چیزی مانند یه سنگ به سرش حفظ کنیم، اینجور تنبیهی ضرورت داره.

۳- ممکنه تنبیه تنها راهی باشه که کودک یا نوجوون رو مجبور به انجام دادن رفتار دیگری غیر از رفتار بد کنه. امکان داره که رفتار نامطلوبی در طول زمان اونقدر تحکیم یافته باشه که جز با تنبیه کردن بشه کودک یا نوجوون رو به انجام دادن رفتار دیگری مجبور کرد.

خیلی از مردم به تاثیر به درد بخور بعضی از رویدادهای ناخوشایند بر زنگی خود اعتراف دارن. شاگردی که در کلاس مردود شده بود اونقدر به درس و مدرسه پرداخت که سالها بعد شاگرد موفقی شد. بعضیا که ازدواجشون به شکست و جدایی انجامیده، همسران بهتری پیدا کردن. گروهی که از کار خود برکنار شدن کار بهتری پیدا کردن. بعضی از کسائی که به حمله قلبی دچار شدن، سیگار رو واسه همیشه ترک کردن. نمونه های بسیار از این جوری تاثیرهای به درد بخور در رویدادهای ناخوشایند زندگی میشه یافت. اما خیلی مهم اینه که حتی کسائی هم که به دلیل تنبیه شدن به موفقیت رسیدن، کاربرد تنبیه رو به بقیه پیشنهاد نمی کنن، یا دست کم نمی خوان خودشون دوباره به اون اتفاق ناخوشایند رو به رو شن. البته در مواردی استثنایی موقعیتای ناخوشایندی که از پیش برنامه ریزی شده میشه به صورت ضربه ای تکون دهنده واسه آگاهی دادن به آدما به کار روند تا اونا رو متوجه کنن که رفتارشون نیاز به تغییر داره. اما تنبیه باید همراه با عرضه چند رفتار مخالف با رفتار بد باشه و امکان تقویت کردن رفتار مخالف هم جفت و جور باشه. وگرنه، تنبیه تاثیر مثبت خود رو نمی بخشه (کرومبولتز و کرومبولتز، ۱۹۸۲، ترجمه کریمی،۱۳۸۸).

ازدواج

۲-۱۸- محرومیت

معنی محرومیت شامل دورکردن افراد (بیشتر بچه ها) از یه محیط به خاطربدرفتاری اون هاست. جداکردن ازیک تقویت مثبت یامحروم کردن واسه وقتی محدود (تقریبا پنج دقیقه) منتهی به توقف رفتار هدف می شه. مثلا، کودکی که در بین بازی آبجی و برادرش رو گاز می گیرد، هربارکه این عمل رو انجام داد، به یه اتاق دیگه می رود و واسه پنج دقیقه روبروی دیوار می نشیند.

۲-۱۹-اقتصادژتونی

اقتصادژتونی، استفاده ازسیستمی ازنشانها یا ستاره ها جهت جایزه دادن به بچه ها به خاطررفتارهای موفقیت آمیزه.مثلا میشه واسه هر کار مطلوبی که بچه انجام میده یه کارت به اون داد که بعدا اون چند کارت رو می تونه با  یه  چیز دلخواه مثل بستنی معاوضه کنه (پروچاسکا و نورکراس،۱۹۹۹،ترجمه سید محمدی،۱۳۸۸).

۲-۲۰- قراردادوابستگی

راهبردیه که واسه اولین بارتوسط استوارت (۱۹۶۹، به نقل از گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۱۹۷۳، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران،۱۳۸۲) مطرح شد که به روند افزایش رد و بدل کردن دو طرفه رفتارای مورد پسند اشاره می کنه یه توافق نوشته شده یا یه قرارداد امضاشده بین دو طرف (مثلا، والدین وفرزندان، معلمان ودانش آموزان) که مشخص می شه تحت اون شرایط، یه نفرکاری رابرای دیگری انجام می دهد، درنتیجه، دو طرف قرارداد به رفتارای مثبت یکدیگرپاداش میدن. در اصطلاحات رفتاری، یه قرارداد رابطه بین نوع خاصی ازرفتار وپیامدهای آنهارامشخص می کنه. به این صورت، ابزاریه که به شکل آسون درک می شه، سرراسته، خیلی راحت طراحی می شه، زورگویانه نیس وثابت شده که این قرارداده ها درمذاکر درباره ی اختلافات والد فرزندی، به درد بخور می باشه.

۲-۲۱- اصل پریماک

ایده ی نهفته در اصل پریماک اینه که اعضای خونواده اول باید تکالیفی رو انجام دهندکه کمترخوشاینده، قبل اینکه به آنهااجازه داده شه، درگیرفعالیتای مورد پسند شه، مثلا، وقتی بچه هادر خونه واسه درس خوندن مشکل دارن، ازآنهاخواسته می شه که اول درسشون رو بخونن تا به اونا اجازه داده شودبرنامهای تلویزیون نگاه کنن (پروچاسکا و نورکراس،۱۹۹۹، ترجمه سید محمدی،۱۳۸۸).

۲-۲۲- مدل سازی و اجرای نقش

روش های زیادی واسه به کار گیری مدل سازی ورفتارهای اجرای نقش هست (بندورا،۱۹۷۷). درموقعیتای خاص، ممکنه از اعضای خونواده خواسته شودنقش اشخاصی رو ایفاکنندکه اون ها به شکل ایدال می خواهندآنگونه باشن. اعضای خونواده تعدادی از رفتارها آ اجرا خواهندکرد تا ببینن بهترین آنهاکدامه یه بخش از مدل سازی وایفای نقش، بازخورد و عکس العملای تصحیحیه که ممکنه به وسیله مشاور یا بقیه اعضای خونواده ارائه شه (پروچاسکا و نورکراس،۱۹۹۹،ترجمه سید محمدی،۱۳۸۸).

۲-۲۳- شرطی سازی سنتی

در شرطی سازی سنتی، یه محرک غیرشرطی، مثل غذا که منتهی به یه جواب غیر شرطی مثل ترشح بزاق می شه، بایک محرک شرطی مثل زنگ همراه می شه نتیجه اینکه، محرک شرطی همون جواب رو فرا می خواند(نیکولز و شوارتز،۲۰۰۴،ترجمه دهقانی و همکاران،۱۳۸۷).

۲-۲۴- شرطی سازی عملی

 

این نوع شرطی سازی به وسیله اسکینر (۱۹۵۳) موردتوجه قرار گرفت روند آزمایشگاهی استواری نوع خاصی از رفتارپاسخ در حیوونی مثل موش سفید. مثلا، فشار ارادی زنگ درجعبه اسکینر واسه کسب غذاـ به وسیله ی جایزه یا تقویت انتخابی امکان اتفاق افتادن اون رفتاررا بیشتراز بقیه جواب هایی خواهد کردکه جایزه داده نشده ان. در موردانسان نیزبرخی رفتارای روزانه ی ارادی (مثل جواب دادن به زنگ در، بازکردن درفریزر، انتخاب طعم خاصی از ماست یا خرید بلیت واسه سینمایاکنسرت) که رایج شده ان، معمولاً به دنبال یه نتیجه مطلوب درگذشته ایجادشده ان، پس احتمال بیشتری داردکه نسبت به رفتارهایی که جایزه ندیده ان، دوباره تکرار شن مثل وقت ملاقات با دندانپزشک (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۱۹۷۳، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران،۱۳۸۲).

۲-۲۵- تقویت

تقویت، به کار گیری نتیجه های خاص فوری، مشروط ومتعاقب رفتار جهت افزایش توالی رفتاراست. تعریف دیگه اینکه، هر اتفاق مشروطی که تعدادهررفتاری راافزایش دهد، تقویت درنظرگرفته می شه. هدف تقویت مثبت، افزایش تعدادپاسخ به دنبال یه اتفاق مطلوب (تقویت مثبت یا جایزه). هدف تقویت منفی، افزایش تعدادپاسخ باحذف یاخاتمه دادن به یه اتفاق یا محرک انزجارآور، ناخوشایند یا دردناک مداومه که به صورت فوری بعدازپاسخ مطلوب ایجاد می شه (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۱۹۷۳، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران،۱۳۸۲). رفتارگرایان فکر می کنند که ما به خاطر منافعی که تجربه می کنیم (تقویت مثبت) یا به خاطر نیاز به فرار کردن یا دوری کردن از نتیجه های ناخوشایند (تقویت منفی) به روش قابل پیش بینی جواب می دیم. بعد از اینکه هدفای درمان جویان آزمایش شدن، رفتارای خاصی مورد هدف قرار می گیرن. هدف از تقویت، خواه مثبت یا منفی، زیاد شدن رفتار موردنظره. تقویت مثبت لازمه اضافه کردن چیز با ارزشی واسه فرد (مانند تشویق، توجه، پول یا غذا) به عنوان نتیجه رفتار خاصه. محرکی که بعد از رفترا قرار داره تقویت کننده مثبته. مثلا کودکی نمرات عالی میگیره و والدینش اون رو تشویق می کنن اگه اون واسه این تشویق ارزش قایل باشه، احتمال داره که در آینده هم واسه نمرات خوب تلاش کنه. وقتی که هدف برنامه ای کم کردن یا برطرف کردن رفتارای ناراحت کننده س، از تقویت مثبت واسه زیاد شدن زیادی رفتارای مورد پسند که جانشین رفتارای ناخوشایند می شن، استفاده می شه (کری، ۲۰۰۵، ترجمه سید محمدی،۱۳۸۹).

تقویت مثبت یا جایزه، محرکای مورد پسند و لذت بخش رو در بر میگیره که باعث تکرار و افزایش رفتار می شه. تقویت مثبت ارائه یه محرک مثبت به دنبال یه عمله مثلاً افزایش حقوق به دنبال کار اضافی انجام شده، تقویت ممکنه صد در صد باشه و یا اینکه به صورت جزئی و متناوب انجام بشه در تقویت صد درصد واسه هر دفعه عمل تقویت مثبت ارائه می شه، در حالیکه در تقویت جزئی پس از چند مرتبه انجام عمل و یا پس از فاصله وقتی مشخص فرد موفق به دریافت تقویت مثبت می شه. طبق اصول شرطی کردن فعال، میشه بیشتر رفتارای آدم رو برحسب تقوتی مثبت و یا منفی تبیین کرد. در شناخت رفتار یه فرد و یا در تغییر و کاهش رفتار اون تقویت مثبت، یا منفی و یا هر دوی اونا دخالت دارن. البته، اون چیزی که واسه فرد تقویت مثبت هستش، ممکنه واسه دیگری حتما تقویت به حساب نیاد و یا اینکه عامل تقویتی ضعیفی باشه. اون چیزی که واسه یه فرد تقویت کننده س، در درجه اول به شرطی شدن قبلی اون به اون چیزی که اون یاد گرفته که دوست داشته باشه و هم به شرایط موجود بستگی داره. پس در به کار بستن عملی اصل تقویت مشکل کلی همون پیدا کردن تقویت کننده هاییه که واسه فرد خاصی بیشتر از همه موثره، و هم طرح برنامه تقویت چه موقع و چه قدر باید انجام بشه، جزء دیگه این مشکله. تقویت ممکنه از بیرون یا از درون فرد انجام گیرد. تقویت داخلی خود به خود از درون فرد برمی پاشه و رفتار اون رو در جهت خاصی هدایت می کنه. در حالی که تقویت خارجی از خارج و از محیط عمل فرد به اون ارائه می شه و رفتار اون رو به راه خاصی شکل میده. تقویت کلا ممکنه به چهار صورت ارائه شه:

۱) در فواصل وقتی ثابت

۲) بعد از تعداد ثابتی جواب

۳) در فواصل وقتی متغیر

۴) بعد از تعداد متغیری جواب (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۸۶)

واسه بعضی از رفتارها، به جای اینکه تقویت رو براساس شماره پاسخای درست تنظیم کنیم. بهتره اون تقویت رو براساس طول زمان نشون دادن جواب درست عرضه کنیم. کارمندان و کارگران حقوق خود رو در برابر انجام دادن کار خوب در یه مدت مشخص (یه ساعت، یه هفته، پونزده روز، یه ماه) دریافت می کنه. در این روش که به اون برنامه وقتی ثابت می گن، بین طول مدت انجام دادن رفتار دلخواه و دریافت تقویت، نسبت ثابتی هست مثلاً پانصد ریال در برابر یه ساعت کار و هزار ریال واسه دو ساعت و … به کار گیری برنامه وقتی در بیشتر شغلا عادی تر از برنامه های نسبیه چون نگهداری حساب شماره جواب درست به مراتب مشکل تر از نگهداری زمونه مشخصیه که فرد به کار مشغول بوده. در بعضی شغلا هوشیاری و آمادگی همیشگی و یکنواخت فرد شاغل لازم و حتمیه. مثلا روان شناسا سازمانای نظامی فهمیدن که خیره شدن به صفحه کنترل رادار که از وظایف مامور کنترله پس از یه مدت دلیل کم شدن توجه می شه و چه بسا در همون زمان کوتاه بی توجهی، هواپیمای دشمن وارد حریم هوایی کشور شه، بدون اینکه مامور کنترل اون رو گزارش داده باشه. به همین دلیل در روشای نظامی امواج کاذب رو در فاصله های وقتی نامشخص به طرف رادار دلخواه می فرستند و مامور کنترل رو واسه اینکه به موقع گزارش داده مورد تشویق قرار میدن. چون این امواج بعضی وقتا در فاصله های وقتی بسیار کوتاه و بعضی وقتا در فاصله های وقتی طولانی تر فرستاده می شن، مامور کنترل ناچاره همیشه حواس جمع و آماده باشه (سیف، ۱۳۸۵).

۲-۲۶-  تقویت منفی

بر اساس گفته رفتارگرایان، اگه تقویت مثبت در کار نباشه، تقویت منفی پایه رفتار فرده، یه تقویت کننده منفی هر چیزیه که شخص اون رو ناراضی یا رنج بدن می دونه، یعنی هر چیزیه که شخص تلاش می کنه از اون دوری کنه و یا بدون پایان بده و از اون فرار کنه بدین دلیله که تقویت منفی رو معمولا کنترل تنفرآمیز می گن تقویت منفی عین تنبیه نیس، بلکه دوری از تنبیه س، تقویت منفی، یعنی ارائه نکردن یه محرک منفیه بعد از انجام یه عمل مثل تنبیه نکردن طفلی که به کارای خلاف دست می زنه تقویت منفی، کاهش یا حذف محرکای ناخوشایند و دردآوره طوری که احتمال بروز رفتار مطلوب رو زیاد می کنه. فرق تقویت منفی با تنبیه در اون هستش که تقویت منفی یعنی قوی شدن یه رفتار پس از حذف تقویت کننده منفی به دنبال اون (سیف، ۱۳۸۵).

تقویت کننده های منفی با نبود حضور خود احتمال ظهور یه رفتار رو زیاد می کنن مثلا دانشجو از امتحان و از اینکه نکنه نمره نیاورد ترس داره. پس، خوب درس می خواند تا ترس نداشته باشه. اینجا، ترس تقویت کننده منفی نامیده می شه، چون نبود حضور اون باعث می شه تا احتمال تکرار رفتار قبل از اون، یعنی درس خوندن زیاد شه. هر اندازه یه تقویت کننده قوی تر باشه، به همون اندازه یادگیری اون سریع تر میشه. مثلاً دانشجویان درسای ۳ یا ۴ واحدی رو بهتر و سریع تر از درسای ۱ یا ۲ واحدی یادمی گیرند (گنجی، ۱۳۸۶).

تقویت منفی فرار کردن از محرکای آزارنده (ناخوشایند) یا دوری کردن از اونا رو لازم میکنه. در این حال فرد با انگیزه می شه تا واسه دوری کردن از وضعیتی ناخوشایند، رفتار باحالی رو نشون میده (کری، ۲۰۰۵، ترجمه سید محمدی،۱۳۸۹).

واسه اینکه کودکی رو از انجام دادن رفتار نامطلوبی باز داریم، باید ترتیبی بدیم که هر زمان رفتار اون درجهت مطلوب تغییر کرد، به موقعیتی که واسه اون ناخوشایند بوده، پایان بده. باید توجه داشت که کودک با بهبود بخشیدن به رفتار خود و تغییر دادن اون در جهت مطلوب به موقعیت ناخوشایند پایان میده. این موقعیت ناخوشایند تا وقتی که رفتار بد هست، ادامه داره. این روش یعنی روش تقویت منفی رو نباید با تنبیه اشتباه کرد. تقویت منفی، برداشتن موقعیتی ناخوشایند از دنباله یه رفتاره، اگر تنبیه، اضافه کردن موقعیتی ناخوشایند به دنبال یه رفتاره (کرومبولتز و کرومبولتز،۱۹۸۲، ترجمه کریمی،۱۳۸۸).

تقویت منفی هم شامل حذف محرک بد و هم شامل دوری کردن ارگانیسم از اون هستش. مورد اول رو یادگیری فرار یا گریزآموزی و مورد دوم رو یادگیری اجتماعی می گن. اگه هنگام قدم زدن در خیابون باران ببارد و شما واسه جلوگیری از خیس شدن چتر خود رو باز کنین یا به زسر یه سر پناه برید، این یادگیری گریزآموزی اسمشه. اگه هنگام خروج از منزل با دیدن آسمون ابری چتر خود رو با خود حمل کنین، این یادگیری شامل نمونه ای از یادگیری اجتنابیه (سیف و همکاران، ۱۳۹۲).

بعضی وقتا هم بچه ها ممکنه بگن (محروم شدن! یعنی چی! پنج دقیقه چیه؟) بچه ها ممکنه وقتی واسه اولین بار طعم محرومیت رو می چشن، بی توجهی نشون بدن.اما اولین محرومیت خیلی بیشتر از چیزی که بچه ها و پدر و مادرها تصور می کنن سخته. به والدین می گن در ازای هر بار انجام رفتارای ناشایست در دوره محرومیت، پنج دقیقه بر مدت محرومیت اضافه کنن. مثلاً وقتی کودک فحش میده، داد می زنه، به در لگد می زنه چیزی می شکنه یا محل مورد نظر رو ترک می کنه یا حتی به پدر و مادرش توهین می کنه، پنج دقیقه بر مدت محرومیتش اضافه می شه. بعضی وقتا اولین دوره محرومیت به ۴۰ دقیقه می رسه. دفعه دوم حدوداً ۲۰ دقیقه و دفعات بعدی به ۵ دقیقه می رسه. اینجاش خیلی مهمه که پدر و مادرها در اجرای فن محروم کردن مسامحه نکنن. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین نباید اون رو با تنبیه و تهدید اشتباه بگیرن یا در مورد رفتاری که توافقی در مورد اون حاصل نشده ازش استفاده کنن. پدر و مادرها باید این فن رو در کمال خونسردی اجرا کنن و انتقاد یا داد و فریاد رو کنار بذارن. پدر و مادرهایی که از این فن بدرستی و بطور دائمی استفاده می کنن میفهمن که پس از چند بار استفاده گویی دیگه احتیاجی به اون نیس ( گنجی،۱۳۸۶).

اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین خیلی زود میفهمن که ازغر زدن، داد زدن و تنبیه موثرتره. اما از اونجا که اجرای درست فن محروم کردن سخته. خصوصاً در دفعات اول، تا خودمون رو راضی به استفاده درست از اون نکرده ایم نباید به این فن توسل جوییم چون در صورت استفاده گه گاه از این فن، رفتار بد به شکل سهمی تقویت می شه و این فقط رفتار دلخواه رو تحکیم می کنه و بس. ارزیابیهای به عمل اومده در مورد برنامه های اصلاح رفتار نشون می دهندکه این برنامه ها در درمان مشکلات رفتاری کودکان تاثیردارن. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین پدر و مادرها هم مثل بچه ها پس از اجرای درمان احساس رضایت و لیاقت بیشتری می کنن. والدین می گن اونا می تونن از اصولی که در این وع درمان آموخته ان در بقیه زمینه های مربوط به تربیت فرزندشون و مسایل خانوادگی استفاده کنن. هم اینکه بقیه رفتارای کودکان هم بهبود پیدا میکنن.

در آخر مباحث تقویت باید اشاره کرد که نوع دیگری از تقویت کننده ها، تقویت کننده های اولیه و ثانویه هستن. تقویت کننده های اولیه اونایی هستن که نیازای زیستی رو جفت و جور می کنن، مثلا آب، هوا، غذا، گرما مناسب (تقویت کننده های مثبت)، درد و ترس (تقویت کننده های منفی)، تقویت کننده های اولیه به حساب میان. تقویت کننده های ثانویه اونایی هستن که در اثر همراه شدن با تقویت کننده های اولیه خاصیت تقویت کنندگی پیدا می کنن و به خاطر همین اونا رو تقویت کننده های شرطی هم می گن. مثلا، پول (تقویت کننده ثانویه) می تونه به غذا (تقویت کننده اولیه) تبدیل شه. پول، توجه، تایید اجتماعی، همه تقویت کننده شرطیه (گنجی، ۱۳۸۶).

۲-۲۷-الگودهی

با الگودهی، رفتار درست واسه یادگیرنده نشون داده می شه. یادگیرنده رفتار الگورا مشاهده و بعد الگو راتقلید می کنه. واسه مؤثر واقع شدن الگودهی، یادگیرنده باید دارای مهارت های تقلیدی باشه، یعنی، یادگیرنده باید به الگو توجه کنه و فقط رفتار الگو رو اجرا کنه. از اونجا که تقلید کردن رفتار بقیه تقریبادر موقعیت های جور واجور تقویت شده، بیشتر افراددارای مهارت های تقلیدی هستن (سیف و همکاران،۱۳۹۲).

۲-۲۸-تغییر رفتار، رفتار درمانی

تغییررفتار بخش ای از روانشناسیه که به تحلیل وتغییر رفتار آدمی می پردازه. هدف، تغییر زیاده روی یا مشکل در رفتار وبازگرداندن اون ها به حالت میونه روی وبهنجاره. زیاده روی در رفتار، رفتار نا مطلوبیه که فرد در صدد کاهش زیادی، کاهش موندگاری وشدت اون هستش؛ مثل سیگار کشیدن، پرخوری، بدرفتاری، دعوا با همسر، سرپیچی، خشونت، خود آسیب رسانی، ویران کننده ای، دروغ گفتن، دزدی کردن، ناخن جویدن، انگشت مکیدن، کندن مو، لکنت زبون، ادرار بی اختیاری، ترس واضطراب مشکل دررفتار، رفتاریه که فرد درصدد افزایش زیادی، موندگاری وشدت اون هستش مانند تمرین ومطالعه، بهبود رفتارای اجتماعی، بهبود مهارت های کنشی، افزایش اداره خود، ارتقای سطح رفتارای مربوط به سلامت مثل ورزش، تغذیه مناسب.

تغییررفتار به مجموعه روش ها وفنونی گفته می شه که یافته های روان شناسی آزمایشی، مخصوصا روانشناسی یادگیری، استخراج شده ان. هدف اونا کمک به رفع مشکلات سازگاری افراد در موقعیت جور واجور زندگی فردی واجتماعیه (سیف، ۱۳۸۵).

[۱] .vasta