سنخ شناسی نظریات مربوط به مفهوم طبقه در ایران، حوزه ها ی گسترده ای از …

  • وی طبقات را بر اساس نوع شغل و کاری که در جامعه انجام میدهند، از همدیگر تفکیک میکند.
  • علاوه بر معیار شغل، هر طبقه از سبک زندگی خاص خود برخوردار است که آن را از بقیه طبقات متمایز میکند. این بحث شبیه بحث سرمایه فرهنگی و اجتماعی بوردیو است.
  • با در نظر گرفتن معیار بالا شریعتی به این نتیجه میرسد که درایران طبقه کارگر نداریم بلکه گروه کارگر داریم. زیرا هنوز در سطح جامعه گسترش پیدا نکرده و سبک خاص زندگی خود را ندارد. و به آگاهی طبقاتی دست پیدا نکرده است .
    • جیمز بیل :

    ساختار طبقاتی در خاور میانه اسلامیجیمز بیل در تحلیل طبقاتی و دیالکتیک های نوسازی در خاورمیانه به بررسی ساختار طبقاتی در خاورمیانه اسلامی میپردازد. وی طرحی را که مطابق با طرح لنسکی است قابل کاربرد در کشورهای خاورمیانه اسلامی میداند. در واقع وی دولت اسلامی و فرهنگ منطبق بر آن را به عنوان زیربنا در نظر گرفته است که براساس آن طبقات و گروههای مختلف در جامعه شکل میگیرند.
    شکل زیر بیانگر نموداری از ساختار طبقاتی جوامع اسلامی است. این نمودار منطبق با طرحی است که توسط گرهارد لنسکی ارائه شده و شکل توسعه یافته تصویر هرمی از جامعه است. این نمودار ضمن آنکه توزیع قدرت را نشان میدهد، این احساس که طبقات چیزی بیش از لایههای رویهم انباشته شده نیستند را کنار میزند. لنسکی اظهار میدارد که این نمودار متداخل بیانگر آن است که ساختار طبقاتی متشکل از یک سری قشرهای مجزا ومنفک از یکدیگر به مفهوم زمین شناختی نیست. این نمودار شکاف عظیمی را که طبقات بالا و پایین را از یکدیگر جدا میسازد را نیز روشن میکند . ( بیل : ۱۳۷۳ )
    به طور کلی طبقه حاکم سنتی را میتوان به شش مولفه تقسیم نمود: ۱) حاکم ( سلطان، شاه، شیخ ) ۲) خانوادههای حاکم ۳) اشراف عشایر ۴)زمینداران بومی ۵) علمای بلند پایه حامی نظام ۶) نخبگان نظامی. همانگونه که نمودار نشان میدهد نخبگان اقتصادی درونزا و نخبگان بهره گیر و اجارهدار فاقد زمین اخیراً جزو طبقه بالا شدهاند. همچنین گروهی از صاحبان صنایع و تجار خارجی هستند که با دیگر گروههای طبقه بالا ترکیب شده و طبقه حاکم بومی را تقویت و حمایت میکنند. ( همان : ۱۱۰ )
    طبقات متوسط سنتی عبارتند از : طبقات دیوان سالار ، بورژوازی و روحانیت. در دو دهه اخیر شاهد پیدایش طبقه متوسط متخصص بوده ایم که اعضایش موقعیت قدرت خود را مرهون مهارت ها و استعدادهایی میدانند که به خاطر برخورداری از آموزش مدرن از آن بهره مند شدهاند. و طبقات پایین جامعه که از دهقانان، کوچروان و کارگران تشکیل شده است. ( همان )
    در ادامه بحث جیمز بیل روی تعامل گروهی در خاورمیانه به عنوان عاملی تأکید میکند که روابط طبقاتی را تحت تأثیر خود قرار داده است. وی همچون بسیاری از متفکران دیگر به وجود نزاعهای گروهی و قبیلهای به عنوان عامل نیرومندی که شکاف های طبقاتی را تحت تأثیرخود قرار میدهند، اشاره دارد.
    تاریخ الگوهای ائتلاف و ستیز که ویژگی گروههای قبیلهای و مذهبی در خاورمیانه است، داستانی چرخهای و دورهای است، چون فرقهها و طوایف مختلف به طور مستمر در رابطه با یکدیگر ( قدرت را ) به دست آورده از دست میدهند. این انعطاف پویا که ویژگی تعامل گروهی در خاورمیانه است، بازتاب عمیقی روی ساختار طبقاتی دارد. برای نمونه پیوند های گروهی در حال انتقال و تعادل، بشدت روابط طبقاتی که با آن پیوند دارند را تحت نفوذ قرار میدهند. ( همان: ۱۱۲ )
    ساختار طبقاتی در جامعه ایرانیجیمز بیل در کتابی با عنوان “سیاست های ایران : گروهها، طبقات و نوگرائی” به بررسی ساختار طبقاتی در جامعه ایرانی میپردازد. وی ساختار طبقاتی جامعه ایرانی تا قرن بیستم رامشخص میکند و از طبقات زیر نام میبرد:
    طبقه حاکم، طبقه متوسط بوروکرات، طبقه متوسط بورژوا، طبقه متوسط دبیران، طبقه کارگر سنتی، طبقه دهقانان و طبقه چادر نشین. بر اینها در قرن بیستم دو طبقه دیگر نیز میافزاید: طبقه کارگر جدید و طبقه متوسط حرفهمند و آزاد . ( ادیبی : ۶۹ )
    جیمزبیل در مورد ظهور طبقه متوسط جدید در ایران بحث میکند و بر توانایی های بوروکراتیک این طبقه تاکید دارد .وی از نظریه مانفرد هالپرن برای چهارجوب نظری کار خود استفاده میکند.
    طبقه جدید متشکل از افرادی است که موقعیت قدرتی آنها متکی بر استخدام حاصل از مهارت و استعدادی است که به مدد آموزش مدرن به دست آوردهاند. این طبقه، طبقه متوسط غیربورژوایی است که اعضای آن به جای تکیه بر ثروت ، پیوندهای خانوادگی و مالکیت، از طریق عملکرد، انجام کارهای برجسته و خدماتی که ارائه میدهند با دیگر طبقات و آن نظام پیوند یافتهاند. اعضای این طبقه در مشاغل حرفهای، فنی، فرهنگی، فکری، و اداری مشغول به کارند و به طور کلی طبقهی متوسط حقوق بگیر محسوب میشوند. (بیل ، ۱۳۸۷ : ۹۷ )
    نظریه هالپرن مستقیماً به طبقه متوسط جدید مربوط می شود که بحث اصلی و رئوس کلی آن در زیر بطور خلاصه ارئه میشود:

    حتما بخوانید :
    سایت مقالات فارسی - سنخ شناسی نظریات مربوط به مفهوم طبقه در ایران، حوزه ها ی گسترده ای ...

    1. طبقه متوسط جدید یک طبقه اجتماعی در خود است که اخیراً ظاهر شده است .
    2. طبقه متوسط جدید یک طبقه متجانس نیست بلکه اعضاء آن از گروهای اجتماعی مختلفی منشاء گرفته اند .
    3. طبقه متوسط جدید با تمام نامتجانس بودنش یک نیروی مستقل در نو کردن جامعه به شمار رفته و قدرت سیاسی را در جامعه اعمال میکند.
    4. در میان اعضاء طبقه متوسط جدید ستیز و رقابت وجود دارد. ولی اعضاء این ط
      برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

      بقه از این موضوع آگاهند و همین هشیاری و آگاهی موجب حفط همبستگی آنها میشود.

    5. طبقه متوسط جدید به دو سطح بالا و پایین تقسیم میشود. در کشورهای درحال توسعه گروه بالای این طبقه با دستیابی به قدرت سیاسی جامعه را نو میکند.
    6. در کشورهای درحال توسعه، طبقه متوسط جدید نیروی اصلی انقلابی را تشکیل میدهد.
    7. در جامعههای در حال توسعه بین توده مردم و طبقه حاکم تضاد و ستیز طبقاتی وجود ندارد. بلکه این تضادبین طبقه متوسط جدید و طبقه حاکم در جریان است.
    8. در کشورهای خاورمیانه، ارتش عمدهترین و اصلیترین وسیله برای قبضه قدرت سیاسی و تاسیس نظم نوین بشمار میرود.
    9. هالپرن در بحث هایش نتیجه میگیرد که اگر طبقه متوسط جدید در قبضهی قدرت سیاسی شکست بخورد، بدبختی و مصیبت دامنگیر این کشورها خواهد شد .
    10. سرانجام هالپرن با قاطعیت اظهارنظر میکند که طبقه متوسط جدید در اغلب کشورهای خاورمیانه و افریقای شمالی به استثنای کشورهای کمتر توسعه یافته و کم نفوذ بر سریر قدرت نشسته است .( ادیبی ، ۱۳۵۸ : ۴۴ -۴۵ )

    مهمترین نکاتی که در اندیشه وی وجود دارند:

    1. جیمز بیل ساختار طبقاتی مبتنی بر طرح لنسکی را برای کشورهای خاور میانه اسلامی مناسب میداند. در این طرح تأکید میشود که طبقات لایههای رویهم انباشته نیستند.
    2. در بررسی طبقه بالا، از نخبگان نظامی و نخبگان اقتصادی و علمای بلند پایه نام میبرد که میتوان آن را به طرح میلز در مورد طبقات حاکم نزدیک دانست.
    3. در بررسی ساختار طبقاتی جامعه ایران وی با استفاده از نظریه هالپرن به بررسی ظهور و رشد طبقه متوسط در ایران میپردازد.