مقاله علمی با منبع : سنخ شناسی نظریات مربوط به مفهوم طبقه در ایران، حوزه ها ی گسترده …

مالکیت وسایل تولید، مهارت ها و مدارک رسمی، وابستگی به اتحادیه ها

بوردیو

سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی ، سرمایه فرهنگی

پارسونز

تأکید بر پایگاه یا شأن ،قدرت ، ثروت

دیویس و مور

اهمیت کارکردی ،میزان تخصص ، ثروت

وارنر

معیارهای ذهنی قشربندی اجتماعی، تأکید بر منزلت اجتماعی

رویکرد اولدر این رویکرد که ریشه در اندیشه های مارکس دارد، مناسبات اقتصادی عامل اصلی تشکیل دهنده طبقات به شمار می روند .
به نظر مارکس بر مبنای موقعیت ها و وظایف گوناگونی که افراد در ساختار تولید جامعه دارند ، طبقه اجتماعی شکل میگیرد. دو عامل اصلی در تشکیل طبقه اجتماعی دخیل است : شیوه تولید ( کشاورزی، پیشه وری ، صنعتی ) ، و مناسبات تولید . همین عامل دوم است که لایههای عمده مشاغل را در ساختار اقتصادی جامعه ایجاد میکند: مالک زمین و رعیت را در جامعه دهقانی، کارفرما و کارگر خانگی را در اقتصاد پیشه وری ، سرمایهدار مالک کارخانه و کارگر را در جامعه صنعتی در مقابل یکدیگر قرار می دهد . عبارت “در برابر یکدیگر قرار میدهد” ماهیت این مناسبات را بیان میکند. ( تامین : ۷)
در مطالعه قشربندی از دیدگاه مارکسیستی علاوه بر وجود عینی طبقه ما به یک سری مفاهیم ذهنی از قشربندی اجتماعی میرسیم . مارکس بیان میکند که زمانی که طبقه کارگر از موقعیت و منافع خویش در سازمان تولید آگاهی یابد و همراه با دیگر اعضای طبقه کارگر برای به دست آوردن حق خود وارد مبارزه شوند، طبقه از حالت طبقه در خود به طبقه برای خود تبدیل میشود.” افراد جداگانه فقط تا آنجا طبقه ای را تشکیل میدهند، که نبرد مشترکی را علیه طبقه دیگر به پیش برند؛ در عین حال که آنان تا سرحد دشمنی با یکدیگر به رقابت میپردازند ” .(مارکس ، ۱۳۸۶ :۳۵۸ )
مهم ترین فاکتورهایی که برای تعریف طبقه از دیدگاه مارکسیست ها ارئه شده است ، به این ترتیب است :

حتما بخوانید :
دسترسی متن کامل - رابطه بین سبک های مقابله با استرس و خودکارآمدی عمومی با رضایت شغلی ...

  • مالکیت وسایل تولید : ۱) افراد مالکیت وسایل تولید را در اختیار دارند ۲) افراد تنها نیروی کار خود را در اختیار دارند.
  • آگاهی طبقاتی : ۱) طبقه در خود ۲) طبقه در خود ( زمانی که “طبقه در خود” برای رسیدن به منافع طبقاتی خود متشکل می شود ، تبدیل به “طبقه برای خود” میشود. )

در دیدگاه مارکسیستی علاوه برمالکیت وسایل تولید عامل آگاهی طبقاتی و ستیز طبقاتی بسیار مهم است .
رویکرد دوم : بعد از مارکس مهمترین تلاشهایی که از سوی پیروان وی برای بازبینی مفهوم طبقه صورت گرفته است، از سوی پولانزاس و اولین رایت بوده است .
از نظر پولانزاس طبقات نه تنها در سطح اقتصادی، بلکه همچنین در سطوح سیاسی و ایدئولوژیک” به طور ساختاری تعیین میشوند” . به سخن دیگر، نه تنها موقعیت عینی اقتصادی کارگزاران ( طبقات) اجتماعی نقش عمدهای در تعیین و ایجاد آنها دارد، بلکه موقعیت آن کارگزاران در روابط ایدئولوژیک و سیاسی سلطه نیز به همان اندازه مهم است. از دیدگاه پولانزاس، روابط سیاسی و ایدئولوژیک، خود جزئی از تعیین شدگی ساختاری طبقه است.( بشیریه ، ۱۳۸۶ : ۳۳۳ )
به نظر پولانزاس برآیندی از جایگاه افراد در سه سطح اقتصاد، ایدئولوژی و سیاست جایگاه واقعی افراد را در سیستم قشربندی مشخص میکند.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است