پایان نامه ها

سلامت روان، کودکان اتیستیک، آموزش والدین

مایرزچات66 و همکاران (2010) در پژوهشی تحت عنوان والدگری در خانواده هایی با یک کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و یک کودک بهنجار که بر روی مادران انجام شد به این نتیجه رسیدند که مادران این کودکان بین فرزندان خود تفاوت قائل میشوند و هنگام ارتباط با کودک اوتیسم خود استرس و افسردگی بیتری نسبت به زمان برخورد با فرزند بهنجار خود تجربه میکنند.
تانگ،بررتون،کیومال،مکینون،کینگ،رینه هارت(2005)،پژوهشی با هدف بررسی تأثیرآموزش والدین و مدیریت رفتار برسلامت روان و سازگاری زناشویی والدین کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال اتیسم انجام دادند. نمونه شامل 105 والد بود که به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی(70نفر) و کنترل(35نفر)جای گرفتند. گروه آزمایشی نیز خود به دوگروه35 نفره از والدین تقسیم شده و دوشیوه ی درمان” مداخله آموزش والدین و مدیریت رفتار “و “آموزش والدین و مداخله مشاوره ای” به مدت 20هفته با استفاده از کتابچه های راهنما ی کاربردر مورد آنها به اجرا درآمد.نتایج یافته ها نشان داد که هر دو درمان منجر به بهبودی قابل توجه در سلامت عمومی روان 54% از والدین شده بود.درمانهای مداخله ای در بهبود اضطراب،بی خوابی و اختلالات جسمانی شدن و بدکاری خانواده مؤثر بوده است.
والکر67(2000)،در پژوهشی به بررسی ومقایسه چندین فاکتور و سطحهای پیش بینی کننده استرس فرزند پروری میان مادران و پدران کودکان با ADHD ،کودکان اختلالات رشدی و کودکان عادی پرداخت. نتایج یافته ها ی تحقیقات پیشین را در خصوص سطوح گزارش شده ی استرس بین گروههای مورد مطالعه ،مورد حمایت قرار داد.و نشان داد که استرس فرزند پروری والدین کودکان بیش فعال با نقص توجه و کودکان با اختلال رشدی در مقایسه با والدین کودکان عادی بالاتر بود.تفاوت های معناداری بین استرس فرزند پروری پدران بامادران مشاهده شد.پدران استرس بیشتری را در حیطه دلبستگی گزارش کردند،در حالی که مادران بیشتر محدودیت های نقش والدینی را گزارش کردند.علاوه براین رابطه منفی معناداری بین درک مفید والدینی از حمایت اجتماعی غیر رسمی و استرس فرزند پروری مشاهده شد.
2-2-2پژوهشهای داخلی
بلقان آبادی،حسن آبادی،اصغری نکاح(1390)،پژوهشی با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی مثبت نگر بر بهبود رضایت از زندگی مادران کودکان با نیازهای ویژه انجام دادند.نمونه این پژوهش شامل 24 مادر دارای کودکان با نیازهای ویژه(گروههای :کم توان ذهنی،ناشنوا،حسی-حرکتی،اتیسم و چندمعلولیتی)در دو گروه 12 نفره ی آزمایش و کنترل بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه امیدواری اسنایدر استفاده شد.نتایج نشان دادند که امیدواری مادران کودکان با نیازهای ویژه که مداخله را دریافت کرده بودند،به طور معناداری افزایش یافته بود.
سرابی جماب،حسن آبادی،مشهدی،اصغری نکاح(1389)،در پژوهشی به بررسی تأثیر برنامه آموزش والدین و پروراندن مهارتها براسترس مادران کودکان مبتلا به اتیسم پرداختند.نمونه مورد پژوهش 21 مادر کودک 3تا7ساله مبتلا به اتیسم بودند که به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرارگرفتند.گروه آزمایش12جلسه آموزش را دریافت کردندابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه شاخص استرس والدینی بود.نتایج یافته ها نشان داد که برنامه آموزش والدین و پروراندن مهارتها، استرس مادران را در دوره پس آزمون و پیگیری کاهش داده است(p0.05).
ریاحی،خواجه الدین،ایزدی،عشرتی،نقدی نسب(1389)،در مطالعه ای تاثیر درمان حمایتی و شناختی رفتاری برسلامت روان و باورهای غیرمنطقی مادران دارای فرزند اتیسم مورد بررسی قرار دادند.نمونه های پژوهش متشکل از 20نفرمادربدون بیماری شناخته شده اعصاب و روان بود که به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند.پس از اجرای پیش آزمون بر روی دو گروه، گروه آزمایش 10جلسه هرهفته 2ساعت گروه درمانی حمایتی و شناختی رفتاری را دریافت کرد. یافته ها نشان داد که گروه درمانی حمایتی و شناختی رفتاری توانسته است سلامت روان افراد گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون ارتقا دهد(p0001).و تأثیر آن بر نمرات باورهای غیرمنطقی در مرحله پس از مداخله معنادار نبود.
ریاحی و ایزدی (1389)،مقایسه بین سلامت روان مادران کودکان اتیسم و مادران کودکان عادی را مورد بررسی قرار دادند.نتایج تحقیق نشان داد که تفاوت معناداری بین سلامت روانی،اضطراب و بی خوابی مادران کودکان اتیسم در مقایسه با گروه شاهد وجود دارد، و اختلاف مهم دیگری در سایر خرده مقیاس ها مشاهده نشد.
خرمآبادی و همکاران (1388)، در پژوهش تحت عنوان مقایسهی استرس والدگری در درمان کودکان مبتلا به اختلال اتیسم با مادران کودکان بهنجار نمونهای شامل 90 نفر (45 مادر کودک درخودمانده و 45 مادر کودک بهنجار) را برای بررسی و مقایسه انتخاب کردند. مادران کودکان اتیستیک به صورت در دسترس انتخاب شدند. مادران کودکان اتیستیک با نمونهای متشکل از 45 مادر عادی از لحاظ تحصیلات، سن کودک و وضعیت اقتصادی و اجتماعی همتا شده بودند مقایسه شدند. نتایج تحلیل آنوا نشان داد که استرس والدگری در مادران کودکان اتیستیک در هر دو قلمروی والدگری و قلمروی کودک و همچنین استرس والدگری کل به طور معنادار بالاتر از مادران کودکان بهنجار بود. مادران کودکان اتیستیک با استرس بسیار مواجهاند که این استرس میتواند مربوط به کودک، والد یا جامعه باشد. از جمله ماهیت مبهم اختلال اتیسم، خصوصیات کودک، نگرانی راجع به تداوم شرایط، پذیرش کم جامعه و حتی سایر اعضای خانواده نسبت به رفتارهای کودک درخودمانده و نیز شکست در دریافت حمایتهای اجتماعی میتواند در بروز این استرس مؤثر باشد.
رجبی دماوندی،پوشنه،غباری بناب(1387)، پژوهشی با هدف بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و راهبردهای رویارویی در والدین کودکان با اختلالهای گستره درخودماندگی انجام دادند که درطی آن پرسشنامه روشهای مقابله ای لازاروس-فولکمن و نیمرخ-سیاهه شخصیتی گوردون برروی 80نفر از والدین(40پدر و 40مادر)کودکان با اختلالهای گستره اتیسم به اجرا درآمد. یافته ها نشان دادکه بین ویژگیهای شخصیتی ثبات هیجانی،مسئولیت پذیری و خستگی ناپذیری با راهبردهای مسئله محور و نیز بین ویژگی شخصیتی جامعه پذیری با راهبردهای هیجان محور در مادران رابطه معنادار وجود دارد.و بین راهبردهای رویارویی پدران و مادران کودکان با اختلالهای گستره ی درخودماندگی تفاوت معنادار وجود ندارد.همچنین بین ویژگیهای شخصیتی جامعه پذیری،تفکر ابتکاری و خستگی ناپذیری در پدران و مادران کودکان اتیسم تفاوت معنادار وجود دارد.
چیمه،پوراعتماد،خرم آبادی(1386)،در یک پژوهش کیفی به بررسی مشکلات و نیازهای مادران کودکان مبتلا به اختلالات اتیستیک پرداختند. در این پژوهش که از نوع پدیدارشناختی و به وسیله مصاحبه ژرف نگر انجام شد، 13 مادر کودکان اتیستیک به سؤالات مصاحبه پاسخ دادند.یافته ها نشان داد که واکنش های مادران در قبال آگاهی از اختلال فرزندانشان به صورت های انکار،عدم پذیرش و ناباوری،سردرگمی،احساس خشم،احساس گناه و علائم افسردگی به صورت گریه های مداوم،ناامیدی، ازدست دادن علایق و کاهش اعتماد به نفس بوده است.
غباری بناب،استیری(1385)،در پژوهشی به بررسی ویژگیهای شخصیتی و سبک دلبستگی مادران کودکان عادی و مادران کودکان اتیسم پرداختند.نمونه مورد پژوهش شامل 28 کودک درخودمانده و30 کودک عادی بود که مادران این کودکان به سؤالات پرسشنامه های مربوطه پاسخ دادند.یافته ها نشان داد که مادران کودکان درخودمانده و مادران کودکان عادی در دو بعد شخصیت آیزنک یعنی در ویژگی های برونگرایی /درونگرایی و روان گسستگی/کنترل تکانه تفاوتی با هم نداشتند.اما دو گروه در بعد روان آزردگی/پایداری هیجانی متفاوت بودند.
همان طور که اکثر پژوهشهای ذکر شده بیان شد مادران دارای کودکان اتیسم نسبت به مادران کودکان عادی از سلامت روان کمتری برخوردار بودند. همچنین جمع بندی این پزوهشها نشان میدهد که والدین کودکان اتیسم در روابط خود با همدیگر در زندگی مشترک مشکلات بیشتری نسبت به والدین کودکان عادی دارند. فصل سوم
روش تحقیق در این فصل از پژوهش، ابتدا به روش تحقیق، بیان جامعه، نمونه و روش نمونهگیری پرداخته و سپس به ابزار پژوهش و اعتبار و روایی ابزار اشاره شده است. پس از آن به نحوهی اجرای پژوهش و جمعآوری اطلاعات و تحلیلهای آماری انجام‌شده، پرداخته شده است.
3-1 روش تحقیق
پژوهش حاضر در زمرهی تحقیقات توصیفی از نوع علی- مقایسهای قرار میگیرد. در این روش پژوهش محقق مداخلهای به عمل نمیآورد، فقط آثار و نتایج حاصل که در دورهای اتفاق افتاده است را مورد مطالعه و بررسی قرار میگیرد. روش علی-مقایسه ای68 یا روش پسرویدادی معمولا به تحقیقاتی اطلاق می شود که در آن‌ها پژوهشگر با توجه به متغیر وابسته به بررسی علل احتمالی وقوع آن می پردازد این نوع تحقیق گذشته نگر بوده و سعی بر آن دارد که از معلول به علت احتمالی پی ببرد، در این تحقیق علت خصیصهای است و قابل دستکاری نیست (سرمد و همکاران، 1388).
3-2 جامعه آماری
در این پژوهش جامعه آماری شامل کلیه مادران کودکان مبتلا به اختلال اتیسم و مادران کودکان عادی 5 تا 12 سال سطح شهر بندرعباس که در سال تحصیلی 92-91 در دو مقطع پیش دبستان و ابتدایی مشغول به تحصیل بودهاند، بود. 3-3 نمونه و روش نمونهگیری
گزینش نمونهی مادران دارای فرزند اتیسم بر اساس نمونه گیری در دسترس صورت گرفت. در بندرعباس تنها یک مرکز اتیسم (مرکز مهرجو) وجود دارد و 32 کودک درخودمانده در آن جا خدمات آموزشی و توانبخشی دریافت می کنند. 2 نفر از مادران این کودکان بیسواد بودند و توان پاسخ گویی به پرسشنامه ها را نداشتند بنایراین 30 مادر دیگر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گزینش مادران کودکان عادی از روش نمونه گیری خوشهای چندمرحله ای استفاده شد. حجم نهایی نمونه مادران عادی تعداد 30 نفر یعنی بابر با تعداد نمونه مادران کودکان اتیسم تعیین شد. که این 30 نفر پس از غربالگری به منظور همتا سازی و به حداقل رساندن مداخله متغیرهای دیگر، از بین 100 مادرانتخاب شد. به این صورت که از هر ناحیه آموزشی سطح شهر دو مدرسه دخترانه و دو مدرسه پسرانه ابتدایی و یک پیش دبستانی به تصادف انتخاب شد، و از هر مدرسه دو کلاس به تصادف و از هر کلاس سه تا چهار دانش آموز به تصادف انتخاب شد. سپس مادران این کودکان ازلحاظ متغیرهای سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی، شغل و مدت زمان ازدواج با گروه مادران کودکان اتیسم تقریبا همتا شدند. و پرسشنامهها در اختیار آنها قرار گرفت که پس از تکمیل در اختیار محقق قرار دادند.
3-4 ابزار پژوهش
در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استفاده شد.
3-4-1 پرسشنامه سلامت عمومی69 GHQ-28:
شناخ ته ترین آزمون غربالگری است که تاکنون در روانپزشکی تاثیر بسیار زیادی بر پیشرفت پژوهشهای داشته است (هندرسون11990). این پرسشنامه توسط گلدبرگ2(1979) برای تفکیک افراد مبتلا به اختلالات روانی از جمعیت مراجعه کننده به مراکز پزشکی عمومی ساخته است امروزه این پرسشنامه به منظور استفاده به 36 زبان ترجمه شده است. بسیاری از محققین(چیونگ واسپیز3،1994) تصریح کرده اند که این پرسشنامه هم استفاده بالینی داشته و هم در جامعه کاربرد دارد لازم به ذکر است که ثمره برش در این پرسشنامه نیز نمره 23 در نظر گرفته می شود (نریمانی و همکاران ، 1386).
GHQ 28 چهار مقیاس فرعی را در برمی گیرد که بدین شرح است:
الف) نشان های جسمانی: 7 ماده را به خود اختصاص می دهد سردرد، احساس ضعف و سستی، احساس نیاز به داروهای تقویتی و احساس داغی یا سردی در بدن را مورد بررسی قرار می دهد.
ب)علائم اضطراب: 7 ماده را به خود اختصاص می دهد. اضطراب، بی خوابی، تحت فشار بودن و عصبانیت و دلشوره را مورد بررسی قرار می دهد.
ج)اختلال در کنش اجتماعی: 7 ماده را به خود اختصاص]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *