پایان نامه ها

سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری

دانلود پایان نامه

د حمایت و شناسایی قرار گرفته است مانند کپی‌رایت، حق اختراع و حق امتیاز (Bontis, 1998 and Bontis et al., 2000).
به عقیده بونتيس در بین این سرمایه‌ها فکری، سرمایه انسانی مهم است بخاطر اینکه منبع نوآوری و بازسازی (نوسازی) استراتژیک19 است که از یک جلسه طوفانی فکری یا یک رویاپردازی در اداره و یا کنار گذاشتن فایلهای قدیمی توسط کارکنان و یا از طریق بهبود مهارتهای شخصی وغیره حاصل می‌شود.
همچنین بونتيس به وجود یکسری روابط متقابل میان اجزای سرمایه‌های فکری معتقد است که به این صورت که حتی اگر یک سازمان دارای سرمایه انسانی مناسبی باشد ولی دارای یک سرمایه ساختاری مناسبی نباشد نمی‌تواند از دانش قرار گرفته شده در افراد خود استفاده کند و به تبع هم نمی‌تواند به سرمایه مشتری خود، پاسخ مناسبی دهد (Bontis et al., 2000).
2- استوارت20 (1997) طبقه‌بندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه‌ ساختاری، سرمایه مشتری ارائه کرد در این طبقه‌بندی، سرمایه انسانی در واقع کارکنان یک سازمان است که مهمترین دارایی یک سازمان است و منظور از سرمایه ساختاری دانش قرار گرفته شده در فناوري اطلاعات و همه حق امتیازها و طرح و مارکهای تجاری است و منظور از سرمایه مشتری، اطلاعات مربوط به بازار است که برای جذب و حفظ مشتریان، بکار گرفته می‌شود. این طبقه‌بندی تا حدودی به طبقه‌بندی اولیه بوتيس مشابه است(Stewart, 1997) .
3- روس و همکارانش(1997) نیز سرمايه فكري را به سه سرمایه انسانی شامل شایستگی، طرز فکر و چابکی یا زیرکی فکری21 و سرمایه ساختاری شامل همه ساختارها و فرآیندها و مالکیت معنوی سازمانی و داراییها فرهنگی و سرمایه رابطهای شامل روابط با ذینفعان داخلی و خارجی یک شرکت تقسیم می‌کند ولی بعداً روس یک جزء سرمایه دیگری را بنام سرمایه بهبود و بازسازي22 را به طبقه‌بندی خود افزودند که این سرمایه آخر شامل حق اختراع‌‌ها جدید و تلاشهای آموزشی است (Bontis et al., 2000).
4- بروكينگ23 در طبقه‌بندی خود به داراییها انسانمحور24 و داراییها زیرساختاری و مالکیت معنوی و داراییها بازار اشاره کرده است منظور از داراییها انسانمحور، مهارتها، تواناییها و تخصص و تواناییها حل مشکل و سبکهای رهبری است و منظور از داراییها زیرساختاری، همه تکنولوژیها و فرآیندها و متدولوژیهایی است که یک سازمان را قادر به فعالیت می‌سازد و منظور از مالکیت معنوی حق امتیاز وعلایم یا مارکهای تجاری و دانش فنی است و منظور از داراییها بازار، برندها، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانالهای توزیع است (Bontis et al., 2000).
5- سويبي25 (1997) طبقه‌بندی خود را بصورت ساختار داخلي، ساختار خارجی و شایستگی کارکنان ارائه کرده است. این طبقه‌بندی ایشان به نام طبقه‌بندی ناظر دارايي نامشهود26 معروف است. منظور از شایستگی کارکنان همان سرمایه انسانی مطرح شده در طبقه‌بندیها قبلی است و منظور از ساختار داخلی، سرمایه ساختاری یا سازمانی و منظور از ساختار خارجی، سرمایه مشتری یا ارتباطی است. البته باید توجه داشت که سويبي چهار حوزه کلیدی را در سه جزء خود قرار دادند که عبارتند از رشد و کارایی، پایداری و بازسازی. و براساس این چهارچوب یکسری شاخصهایی استخراج کردند. شکل این طبقه‌بندی بصورت زیر است.

شكل2-2- طبقه بندي سويبي از طريق چهارچوب ناظر دارايي نامشهود (Brennan et al., 2000)
منظور از شایستگی فردی کارکنان، توانایی و ظرفیت آنها برای عمل کردن در موقعیتها و شرایط مختلف است و منظور از ساختار داخلی هم شامل فرهنگ رسمی و غیررسمی داخل سازمان و نیز شامل حق امتیازها، مفاهیم، مدلها و پایگاه داده‌ها و سیستم‌های داخلی است و ساختار خارجی شامل روابط سازمان با مشتریان، عرضه‌کنندگان، شهرت و مارکهای تجاری است.
به عقیده سويبي، شایستگی فردی کارکنان (سرمایه انسانی) برای یک سازمان حیاتی است بخاطر اینکه بدون وجود آن، سازمان قادر به فعالیت نیست و این شایستگی شامل مهارتها، آموزش و تجربیات و غیره است.(Brennan et al., 2000)
6- يوستك27 و همکارانش، سرمايه فكري را به دو قسمت شامل کالاهای نامشهود و شایستگی‌های نامشهود تقسیم می‌کنند که کالاهای نامشهود، داراییهایی هستند که می‌توان آنها را خرید و فروش کرده و به نحو مناسب از آنها حفاظت و ذخیره کرد مانند کپی‌رایت‌ها، علائم تجاری و طراحیها، دانش فنی و رازهای تجاری و فرانشیزها.
همچنین ایشان و همکارانش معتقد هستند که این کالاهای نامشهود را می‌توان به شکل عینتری28 ارزشگذاری کرد اما شایستگیهای نامشهود به عوامل متمایز و مشخصی از مزیت رقابتی اطلاق می‌شود که یک شرکت را از سایر رقبا، متمایز می‌کند که شامل شایستگی‌های نوآوری، شایستگی‌ها ساختاری، شایستگی‌ها بازاری و منابع انسانی است.این شایستگیها، قسمت نرم یک کسب و کار هستند و ارزشگذاری آن خیلی دشوار است. (Seetharaman et al., 2002)
7- طبقه‌بندی ادوينسون و مالونه (1997) : اين دو نفر در طرح ارزش اسكانديا29 خود، سرمايه فكري را در دو جزء سرمايه انساني و سرمايه ساختاري ارائه كرده اند كه شكل آن بصورت زير است :

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوعسرویس گرا، سیستم اطلاعاتی، دارایی ها

شكل2-3- طرح ارزش اسكانديا (Kannan et al., 2004)
در این طبقه‌بندی، ادوينسون و مالونه، سرمایه مشتری را در زیر و زمرة سرمایه ساختاری قرار داده است که در بیشتر طبقه‌بندیها دیگر اینکار صورت نگرفته بود و برای سرمایه ساختاری دو سرمایه سازمانی و مشتری را در نظر گرفتند و برای سرمایه سازمانی نیز دو سرمایه فرآ
یندی و نوآوری را مطرح کردند.
در این طبقه‌بندی، سرمایه سازمانی شامل فلسفه سازمان، سیاستها و سیستمهایی برای استفاده از قابلیتهای سازمان است سرمایه فرآیندی شامل تکنیکها و رویه‌ها و برنامه‌هایی است که پیاده می‌شوند و تحویل کالا و خدمات را ارتقاء می‌‌دهند و سرمایه نوآوری شامل مالکیت معنوی و سایر داراییهاي نامشهود دیگر است .(Kannan et al., 2004)
8- طبقه‌بندي چن30 و همکارانش (2004) معتقد هستند که سرمايه فكري از چهار طبقه و عنصر زیر تشکیل شده است:
1-سرمایه انسانی 2- سرمایه مشتری 3- سرمایه نوآوری 4- سرمایه ساختاری
ولی آنها معتقد هستند که این ساختار و اجزاء سرمايه فكري بسیار ضعیف و شکننده است مگر اینکه با یکسری روابط مستمری و بهم پیوسته‌ای حمایت شوند در واقع آنها بر روابط بین اجزاء سرمايه فكري تأکید بیشتری دارند تا بر اجزاء آن (Chen et al., 2004).

شكل2-4- مدل چن و همکارانش از سرمايه فكري و روابط بين آنها (Chen et al., 2004).
همچنین در یک طبقه‌بندی دیگری از سوی جامعه تکنولوژیهای اطلاعاتی کمیسیون اروپایی، سرمايه فكري به عنوان و به صورت یک جریان سرمایه‌ای بهم پیوسته‌ای بین اجزاء و عناصر سرمایه‌ای آن در نظر گرفته شده است(Seetharaman et al., 2002).
در این طبقه‌بندی چن و همکارانش ، منظور از سرمایه انسانی که در واقع مبنا و اساس سرمايه فكري است دانش، مهارتها و تواناییها کارکنان و طرز فکرهای کارکنان دربارة کسب و کار است. از نظر آنها در واقع این سرمایه انسانی است که می‌تواند دانش را بوسیله تبدیل به شکل سه جزء دیگر سرمایه یعنی سرمایه ساختاری، مشتری و نوآوری، به ارزش بازاری تبدیل کند و از طرف دیگر این سرمایه انسانی است که اشکال عملیاتی سه سرمایه دیگر را تعیین می‌کند.
بطور دقیق‌تر تعریف اجزاي سرمایه‌های فكري از نظر آقای چن و همکارانش به شرح زیر است :
1- سرمایه انسانی نمایانگر دانش ضمنی فرار گرفته شده در ذهن و افکار کارکنان است. سرمایه انسانی یک منبعی مهم از نوآوری، بازآفرینی یک شرکت است و سرمایه انسانی بصورت ترکیبی از شایستگی‌ها، طرز فکر و خلاقیت کارکنان تعریف می‌شود.شایستگی کارکنان در واقع بخش سفت و سخت‌افزاری سرمايه فكري است که شامل دانش، مهارتها و استعدادها کارکنان است و منظور از دانش، دانش فنی و دانش دانشگاهی است و مهارتها کارکنان در واقع توانایی انجام وظایف و تکالیف عملی کارکنان است که از طریق تمرین حاصل می‌شود. و برخی از آنها از طریق تحصیلات بدست می‌آید. طرز فکرها در واقع بخش نرم‌افزاری سرمايه فكري است که شامل انگیزه برای کار، رضایت از کار است و در واقع به عنوان پیش‌شرطی برای نمایش شایستگی‌ها کارکنان هستند و در نظر گرفته می‌شوند، خلاقیت کارکنان آنها را قادر می‌سازد تا از دانش خود استفاده کنند و بطور مستمر نوآوری داشته باشند و بنابراین عامل مهمی در گسترش و ایجاد سرمايه فكري یک شرکت است.
2- سرمایه ساختاری با سیستم و ساختارها یک مؤسسه سروکار دارد و در واقع روالهای و روتین های یک کسب و کار است. یک مؤسسه با سرمایه ساختاری قوی می‌تواند یک شرایط مساعد و مناسبی را برای استفاده و بهره‌برداری از سرمایه انسانی ایجاد کند و به سرمایه انسانی اجازه دهد تا از توان بالقوه خود نهایت استفاده را ببرد و بنابراین باعث افزایش سرمایه نوآوری و مشتری می‌شود. سرمایه ساختاری را می‌توان بصورت فرهنگ، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی و فرآیندهای عملیاتی و سیستم‌های اطلاعاتی تقسیم کرد.هرکدام از اجزاء سرمایه ساختاری می‌توانند بر روی سه سرمایه دیگر و بخصوص سرمایه انسانی تأثیر بگذارند و متقابلاً از آنها تأثیر بپذیرند برای مثال یک فرهنگ قوی می‌تواند عامل مهمی در انگیزش کارکنان باشد.سرمایه نوآوری به ارائه (معرفی) ترکیب جدیدی از عوامل حیاتی و ضروری تولید در درون یک سیستم تولیدی اطلاق می‌شود. این سرمایه می‌تواند شامل محصولات جدید، تکنولوژیهای جدید، بازار جدید و مواد جدید و ترکیب جدید باشد. با افزایش اهمیت دانش، سرمایه نوآوری به جزء مهمی از سرمايه فكري تبدیل می‌شود و این سرمایه می‌تواند به سه جزء موفقیتهای نوآوری، مکانیسم‌های نوآوری و فرهنگ نوآوری تقسیم شود(Chen et al., 2004).
3- سرمایه مشتری به ارزش دانش قرار گرفته شده در کانالهای بازاریابی یک سازمان اطلاق می‌شود که یک مؤسسه از طریق انجام کسب و کارها خود، آنرا خلق و ایجاد می‌کند(Bontis, 1998). در مقایسه با سه سرمایه دیگر این سرمایه دارای اثرات مستقیمی بیشتر بر روی تحقق ارزش یک شرکت است و بطور فزاینده‌ای به عامل مهمی در کسب و کارها تبدیل شده است (Chen et al., 2004).
9- طبقه‌بندی هانناس و لوونداهل31 (1997) : این دو نفر داراییها یا منابع نامشهود را به منابع ارتباطی32 و شایستگی33 تقسیم کردند منظور از شایستگی، توانایی انجام یک وظیفه یا کار معین است که این شایستگی در دو سطح فردی شامل دانش، مهارت و استعداد و در سطح سازمانی شامل رویه‌ها، تکنولوژی و پایگاه داده وجود دارد. منابع ارتباطی به شهرت یک سازمان و وفاداری مشتریان آن اطلاق می‌شود. بعداً لوونداهل این طبقه‌‌بندی را قدری جزیی‌تر کردند(Brennan et al., 2000).

مطلب مشابه :  سلامت روان، بهداشت روان، سلامت روانی

شکل 2-5- طبقه‌بندی اولیه توسط هانس و لوونداهل (Brennan et al., 2000)

ارتباطي

شايستگي
جمعي
فردي

جمعي
فردي
شهرت
وفاداري
روابط
شهرت
وفاداري
روابط

پايگاه داده
قابليتها=مهارت+ فرهنگ
دانش
قابليتها=مهارت+
استعداد

شکل 2-6- طبقه‌بندی لوونداهل (Brennan et al., 2000).

10- پتي و گويتر (2000) طبقه‌بندی ارائه شده ناظر داراييهاي نامشهود سويبي رابه شکل جدول زیر اصلاح کردند : (Petty & Guthrie, 2000). این دو نفر شاخصها مناسبی را به این چهارچوب اضافه کردند.
جدول2-1- طبقهبندي پتي و گويتر (Pettie and Guthrie, 2000)
مالکیت معنوی شامل حق امتیاز، کپی‌رایت، علائم تجاری؛ سرمایه‌های زیرساختاری شامل فلسفه مدیریت، فرهنگ شرکت ؛سیستم‌های اطلاعاتی و سیستم‌های شبکه‌سازی و روابط مالی
سرمایه ساختاری (سازمانی): ساختاردرونی
ماركهاي تجاري ، مشتریان، وفاداری مشتریان، همکاریهای تجاری، توافقات مربوطه به گواهی‌نامه‌ها و اجازه‌نامه‌ها توافقات فرانشیزها و ….
سرمایه مشتری (رابطهای): ساختار بیرونی
دانش فنی – تحصیلات – دانش مرتبط با کار، شایستگی مرتبط با کار؛ روحیة کارآفرینی، تواناییهای مربوط به نوآوری و اثرگذار بودن قابلیت تغییر یا انعطاف‌پذیری، شایستگی حرفه‌ای
سرمایه انسانی: شایستگی

دیدگاهتان را بنویسید