سامانه پژوهشی – رابطه بین ادراک از عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی با توجه به اعتماد …

نظریه پردازان مدیریت در دوره معاصر اعتماد را به عنوان یک عنصر مهم عملکرد در اتحاد درون شرکتها و نیز در میان شرکای استراتژیک شناختهاند (آدوبور[۷۳]، ۲۰۰۶، ص۵۳۷).
اعتماد در مدیریت به قراردادهای روانی که بین افراد و سازمانها ایجاد شده است، اشاره میکند که این پیمانها مبتنی بر پیامهایی است که کارکنان درباره انتظارات سازمانی دریافت میکنند و نیز مبتنی بر انتظارات اعمال مطلوب مدیریت از طرف کارکنان میباشد (جی باداموسی و نادابا[۷۴]، ۲۰۰۷، ص۷۵۴).
اعتماد کارکنان به مدیران سازمانی در زمینههای مختلفی مانند اعتماد به صحت و دقت اطلاعات ارائه شده، اهداف عالی و عملیاتی تدوین شده و… ظاهر میگردد و از طرف دیگر اعتماد مدیران به توانمندیهای کارکنان، کارایی، صداقت و درستی آنان میتواند در تفویض و واگذاری اختیار به زیردستان و سایر مسائل نمود یابد (حسنی، ۱۳۸۳، ص ۲).
زمانی که اعتماد سازمانی پایین باشد، برعکس، پافشاری بیشتری برای تغییر وجود دارد، کارکنان یکدیگر را مقصر میدانند، دائماً مکانیسمهای دفاعی نشان میدهند، از مسؤولیتپذیری دوری میکنند، ایرادگیر و حسود میشوند، درگیر شایعات میشوند، از سخت کار کردن دوری میکنند، و از هدفهای سازمان حمایت نمیکنند. هر چقدر بیشتر وفاداری کارکنان کاهش یابد، رضایت شغلی تنزل مییابد، کارایی به سطح مینیموم تنزل یافته و کارکنان ناشاد میشوند، فضای کلی سازمان آرام و ساکت است، شکایات منجر به تنبیهها و اخراج میشوند، و مردم احساس میکنند در شغلشان محبوس شدهاند (ییلماز و آلتینکورت[۷۵]، ۲۰۱۲).

۲-۵-۱) اعتماد به مدیر

از جمله چالشهای روز افزون و مواجه در گروهها فراهم آوردن چرخه مثبت اعتماد بین افراد درون گروه و به ویژه میان سرپرست و زیردست میباشد. اعتماد موضوعی است که در علوم اجتماعی گوناگون از قبیل روانشناسی اجتماعی، اقتصاد، جامعهشناسی، رفتار سازمانی، مدیریت استراتژیک و تجارت بین المللی مورد بررسی قرار گرفته است (ییلماز و اتالی[۷۶]، ۲۰۰۹).
مفهوم اعتماد در روابط انسانی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. اکثر ادبیات مرتبط با اعتماد بر تعریف، توسعه و نگهداری آن متمرکز است. اعتماد در اصطلاح به معنای تکیه کردن، متکی شدن به کسی، کاری را بیگمان به او سپردن و واگذاری کار به کسی است (صراف فرد، ۱۳۸۷).
اعتماد عموماً به عنوان ایمانی که شخص در مواجهه با اطلاعات ناقص پیدا میکند، توصیف شده است. به طور خاصتر، اعتماد وضعیتی روان شناختی شامل انتظارات درباره اقدامات دیگری، علیرغم آسیب پذیری برای اقدامات وی است.
در زمینه نگرشهای سازمانی، به طور خاص رابینسون[۷۷] (۲۰۰۵) اعتماد را این چنین تعریف میکند: «اعتماد شامل انتظارات، حدسیات و باورهای یک فرد است، درباره احتمال اینکه اقدامات آتی طرف مقابل سودمند خواهد بود. این احتمال عمل متقابل مثبتی را در فرد برخواهد انگیخت تا اقدامات طرف مقابل را جبران کند».
بررسیهای مربوط به اعتماد از ۱۹۷۰ آغاز شده است. آرجریس، لیکرت و مک گریگور در دهه ۶۰ قرن بیستم نشان دادند که اعتماد متغیر مهمی از اثربخشی سازمانی است.
مطالعات متعددی در تبیین اهمیت اعتماد متقابل میان افراد سازمان صورت گرفته است. شکلگیری اعتماد در سراسر عمر در طی اجتماعی شدن پیش میرود. سازمانها نیز به عنوان محیطهای اجتماعی در این فرایند نقش دارند. احتمال دارد رهبران به عنوان یکی از اعضای سازمان نقش بسزایی در تشکیل اعتماد داشته باشند.
همچنان که مدیران نسبت به کارکنان صمیمی، باز، هماهنگ و با تدبیر رفتار میکنند، اعتماد ظاهر میشود. اعتماد به سرپرست یا رهبر یکی از انواع مهم اعتماد در زمینه سازمانی محسوب میشود.

حتما بخوانید :
سامانه پژوهشی -تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۲۵

۲-۵-۲) ابعاد اعتماد

مدیریت بر مبنای اعتماد، بیانی نوین از اندیشههای کهن است که جای آن در روابط امروزی به خوبی نمایان و آشکار است و به کارگیری ساز و کارهای آن میتواند در راه کسب اثربخشی فردی و سازمانی مؤثر واقع شود (احمدی مهربانی، ۱۳۸۱، ص۳۷).
هر چند که مفهوم اعتماد پیچیده و درک آن دشوار است و به سادگی نمیتوان عناصر و ابعاد آن را مشخص کرد، اما نویسندگان مختلف، هرکدام ابعاد متفاوتی از اعتماد را مورد بررسی قرار دادهاند که در زیر به برخی از آنها اشاره میگردد:
رابینز در کتاب رفتار سازمانی خود، برای اعتماد پنج بُعد، تعریف میکند:

  • ثبات:

بُعد ثبات به قابل اتکا بودن، قابل پیش بینی بودن و قضاوت مناسب در برخورد با موقعیتها و سازگاری بین حرف و عمل اشاره میکند.

  • وفاداری:

بُعد وفاداری با حفظ آبرو و حیثیت طرف مقابل، حمایت از دیگران و پرهیز از رفتار فرصت طلبانه نسبت به آنها در ارتباط است. وقتی کارمندان بدانند که مدیر آنها در حد توانش از آنها حمایت میکند آنها نیز به او اعتماد میکنند.

  • گشودگی:

گشودگی به میزان آشکار بودن شخصیت فرد برای دیگران، پرهیز از کتمان حقایق و بیان کل حقیقت و نه بخشی از آن اشاره میکند.

  • یکپارچگی:

این بُعد مهمترین بُعد است زیرا به جمعبندی و ارزیابی دیگران از قابل اعتماد بودن یا نبودن فرد میانجامد و به مفهوم درستی و صداقت میباشد. در واقع اعتماد با صداقت شروع میشود زیرا راستی و درستی فرد را نشان میدهد و بیان کننده یک نوع پاکدامنی است (عابدی، جعفری و سرلک، ۱۳۸۴، ص۱۱۲).

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.
  • شایستگی و لیاقت:

بُعد شایستگی با مهارتها و دانش بین فردی و فنی و توانمندی در تبدیل گفتار به کردار در ارتباط است. افراد به یک فرد بدون تخصص و شایستگی اعتماد نمیکنند (رابینز[۷۸]، ۲۰۰۱، ص۱۴۵).