پایان نامه ها

دانلود پایان نامه ارشد درباره گروه کنترل، تعارض نقش، زنان شاغل

اگر مراجعان بتوانند با موفقيت به تغيير شناختي و احساسي دست يابند ،توانايي آن ها براي حل و کنترل مشکل نشان داده مي شود ( شوهام ، راهبرگ ،و پاترسون ، 1995) .ديدگاه راه حل – محور ديدگاهي غير بيماري شناختي نسبت بهمراجع دارد و به مراجعان کمک مي کند تا براي مشکلات کنوني خود راه حل بيابند . اين ديدگاه بر اين جا و حال و همچنين آينده تاکيد دارد .بر اساس ديدگاه مشاوره راه حل – محور ، تغيير و دگرگوني امري اجتناب ناپذير و به ويژه تغييرات سازنده امکان پذير است ، پس در اين نوع درمان ، تمرکز بر مسائلي است که احتمال تغيير در آنها وجود دارد نه بر زمينه هاي سخت و تغيير ناپذير ( اوهالان و اوينر – ديويس ، 1989 ) . به همين علت ، مشاوره ي راه حل – محور به مشاوره اميدواري شهرت يافته است ( نانالي ، 1993).
پژوهش ها نشان مي دهد که اين رويکرد مي تواند به نتايج مطلوب منجر شود و حتي در موارد اضطراري خوب عمل مي کند ( لي ، 1997) . امروزه خانواده درماني کوتاه مدت راه حل – محور مقبوليت فزاينده اي يافته است . اما به رغم اين مقبوليت پژوهش هاي اندکي در مورد آن انجام گرفته است . مطالعه هايي که در مرکز خانواده درماني کوتاه مدت در ميلواکي صورت گرفته ، دامنه موفقيت از 72% تا 80% را در درمان مشکلات مراجعان گزارش مي کنند ( دشيزر ، 1991) . اين موفقيت بر ميزان دستيابي به نتايج و رسيدن به اهداف و ايجاد تغييرات به درمان مبتني است ( لي ، 1997 ).
اهميت اين تحقيق بر آن است که رابطه ميان نظريه هاي مربوط به روان درماني راه حل محور بر رضايت زناشويي زوج هاي شاغل را بررسي نمايد و راه حلي براي اين موضوع بيان کند .
هدف تحقيق
بررسی تاثير روان درماني راه حل محور بر رضايت زناشويي زنان شاغل
فرضيه‏هاي تحقيق:
ميزان پرخاشگري زناني که در مشاوره ي راه حل محور شرکت کرده اند از زنان گروه کنترل کمتر است .
ميزان زمان با هم بودن با همسر در زناني که در مشاوره ي راه حل محور شرکت کرده اند از زنان گروه کنترل بيشتر است .
ميزان توافق درباره ي مسائل مالي با همسر در زناني که در مشاوره ي راه حل محور شرکت کرده اند از زنان گروه کنترل بيشتر است.
ميزان رضايت از رابطه جنسي در زناني که در مشاوره ي راه حل محور شرکت کرده اند از زنان گروه کنترل بيشتر است .
فصل دوم
پيشينه پژوهش
ازدواج يک رابطه منحصر به فرد است. در رابطه زوجين هر فرد مي تواند عميقترين صميميت را در زندگي تجربه کند. اين تجربه عميق مي تواند صميمي ترين و راحت ترين يا بالعکس شديدترين صدمه1 ممکن و احساس خيانت2 باشد. ازدواج کردن مي توان به سرگرداني و توقف رشد شخصي و ابهام در خود آگاهي 3 منجر شود و شکست در اين رابطه مي تواند به جراحت ها و صدمه هايي منجر شود که سال هاي زيادي براي التيام آن زمان لازم است.
ازدواج کردن به معني در هم آميختن دو چشم انداز و دو تاريخچه است که شامل ارزش ها و جهان بيني هاي متفاوت است رابطه زوج رابطه اي است که در آن همه چيز مي تواند ترکيب شود.
عضوي از يک زوج بودن مستلزم حمايت کردن و حمايت شدن است. اين بدين معني است که نيازهاي شخصي ديگر (همسر)مانند نيازهاي خود ادراک شود. اين موضوع در يافت به موقع حمايت را مي طلبد. در اين رابطه دادن و گرفتن حمايت بايد متقابل باشد . رابطه زوج مستلزم اين است که هر شخصي در هويت و فرديت شخصي4 منحصر به فرد خود جدا باقي بماند و در عين حال توانايي اين را داشته باشد که اين هويت را در لحظاتي براي سلامت و بهبودي رابطه کنار بگذارد. همچنين يکي از عواملي که زوج را در کنار يکديگر نگاه مي دارد احترامي است که هر فرد براي هويت جداي ديگري قائل است.
ازدواج کردن يکي از مشکلترين و پيچيده ترين وظايف بزرگسالي5 است. اين رويداد مهم در عين حال به عنوان ساده ترين و عاشقانه ترين مرحله چرخه زندگي توصيف شده است به جاي اينکه به ازدواج به عنوان راه حل مشکلات خانوادگي يا مشکل نهايي فرد نگريسته شود، بايد آن را به عنوان انتقال به مرحله اي جديد از زندگي تلقي کنيم که مستلزم شکل دادن اهداف ، قواعد و ساختارهاي خانوادگي متفاوت است (کارتر و مک گولدريک6 ، 1980).
خانواده سيستم ارتباطي منحصر به فردي دارد که از روابط دوستي و کاري مجزا است. در جوامع مختلف روابط زوجي ارزش زيادي دارند . به طوريکه بيشتر از 80 درصد افراد طلاق گرفته دوباره ازدواج مي کنند (يانگ و لانگ ،1998).
خانواده هاي دو شغلي بزرگترين گروه خانواده هاي غيرسنتي هستند. در اين نوع خانواده ها، زن و شوهر هر دو کار و شغل خود را دارند و از درآمد مشترکشان زندگي خانوادگي را اداره مي کنند. اين الگو با خانواده هاي سنتي 7 که در آن شوهر مسئوليت نان آوري خانه را در عهده دارد و زن صرفاً به خانه داري مي پردازد، کاملاً مغايرت دارد.
مسائل هويتي براي زوج هاي شاغل مي تواند برجسته و شاخص باشد. مسائل هويتي بيشتر براي زوج هايي مطرح است که آنها در خانواده هايي که زن و مرد شاغلند بزرگ شده اند. نقش هاي جنسيتي و ارزش هايي که در اوان زندگي دروني شده اند، ممکن است با نقش هاي غيرسنتي زن و شوهر در تعارض باشند و ابهام در نقش و هويت را بوجود آورند. جاي تعجب بسيار است که از نظر روابط جنسي نيز زوج هاي شاغل کمتر از ازدواج هاي سنتي مشکل دارند(اوري- کلارک8 ،1986).
بعضي از پژوهش ها نشان داده اند که ( توماس، آلبرت وايت، 1984، يوگيو، 1983) در روابط زوجين ه ر دو شاغل مشکلات زوجي مهمي (بين فردي و درون فردي )وجود دارد. که به تقسيم ميزان مراقبت از فرزند و کار در خانه، وابسته است. در مقايسه با ميانگين طلاق، طلاق در زوجين هر دو شاغل بيشتر است. در زندگي زوجين هر دو شاغل انواع تعارض هايي وجود دارد که زندگي آنها را تحت تاثير قرارمي دهد و به ديگر جنبه هاي زندگي نيز سرايت مي کند (کارلسون ، ترجمه نوابي نژاد ،1378).
تعارض نقش براي زوجين به دو مقوله تقسيم مي شود اين دو مقوله تعارض حرفه اي – والديني9 و تعارض حرفه اي – زن و شوهري 10 هستند (بارلي11 ،1991). تعارض وقتي ظهور پيدا مي کند که وقايع قبلي و غير منتظره بروز مي کند. وقتي فرزندي بيمار مي شود تعارض حرفه اي – والديني ايجاد مي وشد. بطور مشابهي نقش حرفه اي ونقش همسري زماني که وظايف، مسئوليت ها ” عملکرد خانوادگي12 ” با وظايف شغلي همزمان مي شوند با هم تعارض پيدا مي کنند. تعارض نقش زماني که فرد بايد دوباره صرف زمان، انرژي و منابع تصميم بگيرد ضربه زننده مي شود. آيا من مي توانم سه روز آخر هفته را براي سالگرد جشن ازدواج اختصاص دهم يا بايد آن را براي سال آينده به تعويق بياندازم؟
رضايت شغلي و رضايت زناشويي زوجين هر دو شاغل با هم همبستگي دارد( کلين13 ، 1998) به عباتر ديگر، شادماني در کار وخانواده همراه هم هستند. اين يک حقيقت است که ناراحتي در محيط کار مي تواند به خانه منتقل شود. جابجايي ناکامي 14 و خشم15 بر روي اعضاي خانواده موضوعي متداول است.
سرريز شدن خانواده- کار وقتي اتفاق مي افتد که مشکلات خانه به کار اورده ميشوند.بارلي( 1991) . دريافت که مردان در مقايسه با زنان مقاومت کمتري نسبت به سرريز کرد مشکلات خانواده در محيط کار دارند. سرريزي خانواده- کار ممکن است تعارض زوجين را افزايش دهد.
رضايت زناشويي
بر طبق تعريف، رضايت زناشويي حالتي است که طي آن زن و شوهر از ازدواج با يکديگر و با هم بودن احساس شادماني و رضايت دارند (سينها و ماکرجي1، 1991 به نقل از مير احمدي زاده و همکاران، 1382). و ينچ2 و همکاران او (1974) معتقدند که رضايت زناشويي انطباق بين وضعيت موجود و وضعيت مورد انتظار است. طبق اين تعريف رضايت زناشويي زماني محقق مي گردد که وضعيت موجود در روابط زناشويي با وضعيت مورد انتظار فرد منطبق باشد. هم چنين اليس3 در 1989 بيان مي کند که رضايت زناشويي احساسات عيني از خشنودي، رضايت و لذت تجربه شده توسّط زن يا شوهر است هنگامي که همه جنبه هاي ازدواج شان را در نظر مي گيرند (سليمانيان، 1373).
مطابق با نظر هادسن (1992 به نقل از ثنايي، 1379) ادراک زن يا شوهر از ميزان، شدت و دامنه مشکلات موجود در رابطه منعکس کننده سطح رضايت زناشويي آنهاست.
عوامل تعيين کننده موفقيت ازدواج و رضايت زناشويي
در پژوهش بني جمالي و همکاران (1383) علل از هم پاشيدگي خانواده ها و نيز موفقيت ازدواج زوج هاي جوان را شامل موارد ذيل عنوان کردند: 1- کمي سن جوانان به هنگام ازدواج، فقر اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، کم بودن سواد، پايين بودن سطح شغلي، دخالت بي مورد اطرافيان، پديده طلاق والدين زوج هاي ناموفّق، وابستگي مالي زوجين به والدين، همه از عوامل تهديد کننده زندگي مشترک زوجين جوان بودند؛ 2- عدم همسويي زوجين در جهات مختلف موجب اختلاف زناشويي بين زوجين مي شود؛ 3- تشابه نظرات زوجين به عنوان عامل تداوم بخش زندگي مشترک شناخته شد؛ 4- وجود بيماري هاي جسمي، رواني و اختلالات رفتاري اعلام نشده از سوي همسران و خانواده هاي آنها عامل سستي روابط بين زوجين تلقي شد.
در ادامه مطلب به ارائه نظرات پژوهشي در مورد برخي از مهم ترين عوامل شناخته شده در بهبود کيفيت زندگي زناشويي و افزايش رضايت از آن به تفکيک اشاره شده است:
1. مهارت هاي ارتباطي1
ارتباط نقش مرکزي در ازدواج ايفا مي کند (بورلسون و دنتون2، 1997) به گونه اي که از لحاظ ويژگي هاي زناشويي مشخّص شده است که ارتباط موثر و کارآمد ميان شوهر و همسر مهم ترين جنبه ي خانواده هاي داراي عملکرد مطلوب مي باشد (گريف، 2000). بک وجونز3 (1972 به نقل از ساپينگتون، 1382) متوجه شدند که رايج ترين مشکل در ازدواج هاي نا آرام و پر دردسر همانا ارتباط ضعيف است. به عبارت ديگر موضوعات ارتباطي ممکن است نگراني ها و دل مشغولي هاي اوّليه ي برخي زوج هاي مراجعه کننده براي درمان باشد (کار، 2000). رويکردهاي ارتباطي اغلب با سه فرض اساسي به بررسي ازدواج و روابط زناشويي مي پردازند: 1- تعارض هاي زناشويي غير قابل اجتنابند، هدف درمان هاي ارتباطي حذف کامل اين تعارض ها نيست بلکه تلاش مي کنند تا به آنها جهت دهند و آنها را در مسيرهايي سازنده به کار اندازند؛ 2- ارتباط در دو سطح کلامي و غير کلامي روي مي دهد و يکي از دلايل اصلي بروز اختلاف هاي زناشويي، ناهماهنگي پيام هايي است که به طور همزمان توسط اين دو سطح منتقل مي شوند؛ 3- همسران در شيوه هاي برقراري ارتباط با يکديگر تفاوت دارند (سهرابي، 1382). در کل ، يک فرض عمومي اين بوده است که علّت بسياري از مشکلات ارتباطي زناشويي، مهارت هاي ارتباطي ناکارآمد از طرف همسران مي باشد و مطابق با اين ديدگاه ادونوهيوو کراچ1 در 1996 بيان کردند که آموزش ارتباط به عنوان کوششي جهت ترميم رابطه مسئله دار، مولّفه اي مهم در بسياري از رويکردهاي درمان زناشويي است. (بورلسون و دنتون، 1997) .
2- تقابل3
يک منبع بسيار با اهميت رضايتمندي در ازدواج عبارت است از پاداش هايي که طرفين به يکديگر مي دهند. زن و شوهرهاي شادکام در عوض پاداش هايي که از يکديگر دريافت مي کنند به همديگر پاداش مي دهند، اما رفتارهاي ت نبيه کننده طرف مقابل را ناديده مي گيرند. آنها در مورد رفتار خوب تقابل دارند اما رفتار ناخوشايند طرف مقابل را تلافي نمي کنند، بر عکس، زوج هاي ناراضي رفتار پاداش دهنده يکديگر را ناديده مي گيرند اما دائماً با تنبيه کردن رفتار نامطلوب طرف مقابل، دست به مقابله به مثل مي زنند. (ساپينگتون، 1382) به عبارت ديگر تعامل ها در زوج هاي گرفتار، اغلب با رفتار منفي متقابل مشخص مي شود. اگر يکي از طرفين، رفتاري منفي از خود نشان دهد، طرف ديگر نيز پاسخي شبيه آن مي دهد و بدين ترتيب، زنجيره تعامل منفي پيش رونده آغاز مي شود (اشمالينگ و ديگران، 1383).
3- مهارت هاي حل مسئله4
تعارض محصول الزامي زندگي مشترک است (برنشتاين و برنشتاين، 1382) بين دو نفر هميشه احتمال اختلاف نظر وجود دارد و شيوه اداره و حلّ اختلاف ها با شادکامي ازدواج ارتباط دارد. (ساپينگتون، 1382). ظرفيت قبول اختلاف نشانه صميميت ]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *