پایان نامه ها

دانلود پایان نامه ارشد درباره درمان راه حل محور، سلامت روان

دانلود پایان نامه

آگاهي از نحوه به کارگيري ناموثر منابع و امکانات شخصي و نشان دادن کارهايي که باعث مي شود از دست يابي به اهداف باز بمانند وظيفه درمانگر آن نيست که به درمانجو بگويد چرا آنها به اين شيوه عمل مي کنند . تبيين و تفسير رفتار خود شکن از طريق باز سازي خاطرات گذشته يا گزارشهاي تاريخچه اي ، نقشي در تغيير اين الگوهاي رفتاري ناموثر ندارند .
گشتالت درماني خانواده کوششي است براي ترکيب اصول و روشهاي خانواده درماني و گشتالت درماني به منظور کمک به آدميان فرا رفتن از سطح بازيهاي خود فريب ، دفاع ها ، و ظواهر متعارف . در اينجا ، هدف هدايت و راهنمايي آنان براي آگاهي بيشتر از احساسها و رها سازي آنها است و فراوان اتفاق مي افتد که اين امر با استفاده از رفتارهاي صريح شخص درمانگر صورت پذيرد ؛ به طور آرماني اعضاي خانواده از تاثيرات متقابل خويش بر يکديگر آگاه مي شوند ، نشانه هاي بيمار معلوم بر طرف مي گردد و خانواده روشهاي جديدي براي کار و زندگي با يکديگر فرا مي گيرد .
در يک رويارويي موثر درماني بايد چهار شرط زير برآورده شوند :
1- آگاهي روشن و صريح راجع به اين که در هر لحظه از زمان « من که هستم » . اين امر مستلزم آگاهي از نيازهاي من در هر برهه از زمان است .
2- شناخت يا ارزيابي حساس از کساني که من با آنها هستم و بافتي که اين رويارويي در آن قرار دارد.
3- پرورش و استفاده از مهارتهاي ظريف من به گونه اي تا حد بضاعتم بتوانم به آنچه ازاين رويارويي نياز دارم ، دست يابم .
4- قابليت خاتمه دادن به رويارويي . ( گلدنبرگ 1385 ، 184-187 )
رويکرد مبتني بر فرآيند اعتبار يابي انسان ( ستير )
جايگاه محوري ويرجينيا ستير در تاريخ جنبش خانواده درماني موضع بي همتايي دارد ، چونکه تنها زن و يگانه مددکار اجتماعي است که در ميان روانپزشکان مذکر سفيد پوست به چشم مي خورد . در واقع ، شايد او از اکثر همتايان مذکرش زودتر به کار با خانواده ها پرداخته باشد .
ستير به همراه آکرمن معمولاً در زمره اولين و پرجاذبه ترين رهبران اين حوزه به شمار مي آيد ، با اينکه ستير به خاطر پيوند آغازينش با MRI طرفدار رويکرد پيام رساني جلوه مي کرد ، کارش در اسالن که مرکزي رشدنگر بود ، او تشويق کرد تا چهارچوب انسان گرا را به رويکرد خويش اضافه کند و شماري از فنون رشد افزا (مثلاً آگاهي حسي ، رقص ماساژ ، و فنون رويارويي گروهي ) را به منظور تحريک احساسها و تصريح الگوهاي پيام رساني خانواده به کار گيرد . ستر (1986) در آخرين تاليفش رويکرد خود را « الگوي فرايند اعتبار يابي انسان » ناميد ؛ در اين رويکرد ، درمانگر و خانواده نيروي خود را به هم درمي آميزند تا فرايند ذاتي افزايش سلامت روان را در خانواده به تحريک درآورند .
ستير خانواده را يک نظام متوازن مي دانست . مخصوصاً او مايل بود « بهايي » را که نظام براي حفظ توازن کلي آن واحد «مي پردازد» تعيين مي کند ؛ يعني ، او نشانه هاي اختلال در هر عضو را علامتي دال بر وقفه رشد و کمال مي داند که براي نظام خانوادگي ارزش تعادلي دارد ، چرا که خانواده بايد اين انسداد و تحريف رشد را به شکلي در تمامي اعضاي آن به وجود آورد تا توازن آن حفظ شود .
عامل مهم ديگر در رشد و کمال فرد عبارت است از مثلث روان ، بدن ،و احساس . قسمتهاي بدن غالبا از معنايي استعاري برخوردارند ، هر قسمت معمولا ارزشي مثبت يا منفي دارد که صاحبش ارزش آن را تعيين مي کند . برخي محبوب هستند ، ساير قسمتها نامحبوب اند ، و برخي را نيز بايد تحريک کرد . ستيز با استفاده از عملي که آن را ضيافت اندامها مي نامند ، درمانجو را ترغيب مي کند تا از اين اجزا آگاهي يافته و ياد بگيرد که از آن ها « به شيوه هماهنگ و يکپارچه » استفاده کند .(گلدنبرگ ، 1385-193-195 )
نظريه و روال کار در رويکرد ساخت نگر :
به طور اخص ، سادگي اين نظريه درباره سازمان خانواده ، همراه با پژوهشهاي مستند و رويکردهاي خاص مداخله درماني که سالوادور ميتوچين و همکاران وي کرده اند ، باعث شده است که گروه کثيري از خانواده درمانگران طرفدار نظريه سيستمها ، ديدگاه ساختاري را انتخاب کنند .
خانواده درماني ساخت نگر به خاطر تأکيد بر بافت خانواده در پديدايي مسائل و همچنين يافتن راه حلهاي درمان آن مشکلات با رويکردهاي ديگر نظامهاي خانواده وجه اشتراک دارد با وجود اين کاربرد استعارهاي فضايي و سازماني آن چه از لحاظ توصيف مشکلات و شناسايي راه حلها چه از لحاظ تأکيد بر رهنمودها و دستورات مستقيم و فعال درمانگر باعث منحصر به فرد بودن اين رويکرد مي شود .
نظريه پردازان ساخت نگر بر : 1) کليت نظام خانواده ، 2) تاثير سازماني مرتبه اي خانواده 3) کارکرد به هم پيوسته ي نظام هاي فرعي آن تاکيد دارند و آنها را تعيين کننده ي اصلي بهزيستي اعضا مي داند . اولين هدف درمانگران ساختاري عبارت است از تلاش فعالانه براي تغيير سازمان در خانواده ي بدکار و تصورشان بر اين است که تغييرات رفتاري فردي و همچنين کاهش نشانه ها ، به دنبال تغيير بستر تبادلات خانواده حادث خواهند شد .
وقتي نقش درمانگر ساختاري آن است که شخصاً عامل تغيير باشند ، فعالانه با کل خانواده درگير شود چالش هايي به راه اندازد که تغييرات انطباقي را به وجودمي آورند و هرگاه اعضاي خانواده بکوشند که با پيامدهاي حاصله کنار آيند آنها را حمايت و رهبري کند . (گلدنبرگ 1385 ، 233-234 )
مزاياي کارکردن با خانواده :
مزاياي بي شماري براي کار با کل خانواده به عنوان يک واحد به عوض فقط کساني که در آن زندگي مي کنند ، وجود دارد اولاً ، خا
نواده درماني به متخصصان اجازه مي دهد علل را به صورت حلقوي و نيز گاهي اوقات « خطي » ببينند .
مزيت دوم خانواده درماني که در کار با اعضاي خانواده و مسايل خانوادگي درمان مرجح است ، اين واقعيت است که در اين روش درمان ، افراد مهم و واقعي جزيي از فرايند هستند . هيچگونه جانشيني که ممکن است به عنوان افراد مهم در زندگي شخص رفتار کنند يا نکنند ، وجود ندارد . درمانگران راساً با اشخاص درگير سر و کار دارند . به تعبيري ، اکثر خانواده درمانگران به بازي نقش يا شبيه سازي نقش متکي نيستند .
سومين مزيت به کارگيري خانواده درماني به عنوان شيوه درماني مرجح اين است که در اين فرآيند تمامي اعضاي خانواده پيام يکساني را دريافت مي کنند . با آنها همزمان در افتاده مي شود تا روي مسايل با هم کار کنند . اين رويکرد ، راز و رمزها را از بين مي برد و اساساً آنچه را نهان است ، آشکار مي کند . نتيجه گشايش ارتباط است .
مزيت چهارم در استفاده از خانواده درماني آن است که به عنوان يک قاعده ، مختصرتر از مشاوره فردي است . بسياري از خانواده درمانگران گزارش مي دهند که طول مدت زماني که آنها درگير کار با خانواده هستند مي تواند چند ماه باشد ، در واقع بعضي از رويکردهاي خانواده درماني ، به طور مشخص آنهايي که با خانواده درماني استراتژيک مرتبط اند ، روي قرار داد با خانواده مراجع براي مدت زمان محدود تأکيد مي کنند .
وضعيت پنجم در استفاده از خانواده درماني آن است که رويکردهاي به کار رفته در کار با خانواده ها به جاي توجه محض بر روابط درون شخصي به روابط بين اشخاصي توجه مي کند .
آخرين وضعيت خانواده درماني بر ساير روشهاي ياوري اين واقعيت است که شواهد مستندي وجود دارد مبني بر اين که برخي رويکردهاي مناسب شرايط خاصي هستند . ( گلادينگ 1382، 85-86 )
به فعل درآوردن الگوهاي مراوده اي خانواده :
با اينکه درمانگر بايد جايگاه رهبري خود را حفظ کند در عين حال بايد از خطر اين جايگاه ، يعني خطر مرکزيت يافتن بيش از حد هم پرهيز کند خانواده با روي آوردن به درمان به دنبال کمک يک متخصص است آنها انتظار دارند وضع خود را براي او توصيف و از او راهنمايي بگيرند .

مطلب مشابه :  شبکه عصبی، سری های زمانی، شبکه های عصبی

درمانگر به مشاهده ي نشانه هاي غير کلامي مي پردازد نشانه هايي که در تأييد يا تضاد با گفتار خانواده است . بافت بين اشخاصي مراوده همواره ارتباط را تقويت ، تعديل يا نفي مي کند .
حضور درمانگر همواره يک عامل تغيير زا است . با سوق دادن بعضي اعضاي خانواده به طرف تعامل با ديگري در يک چاچوب مشخص مي توان سناريوهاي خانواده را خلق کرد .
تعليم ها بايد صريح باشد . بر انگيختن گفتگوها نسبتاً ساده است درمانگر مي تواند گوش به زنگ باشد تا يکي از اعضاي خانواده راجع به ديگري شروع به صحبت کند ، آنگاه سخنگو را سوق مي دهد به اينکه به عوض صحبت راجع به ديگري با خود آن فرد حرف بزند .
وقتي خانواده براي اولين جلسه وارد مي شود طرز نشستن آنها مي تواند سر نخ اتحادها . ائتلافها محور بودن و يا منزوي بودن باشد .
تغيير دادن مکان اشخاص در عين حال تکنيني براي ترغيب و تشويق گفتگو است .
تغيير مکان مي تواند يک شيوه ي موثر در کار روي مرزها باشد اگر درمانگر بخواهد مرزي ايجاد کند يا آن را تقويت کند مي تواند اعضاي زير منظومه را به وسط اتاق بياورد و از ساير اعضاي خانواده بخواهد که صندلي هاي خود را عقب بکشند طوري که بتوانند ناظر باشند ولي نتوانند دخالت کنند . در يک خانواده ي بهم تنيده بايد مرزها به منظور تسهيل فرديت يافتن اعضاي خانواده تقويت شود . استقلال فردي را مي توان با قواعد ساده اي که به عنوان جزئي از قواعد کلي حاکم بر واحد درماني اعمال مي شود حفظ و تقويت کرد ( مينوچين ، 1373 ، 187-192 )
خانواده درماني رفتار و شناختي – رفتاري بر اساس يکي ازکامل ترين رويکردهاي تحقيق شده و بر کمک به خانواده ها يعني نظريه يادگيري استوار است . سرچشمه اين نظريه به اوايل قرن بيستم باز مي گردد . پيشگامان اوليه آن کساني همچون ايوان پاولف ، جان . ب.واتسون ،و ب.اف. اسکينر بوده اند .
خانواده درماني رفتاري داراي چهار شکل اصلي تعليم رفتاري به والدين ، زناشويي درماني رفتاري ، درمان اختلال در عملکرد جنسي و خانواده درماني کارکردي است . اين تاکيدها غالباً از روشهاي شناختي – رفتاري استفاده مي کنند . همه آنها بجز رويکرد چهارم خطي هستند و بر روابط فردي يا دوتايي تاکيد مي ورزند . بسياري از مداخلات مورد استفاده در خانواده درماني رفتاري و شناختي – رفتاري همان مداخلاتي هستند که در درمان فردي به کار مي روند. تقويت ، شکل دهي ، حذف کردن ، سر مشق دهي ، بازي نقش ، ايست فکري ، و خاموش سازي رايج هستند . با اين حال ، جنبه هاي خانواده درماني رفتاري و شناختي – رفتاري نيز شامل مواد عملي جديدي نظير قرار دادهاي مشروط ( وابستگي ) ، قرار دادهاي يک جانبه ، و رفتارهايي است که بر اصل رفتار نظير استوارند .
در بهترين حالت ، رويکردهاي خانواده درماني رفتاري و شناختي – رفتاري عيني براي کمک به والدين ، زن و شوهرها ، و خانواده ها براي تغييرکردن فوراً قابل کاربرد هستند . شاخه اي از يکي از اين رويکردها ، يعني خانواده درماني کارکردي ، سيستمي است . مفاهيم اصلي که درمان بر اساس آن استوار است در حد گسترده اي مورد تحقيق قرار گرفته اند . از ميان تمامي خانواده درمانيها رويکردهاي خانوادگي رفتاري و شناختي – رفتاري علمي ترين آنهاست.
از طرفي ، رويکردهاي خانواده درماني رفتاري و شناختي – رفتاري در بيشتر اوقات هنوز هم ب
ه ميزان بسيار زيادي بر ديد خطي و محدود به خانواده ها تکيه مي کند .اين رويکردها قدر مسلم مي دانند که اگر درمان براي يک واحد در خانواده و براي نشانه هاي مرضي مشکل به کار رود ساير جنبه هاي خانواده نيز تغيير خواهد کرد .
درمان راه حل محور
درمان راه حل محور با در نظر گرفتن محبوبيت و رواج آن ، شايد درمان انتخابي عصر حاضر باشد.
اين نوع درمان به دليل دارا بودن ويژگي هاي چون تاکيد شناختي ، گرايش حداقل آن به عمل گرايي و شيوه هايي که به آساني قابل تعليم هستند ، گرمترين بازار کار را در حوزه کارگاه هاي آموزشي کسب کرده است و به سبب وعده اي که براي ارائه راه حل هاي سريع مي دهد ، در صنعت
مراقبت و درمان محبوب شده است
شواهدي ديگر بر رواج و محبوبيت آن
شمارگان فروان کتاب هايي که درباره اين مدل درماني نوشته شده شاهد ديگري بر اوج رواج و محبوبيت آن است.
( د شازر ،1988،1991،1994; اهانلون و واينر – ديويس،1989 ;والتر و پلر، 1992 ;ليپچيک ،

مطلب مشابه :  مقاله دربارهاعتماد،، ، (فرمول

دیدگاهتان را بنویسید