سامانه پژوهشی – تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۲۵

یکی گل است و شقـایق همـه گلستانش چـو پرنیـان منقش بـه دکّــه ی بـزاز
چنـان صفـا و طراوت به بـوستانش داد که گل ز جلوه فروماند و بلبل از آواز
یکی چو کارگه مانـی است دیـوانش پـر از فنون بدیع و نقوش روح نـواز
در شعر مذکور قدرت بیان بقـایی و شناخت وی از دو قلـه ی شعر فارسی بـر خواننـده معلوم می شود.بیان هنرمندانه ی شاعر آن چنان زیباست که نیازی به شرح و بسط ندارد. سرانجام استادانه منظومه را چنین به پایان می رساند :
بقــایی از سخن نـارسـای دم درکـش کنـون که شاهد اقبال با تو شـد دمساز
به جای خود بنشین وز سر سخن برخیز برو به نائره ی عشق خود بسوز و بساز
بــه اوج رفعتشان شاهبــاز فکـرت را مران که طایر اندیشـه را نیابی باز(دیوان :۱۰۷)
از این نمونـه ها می توان به تنوّع دید بقایی و قدرت خلق او در تصاویر طبیعت پی برد.
درصد کمی از تشبیهات بقایی مبتذل است و در اسلوب تصاویر شعری گویندگان قبل است.
بر خرمنی نمی زنم آتش وگرنه هست تیغ زبان چو قله ی آتشفشان مرا(دیوان :۱۱۸)
یا:گفت این آتش ظلم است و به جا خواهد ماند
تا زمانی که در این ملک،قصوری برپاست(دیوان :۲۹)
اما گاهی تصرفّاتی در تشبیه کلیشه ای می کند و بدین وسیله سبب تازگی آن می شود. نظیر :
مباد پرده ی کس را کسی به تیغ زبـان بـه ناروا بدرانـد اگر نمی دوزد(دیوان :۱۰۴)
یا:چو برف پیری بنشست بر سرم ز هراس ز بــام خاطــره ام طایــر نشاط پــریـد
جهان پیر مگر با تنم خصومت داشت
که همچو شیشه ی حجام خون آن بمکید(دیوان :۱۸۳)
یا :از هنر حاصلم این است که دست هنرم
در دل بی هنـران،تخم حسد می کارد (دیوان :۵۱)
شاعر با وجود آن که ترکیب تشبیهی تخم حسد آورده ولی در زنجیره ی کلام آن چنان به طور طبیعی آمده و با اجزای سخن هماهنگ شده که ابتذال بودنش به چشم نمی آید.
در شعر بقایی تصویرهای مرکب یعنی خیـال هایی که دقیق باشـد و مجموعه ی اجزای تشبیه در نظر گرفته شده اند به نسبت کم است.در مجموع هر قدر گستره ی خیال وسیع هم باشد در یک بیت ارائـه می شود و تصویرهایی که در خلال چند بیت مجموعا یک خیال را ترسیم کند به ندرت دیده می شود.از قبیل :
همـه آیینـه سـان دورو دارنــد یک طرف تیــره یک طـــرف شفـــّـاف
راست گـویی چـو تیغ چـوبینند شــده پنهـــان به زرنگار غلاف(دیوان :۵۱)
یا:در اجتماع،اهل هنر چون سماورند کاو بهـره ای نمی برد از اشک و دود خویش
در بین جمع گرچه به اجبار می رود دلگرم می کند همــه را از ورود خـویش
در آب و آتش است به سود کسان و کس
آتش به دل نمی زندش جز به سود خویش(دیوان :۶۶)
یا در تشبیه طنزآمیزی که در مورد زن دارد(دیوان : ۱۰۵)، چنین می گوید:
زن شناسان بر این سـرند که زن خصلت و خـوی ماکیــان دارد
آن تقاضــای آب و دانــه کنــد ایـن تمنــای آب و نــان دارد
لیک یک بیضه چون نهد بر جای مـدتـی شیـون و فغــان دارد
بینشان این تفـاوت است کـه آن بی زبان است و این زبان دارد
در دیوان بقایی تشبیه مرکب به مرکب کم نیست ؛تشبیهی که دو طرف تشبیه دو چیز یا بیشتر باشد.بیشتر نمونـه ها در بررسی منظومـه های بلند شـاعر و تصویرسازی های او آورده شده است.مثال های دیگر:
خرامان از دری آمد برون کبکی به زر گنده که نادیده کسی کبک دری چون او خرامنده
در واژه ی زرگنده ایهام وجود دارد.
به روی قسمت مکشوفه ی زانو به بالایش نظر چون مور می لغزید اندر طاس لغزنده
به گرد گونه ی گلرنگ او زلف طلا رنگش چو بـر گرد گل سوری شود سنبل،پراکنـده
شبیـه بازوان نیمـه عریانش تـواند شـد بلــور نازکی را گـر کنند از سیم آکنده
به هر گامی که می زد قلب من مانند پستانش
شدی در سینه همچون گویی از سیماب لرزنده(دیوان :۱۱۰)

حتما بخوانید :
مبانی فقهی شهید ثانی در معاملات- قسمت ۲۷