مقاله – تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۱۸

تو هم ای دوست چو من خواهی شد بــاش یک روز بــر این قصـه،گـواه
هـرچــه دانی به من امــروز مخنــد تا که چـون من کنـدت هفتـه و مـاه
از سپیــد و سیــه و زشــت و نکــو هـر چــه هستیــم تبــاهیــم تبــاه
قصـه ی خـویش دراز از چـه کنیـم؟ وقـت بیگه شـد و فرصـت کـوتـاه
همین مضمون در قطعه ی چهار بیتی “برگ ریـزان عمر ” (دیوان : ۶۷) موجـزانه بیان شده است :
ای کـه مــویت ز سـر همـی ریــزد عمـر را فصــل بـرگ ریـزان شــد
قد مــوزون خمیـد و تن شـد ســرد قــوس آمــد ز راه و میـــزان شـد
بــامــداد رحیـــل نـــزدیـک اسـت بـایــد از خـواب جهل خیـزان شد
تــا بــه کـی تـن عـزیـز مـی داری؟ وقــت تـودیـع بـا عـزیــزان شـد
هویــداست که لحن سنگین بقایی و بهره گیری وی از اصطلاحات نجــومی بر فخامـت سخنش افزوده است.
۳-۱-۳-۲- ســرودن مــاده تــاریخ :
از طبع منتقد شاعر که بگـذریم هنرنمایی دیگری که در اشعارش می توان دید هنر سرودن ماده تاریخ است.
«ماده تاریخ کلمه یا کلماتی که بـه حساب جمل مساوی تاریخ مطلوب برآید و آن کلمه یا کلمات با معنی باشد؛ یعنی مجمـوع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی به حساب ابجـد با تاریخ واقعه تطبیق کند.مثلا :
بهــاءالحق والــدّین طاب مثــواه امــام سنت و شیــخ جمـاعت…
به طاعت قرب ایزد می توان یافت قـدم درنه گــرت هست استطاعت
بـدین دستـور تـاریخ وفــاتـش بـرون آر از حروف”قرب طاعت “
که معادل ۷۸۲ .ه.ق.است.(ده.) »
کمال این هنر در شعر بقـایی زمانی است که شاعر به هر سـه تاریخ شمسی و قمـری و میلادی می ســرایـد.مانند مـاده تاریخ سفر به مـاه کـه در سه بیت آخـر می گـویــد :
بقایی از پی تاریخ آن به شمسی گفت ” شگفت معجزی اینسان ببین از انسان زاد”
سپس بگفت بـه تاریخ هجری قمـری “بشر ز علم قــدم بر فــراز مــاه نهــاد “
«به قرن بیستم انسان به خاک ماه رسید” «هزار و نهصد و شصت و نه است از میلاد”
که جمع حروف ابجـد مصراع اول بیت آخر ۱۹۶۹ به دست می آیــد؛ هرچنـد شـاعر در مصرع دوم آن را به تاریخ آورده است. (دیوان : ۳۲ )
ماده تاریخ در نظر شاعر فقط بیان حوادث عـادی نیست،بلکه وقایع تاریخی و سیاسی نیز دستمایه ای برای هنرنمایی شاعر است.وی در گزینش واژگان دقت می کند .مانند مـاده تاریخ قتل محمد مسعود(مدیر روزنامه ی مرد امروز) :
بهــر قتل محمــد مسعــود ســـر آزاد مــردی و رادی
دست دیــو مهیب استبــداد کرد مـا را بدل به غم شادی
اندرین کشور خراب نمــاند هیچ کس را امیـــد آبــادی
سال تاریخ این جنــایت شد “علناً اختناق آزادی”(دیوان : ۱۵۵ )
یا : تاریخ وفات مجتبی مینوی :(یغما،سال ۲۹ ،۱۳۵۵: ۷۶۶ )
ای دریغا رفت از کف،مجتبای مینوی
آن مهین فرزانه ای در دانش و بینش قوی
آن که عـزمش داشت آثار کهـن را مستنیـر
وان که بزمش داشت هنجـار سخن را مستوی
روزگارا نیـست گر با اهـل فضـلت،دشمنی
راستی را چیـست مقصود تو از این کجروی؟
بردی از گلزار دانش نغمه سنجی را که داشت
گه نشید از حافظ و سعدی گهـی از مـولوی
آن کــه طومـار هنر را بـود نامش زیب بخش
گشت بـا دست اجل ،طومـار عمرش منطوی
سال فوتش را بقایی چون به شمسی جست گفت
” شــد مکین در بـزم مینو مجتبای مینوی “

حتما بخوانید :
بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.