تحقیق دانشگاهی – تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۱۴

چو گفته اند کـه خیــر الکلام قلّ و دلّ مپوی در ره اطناب و برگزین ایجاز(دیوان : ۱۰۸)
به عنوان نمونـه چند بیتی از سخنان موجـز او آورده می شود :
بیچاره شد دهاتی و از روی عجز گفت این دادگستــری است یا دام گستــری؟
معلوم شــد به من که بــرای دفاع حق
این کاخ کاغذی نکند کار سنگری(دیوان : ۸۳ )
یا : چرا اوضاع این کشور چنین است؟ امینــش خـائن و خـائن امیــن اســت
یکی نامــوس خود را کــرده تقـدیم که بــاید کــردنش تعظیــم و تکریــم
یکی چــون بــرده حـق خلق عــالم از ایــن ره گشتـــه آقـــــای مسلـّـم
یکی خون کسان در شیشه کرده است امارت را از ایــن ره پیشـه کرده است
گروهی هم بــرای حفظ نــامـوس شــده تبعیــد یا مقتـول و محبوس …
چــو از او با تــدین تر نــدیــدند تــدین را بــه کشــور برگـزیــدنـد
نبــودش چــون وکالت بهـر توکیل به مــردم کس نکرد این مـرد تحمیل
ز لطف او شــرافتمنــد و اوبــاش خــورد هرکس به قدر پول خود آش
پیــاپی بعــد از آن کابینـــه آمــد ز شــرّش جان مــا تـا سینــه آمـــد
رئیس مملکت هم هــر کسی بـود به روی بار مردم بـاری افزود(دیوان : ۱۷۲ )
یا: آنگه اندر دادگاه شهر نورنبرگ هم
بود جانی قاضی و قاضی جنایتکار جنگ(دیوان : ۱۸ )
۳-۱-۲- باستــان گرایــی :
«شـاید پس از وزن و قافیـه،معروف ترین و پرتـأثیرترین راه های تشخّص دادن به زبـان، کاربـرد آرکائیـک زبان باشـد؛ یعنی استعمال الفـاظی که در زبـان روزمره و عادی بـه کار نمی رود.احیای واژه هایی که در دسترس عامه نیست،سبب تشخّص زبان می شود.مفهوم باستــان گرایی محدود به احیـای واژگان مرده نیست ،حتّی انتخاب تلفظ قدیمی تر یک کلمه خـود نوعی باستان گرایی است.»(شفیعی کدکنی؛۱۳۶۷: ۲۵-۲۴)
نگاهی بـه شعرهای بقـایی، نشان دهنـده ی میـزان استفـاده ی وی از آرکائیسم واژگانی و نحوی است.در حـوزه ی واژگانی، شــاعر از واژگانی استفاده می کند که شکل کهن تری دارند و در فارسی امروز متروک شده اند .نظیر: برخی نمودن(فدا کردن) ،پادافـراه (کیفر) ، جـولاهک (عنکبـوت)، غوک (قـورباغه) ، شخ (زمین سخت و ناهموار، سر کـوه)، نژنـد ( اندوهگین) ،ناعق(کلاغ بانگ کننده) ،همج(مردم پست) ،سیمین، شعیر(جو : از غلات) ، بعره(پشکل) ،بعیر(شتر)،ضریر(نابینا) ،جمّ غفیری(گروه بسیاری از مردم) ،خراطین(کرمی دراز و سرخ رنگ) و … . به عنوان نمونه ابیاتی در این زمینه آورده می شود :
– مگر باینــدر و نقــدی نبودنــد کـه جـان را برخی کشور نمـودند(دیوان : ۱۷۱ )
-گفت چـون بــرده کلاهم را آب وحشت من بــود از پــادافــراه (دیوان : ۳۱)
-گفت غوکی سیمین به جولاهـک که ز کارت چه بهره و ثمر است؟(دیوان : ۴۵ )
-چون او به نفس خویشتنش اعتماد بود از کثرت عدو نشد افسرده و نژند(دیوان : ۵۶)
-به پازنی بـه چــراگاه قوچ اهلی گفت چرا هماره گریزی به سوی قلّه و شخ؟(دیوان : ۶۱ )
-تــا کــدامین شــریف تر بــاشــیم مــن ز دُم لابه مـی کنـم تو ز سر(دیوان : ۲۷)
– بهتــر از نــوکــری دولــت بـــود رفتـــه بــودی اگر بــه دریوزه(دیوان : ۷۹ )
-الغــرض مـــرد حقّـــه بــاز گرفت پــولی از او بدین طریق و نهج(دیوان : ۱۰۰)
به لب رسیده مرا جان از این که مردم نادان
نظر کنند به یکسان به بعره ای و بعیری(دیوان : ۱۲۰ )
مواردی را که در حوزه ی باستان گرایی نحوی به اجمال می توان نام برد عبارت است از :
الف- آوردن دو حرف اضافه برای یک متمم.نظیر :
صدف در سینه پنهان است مروارید غلطانش به قعر اندر بود دُرّ گران دریای ذاخر را
یا:گهی ز رعد به رنج اندری و گه از بــرق
گهی ز برف ستم می بری و گه از یخ(دیوان : ۶۱ )
یا : امروز هر کسی بــه دکان انــدر بینــی پــی فـــریفتـــن نــاس اســت
دنبــال هــر دروغ کـه می گـویــد صدها قسم به حضرت عباس است(دیوان : ۱۸ )
ب- استفاده از شکل کهن حـروف اضافه ی کهـن “اندر ” و ” مر” و ” از بـرای ” نظیـر :
مگر ملـــزم شدنــد انــدر وکالت که بهــر اجنبی باشنــد آلــت (دیوان : ۱۷۵ )
یا : گفت مر جاذبه و دافعه را چیست سبب؟ گفت یک راز نهـان حرکت زای دگر

حتما بخوانید :
پژوهش - رابطه بین سبک های مقابله با استرس و خودکارآمدی عمومی با رضایت شغلی ...

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است