تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۴۰

برای مخفی کـردن جنایت سیاستمـداران لازم است بر روی اعمال خود پـرده کشند و این پرده پوشی گویای حقـایقی است که در صورت فاش شـدن سبب سرنگونی ظالم خواهد شد. (دیوان : ۷۷ )
دزد و طرارند این رندان که پنهان می کنند بـدترین کردار را با بهتـرین گفتـارها
مرکز فسق و جنایات است و کان ظلم و جور هـر کجا جمعند حاجب ها و سردمدارها
تا بـود پنهــان و پشت پرده اعمال رجـال هست نقش عنکبوتی نقش این غدارها
بیت اخیر اشـاره ای است به نقش ساواک که عنکبوت بود.کتابی نیز بدین نام چـاپ شده است؛عنکبوت سرخ ،کتـاپ چپ در ایـران به روایت اسناد ساواک.
یکی دیگر از جلوه های فسـاد سیاسی ایران در زمان شاعر آن است که سیاستمداران برای راه یافتن به مجلس شورای ملی به انواع حیله ها و ترفندها متوسل می شـده اند که مبادا آزادگان و صالحان انتخاب شوند.بقایی در مناظره ی وکیل و موکل(دیوان:۸۹) یکی از ترفندهای آن ها را بازگو می کند.او با چاقوی تیز طنز،کالبد یکی از بیماری های جامعه را می شکافد و ریشه ی آن را بر همگان معلوم می کند :
مــوکّـلی ز وکیلــی نمــود استعلام کـه گـر مقـام ز ملّت نمـوده ای تحصیل
چرا به حوزه ی خویشت توجهی نبود بـه جـز گـرفتن ریش کسان و باج سبیل
چو نیست در نظر انورت مصالح خلق همـه امـور فتــاده بــه حـالت تعــطیل
به روی خلق چنان در ز بیخ بـربستی که هست با تو ملاقات ،کار حضرت فیل
نماینـده ی فرمایشی چنین پاسخ می دهد :
کز آن به زنـده ندارم توجّهی که مرا شنـاسنامـه ی امـوات کـرده است وکیل
“در منطق ،اجتمـاع نقیضین یا ضدّین محال است،اما هنر، منطق خویش را دارد.در منطق هنر از رهگذر خلاقیت و نبوغ هنرمند می توان پذیرفت که یک چیز هم ساکن باشد و هم در همان لحظه در حال حرکت.در مرکز تمـام طنز های واقعی ادبیات جهان ،این تصویر هنری اجتماع نقیضین قابل رؤیت است.”(درودیان،۱۳۸۵ :۱۱۴ )
این ویژگی را در برخی از اشعار انتقادی بقایی می توان یافت،از جمله” تهران”(دیوان:۸۲):
فریـاد از ایـن جهنم زیبـا نمــای زشت لعنت بـر آن کـه از ازلش برنهـاد خشت
تهران جهنمی است که نقاش چیره دست ترسیم کرده است بـر آن نقشی از بهشت
آن سرزمین که گر مَلَک آن جا مقیم شـد شـد بی عـدالتی و پلیـدیش سـرنوشت
این گونه طنزهای فاخر و گزنــده در قطعات تاریکخــانه(دیوان:۸۰) ،بـدبین(دیوان:۹۵) ، تهران (دیوان:۸۱)،کاباره ها (۷۶(دیوان:) ،رئیس کل(دیوان:۲۵ )،حملـه از پشت(دیوان:۷۶) و بُـرد بُـرد(دیوان:۸۳)نیز به صورت متنـوّع بازگـو شده است.در قطعه ی« برد برد »،تأکید بر تبعیض طبقـاتی و عـدم احساس مسئولیّت طبقات مرفّــه است.در قطعـه ی «حملـه از پشت »(دیوان:۷۶)خبرنگار رنــدی از« وستمرلنــد»،قتّال هوایی و زمینی آمـریکا در جنگ ویتنـام،علت شکست قشون ینگه دنیـا را جویا می شـود و او به دروغ می گوید:
بـر مـا از پشت حملـه کردنـد انـــدر حـال عقب نشیـنی
در قطعه ی «رئیس کل»(دیوان:۷۷) ،شاعر به ظاهربین بودن مسئولان سیاسی می پردازد .در شعر «کاباره ها »تبعیض طبقاتی جامعه را بیان می کند و در ضمن آن، آرزوی نهانی خود؛ یعنی امید به بیداری مردم و وقوع انقلاب را فاش می کند:
ای خوش آن روزی که با تحصیل آزادی کنند چاره بیچارگی ها را همـان بیچاره ها
جوی ها در کوی ها از خون روان گردد که هست این سـزای دزدها،طـرارها، بـدکاره ها
برخی از قطعات بقایی به قدری شیرین است و ایهام و کنایه دارد که بیجا نیست اصطلاح «قند چند پهلو» بر آن گذارده شود.ماننـد تخم خود را خورده اند(دیوان:۷۵) .
با جوانی روستایی گفت مـردی در دهی از چه دهقانان نحیف و لاغر و افسرده اند؟
فصل پاییز است و در مزرع نمی کارند تخم در مزارع جنب و جوشی نیست گویی مرده اند
گفت چون در سال ماضی خشکسالی بوده است
از فشـار تنگدستی تخم خود را خورده اند
گفت با توضیح این موضوع دانستم کنون مالکان ناراضیند از آن که حسرت برده اند
بقایی با طنزی رنـدانه و ایهـامی ظریف در مصراع پایـانی موجزانه کلام خـود را به پایان رسـانده است.حسرت خوردن مالکان در وجهی دیگر نـوعی هجو محسوب می شــود و نهایت مالکیت اربابان را به خواننده گوشزد می کند.
هنر دیگر شاعر در سرودن معما و چیستان است.در این نوع از هنرنمایی هم انتقاد سیاسی و اجتماعی جهت بیـداری مـردم بیشترین مضمون را تشکیل می دهـد. قطعــه ای بـه نام« چیستان»(دیوان:۱۱) در توصیف تلویزیون سـروده است.شاعردر خلال چیستان، از مقهـور بودن مردم سـاده دل در برابر تبلیغات و بازار گرمی رادیو و تلویزیون سخن رانده است.
بر سر راه ضعیفان دام شور و شر نهی از برای اقـویا،تولیـد سیم و زر کنی
به نظر شاعر استفاده ی صاحبان قدرت از تلویزیون برای موجّه جلوه دادن اعمال زشت و سیاست پلیدشان است :
چیست آن جسم مکعب با صدای کرکنی؟ روزگار خلق عــالم را ز بـد بـدتــرکنی
اکثـر اعضــا بـا امعــاء و احشایش فلــز با خواص خاص همراهی به یکدیگرکنی..
از دهــان آهنیــن او همی آیـد به گوش چون شتر بـدمستی و ماننـد خر عرعرکنی
آلـت اخـلاق و عفّـت از همه بربــودنی مایــه ی سلب شــرف از مــاده و نرکنی
عاملانش جملگی از ژاژخایـانند و نیست حرفشـان پــذرفتنی و قــولشان باورکنی
دشمن اعصاب و آزار تن و سوهان روح آلت گمــراهی و اسبــاب مـردم خرکنی
جامعه ای که توسط دولتمـردان بی سیاست اداره می شود، قطعـاً جولانگاه ظالمان است. آزادی و آزاد انـدیشی حکم سیمرغ و کیمیا پیدا می کنـد افراد حریص و دنیا پرست، سر رشته ی

حتما بخوانید :
رابطه بین ادراک از عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی با توجه به اعتماد به مدیر ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

امور را به دست می گیرنـد؛راز و رمز موفّقیت را در پشت هم اندازی و تقلّب و ریا می بینند؛همگامی اتّحاد و پشتکار را خوار و خفیف می دانند. (دیوان : ۱۶)
با ما چه کرده است ندانم به جز ستم ؟ آن بی هنر که خوردنش از کارکرد ماست