عمومی

برندینگ اجزا

intel

چیجوری میشه از تک تک قسمتای محصول خود به عنوان یه وسیله تبلیغاتی استفاده کرد و روند برندسازی رو آسون سازی کرد؟

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ برندنیگ نه فقط نقش مهمی در روند بازاریابی محصول تموم شده داره، بلکه در بازاریابی اجزاء و بخشای تشکیل دهنده اونم نقش مهمی بازی می کنه. با رشد و گسترش بازارها در صنایع جور واجور، شرکتای بیشتری پی به این موضوع بردن که روش هدف دار کشش در بازاریابی تنها راه اثبات محصول در بازار بوده و اینکه از این روش می تونن حجم معاملات رو زیاد کرده و به صورت خودکار واسه محصول خود ایجاد درخواست کنن.

بااین وجود، ایجاد درخواست واسه محصولی که ماهیتی بسیار فنی و تخصصی داره، ایجاد هیجان نمی کنه یا ذاتاً به صورتیه که مشتریان خیلی به اون توجه نمی کنن، خیلی هم ساده نیس. امروز همه خوب می دونن که اینتل چیه و اینکه مثلاً صدا باکیفیت دالبی یعنی چه یا به چه دلیل تفلون در زمان آشپزی و پخت وپز از اهمیت زیادی برخورداره. اما سختی و مشکلاتی رو در نظر بگیرین که مثلاً برندی مانند اینتل در زمان شروع کسب وکار خودش با اون مواجه بود. این شرکت در اون زمان باید کالا و محصولی بسیار کسل کننده و بدون جذابیت به نام ریزپردازنده رو محصولی هیجان انگیز جلوه دهد و کاری کنه که مصرف کننده ها همیشه اجناس این برند رو نسبت به اجناس (ریزپردازندهای) تولیدی شرکتای دیگه ترجیح بدن.

اما ببینیم به واقع اینتل چه کاری کرده؟

کاری که شرکت اینتل در همین زمینه انجام داده با عنوان برندینگ اجزا (Ingredient branding) شناخته می شه. اینتل یه جزء یا بخش تشکیل دهنده از یه مجموعه یا محصول بزرگ تر به نام کامپیوتره، یعنی خود به طور جدا از هم کامپیوتر نیس. اینتل کار خودشو با بازاریابی مستقیم محصول به تولیدکنندگان و تولیدکنندگان لوازم اصلی و با نشون دادن و اثبات قدرت پردازندهای خودش به اونا شروع کرد. وقتی که این تولیدکنندگان از قدرت این پردازندها به ذوق و شوق و خوشحالی اومدن، اینتل بازم سکوت اختیار نکرد. عوضش، شروع به برندینگ اجزا کرد و بازاریابی محصول خودشو به بازارهای انبوه شروع کرد و این جور تقاضایی واسه محصول خودش درست کرد.

پس ازآن مشتریان به طور خاص شروع به وارد شدن به فروشگاه های کامپیوتر و پرس وجو واسه پردازندهای اینتل کردن. این جور بود که اینتل در بازار شناخته شد و بازم به عنوان قدرتی در بازار پردازندها مطرحه و باحال اینکه بازم با همون کمپین اولیه تبلیغاتی خودش در بسیار مجامع شناخته می شه و بهترین مثال واسه بحث برندینگ اجزا شناخته می شه. یعنی شما یه دستگاه کامپیوتر رو می خرید، فقط و فقط به دلیل اجزاء تشکیل دهنده داخلی اون.

با گسترش بازارها بحث برندینگ اجزا بیشتر و بیشتر شناخته شده و اهمیت پیدا کرد. تولیدکنندگان خودرو به این نتیجه رسیدن که اونا در حال از دست دادن فرصتای بسیار زیادی درزمان مراحل سرویس خودروها روی قطعات یدکی هستن. یعنی اگه مشتریان اونا درزمان این فرایندها از قطعات ضعیف و غیر اصلی استفاده می کردن، خودرو و برند اون تحت اثر قرارگرفته و شدیدا ضربه می خوره. پس اونا هم به این با به کار گیری این بحث درزمان سالیان و از راه کمپینای جور واجور به مشتریان خود آموزش دادن قطعات یدکی اصلی چه اهمیتی دارن و اینکه به چه دلیل مشتریان نباید از بازارهای مشکی و . . . مبادرت به جفت و جور اجناس خودشون بکنن.

به طور مشابه برنده های دیگری هم وجود داشتن که تا حدودی این روش رو پیش گرفته و سطحی از برندینگ اجزا رو پیاده کردن. مثلاً صدای دالبی وقتی مطرح شد که سینماها و شرکتای تولیدکننده فیلم در تبلیغات خود شروع به به کار گیری این عبارت و کلمه واسه معرفی کیفیت بهتر صدای فیلمای خود کردن. پوشش تفلون وقتی به طورجدی به این میدون روی آورد که ظروف آشپزی به اون تجهیز شده و به کار گیری اون پوشش رو چیزی لازم و حتمی واسه آشپزی سالم و آسون مطرح کردن. به همین ترتیب شرکت هوندا واسه موتورهای استفاده شده روی خودروهای خودش معروف شد. اما نمونه ای گذشته از به کار گیری این راه و روش استفاده و تبلیغ سیستمای عامل در دستگاه های لپ تاپ و گوشیای هوشمنده – خواه این دستگاه ها تحت اندروید، اپل، ویندوز یا IOS و . . . باشه – بطوریکه سیستمای عامل اونا به طور جدا از هم و جدا از خود دستگاه تبلیغ و معرفی می شن.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

آی بازاریابی