عمومی

برندسازی عاطفی چیست و چگونه بر مشتری اثر میگذارد؟

Emotional Branding and the Emotionally Intelligent Consumer

واسه یه مشتری که از نظر عاطفی به برندی وابسطه شده باشه به کار گیری برند مشابه کار بسیار سختیه و به خاطر همین فعالان بخش برندسازی اهمیت خاص ای واسه برندسازی عاطفی قائل ان.

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ برندسازی عاطفی اشاره به ساخت و پیشرفت برنده هایی داره که مستقیماً واسه نفس مصرف کننده، ضمیر ناخودآگاه، وضعیت احساسی و هیجانی، نیازها و الهامات داخلی ایشون دارای کشش و جذابیت باشه. هدف برندینگ عاطفی ایجاد یه رابطه عاطفی بین مصرف کننده و محصول از راه تحریک هیجانات مصرف کننده س.

نیازای انسانی از راه عشق، قدرت، امنیت عاطفی و هیجانی و ارضاء نیازای نفسانی، که به طور ناخودآگاه همه هیجان محور هستن، به عنوان زیرساختی واسه برندینگ عاطفی مورداستفاده بوده و به بازاریابان اجازه می دهد تا پیشگویی دقیقی در مورد نیازای مصرف کننده داشته باشن. مردم عموماً به دنبال ارضاء نیازها هستن و مدیران و فعالان میدون تبلیغات مبادرت به گسترش نیازها می کنن تا از اون نیازها رو تو یه چرخه ثابت ابدی ارضاء کنن.

درحالی که مدل های تصمیم گیری سنتی بر مبنای تئوری انتخاب های منطقی قرار داره و به شدت دارای ماهیتی شناختی ترتیبی هستن، برندسازی عاطفی دارای ماهیتی به طور کاملً غیرمنطقیه. یعنی فقط کافیه یه موزیک غمگین رو بر رو مجموعه ای از تصاویر نشون دهنده مردم عادی و در حال تلاش بدون معرفی یه محصول خاص پخش کنین و ببینین چیجوری این تصاویر در ترکیب موزیک یادشده موجب تحریک یه رابطه غیرمنطقی با غم و غصه در مردم می شه.

بعضی وقتا یه محصول تو یه معنی تحت اللفظی دارای ارتباطی با یه محصوله، مثلاً هملت نام نمایشنامه ای از شکسپیره و هم اینکه هملت نام یه نوع سیگار برگ هم هست. بیشتر وقتا، روش های مختلفی واسه با قصد و قصد ایجاد یه رابطه عاطفی با تبلیغ، محصول و یا اطلاعات در مورد ناشران ویروسی در زیرمجموعه برندسازی عاطفی مورداستفاده قرار می گیرد.

با گذشت زمان و البته تکرار، برنده ها می تونن ارتباطی موندگار در قلب و ذهن مصرف کننده ها بسازن. برنده ها به منظور ایجاد یه رابطه دو طرفه بین خودشون و آدم ها، نیاز به نمایش گذاشتن یه شخصیت خاص با ارزش های خاص و مشخص و نمادهایی مربوط به اون دارن.

داستان ها بیشتر از احساساتی برگرفته از الگوهای قدیمی استفاده می کنن که منطبق با الگوها و هیجانات جهان شموله. به عنوان مثال، الگوی قدیمی و قهرمون اصلی در برند نایک موجب دمیدن روح وفاداری مشتری در سراسر جهان شده. این قهرمون از آغازی فروتنانه شروع می کنه، حریف ترسناکی رو به رقابت می کشد و در برابر تموم نابرابری ها پیروز می شه.

منتقدین چه می گن؟

منتقدین برندسازی احساسی عموماً اشاره به مواردی می کنن که عبارت ان از سوءاستفاده اخلاقی که می توان در این راه از هیجان و احساس آدم داشت، استفاده اون از تبلیغات و مشابهات در حال ازدیاد اجناس با هم درحالی که خیلی از بازاریابان پیوسته در حال جدا ساختن اجناس خودشون در بین حجم خیلی از تبلیغاتی هستن که عموماً مردم هرروز با اون ها سروکار دارن.

البته بازاریابان هم جذابیت محصول و برند خودشون واسه مشتری رو نباید حتماً محدود به هیجانات و احساسات مصرف کننده ها کنن. این دسته از راه هدف دار های موثر ممکنه واسه اون دسته از آدمایی مؤثر واقع شن که دارای هوش هیجانی پایین تری هستن، که در این صورت منتهی به از دست دادن بخشی از بازار و مشتریان بالقوه خودشون می شن که بدون دیدن عنصر شناختی در پیام های بازاریاب مبادرت به خرید نمی کنن.

پس روش هدف دار بهینه واسه پیشبرد فروش می تونه به کار گیری هر دودسته پیام های شناختی و احساسی در روش هدف دار بازاریابی باشه. یه روش هدف دار دیگه می تونه شامل به کار گیری جذابیت های احساسی پیچیده باشه، چراکه همون طور که بالاتر گفته شد، مصرف کننده های با هوش احساسی بالاتر ممکنه در زمان روبرو شدن با عناصر احساسی و غیر شناختی در بطن تبلیغات روند تصمیم گیری خود رو واسه به دست آوردن جزییات بیشتر به تأخیر بندازن.

اصول بازاریابی و فروش موفق

هزینه جذب یه مشتری جدید چقدره؟

آی بازاریابی