بررسی محتوایی قصه‌های کتاب «فرهنگ افسانه های مردم ایران» (جلداول)- قسمت ۱۷

¨ آداب و رسوم
_____________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
_______________
■ عناصر روانشناسی
_______________
■ باورهای عامیانه و خرافی
_____________
■ سایر عناصر
____________
قصهی۱۲۳- به دنبال فلک
* خلاصهی قصه
روزی مردی بدبخت و فلک زده به دنبال فلک رفت تا از او در مورد سرنوشتش بپرسد. در راه به گرگی رسید. گرگ از او خواست در مورد علت سردردش از فلک بپرسد. مرد رفت تا به پادشاهی رسید. پادشاه از او خواست در مورد شکستهای پیاپیاش از فلک بپرسد. مرد رفت تا به کنار دریا رسید. ماهی بزرگی قبول کرد که مرد را به آنطرف دریا برساند، به شرطی که مرد در مورد خارش دماغ ماهی از فلک سوال کند. مرد رفت تا به فلک رسید. فلک به صورت باغبانی و مشغول آبیاری کرتهای زمین بود. مرد از او پرسید: «این کرتها مال چه کسی است؟» باغبان جواب داد : «مال آدمهای روی زمین است». مرد کرت خود را تشنه دید، بیل را از فلک گرفت و سر آب را به سوی کرت خود گردانید. آنگاه سوالات گرگ، پادشاه و ماهی را از فلک پرسید. فلک جواب داد: « آن ماهی لعلی در دماغش گیر کرده، اگر با مشت روی سرش بزنند، لعل بیرون میآید و او خوب میشود. پادشاه زنی است که لباس مردان پوشیده، اگر شوهر کند دیگر شکست نمیخورد. دوای درد سر گرگ هم مغز آدم احمق است». مرد رفت تا به ماهی رسید. جواب فلک را به او گفت. هرچه ماهی اصرار کرد که با مشت بزند و لعل را بردارد، مرد قبول نکرد. مرد رفت تا به پادشاه رسید. جواب فلک را به او گفت، پادشاه هرچه اصرار کرد که مرد با او ازدواج کند و به جای او به پادشاهی بنشیند، مرد قبول نکرد. مرد رفت تا به گرگ رسید. جواب فلک و ماجرای خود را نقل کرد. گرگ ناگهان پرید و گردن مرد را به دندان گرفت، مغز سرش را را خورد و گفت: «از تو احمقتر کجا میتوانم گیر بیاورم؟»
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
_____________
¨ کنشهای اساطیری
– سخن گفتن با حیوانات
(رجوع شود به قصهی ۷ )
¨ موجودات و پدیدههای اساطیری
______________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
این قصه، قصهی حماقت آدمهایی است که با نادانی به بخت خود پا میزنند. در این قصه مردی به دنبال فلک میرود تا سرنوشتش را عوض کند؛ اما به عوض آنکه از شرایط پیش رو برای تغییر سرنوشت خویش استفاده کند، همهی آنها را با حماقت از دست میدهد. نکتهی قابل توجه در این قصه حضور فلک در هیئت یک باغبان است و برخلاف تصور مرد سرنوشت افراد به دست خودشان است نه فلک. زمانی که مرد آب را به سوی کرت خود بازمیگرداند، شرایطی پیش رویش قرار میگیرد که استفاده از آنها زندگیاش را تغییر میدهد؛ اما وی به خاطر حماقت زندگیاش را از دست میدهد. شخصیت دیگری که در قصه به آن اشاره می‌شود، زنی است که بدون ازدواج به پادشاهی می‌ماند که مدام شکست می‌خورد، گویی در قصه ازدواج را راه تکامل و پیروزی دانسته است.
¨ آداب و رسوم
___________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
_____________
■ عناصر روانشناسی
______________
■ باورهای عامیانه و خرافی
_____________
■ سایر عناصر
__________

حتما بخوانید :
دسترسی به منابع مقالات : بررسی رابطه بین اعتماد سازمانی، انتقال دانش، خلق دانش و نوآوری سازمانی (مطالعه ...

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است