سايت مقالات فارسی – بررسی محتوایی قصه‌های کتاب «فرهنگ افسانه های مردم ایران» (جلداول)- قسمت ۱۵

انوشیروان وزیری به نام بوذرجمهر داشت. روزی یکی از فرزندان بوذرجمهر از او چیزی خواست که تهیهی آن در توان مالی وزیر نبود. فردا بوذرجمهر ناراحت و غمگین نزد انوشیروان رفت و ماجرا را شرح داد. انوشیروان به خزانهدار دستور داد که در آن ماه بوذرجمهر هرچه می‌خواست از خزانه بردارد. خزانهدار نسبت به بوذرجمهر حسادت میکرد، گفت: «همه چیز در دست بوذرجمهر است. برای اینکه خود را پاک نشان بدهد اینگونه رفتار میکند». انوشیروان وقتی این موضوع را شنید، فکر کرد که شاید محافظان نمیگذارند، کسی به زنجیر عدل وی نزدیک شوند و شکایت وزیر را بکند، به همین دلیل تصمیم گرفت بوذرجمهر را امتحان کند. روزی در بار عام، بوذرجمهر را به کاری فرستاد تا اگر مردم شکایتی از بوذرجمهر دارند، بیپرده بگویند. هیچکس از بوذرجمهر شکایتی نداشت. تنها پیرمردی از کسی که هر روز برایش آذوقه میآورده و در دو روز گذشته چیزی نیاورده بود، شکایت داشت. درآن حال بوذرجمهر وارد شد و پیرمرد آن فرد را بوذرجمهر معرفی کرد. انوشیروان که متوجه مکر خزانهدار شده بود، خزانهدار را اخراج کرد.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
_____________
¨ کنشهای اساطیری
_____________
¨ موجودات و پدیدههای اساطیری
_____________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
بزرگمهر از وزرای نامی ساسانیان است که شهرت وی موجب شده به قصههای عامیانه راه پیدا کند. این قصه به نوعی زیرکی و سیاستمداری بزرگمهر را نشان داده است. انوشیروان از پادشاهانی است که به دلیل زنجیر عدل انوشیروان و داشتن وزیری چون بزرگمهر به عدل و دادگری مشهور شده است. در این قصه شخصیتی سیاستمدار و عاقل دارد. خزانهدار حسود ضد قهرمان قصه است و در پایان قصه مکرش آشکار میشود. این قصه به طور غیر مستقیم اصول مملکتداری و عدم اعتماد به حرف اطرافیان بدون بررسی را گوشزد میکند.
¨ آداب و رسوم
یکی از رسومی که پادشاهان برای شنیدن سخنان مردم داشتند، وصل کردن زنجیر با قرار دادن سنگی بود که هر کس کاری با پادشاه داشت با به صدا درآوردن زنجیر و نشستن بر روی سنگ کارش به اطلاع پادشاه میرساند، در این میان زنجیر عدل انوشیروان مشهورتر از دیگر موارد است. یکی دیگر از رسومات پادشاهی، دادن بار عام بود. به این ترتیب که اعلام بار عام میکردند و پادشاه در میان مردم قرار میگرفت و سخنان یا شکایات ایشان را میشنید. در این قصه هم انوشیروان برای امتحان بوذرجمهر، بار عامی ترتیب میدهد تا شکایت مردم در مورد بوذرجمهر را بشنود.
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
_________________
■ عناصر روانشناسی
_____________
■ باورهای عامیانه و خرافی
__________
■ سایر عناصر
از نکاتی که میتوان جزء آموزههای سیاسی قصهها دانست. قصههایی است که در آن نکتهای را به حاکمان گوشزد میکنند، مانند اصول مملکتداری و … در این قصه به لزوم بررسی و تفحص شاه در شنیدن خبری، به خصوص اگر در مورد ناصحان و خیرخواهان مملکت باشد، اشاره دارد.
۳-۱۲۰-بوعلی
* خلاصهی قصه
در شهر بخارا حاکمی به نام صدر جهان بود. او دختری فهمیده و زیبا داشت. پیرزنی در اندرون خانهی صدرجهان بود که پسری به نام بوعلی داشت. بوعلی روزی دختر صدر جهان را دید و عاشقش شد. صدرجهان وقتی ماجرا را فهمید. بوعلی را از شهر بیرون کرد. بوعلی رفت و رفت تا اینکه در راه به فرستادگان پادشاهی برخورد که به دنبال بوعلی آمده بودند. بوعلی به نزد پادشاه رفت و سردرد وی را درمان کرد. پادشاه هزار سکه به بوعلی داد. بوعلی یک دیگ مسی برای مادرش خرید و به طرف شهر خودش حرکت کرد. در راه باران بارید. بوعلی لباس‌هایش را در دیگ گذاشت و خود زیر شکم اسب نشست. وقتی باران تمام شد، ناگهان شیطان از راه رسید. از بوعلی درمورد لباسهای خشکش پرسید. بوعلی او را فریب داد و دفتر راز و افسون شیطان را از او گرفت. بوعلی وردی را از توی دفتر یاد گرفت که با خواندن آن، همه به هم میچسبیدند. بوعلی با این ورد وارد شهر شد. روز عروسی دختر صدر جهان با وزیر، وارد قصر شد و همه را به هم چسباند. صدر جهان رمالها و جادوگران را جمع کرد؛ اما هیچ‌کس نتوانست ورد بوعلی را باطل کند. در پایان صدر جهان حاضر شد که دخترش را به عقد بوعلی درآورد. بوعلی هم ورد خواند و آنها از هم جدا شدند.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
_______________
¨ کنشهای اساطیری
– جادو و جادوگری
یکی از کنشهای اساطیری، جادوگری و اعمال جادوانه است. در قصه‌ها گاه شاهد جادوگری ضد قهرمان و گاه جادوگری قهرمان هستیم، در این قصه قهرمان از جادوگری برای رسیدن به هدف استفاده می‌کند.
جادو که در پهلوی به صورت یاتوک آمده و معادل آن در عربی سحر است، عبارت است از تعبیر یا گردانیدن ماهیت و صورت واقعی اشیاء به امری غیر حقیقی یا خیالی و نشان دادن صوری که برخلاف واقع باشد، چنان که گویی حقیقت شیء دگرگون شده است و گاه بر احداث امور عجیبه با استعداد از ارواح و شیاطین یا تاثیر کواکب و اجرام آسمانی اطلاق میشود و کسی را که بر اینگونه امور توانا است جادوگر، ساحر و جادو میگویند (رستگار فسایی، ۱۳۸۳: ۲۷۷).
در قصهی ۳۷ هم به نحوی به این موضوع پرداخته شد. در این قصه بوعلی از طریق فریفتن شیطان به دفتر افسون وی دست مییابد و از طریق اوراد آن دفتر به خواستهی خود میرسد، کمک قهرمان این قصه به نوعی شیطان است.
¨ موجودات و پدیدههای اساطیری
– شیطان
شیطان یا اهریمن از موجودات اساطیری است.
اهریمن در اوستا به صورت انگره مئینیو و در پهلوی به صورت اهریمن و به معنی مینوی ستیزهگر، دشمن و بدخواه بهشت است که به خبیث و پلید هم تعبیر میشود. بنابر متون زردشتی، اهریمن موجد گروه دیوان، پریان، اژدهایان، خرفستران و خشم و خشکسالی است و هدفش تخریب جهان است. او میتواند صورت ظاهریاش را عوض کند و به شکل چلپاسه، مار یا مردی جوان و … ظاهر شود(رستگار فسایی، ۱۳۸۳: ۲۵۴).
در این قصه، اعمال جادوگرانه به شیطان نسبت داده شده که بوعلی سینا با فریب دادن وی، به افسون و راز وی پی میبرد. نکتهی قابل توجه در قصه، بلاهت و سادگی شیطان است که خیلی زود فریب میخورد.
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی – شخصیتها و روابط بین آنها
بوعلی سینا، طبیب مشهور و نامی ایران است که به دلیل دانش و ذکاوت فوق‌العاده‌اش به قصهها راه یافته و گاه اعمالی جادویی و محیرالعقولی به وی نسبت داده شده است. در این قصه بوعلی فردی فقیر است که تنها با توسل به جادو میتواند به خواستهاش که ازدواج با دختر صدرجهان است، برسد. از مواردی که در قصه از لحاظ اجتماعی مورد توجه است، اهمیت کفویت در امر ازدواج است که در دیگر قصهها به آن توجه نشده است. این مطلب در قصههایی که بازنویسی شدهاند و یا مربوط به زمانهای متاخرتر از دیگر قصهها هستند، دیده میشود. وجود دفتردار برای عقد نیز از مواردی است که نشان می‌دهد قصه سابقهی کهنی ندارد یا بازنویسی شده است.
¨ آداب و رسوم
از رسوم پادشاهی و مملکتداری این است که وقتی کسی به پادشاهی میرسید، به نام او نقاره و سکه میزدند. در این قصه بوعلی به این دلیل که داماد حاکم شهر میشود، چهل روز به نامش نقاره میزنند و در سکهی نوروز نام وی را مینویسند.
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
__________________
■ عناصر روانشناسی
یکی از مواردی که در روانشناسی به آن میپردازند، مادینهی روان و نرینهی روان هر فرد است. عشق در نگاه نخست یکی از آن مواردی است که با مادینهی روان تحلیل میشود. «عشق در نگاه نخست را میتوان با جنبهی دیداری و پیکرینهی کهن نمونهی مادینهی روان برابر و همبر دانست. ما، همیشه به سوی زنانی کشیده میشویم که ویژگی مادینهی روان درون خودمان را دارند؛ پس بر این پایه، اینگونه زنان نماد پیکرینه و آستومند کهن نمونهی مادینهی روان خودمان هستند» (اتونی، ۱۳۹۰: ۲۰). در این قصه، بوعلی در نگاه نخست عاشق دختر صدر جهان میشود، هم او که با صفت فهمیدگی و زیبایی وصف میشود. در واقع می‌توان گفت که فهمیدگی و هوش در بوعلی وی را به سمت دختری فهمیده می‌کشاند و به همین دلیل در نگاه نخست عاشق دختر صدر جهان می‌شود.

حتما بخوانید :
سايت مقالات فارسی - بررسی محتوایی قصه‌های کتاب «فرهنگ افسانه های مردم ایران» (جلداول)- قسمت ۱۰

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است