بررسی محتوایی قصه‌های کتاب «فرهنگ افسانه های مردم ایران» (جلداول)- قسمت ۱۴

■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
____________
¨ کنشهای اساطیری
____________
¨ موجودات و پدیدههای اساطیری
__________________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
این قصه شبیه قصهی نمکی و دیو است. در این قصه مادر و دختری در خانه تنها هستند. مادر دختر مدام به وی گوشزد میکند که در را ببندد؛ اما بنهکی مدام آنرا پشت گوش میاندازد تا اینکه مردی قوی هیکل وارد خانه میشود. در قصهی نمکی هم، نمکی در خانه را نمیبندد و دیوی وارد خانه شده، از آنجا که در قصههای عامیانه دیو معمولا به صورت جنس مذکر است، در قصهی بنهکی هم مرد قوی هیکل و درشتاندام میتواند همان دیو قصهی نمکی باشد. در قصهی« بنهکی» مرد از آنها قلیان و طعام و رختخواب میخواهد، در واقع این درخواست آخری به نوعی همخوابگی را به ذهن متبادر میکند و مادر بنهکی چون او را مقصر میداند، بنهکی را مسئول پذیرایی از مرد میکند. این دقیقا همان اتفاقی است که در قصهی نمکی میافتد. درآن قصه هم چون مادر، نمکی را مسئول باز ماندن در و ورود دیو به خانه میداند. وی را به پذیرایی و حتی همخوابگی با دیو وامیدارد. این دو قصه تا اینجا به هم شبیه هستند؛ اما در پایان قصه‌ها تفاوتی دیده میشود. در این قصه، مادر خود اقدام به از بین بردن مرد قوی هیکل می‌کند؛ اما در قصهی نمکی، نمکی با دیو همراه میشود و در راه وی را فریب میدهد و به خانه باز می‌گردد. آنچه قابل توجه است، حاکم بودن روحیهی مادرسالاری در هر دو قصه است.
¨ آداب و رسوم
___________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
___________________________
■ عناصر روانشناسی
در تحلیل روانشناسی این قصه، توجه به عقده‌ای ادیپ، آنچه بتلهایم دشواریها و مشکلات ادیپی مینامد، ضروری است. میتوان چنین گفت که نبود پدر در خانه نوعی تمایل درونی برای پیوند با جنس مخالف در بنهکی به وجود میآورد و به همین دلیل در خانه را نمی‌بندد؛ اما وابستگی بنهکی به پدر و مادر همچنان وجود دارد، لذا مادر مرد قوی هیکل را از بین میبرد. به عبارتی مرد قوی هیکل به عنوان جنس مخالف نمیتواند نقش مثبتی در گذر بنهکی از عقدهی ادیپ داشته باشد.
■ باورهای عامیانه و خرافی
________________
■ سایر عناصر
__________
۳-۱۱۸- بوتهی گل محمدی و هفت سرو
* خلاصهی قصه
بازرگانی هفت پسر داشت. روزی، میخواست به سفر رود و زنش حامله بود. به زن گفت:« اگر پسر زاییدی که هیچ، ولی اگر دختر آوردی، او را بکش». این را گفت و به سفر رفت. زن بازرگان دختری زایید. هفت برادر نگذاشتند که مادر، خواهرشان را بکشد. دختر را به پیرزنی دادند تا او را بزرگ کند. بعد از یک سال بازرگان بازگشت و سراغ بچه را گرفت. به او گفتند: «دختر بود و به حرفت او را کشتیم». بازرگان قبول کرد. یکی از همسایههای بدجنس حقیقت ماجرا را به بازرگان گفت. برادران قبل از اینکه بازرگان به خانه پیرزن برود، رفتند و خواهر را با خود بردند. آن شب، شب سردی بود. هفت برادر برای اینکه سرما به خواهرشان آسیبی نرساند، گرداگردش حلقه زدند. خواهر بوته‌ی گل محمدی و برادرها هفت سرو سبز شدند. روزی، بازرگان به بوته‌ی گل و هفت سرو برخورد کرد، میخواست از بوتهی گل، گل بچیند که بوتهی گل به سخن درآمد و از هفت سرو اجازه گرفت که آیا به بازرگان گل بدهد یا نه؟ هفت سرو پاسخ منفی دادند. بازرگان که متوجه شد، اینها فرزندانش هستند. ناراحت و غمزده به خانه برگشت. روز بعد، زن بازرگان برای چیدن گل رفت. اینبار هفت سرو اجازه دادند. زن وقتی به خانه بازگشت، به بازرگان گفت: «تو گناهکاری، باید از مال و ثروت آن قدر به مردم ببخشی تا تو را ببخشند». بازرگان چنین کرد و به مردم فقیر و بیچاره بسیار بخشید. او در دل از کردههایش پشیمان بود، بنابراین هفت سرو سبز و بوتهی گل هم به صورت اولشان درآمدند و به خانه برگشتند.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
_______________
¨ کنشهای اساطیری
_____________
¨ موجودات و پدیدههای اساطیری
– تبدیل انسان به گیاه
تبدیل شدن آدمی به گیاه، همانگونه که پیشتر هم گفته شد آیین ایزدان نباتی و قربانی کردن آنها و همچنین اسطوره ایشتر و دوموزی را به یاد میآورد ( رجوع شود به قصه‌ی ۱۱۳). در این قصه هم، فرزندان بازرگان به دلیل تصمیم او مبنی بر کشتن دختر از خانه فرار می‌کنند و در راه به بوتهی گل و سرو تبدیل میشوند؛ اما بعد از پشیمانی پدر به حالت نخست بازگشته و به خانه برمیگردند.
عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
این قصه، قصهی بازرگانی است که به خاطر نگرش منفی نسبت به فرزند دختر، تمام فرزندانش را از دست میدهد؛ اما بعد از پشیمانی و جبران کارهایش فرزندانش دوباره به خانه بازمیگردند. نگرش منفی بازرگان نسبت به فرزند دختر و دستور کشتن او را دادن چند نکته را بیان میکند: ۱- اهمیت فرزند پسر ۲- کشتن دختر به نوعی رسم زنده به گور کردن دختران را در عصر جاهلیت به یاد میآورد. علاوه بر اینکه این نوع نگاه به زن، باورهای منفی هندیان در مورد زنان را به ذهن متبادر میکند. مسئله دیگری که میتوان به آن پرداخت، کمک به فقرا برای بخشیده شدن گناه فرد است. این موضوع پرداخت صدقه و دادن کفاره‌ی گناه را که از مبانی اسلام هست، به ذهن میآورد. ضد قهرمان در این قصه، زن همسایه است که علت کارش ذکر نشده؛ اما میتوان حسادت را عاملی برای کار او به حساب آورد. هم‌چنین در مورد پیرزنی که از دختر مراقبت می‌کند نیز صحبتی در میان نیست.
¨ آداب و رسوم
__________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
________________
■ عناصر روانشناسی
مطابق آنچه که درقصهی ۱۳ بیان شد، وجود هفت برادر میتواند هفت مرحله‌ی وجودی آدمی باشد. در این قصه هم سخن از هفت برادر است که تا پای جان از خواهر خویش مراقبت میکنند. این هفت برادر، هفت مرحله وجود اویند که به او در مقابل خطرات یاری می‌دهند. در این قصه باز هم شاهد آنیم که دختر را به پیرزنی میسپارند، این مضمون با نقش پیرزن در آموختن اسرار زناشویی و دیگر تجربیات زندگی به دختران جوان در روانشناسی قابل تطبیق است (رجوع شود به قصه‌ی ۱۵).
■ باورهای عامیانه و خرافی
_____________
■ سایر عناصر
__________
۳-۱۱۹-بوذرجمهر و خزانهدار انوشیروان
* خلاصهی قصه

حتما بخوانید :
بررسی رابطه ی میان قابلیت های کارآفرینی معلمان با عملکرد آموزشی آنان در ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.