دسته بندي علمی – پژوهشی : بررسی محتوایی قصه‌های کتاب «فرهنگ افسانه های مردم ایران» (جلداول)- قسمت ۱۱

– تبدیل انسان به پرنده
در اساطیر گاه انسانی به حیوان یا گیاه تبدیل میشود، این امر را پیکرگردانی یا استحاله میگویند (رجوع شود به قصه ۸ ) «در اساطیر ایران و جهان از انسانهایی که پرنده شدهاند، سخن رفته و گاه روح انسانی به نقش پرندهای است که در تن انسان منبسط میشود و هنگامی که انسان بمیرد یا کشته شود، پیرامون او میگردد و به صورت پرندهای برای او متصور میشود» ( رستگار فسایی، ۱۳۸۳: ۴۲۸). در این قصه دختر استخوانهای برادر را میشوید و در دستمالی به شاخه گلی میبندد، پسر تبدیل به بلبل شده و حیات دوباره میگیرد. تبدیل پسر به بلبل، به نوعی هم به ارتباط گل با بلبل اشاره شده و هم سخنآموزی و سخن‌گویی بلبل را یادآوری میکند.
– تابوی جنسی و خوراک
تابو از اصطلاحاتی است که در اساطیر به کار میرود و مراد از این کلمه اصول و مقرراتی است که به موجب آن، بعضی از اعمال یا اشیاء برای پیروان یک قبیله یا توتم حرام و ممنوع شمرده میشود، آن اعمال محرومه را تابو میخوانند. تابو به نوعی با لزوم و قیود توتمی نظیر خواهر و برادر حساب شدن زنان و مردان پیرو توتم، مکلف بودن پیروان یک توتم به حمایت از یکدیگر، مسئولیت همگانی گروه توتمی در برابر هر فرد و … مرتبط است. پیروان یک توتم از خوردن گیاه یا حیوانی که توتم محسوب میشود، خودداری میکنند و خوردن آن برای پیروان توتم نیز تابو و ممنوع است (نقل به مضمون، محسنی، ۱۳۹۰: ۱۷۴). رد پای این رسم را در این قصه و قصههای مشابه شاهدیم. خواهر هیچگاه غذای آماده شده از گوشت برادر را نمیخورد و این کی از مظاهر تابوی خوراک است. علاوه بر این در این قصه، این تابو از طرف نامادری، ضد قهرمان، رعایت نمیشود و او تابوی خوراک را میشکند که میتواند مفهوم پنهانتر تابوی جنسی را هم داشته باشد و از غذای درست شده از پسر کشته شده، میخورد» ( حسن زاده، ۱۳۸۱،ج۱ : ۲۱۳).
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
این قصه در فضایی روستایی اتفاق افتاده، پدر خانواده در مزرعه کار میکند و نسبت به فرزندانش بی اعتنا است. نامادری یا زن پدر که یکی از شخصیتهای منفور قصههای ایرانی است، در اینجا هم رفتاری خصمانه با فرزندان شوهرش دارد. خواهر و برادر این قصه، تنها کسانیاند که رابطهای صمیمی و از سر محبت با هم دارند. در قصه به یکی از ویژگیهای اجتماعی ایران اشاره شده و آن اینکه سالیان دراز، فقط جنس مذکر حق تحصیل داشتند و جنس مونث بی بهره از تحصیل بودند، این امر به ویژه در نظام روستایی امری طبیعی بود و هنوز هم در برخی روستاهای ایران رواج دارد. در قصه اشاره میکند که پسر به مکتب میرفت و دختر کارهای خانه را میکرد. علاوهبر این مطلب، به کار کردن دختران روستا در کارگاههای قالیبافی، کرباسبافی و … هم اشاره میکند. پسر وقتی تبدیل به بلبل شده، برای دیدن خواهرش و تشکر از او به کارگاه کرباسبافی میرود.
¨ آداب و رسوم
__________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
______________
■ عناصر روانشناسی
یکی از مشکلاتی که در قصههای عامیانه به آن پرداخته میشود، مشکلات و دشواری‌های ادیپی است. وجود نامادری یا زنی که مانع ارتباط پدر و دختر شود، یکی از آن نمودهای مشکلات ادیپی محسوب میشود. بیاعتنایی پدر نسبت به فرزندانش و عدم افشای راز نامادری توسط دختر به پدر از مواردی است که میتوان به عنوان مشکلات ادیپی مطرح کرد (رجوع شود به قصه‌ی ۱۳).
■ باورهای عامیانه و خرافی
____________
■ سایر عناصر
__________
۳-۱۱۳-بلبل
* خلاصهی قصه
خواهر و برادری بودند که با نامادری زندگی میکردند. روزی نامادری به پدرشان گفت: «پسرت را بکش!» پدر، پسرش راکشت و تحویل نامادری داد. او هم گوشت پسر را خورد. خواهر تنها ماند و با گریه و زاری استخوانهای برادرش را در باغچه دفن کرد. روزی از قبر برادر بوتهای رویید و هندوانهای کرد. خواهر هندوانه را شکست و از آن یک بلبل درآمد. بلبل آوازه‌خوان ابتدا نامادری و بعد پدرش را کشت و سپس به خواهرش پاداش داد.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
_____________
¨ کنشهای اساطیری
___________
¨ موجودات و پدیدههای اساطیری
– تبدیل انسان به گیاه و پرنده
در اساطیر گاه انسانی به حیوان یا گیاه تبدیل میشود، در این قصه ابتدا پسر تبدیل به گیاه میشود، آنگاه از میان میوهی آن به صورت بلبلی بیرون میآید(رجوع شود به قصهی ۱۱۲). تبدیل انسان به گیاه، یادآور دورهی کشاورزی و اسطورههای مربوط به آن است. «در دوره‌ی کشاورزی زمین، آب، گیاه و رویش آن در زندگی انسان باستانی اهمیت ویژه مییابند؛ پس تقدس و ارزشمندی گیاهان و توتم پرستی گیاهی و همچنین روایتهای گویای تبدیل انسان و گیاه به یکدیگر در این دو.ران پدیدار میشود» ( محسنی، ۱۳۹۰: ۱۷۱).
– تابوی جنسی و خوراک
(رجوع شود به قصهی ۱۱۲)
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخسیتها و روابط بین آنها
این قصه روایت دیگری از قصه‌ی ۱۱۲، با همان ساختار و همان محتوا است. نامادری از شخصیت‌های منفور قصه‌های ایرانی، پدری بی‌اعتنا به سرنوشت فرزندانش و خواهر و برادری که رابطه‌یی صمیمی دارند، شخصیت‌های این قصه هستند. در پایان قصه، برادری که به پرنده تبدیل شده، نامادری و پدر را مجازات می‌کند و به خواهر خود پاداش می‌دهد.
¨ آداب ورسوم
_________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
___________________
■ عناصر روانشناسی
(رجوع شود به قصهی ۱۱۲)
■ باورهای عامیانه و خرافی
___________
■ سایر عناصر
_________
۳-۱۱۴-بلبل خیارک
* خلاصهی قصه
پادشاهی پسرش بیمار میشود، نذر میکند که اگر شفا یابد، یک حوض پر از عسل و روغن خیر کند. پسر خوب میشود و پادشاه نذرش را میدهد؛ اما شاهزاده کوزه‌ی پیرزنی را به شوخی می‌شکند. پیرزن او را نفرین میکند و میگوید: «برو جوان که به دست بلبل خیارک بیفتی». پسر میپرسد:«بلبل خیارک چیست؟» پیرزن میگوید: «در کنار یکی از دریاهای دور، یک بوته خیار هست که سه خیار کوچک دارد، از هر کدام از آنها دخترانی خارج میشود که در زیبایی مثل و مانندی ندارند». پسر میرود و آنها را به دست میآورد. فقط سومی زنده میماند و او را بالای درخت گردو مینشاند. دختر کولی سر میرسد و دختر را در استخر غرق میکند. از استخر کره‌ی دریایی بیرون میآید. کولی کره را میکشد. از خون کره درختی می‌روید. کولی دستور میدهد آن را نیز ببرند. تکهای از چوب درخت را پیرزنی به خانه میبرد. دختر هر روز پنهانی کارهای خانه‌ی پیرزن را انجام میدهد. روزی پیرزن از دختر می‌خواهد خود را به او نشان دهد. در همین لحظه بنا به تصادف شاهزاده دختر را میبیند و می‌شناسد. آنگاه کولی را در تنور میاندازد و با دختر ازدواج میکند.

حتما بخوانید :
بررسی مشکلات اجرائی پروژه های مقاومسازی ساختمانهای آموزشی وارائه راهکار- قسمت ۱۰

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir