اخلاق تبلیغ در سیره رسول الله (ص)- قسمت ۱۵

پیغمبر خدا (ص) هرگز به جز برای خدا خشمگین نمی شد و هنگامی هم که خشم می گرفت، هیچ چیز جلودار خشم او نمی شد و نمی توانست در برابر وی ایستادگی کند.[۲۴۶]
ترویج علنی اسلام و مبارزه‌ی با کفر و شرک و… آن هم در جامعه‌ی جاهلیت آن روز که تعصب بسیاری در اعتقادات و باورهای خود داشتند، نمونه کوچکی از شجاعت و شهامت آن حضرت (ص) در تبلیغ است. پیامبر (ص) به دنبال مأموریت خطیرش، به میان مردم میرفت و آشکارا از خدایان مشرکان و بتهای آنان عیب جویی می کرد و بر آنان خرده می گرفت.[۲۴۷]
۴-۱-۸- استقامت
۴-۱-۸-۱- استقامت پیغمبر (ص)
یکی از عوامل موفقیت خاتم النبیّین (ص) استقامت بی نظیر و وصف ناپذیر وی بود.
پیامبر خدا (ص) بردبارترین و بااستقامت ترین مردم در برابر خطاها و بی احترامی های مردم بود.[۲۴۸] پیغمبر (ص) در این باره می فرماید:
«لقد أُخفتُ فی الله و ما یخاف أحد. ولقد أو ذیت فی الله و ما یؤذی احد. ولقد أتت علیّ ثالثه و ما لی و لبلال طعام یأکله ذوکبد إلّا شیء یواریه إبطُ بلال؛[۲۴۹] آن قدر در راه خدا تحقیر شدم که کسی تحقیر نشده؛ و آن چنان در راه خدا آزار و اذیت دیدم که کسی اذیت ندید؛ و مصائب ومشکلات و روزهای سختی بر من آمد که طعامی نمی یافتم تا من و بلال با آن شکم‌مان را سیر کنیم به جز آنچه که بلال اندوخته بود».
حضرت محمد (ص) در راه تبلیغ رسالت الهی خویش مشقتهای بسیاری تحمل کرد. هرگاه آن حضرت در کوچه و خیابان به راه می افتاد و ندا می داد: «یا ایها الناس، قولوا لا اله الا الله، تفلحوا؛ ای مردم! بگویید خداوندی جز خدای یگانه نیست تا رستگار شوید»، ابولهب، عموی پیغمبر (ص) از پشت سر ایشان راه می افتاد و آن بزرگوار را سنگباران می کرد و فریاد می زد: ای مردم! از او پیروی نکنید او دروغگو است.[۲۵۰]
گاهی نیز، هنگام دعوت مردم به اسلام، زنان نادان، مزاحم آن حضرت می شدند و هر کدام به شکلی به ایشان جسارت می کردند. برخی آب دهان به صورت پیامبر (ص) می انداختند؛ برخی خاکروبه بر سر پیغمبر (ص) می ریختند؛ عده دیگری نیز به ایشان ناسزا می گفتند.
۴-۱-۸-۲- استقامت مبلغ
یکی از مبلغان اسلامی نقل می کند:
قبل از انقلاب به روستایی رفتم که متأسفانه اهالی آنجا افراد قابل توجهشان بهایی شده و روحانی را به روستا راه نمی دادند، چه رسد به مسجد. با دوستی صحبت کردم. گفت: فلانی! اینها روحانی را بیرون می کنند و درِ مسجد را به طور کلّ بسته اند. به او گفتم: من می خواهم عمداً به همین روستا بروم.
آنها می خواستند مانعم شوند و می گفتند: نمی شود آنجا کار کرد؛ ولی عزمم جزم بود.
رفتم به روستا وارد شدم. در مسجد را باز کردم و به بچه ها گفتم: بروید یک جارو بیاورید. آوردند؛ جارو زده و زیلوها را پهن کردم و مرتب شد. شب شد و هیچ خبری از احدی نشد؛ هیچ کس نگفت حالت چطور است! گرفتم گرسنه در مسجد خوابیدم!!!
فردا صبح، گرسنه و تنها در مسجد مانده بودم. فکر کردم اینجا ماندن فایده ای ندارد، حالا که آمده ام با این مردم کار کنم و اصلاحشان کنم، باید به میانشان بروم. رفتم اطراف روستا. دیدم زن و مرد داشتند چغندرها را می کندند و هیچ کس محل نمی گذاشت! نگاه کردم، دیدم زنی تنها دارد با «فرقون» چغندرهای انبار شده را به محلی می برد. من رفتم «فرقون» را که پر کرده بود، بی مقدمه برداشتم و به طرف محلی که می برد و خالی می کرد، روانه شدم و خالی کردم، آوردم و پر کردم و دوباره بردم خالی کردم و این عمل تکرار شد.
زن و مردی که در کشتزار بودند، همگی دست از کار کشیده و رفتار مرا تماشا می کردند. بالاخره دسه جمعی آمدند که حاج آقا! این چه زحمتی است که می کشی؟!
گفتم: امروز آمده ام کار کنم؛ اگر شما هم نگذارید کار کنم می روم آن سمت روستا کار می کنم. خلاصه دیدند من خیلی جدّی حرف می زنم، رها کردند. من تا ظهر با شکم گرسنه کار کردم و ظهر غذا آوردند و خوردیم و نماز ظهر و عصر را خواندم و ادامه دادم تا شب شد.
موقع مغرب و عشا گفتم: می خواهم بروم [در] مسجد بخوابم؛ نگذاشتند و غذا آوردند خوردیم و گفتند: نخیر، اینجا جا هست. گفتم: پس می خواهم بروم [در] مسجد «نماز» بخوانم.
صاحب خانه و زن و بچه اش هم همگی با من آمدند. کار من شده بود که روزها کار در مزرعه و شبها نماز جماعت در مسجد. به مرور، جمعیت زیاد شد و در ده روز محرم، من توانستم مسجد و جمعیتی تشکیل داده و مقداری با آنها کار کنم.[۲۵۱]
استقامت و پایداری رمز موفقیت و شیوه مبلغان موفق و مردان کامیاب جهان است. مبلغی که چنین روحیه ای نداشته باشد، به کامیابی نخواهد رسید؛ چرا که تبلیغ، فعالیتی است که کوشش بسیار می طلبد و دیر ثمر می دهد. با یک روز و دو روز یا یک دهه محرم نمی توان انتظار داشت که اجتماع اصلاح گردد.
مبلغ اگر می خواهد در اصلاح جامعه و تبلیغ رسالت خویش موفق شود، باید به طور پیوسته و شبانه روزی تلاش کند، صبور و مقاوم باشد و از انجام وظیفه دلسرد و مأیوس نشود و بداند که ما مأمور به انجام وظیفه ایم نه حصول نتیجه؛ اگر در این راه نتیجه‌ی خوبی نیز حاصل شد، نورٌ علی نور است.
چه بسا مبلغانی که در ابتدا روح کار و کوشش دارند و بسیار امیدوار به آینده می نگرند اما وقتی با موانع، مشکلات و دشواریهای راه رو به رو می شوند، از ادامه مسیر باز می مانند.
مبلغ بردبار و ثابت قدم، آن کسی است که مصائب و سختیهای مسیر، او را خسته و ناامید نکند و به تأخیر افتادن ناکامی، مانع از تکاپو و تلاش وی نگردد. مبلغ اسلامی پیرو پیامبر خدا (ص) است؛ پس باید همچون او استقامت کند؛ «فَلِذَلِکَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ»[۲۵۲]؛ دعوت کن و همچنان که مأمور شده ای استقامت کن.
بخش دوم:
۴-۲- ویژگی های اخلاقی اجتماعی پیامبر اکرم در تبلیغ اسلام چه بوده اند؟
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۴-۲-۱- تواضع
۴-۲-۱-۱- تواضع مبلّغ
یکی از مبلغان دینی می گوید: «فردی روحانی را در اصفهان می شناسم که بسیار محبوب و مورد علاقه‌ی مردم بود. من هر چه دقت می کردم – در ظاهر امر – نقطه مثبت خاصی نمی یافتم که علت این همه محبوبیت مردمی نسبت به این شخص روحانی باشد. ولی می دانستم که چیزی هست، وگرنه مردم بدون دلیل به کسی علاقمند نمی شوند.
بالاخره پس از مدتها فهمیدم که ایشان انسان متواضعی است و بارزترین مصداق تواضعش، سلام است. به هر کس می رسد، از کوچک و بزرگ و در هر جا که باشد، کوچه و بازار، سلام می کند و این عامل محبوبیت فوق العاده اش شده بود.»[۲۵۳]
به درستی، تواضع و فروتنی زینت مبلغ اسلامی و عامل موفقیت و کامیابی اوست، زیرا تواضع سبب برقراری پیوند عاطفی میان او و مردم می شود و دلها را برای پذیرش معارف اسلامی آماده و مهیا می‌کند.
مبلغ باید در برخورد با مخاطبان از رفتار خشن و مبتکرانه، روحیه برتری جویی و شهرت طلبی دوری گزیند و با فروتنی در رساندن پیامش بکوشد. پیامبر (ص) فرمودند:
لایدخل الجنّه من کان فی قلبه مثقال حبّه من خردل من کبر[۲۵۴]؛ کسی که به اندازه یک دانه خردل، کبر در قلبش وجود داشته باشد، داخل بهشت نمی شود.
۴-۲-۱-۲- تواضع پیامبر (ص)
پیامبر (ص) همان سان که به سایر صفات کمال، مزیّن و آراسته بود، این ویژگی و فضیلت اخلاقی را نیز در حد اعلای آن داشت.
تواضع در عرصه های گوناگون زندگی پیامبر اکرم (ص) تبلور دارد که شامل: تواضع در خانه و تواضع در اجتماع می باشد.
۴-۲-۲- حُسن خلق
«حُسن» نقطه‌ی مقابل «قبح» و به معنای نیکی، نیکویی، خوبی[۲۵۵] و زیبایی[۲۵۶] است و حُسن خلق به معنای خوش خلقی[۲۵۷]، خوش خویی و نیک طبعی. انسان خوش خلق، کسی است که در گفتار، کردار و معاشرت با دیگران، رفتاری خوب و نیکو دارد.
در حقیقت، حسن خلق و خوش خویی آن است که انسان، نرم خو، باگذشت، بشّاش و خوش سخن باشد و مردم گریز نباشد.[۲۵۸] در مقابل، سوء خلق یا بدخویی، همان تنگدلی، ترشرویی و بدزبانی و امثال اینهاست.
۴-۲-۲-۱- حُسن خُلق مبلّغ
حسن خلق، بهترین همنشین انسان[۲۵۹]، نشانه پاک گهری[۲۶۰] و ایمان انسان[۲۶۱] است. این خصیصه در واقع، از بهترین بهره ها و نیکوترین رفتارهای[۲۶۲] انسان و منشأ هر خوبی[۲۶۳] است.
به فرموده امام صادق (ع): «حسن الخلق یسر؛ خوش خلقی، توانگری است».[۲۶۴] پیامبر خدا (ص) نیز می فرماید:
ما یوضع فی میزان امریء یوم القیامه أفضل من حسن الخلق[۲۶۵]؛ فردای قیامت، چیزی برتر از حسن خلق و خوش خویی در ترازوی عمل انسان گذاشته نمی شود.»
و در کلام دیگری می فرماید:
إنّ صاحب الخلق الحسین له مثل أجر الصائم القائم[۲۶۶]؛ همانا برای صاحب خلق حسن و نیکو، پاداشی مانند پاداش روزه داری است که شب زنده دار است.»
جایگاه حسن خلق نه تنها در فرهنگ اسلامی این گونه است، که در سایر فرهنگها و مکاتب نیز امری ستایش شده و ممدوح است.
در واقع حسن خلق کلید حسن معاشرت و راهیابی به اجتماع است. از این رو، یکی از نیازها و ضرورتهای اصلی برای تبلیغ است.
حسن خلق، سبب محبوبیت مبلغ در جامعه می شود و پیوند عاطفی، دوستی و محبت او را با مخاطبان محکم تر می کند و باعث تأثیرگذاری بیشتر فعالیت‌های او می گردد.
امیر مؤمنان، علی (ع) درباره‌ی تأثیر حسن خلق بر محبت‌ها و دوستی‌ها می فرماید: حسن الخلق یورث المحبّه و یؤکد الموّده[۲۶۷]؛ حسن خلق، محبت می آورد و رشته‌ دوستی را استوار سازد.
نیک خویی سبب می شود که دوستان انسان، بیشتر و دشمنان او کم شوند؛ کارهای دشوار بر او آسان شود و دلهای خشمگین نسبت به او نر گردند و روزی اش افزون گردد.[۲۶۸]
پیشوای مؤمنان، علی (ع) می فرماید:
حسن الاخلاق یدرّالأرزاق و یونس الرّفاق؛ حسن اهلاق، روزی را فرو بارد و دوستان را مأنوس سازد.[۲۶۹]
اگر مبلغ، بداخلاق باشد، نه تنها خود در رنج و عذاب است، که موجب تنفر مردم و پراکنده شدن آنان نیز می شود و آنان از همنشینی با وی اجتناب می کنند. خداوند این مسئله را به پیامبرش گوشزد می کند.
۴-۲-۲-۲- حسن خلق پیغمبر (ص)
پیامبر اسلام (ص) اسوه‌ی اخلاق و طبع نیکو بود. خلق پیامبر (ص)، خُلق قرآنی بود؛ از آنچه که قرآن خشنود است خشنود می شد و از هر چه قرآن از آن شم می گیرد، خشمگین می شد.[۲۷۰]
اصحاب آن حضرت اعتراف می کردند: «پیغمبر خدا (ص) خوش اخلاق ترین مردم بود.»
امیر مؤمنان (ع) نیز در وصف پیامبر (ص) می‌فرمود: «پیامبر (ص) خوش خلق ترین و خوش برخوردترین مردم بود»[۲۷۱].
پیامبر خدا (ص) خود، می فرمود:
بعثتُ لأتممّ مکارم الاخلاق[۲۷۲]؛ مبعوث شدم تا مکارم اخلاقی را تمام کنم.
پیامبر اسلام (ص) پیوسته گشاده رو، خوش اخلاق و نرم خو بود و هیچ گاه بداخلاق، خشن، بد دهان، ناسزاگو، عیب جو، مدیحه گو و ستایش گر دیگران نبود.[۲۷۳] یکی از زنان پیغمبر (ص) می گوید:
هیچ کس خوش اخلاق تر از رسول خدا (ص) نبود. هیچ کدام از صحابه و اهل بیتش او را صدا نمی‌زد مگر اینکه در جوابشان می فرمود: «لبّیک»[۲۷۴].
۴-۲-۳- پیشگامی در امور
پیشگامی در امور، یعنی پیش دستی کردن و جلودار بودن در انجام کارها، یعنی مطابقت گفتار با کردار، تثبیت اقوال به وسیله اعمال و سبقت کردار بر گفتار. در واقع، منظور ما از پیشگامی در امور این است که مبلغی که سایرین را به فضایل و خوبیها دعوت می کند، باید به آن فضایل آراسته باشد و هر چه می گوید را با کردار صحیح و رویه‌ی عملی خویش در دل و جان مخاطبان تثبیت کند.
۴-۲-۳-۱- پیشگامی مبلغ
«اگر واعظ بخواهد سخنش در جامعه تأثیر بگذارد، باید به آنچه می گوید عمل کند؛ زیرا مردم به کردار انسان بیش از گفتارش توجه دارند.
بعضی از عالمان چنین عقیده دارند که آنچه در مستمع تأثیر می گذارد، واقعیت درونی گوینده است، حتی اگر مردم از حقیقت باطنی او اطلاعی نداشته باشند. بنابراین، هرگاه واعظ گفت: پارسا باشید و در دنیا زهد داشته باشید، ولی در واقع خودش زاهد نباشد، سخنش تأثیر نخواهد کرد؛ حتی اگر مردم خیال کنند او زاهد است.
به قول معروف، هرگاه سخن از دل برخیزد، بر دل نشیند و هرگاه از زبان برخیزد، از گوشی بشنوند و از گوشی دیگر بیرون کنند.
روانشناسان معتقدند که از افکار انسان موجی بر می خیزد و در ذهن و روح افراد تأثیر می گذارد؛ هر چند، انسان آن صفات را با زبان بیان نکند. بنابراین، کسی که زاهد است، روحیه‌ی زهد را بوسیله‌ی امواج روحی در مردم القا می کند، هر چند در این مورد به کسی دستوری ندهد»[۲۷۵].
مبلغ اسلامی باید به آنچه می گوید عمل کند و تبلیغ کرداری را در رأس تلاشهای تبلیغی خویش قرار دهد؛ همان سان که پیامبر (ص) مردم را به خدا دعوت می کرد و خو نیز مشتاق خدا بود: «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ، وَإِلَى رَبِّک َفَارْغَب»[۲۷۶]؛ ای رسول ما هنگامی که از کاری فارغ شدی خود را به زحمت بینداز و همیشه به سوی خدای خود مشتاق باش».

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *