علمی

آموزش رفتاری والدین

آموزش رفتاری والدین یکی از مداخلات رفتاریه که به طور گسترده واسه کودکان دارای مشکلات رفتاری استفاده می شه.در آموزش رفتاری والدین با وجود پزشکان، به والدین آموزش میدن تا بتونن با دقت به تعریف مشکلات رفتاری بپردازند. یافته های حاصل از موشکافی داده ها، نشون می دهد که آموزش رفتاری، واسه اصلاح مشکلات رفتاری کودکان مؤثره. با وجودی که این اثر به عنوان یه باور قوی نیس (دوم اینکه، ۱۹۹۶؛ به نقل از فتحی،۱۳۷۴). آموزش رفتاری والدین براساس الگوی یادگیری اجتماعی تعامل والدین با فرزنده. که در اون والدین یاد می گیرندکه بتونن به اجرای روشای خاص واسه افزایش رفتار در فرزندان وکاهش مشکلات رفتاری بپردازند. این روش واسه درمان مشکلات رفتاری کودکان موثر واقع شده (مگ هان، ۲۰۰۵ به نقل از رجبلو ،۱۳۸۵).

موشکافی

فارلی، آدامز، لاتون و اسکوویل (۲۰۰۵). برنامۀ آموزش والدین رو این جور تعریف کردن: برنامه های آموزش والدین، برنامه هایی استاندارد، با مداخله های کوتاه مدت هستن که راهبردهای تخصصی، از جمله توجه مثبت، ندیده انگاری ، کاربرد مؤثر جایزه و تنبیه، اقتصاد پته ای (ژتونی) و محروم کردن رو به والدین آموزش میدن تا از اونا واسه مشکلات آموزش والدین از روشای مرجح در درمان رفتاری قابل ملاحظۀ بالینی استفاده کنن. مشکل مشکل توجه/ بیش فعالی و مشکل نافرمانی مقابلهایه و دلایلی هست که نشون میدن آموزش والدین واسه خونواده های دارای بچه با مشکل مشکل توجه / بیش فعالی باعث بهتر شدن رفتار پرورش بچه والدین، کاهش استرس والدینی و کاهش رفتار آزارشی  کودک می شه (دنفورث،۲۰۰۶). هم اینکه، راهبردهای شناختی نهفته در درون برنامه ها آموزش والدین، باعث تغییر نگاه اعضاء خونواده نسبت به کودک دارای مشکل مشکل توجه/ بیش فعالی می شه . یعنی پذیرش و تحمل رو که شرایط لازم واسه ایجاد تعامل مثبته، در والدین این کودکان زیاد می کنه (بارکلی،۲۰۰۶). حتی روش آموزش والدین نسبت به روش مشاوره مزیتایی داره.  هر چند هر دو روش علم والدین رو در رابطه با مشکل مشکل توجه/ بیش فعالی زیاد می کنن ولی آموزش والدین به نسبت مشاوره این مزیت رو داره که آگاهی والدین از اصول مدیریت رفتار رو افز ایش میده و مهارتای پرورش بچه موثر رو در اونا بهتر کنه (آناستاپولوس و بارکلی،۱۹۹۰ به نقل از بارکلی،۶ ۲۰۰).

استرس

مزیت دیگه راه و روش آموزش والدین بر بقیه روشها اون هستش که بر جنبه های مختلفی از کارکرد وادینی و خانوادگی تاثیر گذاره (اناستاپوس و شافر،۲۰۰۱). نشون دادن این نوع درمان، استرس والدین این جوری کودکان رو کاهش و اعتماد به نفس اونا رو زیاد می کنه.

اعتماد به نفس

در آموزش والدین، بر کل واحد خونواده و اثر اون بر کودک تأکید و درباره نگرانیهایی که والدین درباره علل، درمان و پیش آگهی مشکل فرزندشون دارن بحث می شه و اطلاعات و پشتیبانی لازم واسه والدین جفت و جور میاد. در پرتو اطلاعات جدید، والدین فهم بهتری نسبت به مشکلات کودک پیدا می کنن و آموزش مهارتهای کنترل رفتار کودک، احساس مفید بودن والدین رو زیاد می کنه (زرگری نژاد و یکه یزدان دوست،۱۳۸۶).

مشکلات

دلایل تحقیق نشون دهنده اون هستش که آموزش رفتاری والدین اثر مفیدی رو داشته. در آدمایی که در جلسه آموزش رفتاری بودن، مشکلات رفتاری و استرس کمتر، فرصتا بیشتر و کیفیت زندگی خانوادگی زیاد شده. این یافته های نشون داده که بقیه فعالیتای خانوادگی زیاد شده. در این جلسات، والدین می آموزند که تقویت رفتار مطلوب و نبود توجه یا ارائۀ نتیجه منفی واسه رفتار بد کودک می تونه رفتارای اون رو عوض کنه. پاداشها و نتیجه های منفی واسه این کودکان، باید بدون این دست اون دست کردن و به طور روزمره و تکراری ارائه شه. تقویت مثبت، به صورت ژتونهایی که تعداد خاصی از اونا به و، جایزه تبدیل می شه می تونه به تنهایی یا همراه با نتیجه های منفی به کاررود (ریچاردسون و جاگین[۲]،۲۰۰۲).

آموزش رفتاری والدین بر تغییر رفتار کودک، با تغییر روش هدف دار های والدین متمرکزه. در آموزش رفتاری والدین محدودیت هایی هم هست طوریکه بررسی های ریزش داده ها نشون می دهد که خونواده هایی که از دید اقتصادی ضعیف تر و از نظر اجتماعی در طبقه ی پایین جامعه می باشن و هم اینکه والدینی که دپرس هستن تمایل به رها کردن درمان دارن. در خونواده هایی که بین والدین اختلاف هست در اجرای مهارت های آموزش رفتاری با مشکل مواجه هستن. در اینجور مواردی ما پیشنهاد می کنیم که در مورد آموزش والدین به پریشونی خونواده در رابطه با پدر و مادر و رسیدگی شه. خیلی از درمانای رفتاری که عموما از الگوی یادگیری اجتماعی پیروی می کنن، به مشکلات مربوط به کنترل و اداره کودک در خونواده می پردازن. با اینکه شاید خونواده درمانگرهای غیررفتاری دودلی داشته باشن که این اقدامات رو بشه یه جور روش خونواده به حساب آورد، متخصصانی که به رویکردهای نظری جورواجور تعلق دارن، خیلی وقتا مجبورند به خونواده ها کمک کنن تا با مشکلات رفتاری جور واجور بچه هاشون کنار بیان. در سه دهه گذشته یا چیزی در همین حدود، به آموزش اصول و فنون رفتاری به والدین توجه فراوون تری می شه به قسمتی که اونا این اصول رو در خونه به کار ببرن. واسه این کار اونا به خاطر تماس روزانه ای که با بچه دارن در حکم عامل تغییر ظاهر شده و رفتار بد کودک رو اصلاح می کنن (پترسون ۱۹۸۵؛ به نقل از گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۱۹۷۳، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران،۱۳۸۲).

دنفورث (۲۰۰۶) در بررسی ادبیات آموزشی خود دور و بر والدین، یه اصل ثابت مطرح می کنه که روشای آموزشی والدین، گرایش به گرفتن یافته های بهتری واسه هر دوی والدین و کودکان داره. این ادبیات والدین رو به عنوان واسطه های موثر واسه تغییرات مثبت بر بچه هاشون از دید اجتماعی، عاطفی، ارتباطی و بخش های رفتاری تایید می کنن. علاوه بر این خیلی از تحقیقات نشون میده که شرکت کردن خونواده ها در برنامه آموزشی والدین، تعاملات مثبت والدین کودکان رو افزایش و استرس و نگرانی والدین رو کم می کنه. با اینحال منافع، ادبیات محدودی در مورد دسترسی والدین و فرزندانی که دسترسی به این خدمات ندارن، به دلیل اینکه در مناطق دور دست زندگی می کنن و یا در لیستای انتظار دراز مدت واسه این خدمات هستن هست.

اثرات کوتاه مدت شامل بهبود در رفتار کودک، مانند افزایش پیروی از دستورات پدر و مادر، کاهش رفتارای مهاجمی و مخالف، همراه با افزایش مهارتای پرورش بچه در والدین، به خاطر صرف بیشتر والدین و جایزه رفتار مثبت کودک، ارائه بهتر و مناسب تر دستورات و اخطار نظم و انضباط (وبستر، ۱۹۷۴ به نقل از آسمونی و مکینتاش[۳]، ۲۰۰۲). آموزش رفتاری والدین به عنوان یکی از موفق ترین مداخلات در پیشگیری و درمان مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان(مانند خشونت، نبود برابری) آمده (فورهند و کوتچیک[۴]، ۲۰۰۲).

آموزش رفتاری والدین بر تغییر رفتار کودک، با تغییر روش های هدف دار والدین متمرکزه. در آموزش رفتاری والدین محدودیتایی هم هست طوریکه بررسیای ریزش داده ها نشون میده که خونواده هایی که از دید اقتصادی ضعیف تر و از نظر اجتماعی در طبقه پایین جامعه هستن و هم اینکه والدینی که دپرس هستن تمایل به رها کردن درمان دارن. در خونواده هایی که بین والدین اختلاف هست در اجرای مهارتای آموزش رفتاری با مشکل مواجه هستن (ویرسون و فورهند، ۱۹۹۴به نقل از خرم آبادی،۱۳۸۷).

[۱] . Barlow & Stewart-Brown

[۲].Richardson, J., & Joughin, C .

[۳] .  Assenany & McIntosh

 

[۴] . Forehand,  R., Kotchick, B.A.