دسترسي به منابع مقالات : آسیب شناسی روابط دولت و نهادهای مدنی در منطقه خلیج فارس با …

-اعتقاد به تبادل فرهنگی -گسترش نهادهای فرهنگی نوین

– مهمترین مواضع ودیدگاهها

اهم مواضع ودیدگاه‌های حزب کارگزاران سازندگی در فاصله سال های ۶۸ تا سال۷۴ به شرح زیر است:
۱٫اعتقاد به تشنج زدایی، طرفدار مذاکره و رابطه با آمریکا، جذب سرمایه های خارجی، گسترش رابطه با اروپا برای تحت الشعاع قرار دادن رابطه با آمریکا و دیپلماسی کارآمد در سیاست خارجی را می توان از مهمترین مولفه های مورد نظر کارگزاران برشمرد.

  1. در سیاست داخلی طرفدار مشارکت سیاسی وهمه جانبه مردم، تاکید بر تداوم و استمرار روند سازندگی، طرفدار توسعه همراه با اعتدال و مخالف تنگ نظری و افراطی گری است.کارگزاران با هرگونه تمامیت خواهی مخالف وبه دنبال جامعه ای آباد، آزاد،همراه با امنیت و رفاه است.
  2. در حوزه سیاست اقتصادی، طرفدار سیاستهای تعدیل اقتصادی، اقتصاد باز وسرمایه داری است. برنامه های توسعه در دولت هاشمی رفسنجانی محصول تفکر کارگزاران سازندگی بود.دارابی در کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران، یکی از عوامل اصلی موفقیت خاتمی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ را، مخالفت صریح و آشکار با همین سیاست می داند.کم نیستند صاحب نظرانی که براین باورند که سیاست تعدیل اقتصادی باعث شد پایه های عدالت در هم شکسته شود وتمرکز ثروتهای افسانه ای در دست قلیلی به قیمت وابستگی کشور از موسسات مالی خارجی، فقراکثریت مردم، گسترش بی عدالتی ودرهم ریختگی اقتصادکشور منجر شود. (توکلی، ۲۶:۱۳۸۰)
  3. به طور کلی مولفه های اصلی استراتژی فرهنگی کارگزاران را باید در مواردی چون: استقبال از مدرنیسم، عدم حساسیت نسبت به کم رنگ شدن ارزش ها و مظاهر اجتماعی و دینی در جامعه، کاهش تدریجی نقش دین در جامعه و به تعبیری عرفی کردن امور دین یا بهتر بگوییم رشد سکولاریسم و بالاخره ایجاد فرهنگی لیبرالیستی با مناسبت هایی مبتنی بر تساهل، تسامح وآزادی برشمرد.(دارابی، ۳۴۵:۱۳۹۰)

هر چند که سران حزب براین باورند آنان طرفداری آزادی بیان،قلم وتساهل ومدارا هستندوباید از فرهنگ، هنر، فیلم و سینما به بهترین وجه استفاده کرد .اما عملکرد کارگزاران در عرصه فرهنگ وهنر کار را به جایی کشاند که فریاد اعتراض مراجع تقلید بلند شد.اعتراضات رهبری به طور مستمر مطرح شد و مجلس شورای اسلامی دوره پنجم، استیضاح را بهترین امکان برای برکناری وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی، دانست. مجلس هرچند در این اقدام ناکام ماند،امافضای عمومی کشور کار را برای وزیر وقت به گونه ای تنگ کرد که چاره ای جز استعفا نماند و بدینسان پرونده فرهنگی-هنری کارگزاران سازندگی به ظاهر مختومه اعلام شد.

گفتار سوم) بررسی اجمالی جریانات سیاسی از ۱۳۷۶تا ۱۳۸۴

در بین این سالها احزاب و جریانات سیاسی، اجتماعی گوناگون وجود داشتند از جمله آنها می توان به احزاب مشارکت ایران اسلامی، مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، حزب اعتماد ملی و …را نام برد که به اختصار در مورد احزاب مشارکت ایران اسلامی و حزب اعتماد ملی توضیحاتی ارائه می شود .وپس از آن به تفصیل در مورد حزب اصلاحات که قدرت سیلسی را در دست گرفته بودند ارائه خواهد شد.

الف) جبهه مشارکت ایران اسلامی

حزب مشارکت را باید مانند حزب جمهوری اسلامی باتوجه به تاثیرگذاری وفراگیری آن مورد بررسی قرار داد. اگر بخواهیم دو حزب سیاسی اسلام گرا پس از انقلاب اسلامی را معرفی کنیم، مشارکت و جمهوری اسلامی می باشند،با این تفاوت که حزب جمهوری اسلامی محصول حاکمیت و به نوعی نمایندگی از همه جریانهای انقلاب بود ورهبری آن هم، در اختیار رهبران انقلاب بود .در حالیکه حزب مشارکت محصول دولت به قدرت رسیده محمد خاتمی بود و نمایندگی همه جریانهای انقلاب را نداشت و رهبران آن هم، رهبران انقلاب نبودند .
حزب مشارکت،جوانان انقلابی از طبقه متوسط شهری با گرایش چپ اسلامی بودند که آرمانگرایی وعملگرایی وجه مشخصه اصلی شان بود. طیف فکری دیگر بنیانگذار این جبهه نواندیشان دینی بودند که قرائت انسان گرایانه ومشارکت جویانه ای از اسلام سیاسی داشتند .حزب مشارکت از آن دست احزاب دولت ساخته بود که بلافاصله با انقضای دوره قانونی دولت محمد خاتمی افول خود را آغاز کرد .چنانکه از سال ۸۴ تا کنون نتوانسته در انتخابات برگزار شده توفیقی داشته باشد.

– ویژگی های حزب مشارکت در یک نگاه کلی

تاکید مستمر بر قانون و قانون گرایی و تصریح بر اینکه همه شهروندان در برابر قانون مساوی هستند هر چند امری مندرج در قانون اساسی و تازه نبود اما به دلیل آنکه پرچمداری آن را حزب مشارکت برداشته بودو تبلیغ می کرد بسیارموثر افتاد.
مشارکتی ها هدف از تشکیل حزب را پیشبرد برنامه های سید محمد خاتمی ،معرفی نمودند .دبیر کل وقت حزب مشارکت در این رابطه بیان می دارد که آنها (انصار حزب مشارکت) مطمئن بودند اگر ما یک تشکیلات سیاسی منسجمی در داخل کشور نداشته باشیم در دراز مدت برنامه های آقای خاتمی به نتیجه نخواهد رسید. به همین جهت از نخستین روزهای پیروزی آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری عده ای مصمم بودند که این تشکیلات سیاسی را رسما راه اندازی کنند وبا توجه به نیروهایی که در آن زمان اطراف آقای خاتمی بودند بتوانند نیروهایشان را تعریف کنند .(سلیمی:۱۳۸۴ص۶۵)
اکثر آنها زمینه اولیه تحصیلاتی شان فنی وغیر علوم انسانی بود،اما با دور ماندن از قدرت به سوی علوم انسانی گرایش یافته و به تحقیق وتفحص درآن پرداختند.بیشتر آنها حول محورشخصیت هایی چون عبدالکریم سروش،محملی برای بازسازی کری و اجتماعی خود پیدا کردند.چنین ویژگی هایی است که هویت فکری واجتماعی آنها را به هم گره میزند.از مهمترین محافل حلقه های مطالعاتی آنهامی توان به حلقه کیان ودر مرحله بعد به مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری وچند محفل دیگر اشاره کرد.(علوی نیک:۱۳۹۲،ص۱۶۵)
از نظر فکری ،گرایش اصلی این افراد چپ گرایی بود و نقش آنها در تسخیرسفارت امریکا
بیشتر از دیگران بود.آنها به مرور زمان از مواضع اصولی و دینی نظام جمهوری اسلامی فاصله گرفته وبا شعار توسعه سیاسی وپیوستن به نظام جهانی ،به سوی تمدن وتفکرغرب و لیبرالی حرکت کردند.(امیری:۱۳۸۴،ص۱۴۴)

ب) مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه قم

بعد از انتخابات دوم خرداد۱۳۷۶،ایین نامه واساسنامه این تشکل حوزوی توسط بانیان آن به وزارت کشور ارائه شد تا مراحل قانونی خود را طی کندکه پس از مدتی رسما از سال ۷۸پروانه فعالیت خود را دریافت کرد.پیشبرد اسلام ناب و پویا از طریق برداشت های فقه پویا و فعالیت در چارچوب قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی از مهمترین اهداف این تشکل سیاسی به شمار می آید.این تشکل یکی از اعضای اصلی گروههای ۱۸گانه جبهه دوم خرداد به شمار می آید که از ابتدا هم در تاسیس، هم در تدوین اساسنامه و هم مرامنامه آن مشارکت داشته است.

– مواضع وویژگی های مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه قم

از مهمترین مواضع این جریان سیاسی را می توان انتقاد از دولت نهم ذکر کرد. همچنین انتقاد به آیت اله مصباح یزدی، تاکید بر لزوم شورایی شدن مرجعیت، اعتقاد به محدود بودن اختیارات ولایت فقیه،از مهمترین ویژگی های این مجمع است.آنچه در مورد مجمع محققین و مدرسین باید گفت آنست که این تشکل تاکنون نتوانسته است به صورت مستقل تاثیرگذار باشدو عمدتا دنباله رو سایر تشکل ها ی دوم خردادی به خصوص مجمع روحانیون مبارز است. در دوران حاکمیت دوم خرداد تعدادی از اعضای آن حداکثر سمت مشاور رئیس جمهور یا برخی وزرا را بر عهده داشته اند.درچند سال اخیر بیشتر تریبونی برای بیان دیدگاهها محسوب می شود.درمجموع اگر تشکل بخواهد در جریانهای سیاسی تاثیرگذار باشد،باید به بازمهندسی فلسفه وجودی واهداف خود بپردازد واین بزرگترین ماموریت موسسان مجمع است .همچنین باید تکلیف خود را نسبت به حزب بودن یا نبودن مشخص نماید واگر در فهرست احزاب سیاسی است، وضعیت کنگره، انتخابات، دفاتر وبسیاری از مواردی که تشکل های سیاسی باید به آن پاسخ دهند را پاسخگو باشد.(دارابی،۱۳۹۰:ص ۳۷۵)

ج) دوران اصلاحات

دولت خاتمی به دو دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی اطلاق می‌شود که مشتمل بر دولت‌های هفتم و هشتم نظام جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. در این مدت جناح اصلاح طلب توانست قوه مجریه ایران را در اختیار کامل داشته باشد که از تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۷۶ تا ۱۲ مرداد ۱۳۸۴ به درازا انجامید. دولت‌های خاتمی شعار اصلیشان را توسعه سیاسی و تقویت نهادهای مدنی عنوان کرده بودند.آغاز کار دولت خاتمی با کاهش قیمت نفت و کاهش درآمدهای ارزی حاصل به ۹٫۹ میلیارد دلار همراه شد. استقراض از بانک مرکزی جهت رفع کسری بودجه به افزایش تورم به بیش از ۲۰ درصد در سال ۱۳۷۸ انجامید که به تدریج به حدود ۱۳ درصد کاهش یافت. دولت در این زمان سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز را به اجرا در آورد که با موفقیت همراه بود. رشد اقتصادی بیش از ۶ درصد به کاهش بدهی‌های خارجی کمک نمود.
چپ مدرن یا اصلاحات دورانی بود که جریان چپ سنتی، برای انتقال به اصلاحات از آن بهره برد.طیف چپ جدید را باید یک جریان و نوپا و تازه در عرصه اجتماعی و سیاسی ایران دانست .این جریان که اغلب از طیف چپ سنتی تشکیل شده است پس از دور ماندن از قدرت از سال ۶۸ با حضور در مراکز علمی و دانشگاهی، رو به سوی تجدد، نوآوری و بازنگری آورد.

حتما بخوانید :
بررسی مشکلات اجرائی پروژه های مقاومسازی ساختمانهای آموزشی وارائه راهکار- قسمت ۴

– پایگاه ومواضع سیاسی،اقتصادی، فرهنگی اصلاح طلبان:

پایگاه اجتماعی این طبقه را باید در طبقات متوسط،دانشجویان واقشار مذهبی دانست.چپ نو یا اصلاح طلبان با تندروی ودولتی شدن صرف امور اقتصادی مخالف است.این جریان به سه بخش تعاونی،خصوصی ودولتی مندرج درقانون اساسی اعتقاد دارد. در حالیکه چپ سنتی از دولتی شدن امورحتی بخش تعاونی بحث می کند.
ازلحاظ فرهنگی به تبادل فرهنگی وتقویت بسترهاوزیرساختها و فرهنگ حفظ وتقویت هویت دینی وملی برای ایجاد مصونیت اجتماعی در برابر تهاجم وایجاد زمینه اندیشه سازی، اهمیت زیادی می دهد. ودر این زمینه معتقد است:بزرگترین ظلم به جامعه محروم کردن آن جامعه از آرا و افکار افراد خود آن جامعه است و در نهایت جامعه را به ورطه استبداد می کشاند. (روزنامه سلام، فروردین۷۶: ص۱۹)
دربعد اقتصادی به مهندسی دولتی، اعتقاد دارد.الگوی توسعه ازاین نظربر اساس محوریت تولید با از منابع ونیروهای داخلی است و به سرمایه گذاری خارجی به عنوان اصل فرعی نگاه می کند.مهمترین اصول سیاست خارجی آنها، اصل تنش زدایی می باشد.گفت وگوی تمدنها واژه ای است که آن را به جای تعارض و برخورد تمدنی هانتینگتون به کار برده اند.تنوع در گسترش روابط با کشورهای مستقل اروپایی وآسیایی از برنامه های دیگراین طیف است. (دارابی، ۲۵۹:۱۳۹۰)

– دیدگاه‌ها و سیاست خارجی گروه اصلاح طلبان

– ولایت فقیه ورهبری: این گروه مشروعیت ولی فقیه را ازقانون اساسی می داند که در مقابل مردم مسئول می باشد وهرگاه مردم بخواهند، ازطریق مجلس خبرگان می توانند رهبری را عزل نمایند.این جناح اختیارات ولی فقیه را به قانون اساسی محدود می داند و معتقد است وی باید در چهارچوب قانون اساسی عمل کند.این جناح معتقد است :ولی فقیه در عصر غیبت باید منتخب مردم باشد .به بیان دقیق تر، به ولایت فقیه انتخابی معتقد است و مبنای حکومت اسلامی را رای و انتخاب مردم می داند.بر اساس این نظر، در عصر غیبت دست خدا از آستین مردم بیرون می آید.حجت الاسلام اسداله بیات عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در این زمینه می گوید:وقتی اعمال ولایت فقیه عادل، مشروع خواهد بود که مردم ولایت وی را پذیرفته باشند.(روزنامه، همشهری، ۹ |۱۰|۷۵)

این جناح معتقد است جمهوری اسلامی از سه رکن جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت تشکیل شده و این سه اصل باید حفظ شود .عدم توجه به هریک از این سه اصل وسست شدن هریک از این سه رکن، نظام دیگری را جز آنچه که مردم مسلمان ایران در جریان انقلاب توفنده خود فریاد کرده اند به آنها تحمیل خواهد کرد.این جناح بر جمهوریت واسلامیت تاکید دارد و معتقداست اسلامیت نظام، ناشی از جمهوریت آن است .بدین معنی که مردم سرنوشت اجتماعی خویش را چنین رقم زده اند وبرای اداره امور وشئونات مختلف جامعه، نظام اسلامی برگزیده اند.نظام جمهوری اسلامی، جمهوری است چون مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خویش در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است.و اسلامی است زیرا تجلی اراده مردم مسلمانی است که خواسته اند ارزش ها،آرمانها و قواعد اسلامی را در روابط میان خویش حاکم سازند.(دارابی،۱۳۹۰:ص۲۶۴)

– احزاب سیاسی : درزمینه احزاب و جایگاه آن درجمهوری اسلامی ایران، برخی از افراد منتسب به این جریان، براین اعتقادند:در حوزه جامعه مدنی، گروهها، احزاب و اصناف سیاسی به عنوان نماینده علایق مردم، دارای آزادی هستندودر عرصه رقابت، احزاب و گروههای سیاسی، حوزه حد واسط بین دولت و جامعه به شمار می آیند.به بیان دیگر این جناح بر ضرورت فعالیت احزاب سیاسی تاکید می کند.

–سیاست خارجی: این حزب در زمینه سیاست خارجی بر این اعتقاد است که برای رسیدن به جامعه مطلوب دینی، به کسانی نیازمندیم که از بستر سنت برخاسته و بر ابزار مدرن نیز تسلط داشته باشند .،تا دیگر تعلقی به سنت یا مدرنیسم از خود نشان ندهند. نه شیفته صرف سنت و یا غرب و نه طرد و نفی آن ها.به عبارتی، جناح مذکور به نقد تمدن غرب معتقد است نه نفی آن. تعامل و رابطه با فرهنگ غرب را نوعی تقویت بسترهای زیر ساختهای فرهنگی جهت حفظ تقویت هویت دینی و ملی می دانند که می تواند گامی در جهت مصونیت اجتماعی در برابر تهاجم به حساب آید.از این رو معتقدند: استراتژی منع باشد.چپ مدرن در برابر سیاست شناخت تمدنها و مکاتب، این نکته را تاکید میکندکه مشکل جامعه امروز ایران، غرب زدگی نیست بلکه عوام زدگی است.(دارابی، ۱۳۹۰:ص۲۶۶)

– دیدگاه‌های اقتصادی

در بعد اقتصادی، چپ مدرن به مهندسی دولتی اعتقاد دارد، الگوی توسعه از این نظر براساس محوریت تولید با استفاده از منابع و نیروهای داخلی است و با سرمایه گذاری خارجی به عنوان یک اصل فرعی نگاه می کند. و عقیده دارد: قانون اساسی نمی خواهد که کارها در دست دولت باشد و دولت به صورت کارفرمای بزرگ در بیاید .(روزنامه سلام، فروردین ۷۶: ص۳۲)
چپ مدرن در بعد سیاسی به مشارکت سیاسی مردم در غالب نهادهای مدنی و احزاب می نگرد و بیش از سایر طیف ها برعنصر جمهوریت تاکید دارد.فراهم آوردن هرچه بیشتر زمینه های مشارکت و رقابت آگاهانه و داوطلبانه مردم و تضمین آن توسط دولت و همچنین از نظر این جریان، احزاب و گروهها با دستورالعمل و بخشنامه بوجود نمی آیند،بلکه حزب واقعی باید از متن آمادگی فکری، روحی، اجتماعی،و نیازهای مردم برآید. مهمترین اصول سیاست خارجی آنها، اصل تنش زدایی می باشد.گفت وگوی تمدنها واژه ای است که آنرا به جای تعارض و برخورد تمدنها ی هانتینگتون به کار برده اند .تنوع در گسترش روابط با کشورهای مستقل اروپایی وآسیایی از برنامه های دیگر گروه اصلاح طلبان است که خصوصیات تندروی و رادیکال را نباید به این طیف نسبت داد. (ظریفی نیا،۱۳۸۷:ص۱۲۰)

– دیدگاه‌های فرهنگی اصلاح طلبان

به طور کلی استراتژی فرهنگی طیف چپ را می توان چنین ترسیم کرد:
اصالت دادن به فرهنگ خودی، تایید تبادل و داد وستد فرهنگی، و برخورد گزینشی با فرهنگ ها و افکار مختلف، بهره جویی از افکار و شیوه های مدرن در عرصه فرهنگی، تفکیک رویکرد سیاسی و فرهنگی از رویکرد اطلاعاتی و امنیتی در عرصه فرهنگ، احتراز شدید از قشری گری و تحجر و مبارزه با مظاهر آن،قانونمند کردن روابط و مناسبات فرهنگی، و احتراز از برخوردهای سلیقه ای و فردی با ناهنجاری ها.(عصر ما سال دوم، شماره ۱۳،۳۰ فروردین ۷۴،ص۲)

– شرایط به قدرت رسیدن اصلاح طلبان یا جبهه دوم خرداد

انتخابات دوم خرداد ۷۶ نرخ مشارکت مردم در انتخابات را بالا برد.یک انتخاب تمام عیار ازحیث رقابت همه جناح ها و گروه‌های سیاسی درون نظام بود. البته نقش کارگزاران را نباید نادیده گرفت. چراکه کارگزاران، با فهم دقیق ویژگی های چپ جدید و در حالی که محافظه کاران آنان را از خود دور کرده بودند به استادی تمام کوشیدند خود را به جریان چپ جدید متصل سازند و حیات خود را تداوم بخشند .اتصال این سه جزء(چپ مدرن، طبقه جدید وبدنه متصل به هر دو )مهمترین عامل پیروزی دوم خرداد را برای ایشان بوجود آورد. (قوچانی، ۱۳۸: ص۱۳۲)

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir