No category

دانلود پایان نامه درمورد خانواده ها، بندر عباس

.
در انگلستان که به طور مرتب از سال 1329 برنامه تلويزيون پخش مي شد اول سپتامبر 1939 روزي پنج ساعت برنامه پخش مي کرد ولي گيرنده هاي برنامه ها از چند صد دستگاه متجاوز نبود و شيوع تلويزيون جمعي را در فرانسه بايد چند سال بعد از جنگ دوم جهاني دانست با کمال تعجب تلويزيون در آمريکا تجارتي را پذيرفت هنگاميکه ايالات متحده آمريکا وارد جنگ شد قريب پنج هزار دستگاه تلويزيون در اين کشور وجود داشت که قسمت اعظم آن در نيويورک مستقر شده بود.
با وجود دوري اين کشور از مراکز حساس جنگ اين حادثه در آمريکا نيز مانند اروپا توسعه تلويزيون را متوقف ساخت ولي بلافاصله بعد از اتمام جنگ با سرعت سرسام آوري رو به رشد نهاده طي 15 سال و از همان سال 1960 ايالات متحده آمريکا از لحاظ تعداد تلويزيون به حد اشباع رسيد و خود تلويزيون و تأثير آن بر جامعه ما از چنان اهميتي برخوردار است که تعداد کميت فرستنده و گيرنده تلويزيون را در مقابل آن ارجعي نيست همانطوري که تلگراف و تلفن کاربرد مطبوعات را افزايش داد اختراعات و اکتشافات وابسته به تلويزيون کاربرد اين وسيله ارتباطي را افزوني بخشيد.
تاريخچه تلويزيون در ايران
نخستين فرستنده تلويزيوني تاريخ ايران ساعت پنج بعد از ظهر جمعه يازدهم مهرماه سال 1337 آغاز به کار کرد. در دهه 30 هجري شمسي، وقتي دولت وقت سرگرم تدارک زمينه و طرح ريزي براي ايجاد تلويزيون بود”حبيب الله ثابت پاسال” از بخش خصوصي پيشدستي کرد و پيشنهاد تاسيس يک ايستگاه فرستنده تلويزيوني را ارائه داد.
به گزارش خبرگزاري مهر، از آنجا که پاسال از اعتماد دربار برخوردار بود، با پيشنهاد او موافقت شد و مجلس شوراي ملي در تيرماه سال 1337 ماده اي با چهار تبصره مصوب کرد که به موجب آن اجازه داده مي شد يک فرستنده تلويزيوني زير پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن در تهران ايجاد شود اين فرستنده تا پنج سال از پرداخت ماليات معاف بود و تمامي برنامه هاي آن از مقررات اداره کل انتشارات پيروي مي کرد.
نخستين فرستنده تلويزيوني ايران ساعت پنج بعد از ظهر جمعه يازدهم مهرماه 1337 اولين برنامه خود را پخش کرد. اين فرستنده که تلويزيون ايران ناميده مي شد، ابتدا هر روز از شش بعد از ظهر تا 10 شب برنامه داشت. تلويزيون ايران به صورت خصوصي اداره مي شد و متکي به درآمد خود از آگهي هاي تجارتي و تبليغاتي بوده اين سازمان پس از يک سال فعاليت برنامه هاي روزانه خود را در تهران به پنج ساعت افزايش داد و در سال 1340 فرستند، ديگري در آبادان و يک فرستنده تقويتي در اهواز تاسيس کرد. رونق کار تلويزيون ايران تصميم حکومت را در تاسيس يک شبکه تلويزيوني سراسري قطعي تر کرد بنابراين در سال 1343 يک گروه فرانسوي از سوي سازمان برنامه و بودجه مامور بررسي و طراحي يک مرکز تلويزيوني شد. سرانجام پس از تصويب طرح ايجاد تلويزيون ملي ايران، يک ايستگاه کوچک به وجود آمد و با امکاناتي ساده پخش برنامه هاي آزمايشي را از سال 1345 آغاز کرد. امکانات فني تلويزيون در آن زمان به يک استوديو، سه دوربين و دو دستگاه ضبط مغناطيسي محدود مي شد و از آن جا که فرستنده تلويزيون ايران با سيستم 525 خطي آمريکايي کار مي کرد و سيستم تلويزيون ملي 625 خطي اروپايي بود، تلويزيون ملي با نصب يک فرستنده دو کيلو واتي با سيستم 525 خطي بر بالاي ساختمان هتل هيلتون، امکان استفاده از اين شبکه را براي همه دارندگان تلويزيون با سيستم هاي مختلف، امکان پذير کرد.
مدتي کمتر از دو سال از تاسيس تلويزيون ملي نمي گذشت که در 17 مرداد 1347 نخستين مرکز شهرستاني تلويزيون ملي در اروميه گشايش يافت و چندي بعد مرکز تلويزيوني بندر عباس به کار افتاد. مراکز تلويزيوني به تدريج يکي بعد از ديگري در شهرهاي مختلف شروع به فعاليت کردند و پيام هاي سياسي، فرنگي و تفريحي را طبق ماموريت هايي که برنامه ريزان حکومت تعيين کرده بودند، به قشرهاي وسيع تري از مردم رساندند. از آغاز شکل گيري تلويزيون عده زيادي از فيلمسازان به علت امکانات مالي بيشتري که تلويزيون در اختيار سازندگان و تهيه کنندگان قرار مي داد جذب آن شدند . در نتيجه تلويزيون به صورت يکي از مراکز مهم فيلم سازان در بخش دولتي درآمد و تعداد زيادي فيلم داستاني و مستند از جمله مستند خبري (که درصد بيشتري را نسبت به ديگر انواع فيلم ها داشت) و سريال هاي گوناگون در آن ساخته شد به گونه اي که حاصل کار فيلمسازان تلويزيوني تا قبل از انقلاب نزديک به هزار فيلم کوتاه و بلند بود.
در ايران از همان سال هاي اوليه کار تلويزيون سريال سازي نيز پاگرفت اميد ارسلان نامدار از نخستين سريال هاي ايراني است که از تلويزيون ملي پخش شد.
تلويزيون ملي ايران در سال هاي پس از انقلاب اسلامي با تغيير نام به سيماي جمهوري اسلامي ايران در قالب دو شبکه برنامه هاي خود را پي گرفت . در سال هاي آغازين پس از انقلاب بيشترين زمان برنامه هاي سيما به مستند هاي سياسي تبليغاتي و اخبار سراسري اختصاص داشت.
مستندهايي از پرونده هاي سياسي عوامل رژيم سابق، عوامل گروهک هاي منافقين، مجاهدين و اعترافات آنها از آن جمله بود. به تناسب وضع بحراني جامعه پس از انقلاب و به تبع آن آغاز جنگ ايران و عراق اين روند به سوي فيلم هاي مستند از جنگ و جبهه تغيير مسير داد و تا سال ها بعد اين روند همچنان ادامه داشت.
برنامه هايي مانند “روايت فتح” محصول اين دوران هستند. در اين سال ها مجموعه هاي نمايشي و داستاني چون “سلطان و شبان” به کار گرداني داريوش فرهنگ “سربداران” به کارگرداني محمد علي نجفي هزاردستان به کارگرداني علي حاتفي “کوچک جنگلي” به کارگرداني داريوش بحراني و بهروز افخمي و … ساخته شوند.
در کنار اين مجموعه هاي تاريخي، از مجموعه هاي داستاني – اجتماعي آن روزگار بايد به مجموعه “آينه” اشاره کرد. مجموعه اي که در قالبي نمايشي که به دوروي سکه زندگي خانواده هاي مختلف مي پرداخت.
در دهه هفتاد بود که از انحصار شبکه يک و دو بيرون آمد و با تاسيس شبکه سه سيما با رويکردي به جوانان و ورزش عرصه هاي جديدي را در جذب مخاطب آزمود.
در واقع از همين مقطع زماني بود که با آزاد شدن ويدئو، رونق سينماها فيلم هاي ويدئويي و بعدها سي.دي و دي.وي.دي فرصت انتخاب براي مخاطبان بيشتر شد.
با تاسيس شبکه پنجم با عنوان شبکه تهران و اختاص يک شبکه استاني به استان هاي کشور، توجه به مناسبات درون گروهي شهرستان ها و استان ها در دستور برنامه سازان قرار گرفت.
تاسيس شبکه چهار با شعار پرداختن به برنامه هاي علمي، فرهنگي و هنري فاخر ايران و جهان و نهايتاً شبکه خبر همگي در راستاي سياست هاي جديد براي تأمين گونه هاي مختلف سلايق مخاطب مفهوم پيدا کرد.
چهار چوب نظري :
به طور کلي در بررسي اثرات وسايل ارتباط جمعي بويژه تلويزيون بر جوانان و كودكان نظرات بسياري مطرح است.
اين وسايل مي توانند بر اطلاعات، دانش، آگاهي و جهان‌بيني مخاطبان (کودک)، نوجوانان و جوانان و بزرگسالان) موثر باشند.
چارچوب تئوريکي :
ديدگاه تونيس فرديناند (FERDINANDT ONNES) فيلسوف و جامعه شناسي آلماني، در سال 1855 در شلسويک متولد شد.
در سال 1909 به عنوان رئيسي انجمن جامعه شناسان آلمان انتخاب شد از جمله آثار برجست او (اجتماع و جامعه) COMMUNAUTEETSOCIE است که در آن، نظريه تحول جامعه انساني را بيان کرده TE است.13
تونيس از نخستين دانشمنداني است که ارتباط را محور شناخت و ارزيابي جوامع دانست و نظر جامع انساني را نيز با اين معيار سنجيد او دو نوع جامعه را بدين قرار از يکديگر متمايز مي سازد “جامعه معنوي” يا به تعبيري اجتماع “جامعه صوري ” ويژگيهاي هر يک از اين دو جامعه را از روزنه ارتباطات بدين قرار مشخص ميدارد.
الف- جامعه معنوي:
در اين جامعه شاخصهاي ارتباطي زير قابل سنجش است:
1) اراده اورگانيک:
در جامعه معنوي، هر حرکت نه در خدمت فرد و مصالح شخصي اوست، بلکه براي وحدت جمع و تحقق غايتهاي آن صورت مي گيرد.
بدينسان جامعه معنوي مي تواند در صورت ايجاد روب رواني بين اعضا به وفاق اجتماعي يا اجماع دست يابد و به نوعي با سلک14 مشابه پذيرد.
اراده اورگانيک مستلزم عضويت تام افراد در يک واحد (گروه، جمع و …) است به نوعي که هر يک خود را عنصري لايتجزي از آن و پديده آورنده وحدت اورگانيک جمع به شمار آورد.
اراده اورگانيک در جامعه معنوي اولين شاخصي است که آن را از جامعه صوري متمايز مي سازد (که در آن اراده انديشيده حاکم بر روابط انساني است)
2) ارتباطات عمقي:
در برابر ارتباطات سطحي، فضايي و مورفولوژيک که خاص جوامع صوري است. در جامعه معنوي، ارتباط انسانها با يکديگر تنها متاثر و منشعب از شرايط ظاهري نيست.
انساهايي که در جريان فرآيند ارتباطي قرار مي گيرند، يکديگر را مي شناسند، واکنشهاي يکديگر را حدس مي زنند و اين امر موجبات پيدايي نوعي آرامش رواني را در برخورد با ديگران فراهم مي سازد.
3) امتداد تاريخي ارتباط :
در چارچوب جامعه معنوي، شناخت متقابل انسانها معمولاً تنها به ويژگيهاي آني، فعلي و کنوني آنان منتهي نمي شود.
انسانها در ارتباط، سوابق ديرين يکديگر را مي‌شناسند، حتي گذشته خانوادگي هر يک در ذهن ديگري هست و چون در جامعه معنوي هنوز انتزاع فرد از خانواده (آن طور که در جامعه صوري رخ داده است) صورت نگرفته است، با اين امتداد شناخت، ارتباط ، ابعادي وسيعتر و غني تر مي يابد.
4) کوچکي جمع و ارتباط تام:
تونيس، جامعه مهنوي را خصوصاً از آن رو ارج مي نهد که در آن با تراکم انسانها مواجه نيستيم، بدون آنکه به دقت تصريح نموده باشد، مي توان حيات روستايي را تا حدودي بسيار با جامعه معنوي نزديک دانست کوچکي ابعاد جامعه معنوي به غناي جهات کيفي آن کمک خواهد کرد، از تنهايي انسان و بي خبري انسانها از يکديگر جلوگيري خواهد نمود و در چنين شرايطي است که ارتباط، تماميت بيشتر و بهتري مي يابد.
ب) جامعه صوري :
جامعه اي است خاص که در ذهن تونيس و روزنه ارتباطات، ابعاد چند به ينقرار مي يابد:
1) وسعت :
در جامعه صوري آنچه بيش از همه تعيين کننده است، تراکم انسانها است. تعدد و تکثر انسانها در فضايي محدود به عنوان يکي از پديده هاي تاريخي قرن ما خود عوارض بسيار برجاي مي گذارد که ايندو امکان شناخت متقابل انسانها، پيدايي و روابطي صوري، قرار دادي، سطحي و تنهايي انسان از آن جمله اند:
2) اراده انديشيده:
جامعه صوري چارچوبي است که در آن هر اقدام انساني تابعي از عقل گرايي مصلحت انديشي و حتي در معنايي مطلوبيت گرايي است.
فرد به عنوان عنصري منفک از جامعه در پيوندي قرار دادي با آن، صرفاً مصالح خويش را به هنگام ارزيابي سود و زيان هر اقدام و اخذ تصميم در نظر دارد. چنين فردي عنصري از کل يک اورگانيسم به هم پيوسته، فعال و کارانيست . روابطي شکننده او را با ديگران پيوند مي دهد خودگرايي، خودخواهي و بالاخره خود محوري، مدار انديشه او را تشکيل مي دهند و تمامي اين شرايط با ايثار و حتي ديگرخواهي در تعارفتند.
3) بي نامي :
در چنين جامعه اي ، انسان در جمع همچون شبحي متحرک است، هوتيش ناشناخته است، نام و سوابقش نامشخص است و بطور کلي موجودي مرموز است در برابر ديگري .
از همين رواست که به رغم شا15 و شهرهاي بزرگ ماص جنايتکاري است و آنان بي هيچ نگراني در انبوه هاي انساني پنهان مي شوند.
باز از همين رواست که در شهرهاي بزرگ، انسان منزلتي شناخته ندارد، بلکه بايد در هر آن در برابر ديگران منزلت خاص خود را به اثبات رساند.
4) ارتباط سطحي :
در پايان مي توان گفت، جامعه صوري خاستگاه ارتباطاتي فاقد اثر هاله رواني است بدين معني که انسانها در تماس با يکديگر بدون آنکه زواياي رواني يکديگر را ببينند صرفاً جهات فيزيکي و مادي آنان معيار قضاوت در باب

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیصحت معامله، عقد نکاح

دیدگاهتان را بنویسید