پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه عوامل روانشناختی

با درمان های دارویی میتواند در کاهش علایم روانی و جسمانی و پایین آوردن هزینه های درمان این بیماران مؤثر واقع شود. در پژوهشی دیگر کیفر و بلانچار (2002) با بررسی نقش اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر به این نتیجه رسید که در بین افراد مبتلا به این سندرم اضطراب به طور معناداری بالاتر از گروه گواه است.
نتایج مطالعهی هازلت و همکاران (2003) نشان داد که سندرم رودهی تحریکپذیر با فراوانی بالاتر اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، روانرنجورخویی و اختلال جسمانیکردن در ارتباط است. جورت و همکاران (2005) نیز در مطالعهای که بر روی بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر انجام دادند به این نتیجه رسیدند که در 40 درصد مبتلایان به این سندرم رابطه مستقیمی بین مسایل روانشناختی و علایم گوارشی روزانه وجود دارد، به گونهای که علایم گوارشی آنها بهبود نمییافت مگر اینکه عوامل برانگیزاننده، یعنی فشار روانی و اضطراب برطرف میشد. بنابراین آموزش در زمینهی کنترل فشار روانی و اضطراب و کاهش آنها به شیوه های گوناگون، یک عامل مهم در زمینهی درمان و پیشگیری از افزایش نشانه ها در این بیماران محسوب میشود.
همانگونه که در بخش قبلی نیز بیان شد در حال حاضر درمانی که بر روی تمام علایم این سندرم تأثیرگذار باشد وجود ندارد (آگاه و همکاران، 1388) و بسیاری از بیماران و پزشکان از میزان اثربخشی درمانهای دارویی رضایت ندارند. این موضوع سبب میشود که تعداد زیادی از این بیماران درمانهای مکمل و جایگزین را جستجو کنند (تیلبرگ و همکاران، 2008). لمس درمانی یکی از روش های درمانی است که در حیطهی درمانهای مکمل و جایگزین قرار دارد و در پژوهشهای زیادی اثربخشی آن در کاهش اضطراب، درد و فشارروانی مورد تأیید قرار گرفته است (هانلی، 2008).
کریگر (1972) تأثیرات بالینی بسیار معتبری را برای لمس درمانی مورد بررسی قرار داد و پس از مطالعات متعدد به این نتیجه رسید که بیشترین تأثیر لمسدرمانی در ایجاد پاسخ سریع آرامش است که 2 تا 4 دقیقه پس از شروع درمان رخ میدهد. دومین حوزهای که این روش تأثیر بالایی دارد، کاهش دادن و برطرف نمودن درد است (به نقل از جونز و کرافورد، 2003).
تأثیرگذاری لمس درمانی بر ایجاد آرامش در بیماران دچار تشنجهای مننژیتی، مشکلات تنفسی و کاهش درد ناشی از شیمی درمانی در پژوهشهای مختلف مورد تأیید قرار گرفتهاست (سلیمی، 1381). همچنین این روش در حوزه های گوناگون درمانی از جمله؛ اضطراب، خستگیمزمن، آسم، بیخوابی، دردهایعضلانی، شکمی، استخوانی، سردرد، کمر درد، دردهای ناشی از سوختگی یا سرطان و بهبود زخمها و عفونت ها به کار رفتهاست (جونز و کرافورد، 2003).
میهن (1990)، بارینگتن (1994) و کلر و بزدک (1996) در پژوهشهایی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که لمس درمانی تأثیر قابل ملاحظهای بر کاهش درد دارد. بررسیهای فوق نشان دادند که این درمان از طریق کاهش اضطراب بر روی درد تأثیر میگذارد (به نقل از میهن، 1998). مککورمک (2009) نیز در پژوهشی که با هدف بررسی تأثیر لمسدرمانی روی درد پس از عمل جراحی انجام داد به این نتیجه رسید که لمسدرمانی تأثیر مثبتی روی کاهش درد و ایجاد آرامش در بیماران دارد.
لین، تیلور و فان (1998) تأثیر لمس درمانی را بر درد و اضطراب در گروهی از سالمندان مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که این روش در کاهش درد و اضطراب گزارش شده از جانب سالمندان مؤثر است، ولی پاسخهای جسمانی به لمس درمانی نیاز به انجام پژوهشهای بیشتری دارد. ترنر، کلارک و ویلیامز (1998) نیز تأثیر لمس درمانی را بر کاهش درد و اضطراب بیماران دچار سوختگی مورد مطالعه قرار دادند، که نتایج گویای کاهش قابل ملاحظه درد و اضطراب در این بیمارن پس از دریافت 5 روز درمان بود.
همچنان که در بالا ذکر شد سندرم رودهی تحریکپذیر افراد زیادی را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث کاهش سطح فعالیتهای اجتماعی و کیفیت زندگی در آنها میشود. از آنجایی که اضطراب، درد و انقباض عضلانی از علایم کلیدی سندرم رودهی تحریکپذیر است و تحقیقات گوناگون نشان دادهاند که کاهش اضطراب و فشار روانی در این بیماران منجر به کاهش کلیهی نشانه ها میشود و از طرف دیگر تحقیقات گوناگون تأثیر لمس درمانی را بر کاهش اضطراب، درد و ایجاد آرامش و انبساط عضلانی مورد تأیید قرار دادهاست، این پژوهش سعی دارد تا با شواهد موجود به بررسی این مسأله بپردازد که لمسدرمانی بر میزان اضطراب و شدت علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریک پذیر چه تأثیری دارد؟

1-3 ضرورت انجام پژوهش
سندرم رودهی تحریکپذیر(IBS) معمولترین اختلال عملکردی دستگاه گوارش است که با تغییر اجابت مزاج و درد یا ناراحتی شکمی، بدون وجود اختلالهای ساختاری قابل شناسایی مشخص می شود (هاریسون، 2008؛ آستیانو و همکاران، 2008). بر اساس مطالعات انجام شده شیوع سندرم رودهی تحریکپذیر در ایران در دامنهای بین 2/4 تا 4/ 18 قرار دارد (صولتیدهکردی و همکاران، 1388) و در حال حاضر درمانی که بر روی تمام علایم این سندرم مؤثر باشد در دسترس نیست (آگاه و همکاران، 1388).
سندرم رودهی تحریکپذیر شایعترین علت مراجعه بیماران به متخصصین گوارش است، به طوریکه 20 تا 50 درصد بیماران ارجاعی را تشکیل میدهند (صولتیدهکردی و همکاران، 1388 ) و از 41% بیماران مبتلا به اختلالات عملکردی دستگاه گوارش که به پزشک مراجعه میکنند، 28% آنها مبتلا به این سندرم و 13% باقی مانده مبتلا به اختلالات عملکردی دیگر هستند. این در حالی است که برخی مطالعات نشان داده که به طور تقریبی 60 تا 75 درصد بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر که بیماری خفیف تا متوسط دارند اصولاً به پزشک مراجعه نمیکنند (کران و مارتین ، 2002).
سندرم رودهی تحریکپذیر معمولاً برای سالها پایدار میماند و مراجعات مکرر بیماران برای تشخیص و استفاده از شیوه های درمانی گوناگون معمولاً هزینه های سنگینی را بر مبتلایان و نهادهای بهداشتی وارد میکند، این در حالی است که این افراد در اغلب موارد بهبودی کامل نمی یابند و داروها و درمانهای موجود فقط یک یا چند نشانهی این سندرم را برای مدت کوتاهی برطرف میکنند. به عنوان مثال در مطالعهای که در کشور فرانسه انجام شد، هزینه مستقیم سالیانه برای هر بیمار به طور متوسط 726 یورو برآورد شدهاست، همچنین بر اساس این مطالعه مبتلایان به این سندرم نسبت به عموم جامعه کیفیت زندگی پایینتری دارند (برن و همکاران، 2007). مطالعهی دیگری که در آمریکا انجام شد، بیانگر این موضوع بود که سالیانه 5/2 تا 5/3 میلیون نفر به علت سندرم رودهی تحریکپذیر به پزشک مراجعه میکنند که منجر به صدور 3/2 میلیون نسخه میگردد و این افراد 3 برابر افرادی که این سندرم را ندارند از محل کار خود غیبت میکنند (کامن، باکر و کو ، 2009).
با وجود شیوع بالای سندرم رودهی تحریکپذیر و درگیر کردن طیف وسیعی از افراد جوامع، هنوز سببشناسی آن تا حد زیادی نامعلوم است، به طوریکه تا چندین سال پیش بسیاری از پزشکان سندرم رودهی تحریکپذیر را به عنوان یک بیماری در نظر نمیگرفتند ولی در حال حاضر با در دست قرار گرفتن روش های دقیقتر جهت بررسی کولون و عملکرد روده، ناهنجاریهایی در حرکات و فعالیت روده در این افراد قابل مشاهده است (یل و همکاران، 2008). برای مثال، فعالیت حرکتی رکتوسیگمویید در این بیماران تا 3 ساعت پس از صرف غذا افزایش مییابد، همچنین باد کردن بالونهای رکتومی موجب فعالیت انقباضی شدید به واسطه اتساع روده میشود که میتواند طولانی مدت باشد (هاریسون، 2008).
امروزه با وجود مطالعات متعددی که در مورد سندرم رودهی تحریکپذیر صورت گرفته، همچنان سببشناسی آن در حد چند فرضیه باقی مانده و طبیعتاً هنوز درمانی اساسی و مبتنی بر علل زمینهای برای آن وجود ندارد، بنابراین ضرورت دارد که پژوهشگران با بررسی شیوه های مختلف در زمینه سببشناسی و جستجوی راه های درمان برای رفع مشکلات مبتلایان به این سندرم اقدام کنند. با توجه به وجود شواهد نسبتاً کم در زمینهی نحوهی اثر لمسدرمانی در حوزهی بیماریهای جسمانی و اهمیت یافتن روشی برای درمان مبتلایان به این سندرم، بهتر است که تأثیر این روش بر روی اضطراب و علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد تا در صورت تأیید شدن اثربخشی آن، علاوه بر اینکه به عنوان روشی مکمل یا جایگزین برای درمان این بیماران میتواند مورد استفاده قرار گیرد، بتوان در مورد اثربخشی این روش هم با شواهد و مدارک بیشتری قضاوت کرد.

مطلب مشابه :  پایان نامه :پیشرفت تحصیلی

1-4 اهداف پژوهش
الف) هدف کلی
شناخت تأثیر لمس درمانی بر اضطراب و شدت علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهتحریکپذیر.
ب) اهداف جزیی
شناخت تأثیر لمسدرمانی بر علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر.
شناخت تأثیر لمسدرمانی بر اضطراب بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر.

1- 5 فرضیه های پژوهش
لمسدرمانی موجب کاهش شدت علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر میشود.
لمسدرمانی اضطراب بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر را کاهش میدهد.

1- 6 تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش
الف- سندرم روده ی تحریک پذیر
سندرم رودهی تحریکپذیر(IBS) معمولترین اختلال عملکردی دستگاه گوارش است که با تغییر اجابت مزاج و درد یا ناراحتی شکمی، بدون وجود اختلالهای ساختاری قابل شناسایی مشخص می شود (هاریسون، 2008؛ آستیانو و همکاران، 2008). اختلالات عملکردی دستگاه گوارش (FGID) اختلالات مزمنی هستند که با علت نامشخص، ملاک های تشخیصی سوال برانگیز، دوره های طولانی مدت و غیر قابل پیش بینی بیماری، همراهی همیشگی با اختلالات روانشناختی و تأثیرات دارویی اندک مشخص می شوند (چانگ و همکارن، 2006؛ تیلبرگ و همکاران، 2008).
از علایم سندرم رودهی تحریکپذیر میتوان به درد و ناراحتی شکمی، سوزش سر دل، بالا آوردن اسید معده، احساس پیچش در بالای شکم، تهوع و استفراغ، قار و قور شکمی، نفخ شکم، آروغ زدن، نفخ معده (سیری زودرس)، یبوست (داشتن کمتر از 3 بار دفع مدفوع در هفته)، اسهال (داشتن بیش از 3 بار دفع مدفوع در روز)، مدفوع سفت، زور زدن در هنگام دفع مدفوع و احساس دفع ناکامل، مدفوع شل و به میزان کم، احساس نیاز فوری به اجابت مزاج و دفع موکوس اشاره کرد. در این پژوهش علایم گوارشی آزمودنیها با بهره گرفتن از مقیاس نمرهبندی علایم گوارشی (GSRS) که 15 علامت را در این بیماران اندازهگیری میکند، سنجیده شد. سوالهای این مقیاس در یک طیف چهار درجهای 0، 1، 2 و 3 قرار دارد که صفر بیانگر پایین ترین و 4 نشاندهندهی بالاترین شدت هر علامت میباشد (حضرتی، 1385).
در این پژوهش برای تشخیص سندرم رودهی تحریکپذیر از معیار تشخیصی Rome III و برای اندازهگیری شدت علایم گوارشی این بیماران از پرسشنامه نمرهبندی علایم گوارشی استفاده شد و نمرهی بهدست آمده در این پرسشنامه بیانگر شدت علایم بود.
ب- اضطراب
اضطراب احساسی مبهم و ناخوشایند از ناراحتی یا وحشت میباشد که همراه با پاسخ دستگاه عصبی خودمختار مشخص میشود، منبع آن اغلب برای فرد ناشناخته است و بر خلاف ترس که یک پاسخ شناختی به تهدید است، پاسخی هیجانی به تهدید میباشد (بلاک و هاکس ، 2005).
اسپیلبرگر، کورساج و لاشن (1970) اضطراب را به دو بخش اضطراب حالت و اضطراب صفت تقسیم کرده و هر یک را به صورت زیر تعریف کردهاند:
اضطراب حالت؛ عبارت است از احساس ناخوشایند ، زودگذر و آگاهانهای از تنش، بیم و نگرانی که با برانگیختگی دستگاه عصبی خودمختار و واکنشهای مربوط به آن از قبیل؛ تعریق، لرزش و افزایش ضربان قلب همراه است.
اضطراب صفت؛ انگیزه یا زمینهی رفتاری است که فرد را برای نشان دادن واکنش در مقابل موقعیتهای بسیاری که خطری ندارد و یا خطر متناسب با شدت واکنش نیست آماده میکند و فرد نسبت به آن موقعیتها مضطرب میشود (به نقل از ریو و بناسیو ، 2008).
در این پژوهش نمرات آزمودنیها در پرسشنامه اضطراب حالت- صفت اسپیلبرگر بیانگر میزان اضطراب آنها بود.
ج- لمس درمانی
لمسدرمانی یکی از درمانهای مکمل و جایگزین است که در یک فرایند مستقیم و بیواسطه درمانگر با بهره گرفتن از دستهایش به صورت آگاهانه اقدام به تبادل انرژی با فرد درمانجو کرده و به وی در ایجاد تعادل در میدان انرژی حیاتیاش کمک میکند(مازیلو و گرانوویس ، 2011).
مالنسکی (1993) لمسدرمانی را به عنوان کیفیت سازماندهی و طراحی در سلامت تعریف کرد که به وسیله آن درمانگر و بیمار به طور آگاهانه در تغییر جریان میدان انرژی فرد- محیط مشارکت میکنند (به نقل از کونز و کریگر، 2004).
در این پژوهش از روش لمسدرمانی کورمک (1990) استفاده شد و مراحل اجرای آن به ترتیب زیر انجام شد:

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی : میزان سازگاری-فروش پایان نامه کامل

تمرکز؛ در این مرحله درمانگر به ایجاد آرامش کامل در خود میپردازد و هشیارانه بر خود متمرکز میشود.
سنجش؛ درمانگر دستهای خود را در یک وضعیت متقارن از سر تا پای بیمار به فاصلهی 5 تا 10 سانتیمتر بالای بدن حرکت میدهد. در این مرحله درمانگر میدان انرژی فرد را بر هم نمیزند و فقط آن را ارزیابی میکند.

پاکسازی؛ هدف از این مرحله به جریان درآوردن انرژی مسدود شده و برقراری تعادل در آن است.
ارزیابی؛ در این مرحله درمانگر اعمال مرحلهی دوم را دوباره انجام میدهد تا از آزاد شدن جریان انرژی اطمینان حاصل کند و زمینه را برای پایان دادن به درمان آماده کند
( آدامز و رایت، 2001).

فصل دوم

ادبیات نظری و پیشینه پژوهش

2-1 مقدمه
طب روانتنی (روانی- فیزیولوژیک) از بیش از 75 سال پیش یکی از حوزه های اختصاصی پژوهش در رشته روانپزشکی بوده است. این طب مبتنی بر دو فرض اساسی است: 1- وحدت ذهن و بدن (که در اصطلاح طب ذهن- بدن بازتاب یافته است) و 2- در بررسی تمام بیماریها باید عوامل روانشناختی مورد توجه قرار گیرد. مفاهیم مشتق از طب روانتنی بر ظهور طب مکمل و جایگزین (CAM) و رشته طب کلنگر تأثیرگذار بودهاست. طب مکمل و جایگزین به میزان زیادی به بررسی عوامل روانشناختی مؤثر در حفظ سلامتی میپردازد و بر معاینه و درمان بیمار به عنوان یک کل واحد ( نه فقط اختلال یا بیماری وی) تأکید دارد. مفاهیم طب روانتنی همچنین بر رشته طب رفتاری تأثیرگذار بودهاست و طب رفتاری و زیستی را در زمینه پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری تلفیق میکند(سادوک وسادوک،2007).
در متن بازنگری شده ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) هیچ گونه طبقهبندی برای بیماریهای روانتنی لحاظ نشده و مفاهیم طب روانتنی در یک عنوان تشخیصی به نام عوامل روانشناختی مؤثر بر بیماریهای طبی آورده شدهاند. این طبقه حاوی اختلالات جسمانی ناشی از عوامل هیجانی یا روانشناختی است و ضمناً اختلالات روان

92

دیدگاهتان را بنویسید