پایان نامه ها

پایان نامه رایگان با موضوع سلسله مراتب، سلسله مراتبی، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه

شفاف طبقهبندی کردند تا بتوانند الگو و مکانیزم موانع را شناسایی کنند. اولین مدلهای محدودیتهای فراغت در فاصله بین سالهای 1985 تا 1991 ارائه شدهاند (جکسون، 1991). مدل محدودیتهای گردشگری برای اولین بار در سال 1987 توسط کروفورد و گودبی، و بعدها در سال 1991 توسط کروفورد و همکارانش توصیف شد (هادسون و گیلبرت، 1999).

جکسون و سیرل (1985) بر اساس مدل تصمیمگیری ویت118 (1961) مدل تصمیمگیری محدودیتهای فراغتی را ارائه دادهاند و دو دسته از محدودیتها را شناسایی کردهاند:
موانعی که منجر به عدم مشارکت میشوند؛
موانعی که مشارکت را محدود میکنند (جکسون و سیرل، 1985).

کروفورد و گودبی (1987) مدلی برای آزمودن رابطه میان محدودیتها و مشارکت در فراغت ارائه کردهاند. از نظر آنها محدودیتها تنها بر مشارکت در فعالیت اثر ندارد؛ بلکه، در تشکیل ترجیحات فراغتی هم مؤثرند. این مدل، محدودیتها را به سه دسته «میان فردی119»، «درون فردی120» و «ساختاری121» تقسیم میکند. محدودیتهای درون فردی بر شکلگیری ترجیحات فراغتی اثر میگذارند و منجر به عدم مشارکت میشوند. محدودیتهای میان فردی هم بر ترجیح و هم بر مشارکت مؤثرند. محدودیتهای ساختاری نیز میان ترجیح و مشارکت فاصله میاندازد (کورفورد و گودبی، 1987؛ نیانپوان و همکاران، 2008؛ کیم، 2009).

بلیزی (1987) در پژوهش خود اشاره کرده است که در یک برنامه سفر برای بزرگسالان و غیرمسافران، تفاوتهای جمعیتشناختی بسیاری وجود دارد. همچنین محدودیتهای این دو گروه بسیار از هم متفاوت است (بلیزی، 1987).

هندرسون و همکارانش (1988) رابطه محدودیتهای ادراکشده، تفرج خارج از خانه و جنسیت را مطالعه کردهاند و محدودیتهایی چون هزینه، علاقه، فرصت، نقشهای جنسیتی و تصمیمگیری را یافتهاند. این پژوهشگران در تکمیل مدل کروفورد و گودبی، محدودیتهای پیشین (که مشابه محدودیتهای درون فردی و محدودیتهای میان فردی کروفورد و گودبی هستند) را بر ترجیحات مؤثر دانستهاند و محدودیتهای مداخلهگر را مشابه محدودیتهای ساختاری در نظر گرفتهاند (هندرسون و همکاران، 1988؛ تائه، 2007). پژوهش آنان نشان داد که محدودیتهای پیشین میتوانند ادراکات و تجربیات فرد از محدودیتهای مداخلهگر را شکل دهند. نمودار 1-2 این مدل را نشان میدهد.

نمودار 1-2: مدل محدودیتهای فراغتی هندرسون و همکاران
منبع:
Henderson, K. A., Stalnaker, D., & Taylor, G. (1988). The relationship between barriers to recreation and gender-role personality traits for women. Journal of Leisure Research, Vol. 20, pp. 69–80.
بکمن و کرامپتون (1990) پیشنهاد میکنند که موانع مالی و بر عهده داشتن مسئولیتهای سنگین خانوادگی مانع مشارکت آنان است. (بکمن و کرامپتون، 1990).

جکسون (1991) با ادغام و تعدیل مدلهای کروفورد و گودبی، و هندرسون و همکاران، رابطه میان ترجیح و مشارکت را آزمود. از نظر وی، افرادی که در فعالیت فراغتی شرکت نمیکنند به دو گروه تقسیم میشوند:
گروه اول، کسانی هستند که علیرغم تمایل خود، مشارکت نمیکنند؛ و
گروه دوم، کسانی هستند که اگر چه با مانعی مواجه نیستند، اما تمایلی به مشارکت ندارند.
وی با بررسی افرادی که تمایلی به مشارکت ندارند، توضیح میدهد که محدودیتهای فراغتی چگونه بین ترجیح و مشارکت فاصله انداخته و منجر به عدم مشارکت میشوند. مدل او محدودیتهای درون فردی و میان فردی را تحت عنوان محدودیتهای پیشین نشان میدهد؛ محدودیتهای پیشین مانع ترجیح فرد میشوند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که اثر محدودیتهای پیشین بر مشارکت در فراغت به علت اثر آن بر شکلگیری ترجیحات است، نه بر خود مشارکت (جکسون، 1990). نمودار 2-2 مدل جکسون را در بر دارد.

نمودار 2-2: مدل جایگزین محدودیتهای مشارکت جکسون
منبع:
Jackson, E. L. (1990). Variations in the desiretobegina leisure activity: evidence of antecedent constraints?. Journal ofLeisure Research, No. 22 pp.150–64.

کروفورد، گودبی و جکسون122 (1991) با استفاده از مصاحبه، برنامه روزانه افراد را بررسی کرده و بر اساس نتایج آن، مدل سلسله مراتب موانع فراغت را ارائه دادهاند (نمودار 3-2). این پژوهشگران عنوان کردهاند که ماهیت محدودیت سلسله مراتبی است. بنابراین، آنها سه نوع از انواع محدودیتها را در یک سلسله مراتب ارائه دادهاند. آنها بر این باورند که محدودیتهای درون فردی، قابل مذاکره هستند و میتوان آنها را برطرف کرد. به دنبال آن، به ترتیب محدودیتهای میان فردی و ساختاری قرار میگیرند. افراد باید در هر سطح از محدودیتها که قرار میگیرند، به آنها غلبه کنند. ممکن است افراد از تجربه سطوح بالاتر محدودیتها ممانعت شوند؛ چون، در سلسله مراتب محدودیتها و در کنش و واکنش این جریان، محدودیتهای درون فردی اولین سطح محدودیتها هستند و این مسأله ممکن است باعث تغییر ترجیحات و اولویتهای سفر آنها بشود. اگرچه محدودیتهای ساختاری بیشترین عناوین پژوهشی را به خود اختصاص دادهاند، اما نمیتوان گفت که سایر محدودیتها اهمیت حداقلی در مبحث محدودیتها دارند. در پژوهشهای گردشگری، محدودیتهای سفر به طور ضمنی و کم شناسایی شدهاند. کمبود پول، زمان، حمایت خانواده یا علاقه آنها و وضعیت سلامتی نامناسب، محدودیتهای اولیه شناسایی شدهاند که تصمیم و عدم انجام مسافرت را تحت تأثیر خود قرار میدهند (بلیزی، 1987؛ کرامپتون، 1977).

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیدیوان عالی کشور، سند رسمی، استفاده از سند مجعول، مقررات قانونی

نمودار 3-2: مدل سلسله مراتب محدودیتهای فراغت
منبع:
Crawfor, D. W., Jackson, E. L., & Godbey, G. (1991). A hierarchical model of leisure constraints. Leisure Sciences, 13(4), 309-320.

بر اساس نظر کروفورد و همکارانش (1991)، «شرکت یا عدم شرکت در فراغت، از سلسله مرات
ب محدودیتها پیروی میکند. ابتدا در سطح درون فردی، ترجیحات فراعتی شکل میگیرد. اگر محدودیتهای درون فردی وجود نداشته باشد، یا به نحوی برطرف شود، فرد با محدودیتهای میان فردی مواجه میشود که این محدودیتها در سفرهای فردی کمتر وجود دارد. با برطرف شدن این محدودیتها، فرد با محدودیتهای ساختاری مواجه میشود. اگر محدودیتهای ساختاری وجود داشته باشند و رفع نشوند، عدم مشارکت فرد رخ میدهد». از محدودیتهای درون فردی به محدودیتهای مبداء، و از محدودیتهای ساختاری به محدودیتهای فاصلهای نیز یاد میشود (نیانپوان و همکاران، 2008).
این مدل سلسله مراتبی، افقی است و با سایر مدلهای سلسله مراتبی، مانند هرم نیازهای مازلو (1946) تفاوت دارد. بسیاری از پژوهشگران (الکساندریس و کارول، 1997؛ گیلبرت و هادسون، 2000؛ هاوکینز و همکاران، 1999؛ هادسون، 2000؛ پنینگتون و دبوراه123، 2002؛ ریمور و همکاران124، 1993؛ ساماندال و همکاران، 1997) نیز سلسله مراتبی بودن این مدل را مورد تأیید قرار دادهاند. با این حال، از آنجایی که سلسله مراتبی بودن محدودیتها در برخی از پژوهشها (هندرسون و بیالسکی، 1993؛ سامدال و همکاران، 1997) تأیید نشده است، شاید بهتر است بگوییم که این مسأله تنها در برخی جوامع و برای برخی فعالیتها صادق است (هادسون و گیلبرت، 2000؛ نیانپوان و همکاران، 2008؛ آیلینگ125، 2008). در هر صورت، پژوهشگران هنوز در این باره به اتفاق نظر نرسیدهاند.

روئل و فسنمایر126 (1992) نیز فاکتورهایی چون مسایل مالی، روانشناختی، رضایت و ریسک زمانی را به عنوان محدودیتهای معمول سفر و اوقات فراغت معرفی میکنند (روئل و فسنمایر، 1992).

اوم و کرامپتون127 (1992) در مورد محدودیتها و تسهیلات ادراک شده در تصمیمات برای تعطیلات بررسیهایی انجام دادهاند. آنها در پژوهشهای خود از تسهیلات به عنوان باورهایی از مقاصد یاد کردهاند که در جهت ارضای نیازهای انگیزشی گردشگران استفاده میشود. این در حالی است که تمامی جوانب و اوصافی که از تسهیلات یاد نشده باشد و در آن جایی نداشته باشد به عنوان محدودیتها از آن یاد میشود. در نهایت، نتایج پژوهش آنها نشان داد که تسهیلات در مجموعه عوامل برانگیزاننده ابتدایی، اثر بیشتری نسبت به مجموعه عوامل برانگیزاننده بعدی در انتخاب یک مقصد بالقوه دارد. اما رفته رفته و در مراحل بالاتر و بعدی، این محدودیتها هستند که تعیینکننده مقاصد هستند (اوم و کرامپتون، 1992).

مطلب مشابه :  مقاله رایگان دربارهبانکداری اینترنتی، پذیرش تکنولوژی، مدل پذیرش تکنولوژی

جکسون و همکاران (1993) در موافقت با رایت و گودیل (1991)، سطحی از انگیزه را به مدل سلسله مراتب محدودیتها افزودند تا بتوان شدت نسبی انگیزه فرد برای مشارکت را در کنار محدودیتهای مختلف در نظر گرفت. علیرغم اینکه بیشتر بودن محدودیتها، باعث مشارکت کمتر فرد میشود، بیشتر بودن انگیزه، مشارکت وی را افزایش میدهد. بنابراین محدودیتها و انگیزش رابطهای معکوس دارند. شایان ذکر است همان طور که در مدل نهایی آنها (نمودار 4-2) مشاهده میشود، برآیند محدودیتها و انگیزهها تعیینکننده «سطح مشارکت» است، نه مشارکت یا عدم مشارکت افراد (جکسون و همکاران، 1993).

نمودار 4-2: مشارکت در فراغت، برآیند محدودیتها و انگیزهها
منبع:
Jackson, Edgar L., Crawford, Duane, & Godbey, Geoffery. (1993). Negotiation of leisure constraints. Leisure science, Vol. 15, No. 1, pp. 163-179.
جکسون (1993) شش بعد از محدودیتهای موجود در محیطهای مختلف را شناسایی کرده است:
انزوای اجتماعی: ویژگیهای ناشی از تعامل با مردم
دلایل شخصی: نشاندهنده تواناییها یا انگیزههای افراد
دسترسی: کمبود یا دسترسی محدود به وسایل حمل و نقل، فاصله زیاد و کیفیت پایین راهها
هزینه: هزینه، تجربه، هزینه خرید یا اجاره تجهیزات و وسایل
زمان: تعهدات خانوادگی و شغلی، نداشتن زمان به علت تخصیص آن به سایر فعالیتها
امکانات: ازدحام و نگهداری از امکانات مقصد که رابطه علت و معلولی دارند.
در این پژوهش بعد انزوای اجتماعی معادل محدودیتهای میان فردی، بعد دلایل شخصی معادل محدودیتهای درون فردی و ابعاد دسترسی، هزینه، زمان و امکانات معادل محدودیتهای ساختاری است (جکسون، 1993).

هندرسون و همکاران (1996)، مدل سلسله مراتبی را وسیلهای کاربردی برای درک بهتر محدودیتهای مشارکت در فراغت دانستهاند (تائه، 2007).

تیان، کرامپتون و ویت128 (1996) اشاره میکنند که در یک ارزیابی انجام شده مشخص شد که محدودیتها مانع حضور گردشگران در موزه میشود (تیان، کرامپتون و ویت، 1996).

از نظر سونمز و گرائف (1998)، شش بعد مهم محدودیتها عبارتند از: قیمت، زمان، سختی دسترسی، شهرت، شکست محصول و عدم علاقه. در ادبیات معاصر گردشگری، واژههای دیگری نظیر موانع نیز یافت میشود (سونمز و گرائف، 1998).

دلارت و همکاران (1998) چارچوبی بر پایه محدودیت پیشنهاد دادهاند که مؤلفههای گوناگون در تصمیمات چندوجهی گردشگران برای سفر، زمانبندی و ترتیبدهی مؤلفهها را نشان میدهد. چارچوب پیشنهادی آنها همچنین این واقعیت که تصمیمات با توجه به مجموعهای از محدودیتها گرفته میشوند را نیز در بر میگیرد (دلارت و همکاران، 1998).

هینچ و جکسون (2000) با بهرهگیری از مدل محدودیتهای گردشگری و اوقات فراغت به آزمایش فصلی بودن گردشگری پرداختهاند. از نظر آنان راه مؤثر برای پژوهشهای مرتبط با موضوع فصلی بودن، در گرو فهم محدودیتها و تأثیر آن بر تصمیمات گردشگران است (هینچ و جکسون، 2000).

بعدها، هینچ و همکارانش (2001) از دادههای تجربی برای آزمون چارچوب نظری استفاده کردند. پژوهش آنان با مشارکت بازدیدکنندگان پا
رک ادمونتون129 کانادا انجام شد. این پژوهشها دیدگاههای جدیدی در مورد فصلی بودن و تفاوت روند گردشگری تابستانی و زمستانی کانادا به همراه داشت (هینچ و همکاران، 2001).

فلیزچر و پیزام130 (2002) در پژوهشی در مورد محدودیتهای مسافرت در بین بزرگسالان اسرائیلی به این نتیجه رسیدند که انگیزههای گردشگری به شدت تحت تأثیر دو عامل درآمد و بهداشت قرار دارد. اما طول مدت مسافرت با سن گردشگران تغییر میکند (فلیزچر و پیزام، 2002).

پنینگتون و دبوراه (2002) مدل محدودیتهای اوقات فراغت را بر روی مفهوم گردشگری بر مبنای طبیعت آزمایش کردند و وجود مدل سه بعدی محدودیتهای درون فردی، میان فردی و ساختاری را

دیدگاهتان را بنویسید