پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه درمان بیماران

گوارشی این بیماران مورد بررسی قرار گرفت که نتایج آن به تفصیل در جدول 2-2 آورده شده است. لازم به ذکر است که در این مطالعه بین علایم افسردگی و میگرن و علایم تنفسی و عضلانی- اسکلتی همراهی قابل توجهی وجود داشت و اضطراب با اختلال عملکرد جنسی در مردان همراه بود. همچنین، 97% بیماران حداقل دارای یک اختلال همراه شامل سوء هاضمه بدون زخم، درد سینه غیر قلبی، اختلال میل جنسی، مقاربت دردناک و درد مزمن لگنی بودند.
جدول 2- 2 اختلالات همراه سندرم رودهی تحریکپذیر در بیماران ایرانی
اختلال درصد اختلال درصد
ریفلاکس معده – مری
سوء هاضمه بدون زخم
سردرد مزمن
میگرن
درد سینه غیرقلبی
علایم تنفسی
علایم عضلانی- اسکلتی
فیبرومیالژیا
کمردرد
علایم ادراری 64%
71%
5/52%
8/22%
8/22%
6/42%
55%
5/11%
55%
50% اختلال لیپید
اختلال عملکرد جنسی
دیسمنوره
درد مزمن لگنی
مقاربت دردناک
رینیت آلرژیک
کهیر
افسردگی
اضطراب
حملات هراس 45%
50%
64%
22%
33%
16%
14%
8/50%
6/74%
2/26%
2-3-3 تشخیص
از آنجا که هیچ یافته تشخیصی بارز یا تست آزمایشگاهی که بتوان بر اساس آن سندرم رودهی تحریکپذیر را به طور قطعی تشخیص داد وجود ندارد، تشخیص آن بر نشانه های بالینی، رد سایر بیماریهای عضوی و میزان تجربه وتخصص پزشک استوار میباشد (داپونی ، 2009). به همین دلیل از مدتها قبل کوششهای زیادی به منظور تدوین یک معیار تشخیصی قابل اعتماد بر اساس علایم بالینی مطرح کننده این سندرم صورت گرفتهاست. اولین معیار در سال 1981 توسط مانینگ ارائه شد که شامل بهبود درد شکم به دنبال دفع مدفوع، دفع مکرر مدفوع به دنبال شروع درد، مدفوع شل در زمان شروع درد، اتساع شکمی قابل مشاهده، دفع مخاط و احساس دفع ناکامل است. معیار تشخیصی مانینگ و علایمی که برای تشخیص باید وجود داشته باشد به طور کامل در جدول 2-3 آورده شده است.

جدول 2-3 معیار تشخیصی مانینگ
رفع درد با اجابت مزاج
شلتر شدن مدفوع در آغاز شروع درد
افزایش میزان دفع مدفوع با شروع درد
اتساع شکمی قابل مشاهده
احساس عدم تخلیه کامل
خروج موکوس
هر چه تعداد موارد بالا بیشتر باشد احتمال وجود سندرم رودهی تحریکپذیر بیشتر است.
سپس در سال 1992 با توجه به حساسیت پایین این معیار در تشخیص بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر از سایر بیماران، گروهی از محققین معیار جدیدی به نا رم (Rome) رامطرح کردند که در سال 1999 پس از بازبینی مجدد تحت عنوان Rome II ارائه شد ( جدول 2-4 ).
جدول 2-4 معیار تشخیصی Rome II
درد و ناراحتی شکمی به مدت 12 هفته در 12 ماه گذشته ( نیازی نیست پشت سر هم باشد) همراه با 2 تا از علایم زیر :
درد با اجابت مزاج بهبود یابد.
شروع درد همراه با تغییر در دفعات مزاج باشد.
شروع درد به همراه تغییر در فرم و شکل مدفوع باشد.
علایمی که به تأیید تشخیص کمک میکنند :
اجابت مزاج کمتر از سه بار در هفته
اجابت مزاج بیشتر از سه بار در روز
مدفوع سفت
مدفوع آبکی
زور زدن هنگام اجابت مزاج
احساس فوریت در تخلیه مدفوع
احساس حرکات ناکافی روده
دفع موکوس
تورم و نفخ شکم
در سال 2006 معیار تشخیصی Rome برای دومین بار مورد بازنگری قرار گرفت و در حال حاضر با عنوان Rome III برای تشخیص سندرم رودهی تحریکپذیر مورد استفادهی متخصصین گوارش قرار میگیرد(جدول 2-5 ) (هاریسون، 2008). به طور کلی مطالعاتی که به منظور مقایسه معیارهای Rome II و Rome III صورت گرفته، بیانگر این موضوع است که به دلیل حساسیت بیشتر و اختصاصی بودن معیار Rome III، در صورت استفاده از این معیار شیوع تخمینی بیماران دارای درصد کمتری است (منصوری و همکاران، 2009).
جدول 2-5 معار تشخیصی Rome III
درد و ناراحتی راجعه شکمی به مدت حداقل 3 روز در ماه در سه ماه گذشته که با دو تا یا بیشتر از موارد زیر همراه باشد:
پس از اجابت مزاج تسکین یابد.
شروع آن همراه با تغییر در دفعات دفع باشد.
شروع آن همراه با تغییر در قوام مدفوع باشد.
نکته:
معیارها در سه ماه گذشته وجود داشته و شروع علایم حداقل 6 ماه قبل از تشخیص باشد.
ناراحتی به معنی احساس ناخوشایندی است که در تحقیقات پاتوفیزیولوژی و کارآزماییهای بالینی به عنوان درد شرح داده نشده، درد/ ناراحتی با تکرر حداقل دو روز در هفته حین ارزیابی بیماریابی جهت انتخاب بیمار ضروری است.
با وجود کارایی نسبتاً بالای معیار تشخیصی Rome در تشخیص سندرم رودهی تحریکپذیر، باز هم مشکلاتی از قبیل عدم تطابق بین اصطلاحات استفاده شده در این معیار با آنچه بیماران برای توصیف علایم به کار میبرند و مشکل جایگزینی اصطلاح مناسب در ترجمه به زبانهای دیگر تا حدودی وجود دارد (لانستریس ، 2010). این نکته نیز قابل ذکر است که با توجه به اینکه علایم بالینی سندرم رودهی تحریکپذیر بر حسب جنس متفاوت است، به نظر میرسد که معیار تشخیصی مانینگ در مردان کاربردیتر باشد ( ابراهیمیدریانی، 1385).

مطلب مشابه :  منابع مقاله درمورد جهت گیری مذهبی

2-3-4 رویکردهای درمانی سندرم رودهی تحریکپذیر
در حال حاضر درمانی که قادر به اثرگذاری و بهبود همزمان کلیه علایم سندرم رودهی تحریکپذیر باشد وجود ندارد (آگاه و همکاران، 1388) و معمولاً رویکرد درمانی مورد استفاده وابسته به شدت اختلال است، به گونهای که روش درمان با توجه به اینکه بیمار در کدام یک از زیرگروههای خفیف، متوسط و یا شدید قرار بگیرد، متفاوت خواهد بود. بیماران با شدت خفیف علایم، بیشتر در سطوح مراقبتهای اولیه درمان تحت مراقبت قرار میگیرند و دارای مشکلات روانی اجتماعی اندک یا فاقد چنین مشکلاتی هستند و اغلب به دنبال درمان بیماری خود نمیباشند. درمان این زیرگروه شامل آموزش، اطمینان بخشی و تغییر در سبک زندگی و رژیم غذایی است. گروه اندکی از بیمارن مبتلا به این سندرم دارای علایم متوسط هستند که معمولاً علایم آنها متناوب بوده و با تغییر فیزیولوژی دستگاه گوارش، مثل بدتر شدن علایم به دنبال خوردن یا فشارروانی و برطرف شدن آنها پس از اجابت مزاج همراه میباشد. درمان این بیمارن شامل داروهای مؤثر بر روده از قبیل ضد اسپاسمها، ضداسهالها، مکملهای فیبردار و تنظیم کنندههای سروتونین لوله گوارش میباشند. تعدادی از بیماران مبتلا به این سندرم داری علایم شدید و مقاوم به درمان هستند که معمولاً در مراکز تخصصی درمان دیده میشوند و اغلب دارای درد مداوم و مشکلات روانی اجتماعی هستند. این دسته از بیماران با داروهای ضد افسردگی و سایر درمانهای روانشناختی بهتر درمان میشوند(هاریسون، 2008). علاوه بر رویکردهای درمانی ذکر شده، فهم مکانیزمهای تأثیرگذار و تعدیلکنندههای آنها از جمله انتقال دهندههای عصبی و گیرنده های مربوطه، منجر به ایجاد چندین رویکرد درمانی و تجویز داروهای مختلف از جمله عوامل فعالکنندهی انتقال دهندهی عصبی سروتونین ، داروهای ضدافسردگی، آنتیکولینرژیکهای انتخابی جدید، آگونیستهای آدرنرژیک A، عاملهای شبهافیونی ، آنتاگونیستهای کولهسیستوکینین، آنتاگونیستهای عامل آزادکنندهی کورتیکوتروپین(هورمون هیپوفیز قدامی)، فعالکنندههای کانال کلرید ، ملاتونین ، بنزودیازپینهای آتیپیک ، آنتیبیوتیکها و تعدیلکنندههای دستگاه ایمنی شده است ( کامیلری و آندرسن، 2009 ). دارودرمانی در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر در بیشتر موارد بر اساس علامت غالب صورت میگیرد، در جدول 2-6 داروهای احتمالی مورد تجویز برای درمان بیماران مبتلا به این سندرم با توجه به نوع علامت غالب آورده شده است(هاریسون، 2008).
جدول 2-6 داروهای احتمالی جهت علامت غالب در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر
علامت دارو دوز تجویزی
اسهال لوپرامید
رزین کلسترامین
آلدسترون mg 4-2 در صورت نیاز/ حداکثر 12 گرم در روز.
gr 4 با غذا
mg 1- 5/. (در IBS شدید، زنان)
یبوست پوسته پسیلیوم
متیل سلولز
کلسیم پلیکربوفیل
شربت لاکتولوز
سوربیتول 70%
پلیاتیلن گلیکول 3350
(Amitiza) لوبیپروستون
هیدروکسید منیزیم gr 4-3 bid با غذا، سپس تنظیم شود.
gr2 bid با غذا، سپس تنظیم شود.
gr1 qd- qid
gr 20- 10 bid
ml 15 bid
Gr 17 در ml 250 آب- qd
mg 24 bid
ml 60- 30 qd
درد شکم شلکننده عضله صاف
ضدافسردگیهای سهحلقهای
مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین qid تا qd قبل از غذا
با mg 50- 25 قبل از خواب آغاز و تنظیم شود.
با دوز کم شروع و در صورت نیاز اضافه شود.
با توجه به این موضوع که هیچ یک از داروها و رویکردهای درمانی مورد بحث در بالا قادر به کاهش کلیه علایم این سندرم نیستند، تعداد زیادی از این بیماران از روش های درمانی مکمل و جایگزین استفاده میکنند (تیلبرگ و همکاران، 2008). در ادامهی این بخش انواع روش های درمانی که برای درمان بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر مورد استفادهی متخصصین گوارش و سایر درمانگران قرار میگیرد بیان میشود:
2-3-4-1 ضد اسپاسمها
داروهای ضد اسپاسم شایعترین داروهای مصرفی در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر، بویژه بیماران با علامت بارز درد میباشند. از بین داروهای ضد اسپاسم آنتیکولینرژیکها بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند. مهار انتخابی این داروها بر عضلات صاف دستگاه گوارش است و فعالیت حرکتی تحریک شده کولون را نیز کاهش میدهند. همچنین در بیماران با دردشکمی متعاقب غذا خوردن و نفخ و فوریت در دفع مفید است و ممکن است موجب تسکین موقتی علایمی مانند کرامپهای دردناک روده شوند (ابراهیمیدریانی، 1384). اگرچه کارآزماییهای بالینی شاهددار نتایج متفاوتی داشتهاند، ولی شواهد موجود معمولاً مفید بودن داروهای آنتیکولینرژیک را در زمینهی کاهش درد تأیید میکنند. یک فراتحلیل که بر روی 26 کارآزمایی بالینی دوسوکور در مورد داروهای ضد اسپاسم در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیرانجام شد، احساس بهبودی کامل 62 درصد و کاهش درد شکمی64 درصد گزارش شد، این در حالی بودکه در گروه کنترل (دارونما) به ترتیب 35 و 45 درصد بود. بیشترین اثربخشی دارو زمانی است که قبل از شروع درد قابل پیشبینی تجویز گردد. مطالعات فیزیولوژیک نشان دادهاند که داروهای آنتیکولینرژیک رفلاکسگاستروکولونیک را مهار میکنند، از این رو با دادن داروهای ضد اسپاسم 30 دقیقه قبل از شروع پیشبینی شده درد، سطح دارو در خون به مقدار مؤثر میرسد (هاریسون، 2008). عوارض جانبی این داروها شامل خشکی دهان، احتباس و تأخیر ادرار ، تاریدید و خوابآلودگی میباشد. داروهای آنتیکولینرژیک باید در افراد مسن با احتیاط مصرف شوند. از موارد منع مصرف این داروها وجود احتباس ادراری و گلوکوم زاویه بسته است. بعضی از پزشکان مصرف آنتیکولینرژیکهای صناعی مانند دیسیکلومین را ترجیح میدهند زیرا تأثیر کمتری بر ترشحات غشای مخاطی دارند و بنابراین عوارض جانبی ناخواسته کمتری ایجاد میکند( کامیلری و آندرسن، 2009 ).
2-3-4-2 داروهای ضداسهال
داروهای حاوی مخدر درمان انتخابی اولیه در سندرم رودهی تحریکپذیر با اسهال غالب هستند. بررسیهای فیزیولوژیک بیانگر افزایش انقباضات قطعه قطعه کننده کولون، تأخیر در عبور مدفوع، افزایش فشار مقعد و کاهش درک رکتوم در هنگام استفاده از این داروها هستند. چنانچه اسهال شدید باشد، بویژه در نوعی از سندرم رودهی تحریکپذیر با اسهال غالب بدون درد، دوزهایکم لوپراماید میتواند تجویز شود. این داروها کمتر از پاراکوریک، کدئین یا تنتور تریاک اعتیادآور هستند (هاریسون، 2008). عوارض جانبی لوپرامید شامل خوابآلودگی، احساس خستگی، سرگیجه، خشکیدهان، یبوست و به ندرت اتساع و کرامپهای شکمی میباشد. مصرف این داروها به صورت موقتی و کوتاهمدت توصیه میشود و بویژه اگر قبل از بروز رخدادهای استرسزای قابل پیشبینی که به عنوان عامل اسهال شناخته شدهاند، مصرف شوند بسیار مفید خواهند بود. داروی ضداسهال دیگری که ممکن است در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر استفاده شود رزین کلسترامین است که به اسیدصفراوی متصل میشود (ابراهیمیدریانی، 1384).
2-3-4-3 داروهای ضدافسردگی
از این دسته، داروهای مختلفی شامل ضدافسردگیهای سهحلقهای و مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین برای درمان بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر مورد استفاده قرار گرفتهاست که در ادامه هر کدام به صورت مجزا مورد بررسی قرار میگیرد.

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی : کودکان و نوجوانان

الف- داروهایضد افسردگی سه حلقهای
ضدافسردگیهای سه حلقهای ممکن است در بعضی از مبتلایان به سندرم رودهی تحریکپذیر مؤثر باشند. در یک مطالعهی دو ماهه در مورد دزیپرامین، درد شکمی در 86% بیماران بهبود یافت ولی این میزان در مورد دارونما 59% بود. اما این نکته قابل ذکر است که بهبودی عمدتاً در بیماران با غلبه اسهال دیده شد و در مبتلایان به یبوست هیچگونه بهبودیای ملاحظه نگردید (هاریسون، 2008).
آمیتریبتیلین و نورتریپتیلین در درمان سندرم رودهی تحریکپذیر متوسط تا شدید با علامت بارز درد یا موارد مقاوم به درمان توصیه میشود. خصوصیات ضد درد این داروها مستقل از اثرات بهبود دهنده خلق میباشد و از طریق تغییر در فیزیولوژی دستگاه گوارش (حساسیت احشایی، حرکت و ترشح روده) یا کاهش درک سیستمهای مرکزی درد صورت میگیرد. این داروها همچنین از طریق اثرات آنتیکولینرژیک زمان انتقال را در روده باریک افزایش میدهند و می توانند در درمان سندرم رودهی تحریکپذیر با اسهال غالب مفید باشند. با توجه به عارضه جانبی (ایجاد یبوست) داروهای ضدافسردگی سهحلقهای تجویز آنها در بیماران دارای یبوست باید با احتیاط صورت گیرد ( دلواکس ، 2004).
ب- مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین
پاروکستین موجب تسریع انتقال از دهان تا سکوم میشود که احتمال مفید بودن این دسته دارویی را در بیماران با یبوست غالب بالا میبرد. داروی دیگری به نام سیتالوپرام درک اتساع رکتوم و دامنه پاسخ گاستروکولونیک را در داوطلبان سالم کاهش میدهد. یک مطالعه با گروه کنترل دارونما در مورد سیتالوپرام نشان داد که این دارو موجب کاهش درد در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر میشود. مطالعهی دیگری در مورد میانسرین بیانگر این مسأله بود که این دارو در مقایسه با دارو نما به میزان بیشتری موجب کاهش درد، فشار روانی و ناتوانی کارکردی میشود (هاریسون، 2008).
از داروهای دیگر مربوط به این دسته که در درمان بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر مورد استفاده قرار گرفته است میتوان به فلوکستین ، پاروکسین و سرترالین اشاره کرد. با توجه به عوارض جانبی کمتر این داروها نسبت به داروهای ضدافسردگی سهحلقهای در بیماران مسنتر انتخاب مناسبی به شمار میروند. همچنین این داروها در درمان علایم اضطراب، هراس و رفتارهای وسواسی همراه با این سندرم و نیز در بیماران با علامت بارز یبوست ترجیح داده میشوند. فلوکستین به علت نیم عمر طولانی در بیماران با پذیرش کمتر و

92

دیدگاهتان را بنویسید