پایان نامه ها

پایان نامه ارشد رایگان درباره بازار سهام، بازار سرمایه، بازدهی سهام، قیمت مسکن

حال نیز اعتماد بین طرفین بسیار تأثیر گذار است.
پسانداز و سرمایهگذاری
در مناطقی که سرماية اجتماعي بالاست، اعتماد به جهت امنیتی که ایجاد میکند باعث میشود مردم(حتی خانوادههای محافظهکار) بخش زیادی از ثروت مالی خود را سرمایهگذاری میکنند و بخش کمی را به صورت نقد نگه میدارند.
اعتماد همچنین از طریق کاهش ریسک میتواند بر نرخ پسانداز جامعه اثر گذاشته و سبب افزایش میزان پسانداز در جامعه شود. افزایش اعتماد نسبت به افراد جامعه و نهادها سبب میشود که ریسک مورد انتظار افراد جامعه کمتر میشود و نرخ تنزیل زمانی مورد انتظار مردم پایینتر آید و همچنین افزایش اعتماد متقابل به افراد باعث افزایش پسانداز میگردد. اعتماد میتواند باعث کاهش رفتارهای فرصت طلبانه گردد و به طور مؤثر نواقص موجود در قراردادها را رفع میکند و بدین ترتیب سرمایهگذاریها را حمایت کند(رحمانی و امیری، 1386). همچنین این اثرگذاری میتواند با تسهیل تبادل اطلاعات بازار و اطلاعات نیمه محرمانه و توافقات دوطرفه، فرصتهای تجاری مناسبی به وجود آورد و با جذابیت نشان دادن سرمایهگذاری، افراد را به سمت تجارت در بازار سرمایه بکشاند.
تعاملات و مشارکت در بازار
مفهوم سرماية اجتماعي به پيوندها، ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه يا گروه اجتماعي اشاره دارد که به عنوان تسهيلگر با خلق هنجارهاي مشترك و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف و پيشبرد امور ميگردد. افراد با عضویت در گروههای مختلف، تماس، ارتباط و تعامل با افراد جامعه، باعث تقویت سرماية اجتماعي در دسترس و همچنین افزایش اعتماد بین افراد میشوند. افرادی که در بازار سهام سرمایهگذاری میکنند، روی دیگر افراد جامعه که با آنها در تعامل هستند و یا بین آنها اعتماد عمیق وجود دارد اثر میگذارند. در واقع، هر فرد بازاری برایش جذابتر است که سایر افراد در تعامل با وی بیشتر در آن مشارکت دارند. همچنین، زمانی که مشارکت بازار سهام در بین افراد بالا باشد، هزینة ثابت وی پایینتر و بسیار ناچیز است. از سویی دیگر، اگر افراد به دلیل فقدان اطلاعات درباره فرصتهای بازار اقدام به سرمایهگذاری در بازار نکنند یا سایر هزینههای اصطکاکی مانع از فعالیت و مشارکت آنها شود، در این حالت نیز تبادل اطلاعات از طریق تعاملات اجتماعی میتواند افراد را به سمت بازار پر سود سهام بکشاند.
هریسون هنگ14 و همکاران(2004) معتقداند که در شرایط خاص از بازار سهام، حداقل دو کانال گستره وجود دارد که از طریق آن تعاملات اجتماعی ممکن است مشارکت را تحت تاثیر قرار دهد. نخست، حرف کلامی یا یادگیری مشاهدهای(بانرجی(1992)، بیکاندانی، هرشلیفر و ولچ(1992) و الیسون و فوندنبرگ(1995، 1993))15. برای مثال سرمایهگذاران بالقوه ممکن است درباره بازدهی بالای بازار که درگذشته اعطا شده، یا راجع به چگونگی اجرای معاملات از دیگران یاد بگیرند. دوم در بکر16(1992)، یک مشارکت در بازار سهام امکان لذت بردن از طریق صحبت کردن راجع به فراز و نشیبهای بازار با افرادی که آنها نیز در بازار شرکت کردند را فراهم میکند؛ به هر اندازه که وی ممکن است در گفتوگوهای مشابه راجع به رستورانها، کتابها، فیلمها یا تیمهای ورزشی محلی که سهمی از علاقه وی وجود دارد لذت ببرد.
سایر عوامل مؤثر بر مشارکت در بازار سهام
متغیرهای دیگری نظیر نرخ بازدهی سهام، تورم و… علاوه بر سرمایة اجتماعی بر سرمایهگذاری در بازار سهام تأثیرگذار هستند؛ اما بدلیل اینکه در سراسر استانها بازدهی اوراق بهادار یکسان است، بنابراین نمیتوان بازدهی سهام را به عنوان متغیر لحاظ نمود. در زیل برخی عوامل مؤثر در میزان سرمایهگذاری در سهام را عنوان میکنیم.
تورم
مطالعات متعددي به بررسی آثار تورم بر تقاضاي سرمایهگذاري در کشورهاي مختلف پرداختهاند. اگر چه این مطالعات از مدلها و روشهاي متفاوتی بهره جستهاند، اما تقریباً به نتیجه مشابهی دست یافتهاند. طبق این نتایج به دست آمده، تورم از جمله موانع و عوامل بازدارندة رشد سرمایهگذاري چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی میباشد(هادیان و وهام؛ 1389).
تورم، افزايش مداوم در سطح عمومي قيمتها يا كاهش مستمر در قدرت خريد پول يك كشور مي باشد كه هزينههاي جدي بر جامعه تحميل خواهد كرد. اين پديده موجب عدم اطمينان و در نتيجه سلب انگيزه و تأخير در تصميمگيري براي سرمايهگذاري مي شود, تخصيص منابع را دچار اخلال ميكند، و بر سوددهي سرمايهگذاري تأثير منفي دارد.
نرخ تورم بالا منجر به منفی شدن نرخ بهره حقیقی میشود و تمایل افراد به سرمایهگذاری را کاهش میدهد و منابع لازم برای سرمایهگذاری را با محدودیت مواجه میکند و رشد را تحت تأثیر قرار میدهد.
تورم، ارزش سرمایهگذاریهای بلندمدت و یا سرمایهگذاریهایی که با چند دوره تأخیر به بازدهی میرسند را کاهش میدهد و باعث ضرر و زیان میشود و باعث افزایش ریسک فعالیتهای اقتصادی میشود. همچنین تورم و تغییرات زیاد آن در دراز مدت، موجب عدم اطمینان و کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری میشود. با این حال برخی از اقتصاددانان بر این اعتقاد هستند که با افزایش سطح عمومی قیمتها، ارزش فعلی افزایش خواهد یافت. بنابراین سرمایهگذاری روند سعودی خواهد داشت(همان). تورم ملایم و نه چندان زیاد، موقتأ سوددهی و سهم صاحبان سهام را افزایش میدهد و شرایط مناسبی را برای پسانداز و به تبع آن سرمایهگذاری فراهم میکند. همچنین از نظر توزیع درآمد به نفع صاحبان سود و از کانال ایجاد پسانداز، شرایط مساع
دی برای سرمایهگذاری فراهم میکند. بنابراین میتوان انتظار داشت تورم در کوتاهمدت احتمالاً تأثیر مثبتی بر مشارکت در بازار سهام و سود سهام خواهد داشت.
تولید ناخالص داخلی
یکی دیگر از متغیرهای کلان مؤثر بر حجم معاملات بازار اوراق بهادار، تولید و رشد اقتصادی است.
با افزایش تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی، میزان درآمد افراد جامعه و نیز سرمایهگذاران و سهامداران افزایش مییابد. افزایش درآمد افراد موجب افزایش پساندازهای مردم و افزایش تقاضا برای سرمایهگذاری در بازار سرمایه میشود. این افزایش تقاضا، قیمتهای سهام را افزایش میدهد و با افزایش قیمتهای سهام بازدهی سهام بیشتر میشود و سرمایهگذاری در سهام را جذابتر میکند. با توجه به اینکه عایدی اوراق سهام از دو طریق صورت میگیرد: یکی از محل توزیع سالانة سود سهام و دیگری از محل تغییر قیمت سهام. بنابراین با افزایش تولید و افزایش درآمد، تقاضا برای کالا و خدمات تولیدی شرکتهای بورسی( شرکتهایی که سهام آنها در بورس پذیرفته و خرید و فروش میشود) افزایش مییابد و این میتواند بر قیمت محصولات و میزان تولید شرکتها تأثیر مثبت بگذارد و در نهایت موجب افزایش سودآوری و جریان وجوه نقدی آتی شرکتها شود و ازین طریق میتواند عایدی سهام را افزایش دهد. از آنجا که قیمت سهام و همچنین بازدهی سهام در سراسر استانها در کشور یکسان است، پس میتواند گفت که افزایش در تولید، درآمد افراد و به طبع آن افزایش پسانداز آنها عاملی جهت تفاوت در حجم معاملات بازار اوراق بهادار در استانهای ایران است.
سپردههای بانکی
بازار پول همانند بازار سرمایه به عنوان واسطة مالی در هدایت پساندازهای مردم به سمت پروژههای سرمایهگذاری عمل میکند. در واقع مردم پسانداز و منابع مالی مازاد مصرف خود را در بازاری که برایشان جذابیت بیشتری دارد سرمایهگذاری میکنند. از سویی دیگر، بنگاهها و سایر مؤسسات سرمایهگذاری بر حسب شرایط، گاهی از طریق بازار پول تأمین مالی میشوند و گاه ترجیح میدهند که با توجه به شرایط بازار پول و بازار سرمایه، از طریق بازار سرمایه تأمین مالی شوند. بنابراین میتوان گفت این بازارها به عنوان مکمل و جانشین هم عمل میکنند.
بانکها سپردههای خود را از طریق دادن تسهیلات و وام در اختیار متقاضیان قرار میدهند و کسب درآمد میکنند، اما یکی دیگر از عملیاتهای بانکهای تجاری خرید و فروش اوراق بهادار و واسطهگری در خرید و فروش این اوراق در بازارهای مالی و کسب درآمد ازین طریق است(نظرپور، کیاءالحسینی و حقیقی؛ 1392).
تغییرات در میزان وامدهی بانکها و بدهی بخش غیردولتی و مؤسسات سرمایهگذاری به بانکها کاملاً همسو با میزان تغییرات سپردههاست و گویای همبستگی بسیار قوی میان این دو است. نتایج حاصل از تحلیلهای بدست آمده از کار انواری سمنانی و لاری سمنانی (1386) در سطح اطمینان 95 درصد نشاندهندة ارتباط مثبت و معناداری در ارتباط با میزان جاذبیت سپردههای بانکی و میزان جاذبیت سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.
گاهی بانکها با مازاد منابع روبرو میشوند که در این صورت نگهداری پول نقد برای بانک هزینه فرصت بالایی دارد. در این موارد، بانکهای ربوی بخش مازاد از منابع خود را اوراق بهاداری همچون اوراق قرضه و سهام ممتاز و سهام عادی سرمایهگذاری میکنند(صادقی و فراهانیان؛ 1387). از آنجا که ماهیت این موارد به جز سهام عادی، قرض همراه با بهره است؛ قابل استفاده در کشورهای با بانکداری اسلامی از جمله کشور ما نیست. ازین رو، بانکها میتوانند با تخصیص منابع مازاد خود به خرید اوراق بهادار اسلامی اوراق مشارکت و مضاربه، اوراق رهنی و اجاره و همچنین سهام شرکتها، همة منابع مازاد و راکد خود را به منابع سودآور تبدیل کنند. همچنین بانکها میتوانند از طریق صندوقهای سرمایهگذاری و بهطور غیر مستقیم وجوه مازاد را در بازار سرمایه سرمایهگذاری کنند. در شکل زیر ارتباط بانکها با بازار سرمایه نشان داده شده است:

مطلب مشابه :  منابع تحقیق درموردرگرسیون، معنادار بودن، حافظه کاری، محافظه کاری

مأخذ: نظرپور، کیاءالحسینی و حقیقی؛ 1392
نمودار ‏22 ارتباط بانکها با بازار سرمایه در چارچوب بانکداری اسلامی
متوسط قیمت مسکن
قیمت مسکن به عنوان نمودی از بازار مسکن عمل میکند. به لحاظ رقابتی که بین بازار سهام و بازار مسکن وجود دارد، افزایش قیمت زمین و مسکن باعث افزایش هزینههای فرصت سرمایهگذاری در بازار سهام میگردد. با افزایش قیمت و بازدهی بازار مسکن، منابع سرمایهگذاران از بازارهای سهام و دیگر فرصتهای سرمایهگذاری به سمت بازار مسکن سرایز میشود. در واقع، نرخ بازده مورد انتظار (نرخ تنزیل) سرمایهگذاران در بازار سهام افزایش مییابد و از کانال نرخ تنزیل تقاضا برای خرید سهام کاهش مییابد(ترابی و هومن؛ 1390). ازین رو انتظار میرود که با افزایش قیمت مسکن، حجم معاملات در بازار اوراق سهام کاهش یابد.
پیشینه مطالعه
مطالعات خارجی
پاتنام(1993، به نقل از کاظمیپور) در اثر خود به نام به کار انداختن دمكراسي به بررسي تأثير سرماية اجتماعي در ايتاليا بر روي نه فقط مسير سياسي بلكه توسعه اقتصادي اين كشور پرداخت. بنا به گفته وي، منطقه شمالي ايتاليا که به طور تاریخی از سطح بالاتری از سرماية اجتماعي (اعتماد و نیز مشارکت در نهادهای مدنی) برخوردار بوده، نوعاً داراي حكومتهاي دمكراتيكتر و نیز اقتصاد محلی شکوفاتری هم بوده است. در مقابل، بخشهاي جنوبي اين كشور، بهخصوص منطقه سيسيل كه سطح پايينتري از سرماية اجتماعي داشته و به عنوان كانون
فعاليتهاي باندها و محافل مافيا شناخته شده، به طور سنتي شاهد توسعه اقتصادي پايينتر و نيز سيطره نظامهاي سياسي تماميتخواه بوده است.
گایسو و همکاران (2001) به بررسی نقش سرماية اجتماعي در توسعه مالی در ایتالیا پرداختند. نتایج بررسیها نشان میدهد در مناطق دارای سطح بالای سرماية اجتماعي، خوانوادهها بیشتر به سرمایهگذاری در سپردهها و بازار سهام روی میآورند و کمتر وجوه خود را به صورت نقد نگه میدارند. همچنین دسترسی به اعتبارات سازمانی راحتتر صورت گرفته و افراد کمتر به سمت قرضههای غیر رسمی رفته اند. همچنین بیان میکنند که در مناطقی که اجرای قانون ضعیف تر بوده، اثر سرماية اجتماعي قویتر بوده است. در این بررسی برای ارزیابی تأثیر سرمایة اجتماعی بر سرمایهگذاری در سهام، اثر سه نوع سرماية اجتماعي اندازهگیری شده است: نوع اول سرماية اجتماعي که با مشارکت در انتخابات و همهپرسیها (مربوط به محل تولد هر فرد) مشخص و اندازهگیری میشود؛ سرمایة اجتماعی دوم که عبارت است از تعداد کیسههای خون اهدائی افراد ساکن در محل اقامت هر فرد، و

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان درموردمعیارهای ارزیابی، معیارهای ارزیابی.، علوم اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید