پایان نامه ها

منبع پایان نامه درباره حریم خصوصی، حکومت اسلامی، رسول اکرم (ص)، نیازهای اجتماعی

وسیله ی آنان انجام می شده و دریک کلمه نماینده مردم نزد حکومت و نماینده حکومت در میان مردم بوده اند.
گفتارپنجم: حریم خصوصی
از دیگر تعاریف مهم در پژوهش پیرامون «تجسّس» بررسی مفهوم حریم خصوصی از حیث لغوی و اصطلاحی می باشد.
1- مفهوم لغوی حریم
حریم در اصل، واژه ای عربی و از ریشه ی «حَرَمَ» (حاء و راء و میم) است که به معنای منع و تشدید است. (ابوالحسین، 1404، ذیل ماده ی حرم)
در اقرب الموارد آمده است: «حریم از ریشه «حَرَمَ» و به معنای منع کردن و بازداشتن می باشد و حَرَمَ را از آن جهت «حَرَمَ» گویند که هتک آن ممنوع و تحریم شده و حریم به معنای چیزی است که انسان از آن دفاع می کند و به دیگران اجازه وقوف برآن و مطلع از آن را نمی دهد.» (شرتوتی، 1403، 154)
حریم در عربی به دو صورت استعمال شده است.
الف: به صورت مفرد، در این صورت به معنای شریک (فیروز آبادی، 1412، ذیل ماده حرم) دوست و همچنین به معنای چیزی است که مس آن حرام باشد و نباید به آن نزدیک شد، چون عرب جاهلی به هنگام طواف کعبه، لباس خود را درآورده و برهنه طواف می کردند و بدین سبب که در آن لباسها گناه کرده بودند تا پایان طواف به آنها نزدیک نمی شدند. (فراهیدی، 1414؛ ازهری، 1422؛ جوهری،1407؛ ابن منظور، 1416؛ فیروز آبادی، 1412، ذیل ماده حرم)
ب: به صورت مرکب، در این صورت، کلمه حریم، گاه به مال، اضافه می شود و گاه به انسان، در صورتی که کلمه ی «حریم» به مال، اضافه شود به معنای «اطراف و پیرامون » است، همانند: حریم چاه که به معنای زمین اطراف آن است. (ابن منظور، 1416، فیروز آبادی، 1412، ذیل ماده حرم)
در صورتی که واژه حریم به انسان اضافه شود، به معنای چیزی است که باید از آن دفاع کرد و به خاطر آن جنگید. (ابن منظور، 1416، ذیل ماده حرم) حریم به این معنا، جان، آبرو، اهل و عیال و اموال انسان را شامل می شود. لازم به ذکر است که اطلاق حریم بر محیط پیرامون برخی اموال و همچنین بر جان، مال و عرض و آبروی انسان، بدین مناسبت است که منطقه، نسبت به غیر صاحبش، منطقه ی ممنوعه است و هر گونه دخل و تصرف در آن نیازمند اذن از صاحب آن است.
پس از بررسی مفهوم لغوی حریم، در قسمت بعد بطور خلاصه به مفهوم لغوی آن می پردازیم.
2- مفهوم اصطلاحی حریم خصوصی
هر چند اصطلاح حریم خصوصی در مباحث حقوقی، سیاسی، اجتماعی، فراوان بکار رفته وتعریف نیز شده است، اما با همه تأکیداتی که بر آن می شود، هنوز اندیشمندان، تعریف روشنی از این اصطلاح ارائه نداده‌اند و حقوق دانان نیز تا به حال نتوانسته‌اند بر تعریف واحدی توافق نمایند. در فقه امامیه نیز تعریف خاصی از حریم خصوصی ارائه نشده است و ارائه تعریف برای آن، چیزی غیر از شرح اسم نخواهد بود.
به طور کلی برای تعریف حریم خصوصی افراد و شناسایی مصادیق مورد حمایت حریم خصوصی، به نظر می رسد، سه معیار زیر را باید توجه داشت:
1ـ معیار نوعی (انصاری، 1384، 38) به این معنا که برخی جنبه های زندگی افراد نوعاً یا عرفاً حریم خصوصی قلمداد می شود. اینکه چرا دیگران نباید بدونه رضایت وی به آن حیطه خاص وارد شده یا دسترسی پیدا کنند، بی نیاز می سازد. بنابراین تعدی به حیطه های نوعاً شخصی و خصوصی زندگی افراد، نقص حریم خصوصی محسوب می شود.
2ـ معیار شخصی: به معنای تعیین محدوده حریم خصوصی و مصادیق آن توسط شخص می باشد. با در نظر گرفتن این معیار، حریم شخص می تواند در افراد مختلف، متفاوت باشد، بدین معنا که اشخاص ممکن است بعضی جنبه های زندگی خود را که نوعاً یا عرفاً در دایره حریم خصوصی قرار نمی گیرد، در حیطه امور شخصی و مشمول حریم خصوصی خود اعلام کنند، این معیار هم با تعریف لغوی و عرفی حریم سازگار نبوده و قابل دفاع فقهی نیز است. (علی اکبری بابوکانی، 1391، 33)
3ـ معیار تلفیقی [نوعی و شخصی]: این معیار تلفیقی از دو معیار فوق است بدین معنا که حریم خصوصی افراد محدوده ای است که نوعاً یا شخصاً به عنوان حریم اختیار گردد. این معیار، معیار پذیرفته شده در تعریف حریم افراد و تعیین مصادیق حریم خصوصی می باشد، چنانکه گاهی هنگام تقنین از هر یک از معیارها یا تلفیقی از هر دو معیار استفاده می گردد. برای مثال در فضای مجازی نظیر اینترنت اطلاعات اشخاص هنگام ورود به سایت ها بر اساس نظر خود آن ها تنظیم و ثبت می گردد. (علی اکبری بابوکانی،1391، 133)
از آنچه بیان شد نتیجه می گیریم که: حریم از ماده ی «حَرَمَ» مشتق شده است و به معنای محدودیت و حرمت حیطه ای است که بر فرد نیز حفظ آن حیطه و محدوده بسیار مهم است و این حیطه مختص به فرد بوده و برای دیگران ورود به آن حرام و ممنوع می باشد.
با توجه به معیار هایی که بیان شد می توان چنین تعریفی را از حریم خصوصی ارائه داد، البته باید متذکر شد که تعریف حاضر چیزی جز شرح اسم نخواهد بود.
حریم خصوصی، محدوده ای از امور متعلق به فرد است که شرعاً، نوعاً، عرفاً یا با خواست و اراده ی عقلایی و یا اعلام فرد انتظار می رود تا دیگران از دستیابی به اطلاعات مربوط به آن قاصر بوده و نسبت به آن تعرض ننمایند.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوعشبیه‌سازی، ساده سازی، مدل‌سازی

بخش دوم: تاریخچه ی تجسّسس
انسان بر حسب طبع اوّلیه اش روح تجسّس و پرس و جو دارد و دائم دنبال کسب اخبار جدید و اطلاع از اخبار دیگران است و مایل است از محیط خصوصی زندگی و خلوت دیگران نیز آگاه شود و صرفاً مانع این حس درونی و غریزه که از ذخایر فطری و با سرشت انسان آمیخته است چیزی جز اعتقاد و ایمان به احکام شرعی و تبعیت از احکام عقل سلیم نمی باشد.
از سوی دیگر از زمانی که انسان وجود
داشته و به اقتضای طبع مدنی خویش، زندگی اجتماعی را تشکیل داده، همراه با او جنگ و دفاع از خود در مقابل حملات دشمن نیز وجود داشته است و در این راستا وسائل مختلفی را برای دفع اقدامات دشمن استفاده نموده است و در راستای پیش برد اهداف خود با جلوگیری از اقدامات دشمن گاهی از تجسّس در امور آنها استفاده می کرده اند، چنانکه مثلاً در تاریخ آمده است که مصری های قدیم چند قرن قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) دارای اداره اطلاعات و مخابرات و جاسوسی بوده اند. (مظفر، بی تا، ج 2، 259)
یا مثلاً در حالات اسکندر مقدونی ارباب تواریخ آورده اند که اوّلین کسی بود که جاسوس و عیونی برای اطلاع از مسائل دشمن می گمارد. (آخوند خراسانی،1321، 123)
از آیات قرآن این معنا به دست می آید که از دیر باز جاسوس به مفهوم اصطلاحی آن یعنی خبر گیری و خبر رسانی نهان از اوضاع شخص یا جامعه به نفع دشمنان، گاه علیه حق و مسلمانان و گاه به نفع حق و مسلمانان در جریان بوده است. خداوند در آیه 20 سوره قصص از جاسوس مؤمن آل فرعون به نفع موسی (ع) خبر می دهد و می فرماید: « مؤمن آل فرعون با حضور در میان فرعونیان و در پیش گرفتن تقیه و مخفی کردن اسلام خود از نقشه های آنان نسبت به حضرت موسی (ع) آگاه شده و از طراحی قتل وی در بین فرعونیان حضرت موسی (ع) خبر می دهد»
همچنین هدهد از جانب سلیمان (ع) برای جاسوسی از مواضع ملکه سبا و درباریان، مأ موریت می یابد و سپس مأ مور می شود تا اطلا عات دقیقی از مواضع واکنش آنان نسبت به نامه ی سلیمان (ع) به دست آورده و به گوش ایشان برساند. (سوره ی نمل (27)، آیه ی 28)
بر اساس شأن نزول ها و روایات تفسیری به نظر می رسد که خداوند در آیه ی 10 سوره ی تحریم، سخن از جاسوس همسران نوح (ع) و لوط (ع) علیه آنان به میان آورده است، زیرا همسران ایشان برای دشمنان کافر و تبهکار گزارش اطلاعاتی را فراهم کرده و رازها و اسرار آن حضرات را به گوش دشمنان می رساندند. (طبرسی، 1406، ج 10-9، 479)
در آغاز اسلام، عملکرد پیامبر و امامان معصوم جهت حفظ نظام و پیروزی بر دشمنان، گماشتن افرادی برای کسب اطلاعات بود که به سوی دشمن روانه می شدند تا از نقشه ها و توطئه ها ی سپاه دشمن اخباری کسب کنند.
«پیامبر اکرم (ص) وارد جنگ نمی شدند مگر پس از معرفت کامل از وضعیت دشمن و بدین منظور چند تن از معتمدان خود را همراه فرماندهان می فرستادند تا مراقب آنان باشند ودر بازگشت اخبار را برای پیامبر(ص) باز گو کنند» (قمی، 1403، 148)
«در فتح مکه نیز زمانی که حاطب بن ابی بلتعه از تصمیم پیامبر (ص) آگاه شد، مخفیانه نامه ای برای اهالی مکه نوشت تا آنان را اطلاع سازد و آن را به زنی داد و پیامبر حضرت علی (ع) را همراه با زبیربن عوام فرستاد تا از بیراهه حرکت کنند و نامه را از او بگیرند» (ر ک، مفید، 1413، 57-56)
خلاصه اینکه روحیه ی تجسّس و جست و جوگری در سرشت و فطرت انسان آمیخته است و هر انسانی براساس طبع اوّلیه اش از این غریزه برخوردار است. در طول تاریخ هم به واسطه جائرین در زمان های مختلف و هم بواسطه انبیائ الهی تجسّس انجام شده است. در دین مبین اسلام نیز در برخی موارد این عمل در زمان رسول اکرم (ص) و در زمان ائمه (ع) مشروعیت داشته، اما در اسلام در بسیاری موارد هم تجسّس محکوم حکم حرمت است و فاعل آن دچار عذاب در آخرت می شود.
پس از بیان تعاریف واژه گان پژوهش و تاریخچه تجسّس، در فصل بعد به بررسی حرمت تجسّس و ادله آن در فقه خواهیم پرداخت و در مقام پاسخ به این سؤال هستیم که تجسّس در چه مواردی حرام است؟

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد دربارهدرمان راه حل محور، سلامت روان

فصل دوم: حرمت تجسّس و ادله ی آن در فقه

تجسّس از این نظر که در بر دارنده مصالح باشد یا نه به چند گونه تقسیم می شود.
1ـ به صرف آگاهی از احوال اشخاص و بدونه انگیزه عقلایی انجام شود.
2ـ با نیتی فاسد چون هتک، پراکندگی فحشا و آزردن مؤمنان و براندازی و یا تضعیف حکومت اسلامی انجام گیرد.
3ـ با قصد و انگیزه ی سالم صورت پذیرد. که خود به دو گونه منشعب می گردد.
الف: غرض و هدفی لازم و ضروری در میان باشد: مانند حفظ حکومت اسلامی در قبال رخنه کافران و منافقان، برطرف کردن زمینه های گمراهی از جوامع اسلامی، آگاهی از چگونگی کارکرد کار گزاران، آگاهی از وضعیت نیروها و تجهیزات دشمن.
ب: هدفی راجح و با ارزش ولی غیر لازم در میان باشد: مانند یافتن افراد صلاحیت دار، آگاهی از دانش های روز، کشف نیازهای اجتماعی. (مکارم شیرازی، 1374، ج 1، 398)
به عبارتی دیگر می توان تجسّس را به تجسّس های حرام (نامشروع) و تجسّس های غیر حرام (مشروع ) تقسیم کرد. گونه اول و دوم همان تجسّس های نامشروع یعنی حرام است. که در این بخش به بررسی آن می پردازیم و گونه سوم همان تجسّس های مشروع یعنی غیر حرام است. که حدود و مرز آن باید مشخص گردد و با استفاده از ادله فقهی یعنی قرآن و سنت و حدیث های ائمه حکم آن بدست می آید. که در فصل بعدی تحت عنوان موارد استثنائی تجسّس به آن خواهیم پرداخت. حال در این بخش ما حرمت تجسّس و ادله آن را در فقه که شامل ادله ی عقلی، ادله ی قرآنی و روائی است را مورد بررسی قرار می دهیم. انواع تجسّس حرام را می توان به دو بخش تقسیم نمود. بخش نخست ممنوعیت و حرمت تجسّس از حریم خصوصی افراد و بخش دوم حرمت تجسّس بر ضد نظام و بیضه ی اسلامی.
بخش اول: ممنوعیت و حرمت تجسّس در حریم خصوصی افراد
یکی از محرمات مسلم در اسلام، تجسّس و تفتیش از اسرار مردم است. ی
عنی کسی حق ندارد در امور داخلی و اسرار فردی از مسلمانان تفتیش کند. (احمدی میانجی، 1381، 122)
انسان و لوازم حیات روانی و اجتماعی او از جمله حفظ حریم او دارای حرمتی است که تعرض به آن مستلزم عقاب دنیوی و اخروی است. حریم افراد منطقه ای ممنوعه است که جستجو و تفتیش از آن جائز نمی باشد. مگر در موارد بسیار خاص که یا مصالح نظام و بیضه ی اسلام و یا ادله خاص اقتضاء کند. (علی اکبری بابوکانی، 1391، 40)
مسأله وجوب نگهداری آبرو و اسرار مسلمانان از جمله مسائل حیاتی است که باید همگان توجه عمیق نسبت به آن داشته باشند. چرا که وجوب آن به ادله بدیهی وجدانی، عقلی و شرعی مستند می باشد و از جمله وظیفه های بسیار سنگین که در دین اسلام به آن اهتمام ورزیده، نگهداری «حرمتها و آبرو های مسلمین» و پرهیز از جستجو و تفتیش عقاید مردم و اسرار آنان است.
بنابراین

دیدگاهتان را بنویسید