پایان نامه های روانشناسی

منبع مقاله درمورد مهارتهای زندگی-پایان نامه آماده

بحث از اسرار درون، رشد، بلوغ و نوجوانی را تولد ثانوی می‌نامد” (قاسمی،1381: 34).

لطف آبادی (1387) ” نوجوانی را مرحله انتقالی از کودکی به بزرگسالی می‌داند، این دوره تغییرات عدیده ای از نظر جسمی، عاطفی، شناختی و اجتماعی در فرد بروز می‌کند” گستره سنی دوره نوجوانی، به سال‌هایی اطلاق می‌شود که کودکی را به بزرگسالی پیوند می‌دهد شروع نوجوانی با تغییرات بدنی همزمان می‌شود و در نتیجه ردیابی ظاهری آن آسان تر است، در حالی که پایان آن بر حسب شکل گیری ساخت‌های عقلی و تغییرات عاطفی و اجتماعی نوسانی تر در نظر گرفته شده است به همین دلیل کسانی که بر ضابطه‌های ظاهری تکیه کرده اند، شروع نوجوانی را زیست شناختی و پایان آن را فرهنگی دانسته اند (منصور،1378). از این رو برای پرهیز از ابهام سنین 13 تا 18 سال را سنین نوجوانی می‌نامند لازم به یادآوری است که برخی حد نهایی آن را تا 22 سالگی ذکر کرده اند (احدی و محسنی،1376).
در دوره نوجوانی است که فرد به بلوغ جسمی‌می‌رسد و تغییرات جسمی‌او را غافلگیر می‌کند و موجب ایجاد اضطراب و استرس در فرد می‌شود، در این دوره آموزش مهارت‌های زندگی که شامل مقابله با استرس و اضطراب، می‌تواند به فرد کمک کند که این بحران را پشت سر بگذارد. یکی از ویژگی‌های بارز دوره نوجوانی رسیدن به مرحله تفکر صوری است که آگاهی از زندگی، پیش بینی آینده، تصمیم گیری، جستجوی راه حل برای مسائل از مشخصه‌ های این دوره است. آموزش مهارت‌های زندگی در این دوران شامل آموزش تصمیم گیری است که این توانایی به نوجوان کمک می‌کند تا به نحو موثری در مورد مسائل زندگی خود تصمیم بگیرد. آموزش مهارت‌های زندگی در این دوران باعث احساس کفایت، توانایی موثر بودن، غلبه بر افزایش عزت نفس، توانایی برنامه ریزی و…. در دانش آموزان می‌شود. یکی از ویژگی‌های بارز این دوره گرایش به گروه‌های دوستی و همسالان است که این گروه ها جای خانواده را می‌گیرند و از طریق شرکت در این گروه ها و ایفای نقش در نهایت نوجوان به هویت اجتماعی دست می‌یابد، ارتباط انسانی و روابط بین فردی (دوست یابی، مشارکت و همکاری، برقرای ارتباط متقابل) از جمله آموزش‌های مهارت زندگی در این دوره به شمار می‌رود.
در جدول 2-1 ویژگی‌های بارز رشدی نوجوانان که تقریبا مقارن با دوره متوسطه است به همراه دلالت‌های آنها بر آموزش و یادگیری مهارت‌های زندگی ارائه گردیده و لازم است که در برنامه‌های آموزش نوجوانان این دلالت‌ها مورد توجه قرار بگیرد:

جدول 2- 1 ویژگی‌های دوره نوجوانی و آموزش مهارت‌های زندگی
ویژگی‌های بارز رشد نوجوانی دلالت برآموزش مهارت‌های زندگی
نوجوان به تفکر صوری می‌رسد آگاهی از زندگی – پیش بینی آینده، تصمیم گیری، جستجوی راه حل مسائل، توجه به ممکنات و آزمون فرضیه‌ها از مشخصه‌ های تفکر صوری است. آموزش مهارت‌های زندگی:
تصمیم گیری
حل مسائل اجتماعی
انتقاد از افراد صاحب قدرت، تمایل به بحث و مجادله، توجه به خود، خودمحوری، در بعضی مواقع دوگانگی در تفکر و عمل از ویژگی‌های این دوره است که در نتیجه تفکر انتزاعی ایجاد می‌گردد. آموزش مهارت‌های زندگی:
تفکر انتقادی
تصمیم گیری
مهارت ارتباطی
فاصله عاطفی نوجوانان با والدین بیشتر گردیده و به تدریج او به طرف استقلال حرکت می‌کند. آموزش مهارت ارتباط انسانی و روابط بین فردی
گرایش به گروه های دوستی و همسالان بیشتر شده و معمولا این گروه ها جای خانواده را می‌گیرند از طریق شرکت در این گروه ها و ایفای نقش در نهایت نوجوان به هویت اجتماعی دست می‌یابد. آموزش مهارت‌های زندگی:
ارتباط انسانی(حفظ استقلال در بین دوستان، احترام به نظرات دیگران، ابراز وجود و..)
روابط بین فردی (دوستیابی، برقراری روابط صمیمی)
مشارکت و همکاری
نوجوانان از طریق شرکت در گروه ها، مفاهیم مربوط به عضویت در گروه و ایفای نقش در آن را که برای رشد او حائز اهمیت است کسب می‌کنند.
آموزش مهارت مشارکت و همکاری
از اختلالات روانی و رفتاری رایج در این دوران می‌توان به اعتیاد، بزهکاری، افسردگی و… اشاره نمود. آموزش مهارت‌های زندگی:

ارتباط انسانی- روابط بین فردی
بهداشت و سلامت روانی

2-11 سوابق پژوهشی مربوط به آموزش مهارتهای زندگی
در این زمینه اکثر پژوهش‌ها مربوط به بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر روی رفتار فراگیران می‌باشد. در ادامه سوابق تحقیق در داخل و خارج از کشور بررسی می‌شود.
2-11- 1 تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
اشنایدر و زیمان (1989) در پژوهشی تحت عنوان ” نیاز به ارزیابی برنامه‌های آموزشی مهارت‌های زندگی در دانش آموزان آلمانی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که دانش آموزان دارای سطح آگاهی متوسطی از مهارت‌های زندگی هستند.
بیلی (1992) و همکاران در تحقیق خود به مطالعه ” ارتباط بین مهارتهای زندگی و توانایی حل مساله در کودکان دبستانی” پرداختند. آنها در این تحقیق طولی خود به این نتیجه رسیدند که، دانش آموزانی که در دوره ابتدایی از مهارت‌های زندگی بهتری برخوردار بودند، در سنین بعد از ابتدایی بهتر می‌توانند از عهده فعالیت‌هایی چون برنامه ریزی‌های مربوط به حل مساله برآیند و از روش‌های موفق تری برای حل مساله استفاده کنند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اورکین و وندی (1996) در پژوهش خود تحت عنوان “بهبود مهارت‌های زندگی دانش آموزان از طریق مداخله و تربیت کلاسی ” گزارش کردند که، دانش آموزان مورد مطالعه در قبل از اجرای برنامه از نظر مولفه‌هایی مانند همکاری، پشتکار، حل مساله و صمیمیت ضعف داشته اند. جامعه آماری دانش آموزان دوره ابتدایی از طبقه متوسط بوده اند، آنها پس از تدوین و اجرای چند برنامه مهارت زندگی نتیجه گرفتند که این برنامه‌ها بر رفتار دانش آموزان تاثیر مثبت داشته است.
ویچروسکی و همکاران (2000) در پژوهشی تحت عنوان” ارتقاء عزت نفس و حمایت‌های اجتماعی در یک برنامه جامع مهارت‌های زندگی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که مهارت‌های زندگی که با هر دو حوزه اعتماد به نفس و حمایت‌های اجتماعی در ارتباط می‌باشد نشان دهنده اهمیت ادغام این دو حوزه در طراحی برنامه و روش است و آموزش مهارت‌های زندگی موجب افزایش عزت نفس و انعطاف پذیری در مقابل تغییرات شده و نگرش‌های مثبت در جهت احساس خود کفایتی را ارتقاء می‌بخشد.
ویکاری و همکاران (2004) در پژوهشی تحت عنوان ” اثرات آموزش مهارت‌های زندگی برای زنان جوان و دختران دبیرستانی روستایی با خطر ریسک بالا و پایین” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که آموزش مهارت‌های زندگی باعث کاهش استفاده از مواد مخدر شده و حتی بعد از 2 سال از اجرای برنامه نیز نتایج پایدار بوده است.
آلبرتین و همکاران (2004) در پژوهشی تحت عنوان” الگوهای قدرتمند کردن افراد از طریق برنامه مهارت‌های زندگی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که آموزش مهارت‌های زندگی موجب افزایش نقش فعال در زندگی، مسئولیت پذیری در محیط شغلی، برنامه ریزی برای آینده و توانایی تفکر انتقادی می‌شود.
ویلبرن و اسمیت (2005) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت‌های ارتباطی از مهارت‌های زندگی به نوجوانان باعث افزایش اعتماد به نفس، احساس رضایتمندی از زندگی و بهبود حل مساله بین آنها شده است.
بوتوین و همکاران (2006) در پژوهش خود تحت عنوان “بررسی اثربخشی برنامه پیشگیرانه آموزش مهارت‌های زندگی بر خشونت و بزهکاری دانش آموزان” نشان دادند که آموزش این مهارت‌ها خشونت و بزهکاری دانش آموزان را به طور معناداری کاهش داده است.
شجمن (2006) در پژوهش خود تحت عنوان ” ارتباط مهارت‌های زندگی و جو کلاس درس” مورد بررسی قرار داد و نتایج حاکی از آن بود که با آموزش مهارت‌های زندگی روابط در کلاس درس بهبود یافته و اعتماد به نفس دانش آموزان بیشتر شده و رفتار دانش آموزان نیز بهبود یافته است.
تاتل (2006) در پژوهش خود تحت عنوان ” آموزش مهارت‌های زندگی برای نوجوانان در معرض خطر” مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از آن بود که آموزش مهارت‌های زندگی برای نوجوانان مفید و از نظر فرهنگی برای نوجوانان محلی، فقیر، درون شهری به جا و مطلوب می‌باشد.
گوداس و همکاران (2006) در پژوهشی تحت عنوان ” اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی در زمینه تربیت بدنی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که آموزش مهارت‌های زندگی تغییرات معنی داری در مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش هیجانی و دانش اجتماعی افراد ایجاد شده بود و همچنین مهارت آنها در تعیین هدف و توانایی تفکر مثبت افزایش یافته بود.
بلادورث (2007) در تحقیق خود به ” برگزاری دوره‌های آموزشی مهارت‌های زندگی” پرداخت که شامل آموزش‌هایی همچون همکاری، مسئولیت پذیری، همدلی، خویشتن داری، احترام به دیگران، قدرت تصمیم گیری، حل تعارض‌ها، برقراری ارتباط و افزایش عزت نفس بودند. نتایج به دست آمده نشان داد که این دوره آموزشی به بهبود کارکرد آموزشی و کاهش مشکلات اجتماعی و هیجانی دانش آموزان انجامیده است.
باهلر (2008) در پژوهشی تحت عنوان ” نقش ارتقاء مهارت‌های زندگی در جلوگیری از مصرف مواد مخدر ” مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از آن بود که افزایش دانش مهارت‌های زندگی برابر است با افزایش نگرش متفاوت دانش آموزان در مورد استفاده از الکل و به طور کلی یافته‌ها نشان می‌دهد که، پیشگیری مطلوب می‌تواند نتیجۀ تاثیر اطلاعات در مورد مهارت‌های زندگی باشد و برنامه‌های مهارت‌های زندگی از مصرف مواد مخدر جلوگیری می‌کند.
براون (2010) در پژوهشی با عنوان ” پیش بینی کیفیت زندگی دانش آموزان براساس مهارتهای زندگی” مورد بررسی قرار داد. یافته‌های این مطالعه نشان دهنده ی آن است که نه تنها دانش آموزان توانایی مقابله با مسائل و مشکلات روزمره را دارند بلکه باعث مقاوم سازی شخصیتی آنها و گسترش دید آنها برای مواجه شدن با مشکلات می‌گردد. همچنین باعث افزایش رابطه و بهبود روابط شان با مردم اجتماع می‌شود که به رضایتمندی شخص از خود منتهی می‌گردد.
سریکالا و کیشور (2010) در پژوهشی تحت عنوان ” توانمند سازی نوجوانان با آموزش مهارت‌های زندگی در مدارس با برنامه بهداشت روان” م ورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که افزایش قابل توجهی در اعتماد به نفس و درک مناسب از مقابله به دست آوردند. سازگاری بیشتری در خانه و با همسالان داشتند و به طور کلی تغییرات مثبت در دانش آموزان در برنامه رفتار کلاسی و تعاملشان ایجاد شده بود.
سیلویا وال و همکاران (2011)، در پژوهشی تحت عنوان “برنامه جهانی مدرسه مرتبط با پیشگیری از افسردگی و بالا بردن مهارت‌های زندگی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که با آموزش مهارت‌های زندگی به طور معمول اثرات مثبتی روی شرکت کنندگان شبکه‌های اجتماعی و علائم افسردگی و رفتار پرخاشگری نشان داده است.
2-11- 2 تحقیقات انجام شده در داخل کشور
کیامنش(1379)، در تحقیق خود تحت عنون “سنجش صلاحیت‌های دانش آموزان پایه پنجم دبستان (ارزشیابی درون داد و برون داد) ” نشان داده است که عملکرد مهارتهای دانش آموزان مورد مطالعه در حوزه مهارتهای زندگی از حداقل مورد انتظار کمتر است و تنها 8/12% دانش آموزان عملکرد بالاتری داشته اند.
آقاجانی(1381)، در تحقیق خود با عنوان ” بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روان و منبع کنترل دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان” نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی سلامت روان آزمودنی‌ها را بهبود می‌بخشد، اما تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر منبع کنترل آزمودنی‌ها معنادار نبوده است، بین سلامت روان و شیوه‌های مقابله ای و همچنین بین منبع کنترل و شیوه‌های مقابله ای ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد، اما بین سلامت روان و منبع کنترل ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد. بین سطح تحصیلات مادر، اشتغال مادر و عملکرد تحصیلی دانش آموزان با سلامت روان و شیوه‌های مقابله ای آنها ارتباط معناداری وجود دارد.
مرادی (1381) طی تحقیقی در زمینه “سودمندی آموزش مهارتهای زندگی (ارتباط بین فردی، حل مساله، کنترل خشم، ابراز وجود) به دانش آموزان دختر دبیرستان، در بهبود وضعیت بهداشت روانی ایشان” به این نتیجه دست یافت که پس از آموزش، دانش آموزان شرکت کننده در این برنامه توانستند کاهش معناداری را در علائم بیماری، افسردگی، اضطراب، شکایت جسمانی و کارکرد اجتماعی از خود نشان دهند.
ادیب (1382) در تحقیق خود با عنوان “طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت‌های زندگی برای دوره راهنمایی تحصیلی” مورد بررسی قرار داد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی مهارت‌های زندگی ضروری برای دانش آموزان راهنمایی تحصیلی و طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت‌های زندگی برای دوره مذکور بوده است. نتایج نشان داد که الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت‌های زندگی برای دوره راهنمایی تحصیلی از نظر ساختار و سازمان دهی محتوا به صورت تلفیقی، از نظر هدف، مبتنی بر نیازهای روزمره دانش آموز، از نظر محتوا روش کاری، از نظر راهبردهای تدریس مبتنی بر مدل‌های تعامل اجتماعی و رشد ویژگی‌های شخصی و از نظر ارزشیابی مبتنی بر روش های کمی‌و کیفی بررسی عملکرد دانش آموزان است.
صفر زاده (1383-1382) در تحقیق خود تحت عنوان ” بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی در برقراری ارتباط اجتماعی کارآمد در دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان” نشان داده است که برنامه آموزش مهارت‌های زندگی در برقراری ارتباط اجتماعی کارآمد، تاثیر مثبت داشته و به طور معناداری آن را افزایش داده است. در این تحقیق مولفه‌های ارتباط اجتماعی کارآمد عبارت بودند از: مهارت در تصمیم گیری، احترام به حقوق دیگران، قدرشناسی، توانایی بیان محبت، توانایی بیان قاطع خواسته‌ها، نتایج پژوهش حاضر در مورد هر یک از مولفه‌های ارتباط جمعی به شرح ذیل می‌باشد: آموزش مهارت‌های زندگی در افزایش توانایی تصمیم گیری، افزایش بیان قاطع خواسته‌ها و کاهش پرخاشگری آزمودنی‌ها تاثیر مثبت داشته اما تاثیر این آموزش در قدردانی از زحمات دیگران ، احترام به دیگران و توانایی بیان محبت در حد معنادار نبوده است.
حقیقی و همکاران (1385)، در پژوهشی ” اثربخشی آموزش کوتاه مدت مهارت‌های زندگی را بر دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان یکی از مناطق شهر تهران” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از آن نشان داد که میزان تکانش بر روی دانش آموزان گروه آزمایشی در مقایسه با دانش آموزان دیگر در گروه گواه به طور معناداری کاهش یافته است.
فروغ مند(1385)، در تحقیق خود با عنوان “بررسی مهارت‌های زندگی بر سازگاری

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *