No category

منابع پایان نامه درمورد قانون مجازات، سلامت روان، خانواده ها

با حضور نماينده دادستان فروخته و حاصل فروش را‌تا تعيين تكليف نهايي در حساب سپرده نگهداري مي‌كند مگر آن كه مرجع صلاحيتدار ادامه نگهداري عين كالا را تا تعيين تكليف نهايي لازم بداند. از‌كالايي كه قابل نمونه‌برداري باشد بايد قبل از فروش با حضور صاحب آن يا نماينده دادستان نمونه برداشته شود.
‌ماده 53 – در مواردي كه صاحب كالاي قاچاق شناخته نشود كالا با رعايت مقررات ماده قبل فروخته مي‌شود و حاصل فروش در حساب سپرده خواهد‌ماند و اگر صاحب كالا تا دو سال از تاريخ كشف كالا به دادگاه يا به اداره مأمور وصول درآمد دولت براي مطالبه وجه حاصل از فروش مراجعه نكند‌حاصل فروش به نفع دولت ضبط خواهد شد.
‌ماده 54 – منظور از اداره مأمور وصول درآمد دولت در اين قانون هر اداره يا سازمان يا مؤسسه يا شركت دولتي يا وابسته به دولت است كه به موجب‌قوانين و مقررات موظف به وصول درآمد دولت مي‌باشد.
‌ماده 55 – نسبت به جرائم قاچاقي كه قبل از اجراي اين قانون كشف و تعقيب شده طبق مقررات قبلي رفتار مي‌گردد ولي مرتكب به صدي سي جريمه‌اضافي موضوع ماده 8 قانون مجازات مرتكبين قاچاق محكوم نخواهد شد.
‌ماده 56 – آيين‌نامه طرز اجراي اين قانون و ترتيب بازرسي و جلوگيري از قاچاق توسط وزارتين امور اقتصادي و دارايي و دادگستري تصويب و به مورد‌اجرا گذاشته مي‌شود.‌قانون فوق مشتمل بر يك ماده پس از تصويب مجلس سنا در جلسه روز شنبه 1353.12.24، در جلسه فوق‌العاده روز پنجشنبه بيست و نهم اسفند ماه‌يك هزار و سيصد و پنجاه و سه شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.‌رييس مجلس شوراي ملي – عبدالله رياضي
7- قانون مجازات مرتكبين قاچاق ‌مصوب 22 اسفند ماه 1306 شمسي
‌ماده واحده – مرتكبين قاچاق نسبت به مالي كه موضوع عايدات دولت است و همچنين اشخاصي که اشياء ممنوع‌الورود را به داخله مملكت وارد‌مي‌نمايند به حبس تأديبي از هشت روز تا دو سال محكوم خواهند شد به علاوه به رد عين يا مثل يا قيمت مال قاچاق شده و اشياء ممنوع‌الورود محكوم‌مي‌كردند.‌حبس فوق از قرار روزي يك تومان قابل ابتياع است.‌پس از ده روز از تاريخ تصويب اين قانون به موقع اجرا گذاشته خواهد شد.‌وزير عدليه مأمور اجراي اين قانون است.‌چون به موجب قانون مصوب ليله 15 اسفند ماه 1306 “‌وزير عدليه مجاز است كليه لوايح قانوني را كه به مجلس شوراي ملي پيشنهاد نموده بعد از‌تصويب كميسيون فعلي عدليه مجلس شوراي ملي به موقع اجرا گذارده و پس از آزمايش آنها در عمل به مجلس شوراي ملي پيشنهاد نمايد” عليهذا(‌قانون مجازات مرتكبين قاچاق) كه در تاريخ 22 اسفند ماه 1306 شمسي به تصويب كميسيون عدليه مجلس شوراي ملي رسيده قابل اجراء است.
فصل سوم
(آمار پرونده هاي قاچاق كالا درسال 84- 1383 )
” مي پنداشت که گروه معتقدان در آن شريک اند. فرويد صريحاً بيان مي کند که اگر قرار است به چيزي اعتماد کندآن چيز حتماً علم خواهد بود. وي مي نويسد: “مي دانم که پرهيز از توهمات تا چه حد مشکل است. شايد گفتن همين واقعيت نيز از جهت ماهيت، توهّم باشد، ولي من به يک تفاوت پايبندم. قطع نظر از اين واقعيت که براي مشترک بودن توهمات، هيچ مجازاتي اعمال نمي شود، توهمات من همانند توهمات دين تصحيح ناشدني نيست. اين توهمات، ويژگي هذيان را ندارند … اگر اين باور توهم است. پس من همان وضعيت شما را دارم. اما علم با موفقيت هاي متعدد و مهم خود، شواهدي به ما ارائه مي کند که علم، توهم نيست”. (فرويد، 1973 ص 53-54). فيشر از کشيشان مسيحي، در جوابيه هاي خود بر فرويد، بر انحرافات وي در فهم دين تأکيد دارد، انحرافاتي که از نگاه معدود به يک گونه آسيب شناختي سرچشمه مي گيرد، نه کلّ طيف جد و جهد ديني. البته ديدگاه هاي اين دو درباره ي دين، کاملاً مخالف هم است. اگر فرويد دين را موضوعي مربوط به نيازها و ضعف دوره ي کودکي مي داند، فيشر آن را گنجينه اي از بزرگ ترين تلاش ها و والاترين ايده هاي مربوط به حالات انسان مي بيند، اگر فرويد به تمايز ريشه دار بين دين و روان تحليل گري اصرار دارد، فيشر آن ها را برخوردار از حمايت متقابل و جهت گيري شده به سوي اهداف و حقايق واحد مي داند. اگر ديدگاه فرويد از اساس بدبينانه وخيرگرايانه است ديدگاه فيشر شديداً خوش بينانه و اميدوارانه به نظر مي رسد. اختلاف و مناقشه بين اين دو ديدگاه و پيشگام را مي توان منعکس کننده ي بسياري از جريان هاي خاصي دانست که همواره درباره بحث ارتباط ميان روان تحليل گري و دين تا کنون وجود داشته است.
مرحله ي سوّم: فرويد زمان کمي پس از اين کتاب، در کتاب تمدن و ناخرسندهاي آن به برخي از همين موضوعات بازگشت. طرح ها و درون مايه هايي که در کتاب آينده يک پندار جلوه نيرومندي پيدا کرده بود، گسترش يافت تا همه محدوده ي تمدن و فرهنگ انساني را در بر گيرد. فرويد، ضديت و تعارض، گريزي را ميان نيازهاي غريزي از يک سو و نيازهاي زندگي از سوي ديگر مطرح کرد. جلوگيري از بروز سائق جنسي براي سازگاري کودک با جامعه، امري اساسي است، کاري است که عمدتاً در دوره ي نهفتگي (پنج تادوازده سالگي) انجام مي گيرد، ولي فرويد بيشتر نگران فراز و نشيبها و بي ثباتي هاي ناشي از پرخاشگري و مقتضيّات محدود و مهار جنبه تخريبگر آن است. او در کتاب فراتر از اصل لذت (1920) پرخاشگري را تنها به عنوان سائقي مستقل به رسميت شناخت و نه به عنوان حرج و تعديل سائق هاي ليبيدويي (ساديسم) و صيانت ذات انسان ها دنبال خوشي اند و سائقشان جست و جوي لذت و پرهيز از درد و نارضايتي است. نياز شديد زندگي و واقعيت به ما اجازه نمي دهد اين نيازها را برآورده کنيم و در نتيجه مجبور مي شويم آن ها را به صورت توهم در آوريم. اين موضوع با بحث کتاب آينده ي يک پندار مرتبط است، ولي در عين حال آن را گسترش مي دهد و شامل جنبه هاي ديگر وحدت اجتماعي و فرهنگي نيز مي کند.
به هر حال هزينه اي که براي اين موارد متحمل مي شويم، سرکوبي نيازها و سائق هاي اساسي انسان است. نمونه اوليه اين فرايند را مي توان در توهمات ديني يافت. با اين حال، اين توهمات از احساس بيکرانگي که رومن رولان توصيف کرده است سرچشمه نمي گيرد، بلکه از احساس درماندگي و وابستگي کودکي ناشي مي شود، که در هسته ي مرکزي تجربه ي انساني قرار مي گيرد.
مرحله ي چهارم: آخرين اثر عمده فرويد درباره دين، موسي و يکتا پرستي است. فرويد در اين کتاب که در آخر عمر خود نوشته است، بار ديگر به موضوعاتي بازگشت که نخستين بار در کتاب و تابو آن ها را تشريح کرده بود و کوشيد آن ها را به ريشه هاي سنت يهودي – مسيحي مربوط – بداند. فرويد مي گويد موسي در واقع شاهزاده اي مصري بود که در کاخ “آخنون” زندگي مي کرد. آخنون، فرعوني است که در حدود 1375 قبل از ميلاد به حکومت رسيد و اصلاحات مذهبي چشمگيري را مانند عبادت موحدانه را در برابر يک خدا به نام “آتن” با خود به ارمغان آورد. پس موسي اين ديدگاه ديني را به عبريان به شکل عبادت يهوه گسترش داد، ولي در ادام? داستان، يهوديان که نمي توانستند اين دين روحاني و معنوي و محدود کننده را تحمل کنند، بر پيامبري که سعي در تحميل اين امر بر آنان داشت شوريدند و او را کشتند. بعدها يهوديان در مواجهه با نياز به وحدت قبيله اي و دين مشترک، به دين همان پيامبر به قتل رسيده و عبادت يک خداي قدرتمند بازگشتند. به گفته ي فرويد: “واقعيت محوري تحول دين يهودي آن بود که در طول زمان، يهو? خدا ويژگي هاي خود را از دست داد و بيشتر و بيشتر شبيه همان خداي قديمي موسي، آتن شد” (1939، ص 63، به نقل از اروين، 2002، ص 475).
علاقه معروف فرويد به الگوي نور وتيک، اين افسانه را تقويت مي کند. ويژگي تاريخ کودکي، سرکوبي ضربات و صدمه هاي اوليه است که به فراموشي کودکي و نهفتگي بعدي مي انجامد. اين امر در نهايت راه را براي بازگشت امور سرکوب شده به صورت جلوه هاي ناقص و تغيير شکل داد? سائق هاي جنسي، پرخاشگري و خود شيفتگي باز مي کند. ويژگي اين جلوه ها بي اختياري بودن است که آن ها را از مقتضيات منطق و واقعيت جدا مي سازد. فرويد سپس جهش بزرگي در منطق انجام مي دهند، و معتقد مي شود تاريخ فرد، نظيري در نژاد پيدا مي کند. يک بار ديگر قتل پدر در قبيله ي اوليه، مرحله ي پيدايش اشکال سازماندهي اجتماعي و بازگشت اميال غريزي را به کار مي اندازد. خاطره ي پدر – پيامبر در که بعداً به مقام الوهيت ارتقاء مي يابد باقي مي ماند. قتل موسي در بطن عبادت يهوه دفن مي شود. تحول بيشتر اعمال ديني را، به اشکال مختلف قرباني کردن (برگمن، 1992) و آيين هاي مقدس مربوط به خوردن (گوشت و خون) جانشين خدا، نظير مراسم عشاي رباني در مسيحيت، معيّن مي کند.
2-3)آلبرت اليس:
دکتر آليس، بنيان گذار و رئيس مؤسسه درماني عاطفي – عقلاني در نيويورک، به خاطر سهمي که در توسعه ي معالجه ي رفتار، شناختي دارد مشهور است -اين متداول ترين فنّ معالجه ي رواني براي علاج افسردگي، اضطراب و اختلالات عاطفي ديگر است. اليس تفسير زير را در شماره اي از مجله ي روان شناسي مشاوره اي و باليني (1980)نوشت: دين دروني سنتي يا جزم گرا يا چيزي که ممکن است تديّن ناميده شود، به طور عمده با ناراحتي هاي عاطفي مرتبط است. مردم به طور وسيع خود را با ايمان قوي، به بايدهاي مطلق ناراحت مي کنند و بسياري از مردمي که به طور جزمي به نوعي به دين اعتقاد دارند اين مطلق هاي مخرّب تندرستي را باور دارند.
شخصي که از نظر عاطفي سالم است، انعطاف پذير، باز، مداراگر و متغير است، و شخصي ديني متعبّد متمايل است که غير قابل انعطاف، بسته، نابردبار و تغيير ناپذير باشد. بنابراين تديّن از جهات متعددي معادل با تفکر غير منطقي و آشفتگي عاطفي است. (ص 637).
اليس اخيراً اين ديدگاه را در مجله ي Free Inguiry تکرار کرد و آن ها را توسعه داد. در پاسخ به پرسش “آيا تديّن نوعي بيمار گونگي است؟” او يازده مشخص? تديّن را ذکر کرد که بر خلاف سلامت روان است. از جمل? اين مشخصات، موارد زير بودند: الف) منع پذيرش خود، منفعت خويش و متوجه به خود بودن. ب) تشويق به عدم تحمل ديگران، عدم انعطاف و ناتواني برخورد با ابهام و عدم قطعيت که همه ي آن ها بر رابطه ي انسان با انسان اثر منفي مي گذارند. ج) تشويق به اتکاء به خدا، فراموشي واقعيت و منع اعمال فردي ضروري براي حل مسئله، د) تشويق تعهدات طراحي و هـ) منع خطر پذيري مناسب در تعقيب اهداف شخصي. اليس نتيجه مي گيرد که يک رابطه ي علّي مناقشه ناپذير بين دين و بيماري عاطفي و رواني وجود دارد. وقتي که اخيراً عقيده ي وي را درباره ي تحقيقات اخير که حاکي از اثر مثبت دين بر تندرستي است پرسيدند، او پاسخ داد: “تمامي اين عرصه در وضع احمقانه است … اين تحقيقات نبايد خيلي جدّي گرفته شود”.
2-4)وندل واترز:
دکتر واترز، يک پزشک مورد احترام و استاد روان پزشکي دانشگاه مک مستر، در ايالت اونتاريوي کانادا و تحليل گر روان پزشکي است که بيش از ربع قرن به معالجه ي افراد، زوج ها و خانواده ها پرداخته است. او در سال 1992، کتابي تحت عنوان تز مهلک منتشر کرد (از مجموعه کتابهاي Prometheus) و در مقدم? آن چنين مي نويسد: اصول اين کتاب مبتني بر تجارب باليني سال هاي بسيار، اين است که علي رغم آرامش ادعا شده در پيام مسيحي، عقايد و آموزش هاي مسيحي که عمقياً در جامع? غربي ريشه دوانده است. با توسعه نگهداري سلامت کامل ناسازگار هستند … به زبان ساده، تعليم مسيحيت نوعي سوء استفاد? رواني و عاطفي است که به نحو بدي بر سلامت بدن اثر مي گذارد، همان گونه که يک دارو مي تواند چنين کند … اما شواهد بر اين که دين نه فقط بي ربط است بلکه عملاً براي انسان مضّر است، بايد مورد توجه باشد، نه فقط براي دانشمندان

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه درموردوريد، کاتتر، شريان

دیدگاهتان را بنویسید