No category

منابع پایان نامه درمورد بهداشت روان، گروه کنترل، سلامت روان

معالجه ي استاندارد بود (CBT سکولار)، و اسلوب ديگر مشتمل بر محتواي ديني، مبتني بر کارهاي مشاوره اي توسط کيشش پروستتان و کاتوليک (CBT ديني) اسلوب ديني زبان مسيحي را به کاربرد که فرايند فکري را باز سازي کند، استدلالات ديني را اقامه کرد که با افکار نامعقول مقابله نمايد و صور خيال ديني را به عنوان بخشي از مؤلفه ي رفتاري به کار گرفت. 40 بيمار ديني به طور تصادفي بين (بخش هاي) اسلوب ديني، اسلوب سکولار، يک گروه مشاوره اي کشيشي و يا يک گروه نظارت که معالجه اي دريافت نکرده بودند، توزيع شدند. نتايج داد که گروه هاي معالجه ديني و مشاوره اي مذهبي، بسيار سريع تر عکس العمل نشان دادند (به وسيله ي افسردگي کاهش يافته) تا گروه معالجه ي سکولار يا گروه نظارت.
دومين مطالعه، تأثير دخالت دين را در معالجه ي بيماران مسلمان بررسي کرد که دچار اختلالات ناشي از اضطراب بودند. 62 بيمار (با ميانگين سني 40 سال) به طور تصادفي به گروه هاي معالجه يا نظارت اختصاص يافتند. هر دو گروه، معالجه و روان درماني حِمايتي را براي مقابله با اضطراب دريافت کردند. به علاوه، يکي از گروه ها يک واسطه ي ديني نيز دريافت داشت که مشتمل بر دعا و قرائت آياتي از قرآن مقدس توسط بيمار بود. بعد از گذشت سه ماه، گروهي که از واسطه ي ديني برخوردار بودند در آزمون هاي اضطراب، نگراني بسيار کمتري را نشان دادند تا گروهي که از معالجه ي ديني بهره مند نشده بودند.
2-18) ساز و کارهاي ممکن براي تأثير دين: لااقل سه روش طبيعي وجود دارد که احتمالاً دين به واسطه ي آن ها سلامت روان را بهبود مي بخشد: اول) از طريق يک نظام اعتقادي و نگرش هاي رواني، دوم: از راه حمايت اجتماعي فزاينده و تشويق تعامل با ديگران، و سوم به وسيله ي تأکيد دربار? تمرکز بر ديگران و تمرکز روي يک قدرت بالاتر از خود شخص.
آيا يافته هاي ديني قابل تعميم به “معنويت” هم هست يا نه؟ معنويت اصطلاحي بسيار مقبول تر از دين است و در فرهنگ امروزي مطلوبيت بزرگي يافته است. اما منافع بهداشت رواني عقايد و اعمال ديني سنتي، ممکن است در باب معنويت کارا باشد يا نباشد. در حالي که معنويت، عقايد و اعمال ديني سنتي را در خود دارا و اصطلاحي بس وسيع تر است که شامل صورت هاي معنويت عصر جديد، فرا روان شناسي (تله پاتي، ادراک فرا حسّي، روشن بيني و ساير پديده هاي رواني) وتنجيم مي شود. تقريباً هر تجرب? انساني و عرفاني ذيل اين اصطلاح قرار مي گيرد. بنابراين، محققان نتوانسته اند بر يک تعريف عام، که بتواند عملياتي و قابل اندازه گيري باشد، توافق کنند. اين خود مشکل خواهد بود که معنويت را صرف نظر از عقيده ي و عمل ديني، سنتي، مورد مطالعه قرار دهيم. در واقع، اکثريت عمد? تحقيقات که امروزه صحبت از معنويت و اثر آن بر سلامت مي کند، تنها دين را مورد بررسي قرار مي دهد. پژوهش هايي که معنويت (جدا از اعتقاد، عمل يا تعهد ديني) را مي سنجد بايد انجام شود تا ببينيم که منافع دين براي تندرستي قابل تعميم به اين مفهوم وسيع تر نيز هست يا نه.
2-19) دين و سلامت بدن:
وقتي که سؤال “آيا دين براي سلامت شما خوب است؟ مطرح مي شود، بيشتر ما علاق? ويژه به اثرات دين روي سلامت بدن داريم. در ده سال گذشته، برخي پژوهش هاي خوب طراحي شده در مجلات مشهور پزشکي چاپ شده است که در آن ها رابطه اي بين تديّن و ميزان نقصان بعضي بيماري هاي جسماني خاص و همين طور مرگ و مير، به طور کل يافته اند.
2-20)-1) فشار خون بالا:
بين 20 و 30 درصد از بزرگسالان امريکا فشار خون بالا دارند (فشار خون بالاي 140 ميلي متر جيوه شرياني (سيتوليک) و / يا 90 ميلي متر جيوه وريدي (دياستوليک) و / يا داروي ضد فشار خون بالا مي خورند. براي سياهان آمريکايي اين امر به بالاي 40 درصد مي رسد، فشار خون بالا اثرات مخرّب روي قلب، کليه ها و مغز دارد. افراد با فشار خون بالا در معرض خطر بيشتري نسبت به حمل? قلبي، نارسايي قلبي، نارسايي کليه و به ويژه سکته مغزي قرار دارند. در حالي که فشار خون بالا را با اضطراب، خصومت فروکش شده و تنش رواني مرتبط کرده اند. آثار حضور در کليسا و هم چنين اهميت دين بر فشارهاي خون روي 407 مرد مورد بررسي قرار گرفت که همگي در مطالعه ي قبلي بخش ايواتر از ايالت جورجيا شرکت داشتند. اين نتيجه به دست آمد که مرداني که غالباً در مراسم کليسا شرکت کردند، (يک بار در هفته يا بيشتر) يا گزارش دادند که دين براي آن ها بسيار مهم است، فشارهاي انقباضي و انبساطي پايين تري داشتند تا آن هايي که پيوندهاي ديني نداشتند. اين اثر در آن هايي که هم به وفور به کليسا مي رفتند و هم گزارش دادند که دين برايشان مهم است” قويتر بود. براي اين مردان، متوسط فشار خون وريدي پنج ميلي متر جيوه پايين تر از آن هايي بود که کمتر به کليسا مي رفتند و دين برايشان کمتر اهميت داشت. لااقل هشت مطالعه ي ديگر، رابطه بين دين و فشار خون را بررسي کرده اند. در هفت مورد از اين هشت مطالعه نيز فشار خون پايين تري را براي کساني که از لحاظ دين فعال تر بودند گزارش داده اند. تفاوت هايي، هم در فشارها شرياني و هم در فشارهاي وريدي يافته شد. از مطالعاتي که عملاً فشارهاي خون را اندازه گيري کردند و ساير عواملي را که ممکن است بر فشارهاي خون اثر بگذارند (وزن، سن، جنس و غيره) سنجيدند، چنين نتيجه گرفتند که تمامي آن ها فشارهاي خون پايين تري براي افراد متديّن تر به دست مي دهند.
2-21- سکته ي مغزي:
ترسناک ترين معضلات فشار خون بالا سکته ي مغزي است در هر 2/1 دقيقه، يک نفر در امريکا دستخوش سکته مي شود و اين مسأله سومين عامل مرگ و مير در آمريکا مي باشد. در ميان سفيد پوستان در اين کشور، بيش از 30 نفر در هر 000/100 نفر در هر سال بر اثر سکته مي ميرند، اين ميزان در ميان سياهان بيش از 50 نفر در هر 000/100 نفر است.
به علاوه نزديک به 000/500 نفر امريکايي در سال سکته ي ناقص مي کنند که بيشتر آن ها فلج مي مانند. در يک تخمين در کشور آمريکا به دست آمد که هزينه ي سالانه ي مراقبت به اضاف? از دست دادن در آمد، در اثر سکته، به راحتي بالغ بر 10 ميليون دلار در آمريکا است.
پژوهشگران از دانشگاه ييل ميزان سکته ي قلبي جديد در يک دور? شش ساله را در ميان 812/2 نفر با سن بالاي 65 در ايالت کارنکتيکت بررسي کردند. آن ها سه عامل ديني را بر شمردند: دفعات حضور در مراسم دين، تديّن خود ادعا کرده و اين به عنوان منبع قدرت. پژوهشگران ميزان کمتري از سکته را در افرادي که لااقل هفته اي يک بار در مراسم ديني شرکت کرده بودند و اشخاصي که گزارش داده بودند که از دين به آرامش زيادي رسيده اند، يافتند. بزرگ ترين اختلاف مربوط به حضور در کليسا بود. آن هايي که هرگز يا تقريباً هرگز به کليسا نرفته بودند، نزديک به دو برابر ميزان سکته را نسبت به کساني که هفته اي يک بار به کليسا رفته بودند، تجربه کردند. اما توجه کنيد، اشخاصي که به طور نامنظم به کليسا رفته بودند ، (چند بار در ماه) بالاترين احتمال خطر را داشتند.
2-22)- 3) بيماري قلبي: بيماري قلبي تا کنون متداول ترين علت فوت مردان و زنان در آمريکا است. بيشترين معضلات قلبي، از بيماري هاي رگ هاي کرونر (رگ هايي که خون را به قلب مي رسانند)، دريچه هاي قلبي، يا ريتم قلبي ناشي مي شود. بيماري قلبي کرونر، به تنهايي به هفت ميليون نفر امريکايي اثر مي گذارد و سالانه بيش از 500000 نفر را مي کشد. در واقع، قلب غالباً مترادف با عواطف به کار مي رود (براي مثال، “او قلب مرا شکست”). تا به حال برخي مطالعات، رابط? بين تعهد ديني و بيماري هاي قلبي را بررسي کرده اند. در سال 1963، واردول و همکارانش ابتدا شواهدي براي يک همبستگي بين بيماري قلبي و تديّن گزارش دادند که در آن يافته بودند حملات قلبي در ميان افرادي که از يک ازدواج هم ستم ديني (يعني والدين وابستگي ديني مشابه دارند) به دنيا آمده اند کمتر متداول است. تقريباً يک دهه بعد بود که جرج کامساک، همه گير شناس دانشگاه جان هاپگينز متوجه رابطه ي بين بيماري رگ هاي کرونر و حضور مرتب در کليسا شد.
در اين مطالعه، افرادي که ندرتاً به کليسا مي رفتند احتمال خطر مرگشان در اثر بيماري اترواسکلروز قلبي دو برابر آن هايي بود که مرتباً در کليسا حضور مي يافتند. تقريباً در همين زمان، جک مرالي از دانشگاه کيس وسترن ريز رو همبستگي بين درج? سنت گرايي يهودي و دفعات حمل? قلبي را در بين 10000 نفر از مستخدمان شهرداري، در بيش از پنج سال در اسرائيل دنبال کرد. او دريات يهودياني که در اعتقاد و عمل ديني شان سنتي تر بودند ميزان پايين تري از حمل? قلبي را تجربه کردند. مدتي بعد کشف شد که اعضاي بعضي از گروه هاي ديني، مرگ و مير کمتري در اثر بيماري قلبي نسبت به عموم افراد جامعه داشتند. در سال 1978، فيليپس و همکارانش ميزان کمتري از مرگ و مير در اثر بيماري قلبي کرونر را در ميان ادونتيست هاي هفتمين روز يافتند.
کمي بعد از آن ليون و همکارانش يافته هاي مشابهي را در مورمون ها گزارش دادند.
در زمان هاي متأخرتر، فريد اندر و همکاران گزارش دادند که احتمال خطر حمل? قلبي در مرداني که متديّن نبودند چهار تا هفت برابر بالاتر از مردان متديّن بود، حتي بعد از به حساب آوردن عوامل متداول خطر براي بيماري قلبي. در سال 1993، گلدبورت و همکارانش در مجله ي بسيار مورد توجه کارديولوژي يک گزارش تکميلي 23 ساله دربار? 10000 کارمند شهرداري درگير در مطالعه ي قلبي مدالي سابق الذکر منتشر کردند. بار ديگر محققان دريافتند که سنت گرايي يهودي، با ميزان کمتري از مرگ و مير ناشي از بيماري قلبي همراه بود. تفاوتي که باقي ماندوقتي بود که سن، فشار خون بالا، کلسترول، سيگار کشي، قند، وزن و بيماري هاي قلبي مبنا را در نظر گرفتند. بنابراين، شواهد براي رابط? بين ميزان پايين بيماري قلبي و حضور در کليسا و تدّين بيشتر رو به افزايش است. يکي از مهم ترين پژوهش ها دربار? مرگ و مير تا اين زمان در مجل? psychosomatic Medicins ( شمار? ژانويه 1995) منتشر شده تا مس آکسمن و همکاران دردار تموت، وضع 232 بيمار را براي شش ماه بعد از عمل جراحي قلب باز دنبال کردند و عوامل روان شناختي اجتماعي و تندرستي را که پيش بيني مي کرد مورد بررسي قرار دادند.
افرادي که قوّت و آرامش را از دين به دست نمي آوردند بيش از سه برابر (شانس 25/3 برابر) احتمال مرگشان مي رفت، تا آن هايي که از دين به آرامش مي رسيدند. همين طور آن هايي که در گروه هاي اجتماعي شرکت نمي کردند چهار برابر (شانس 26/4) برابر، محتمل تر بود بميرند، تا آنان که چنين بودند. حتي بعد از کنترل تعدادي از عوامل تندرستي (جراحي قلبي پيشين، کاربدني، سن و غيره) بيماراني که نه در گروه هاي اجتماعي شرکت داشتند و نه از دين آرامش به دست مي آورند. 12 برابر محتمل تر بود بميرند، تا آن هايي که از لحاظ ديني و اجتماعي فعال بودند. بالاخره در يک مطالع? جنجالي، که بايد تکرار شود، رندولف بيرد آثار درماني دعاي شفاعتي را در بيماران بستري شد? واحد مراقبت کرونر. (C. C. U) يک بيمارستان شهري بزرگ بررسي کرد. بيرو، که در آن موقع يک متخصص قلب در بيمارستان عمومي سانفرانسيکو بود، به طور تصادفي 393 بيمار را به دو گروه واگذار کرد. گروهي شامل 192 بيمار، دعاي شفاعتي را به وسيل? گروه هاي دعا کنند? مسيحي که خارج از بيمارستان مستقر بودند، دريافت مي کردند. دسته ي ديگر مشتمل بر 201 بيمار بودند (گروه کنترل) که گروه هاي دعا کننده براي آن ها دعا نمي کردند. دعا کنندگان، بيماراني را که براي آن ها دعا مي کردند نمي شناختند. نه بيماران و نه پزشکان آن ها نمي دانستند که براي آن ها دعا مي شد. در يک نتيجه گيري که جهان علم را تکان داد، به دست آمد که

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیجبران خسارت، تجارتخانه، طلاق

دیدگاهتان را بنویسید