پایان نامه ها

منابع پایان نامه ارشد درباره نماز جمعه، مصلحت و مفسده، مقام استدلال

دانلود پایان نامه

5 – حاضر بودن امام يا نايب خاص (اين شرط در وجوب تعييني است نه تخييري و در امثال اين زمان وجوب آن تخييري است)؛
6 – پيش داشتن دوخطبه بر نماز؛
7 – امام و خطيب يکي باشد؛
8 – (خطيب) در حال خواندن دو خطبه ايستاده باشد و بين دو خطبه نشسته؛
9 – احوط آن است که ميان نماز جمعه و نماز ظهر جمع شود.10

ب) مفهوم‌شناسي مباني، احکام و ادله
مباني: جمع مبنا بر وزن مَفعَل مانند مشهد و مرجع محل بنا شدن چيزي را گويند. در لغت به ريشه و بن اطلاق مي‌گردد. در اصطلاح به زمينه‌ها و بسترهاي پيدايش نظرية علمي گفته مي‌شود. به آن مفهوم يا نظريه‌اي که براساس آن مفاهيم و نظرات ديگري را طرح کرده يا شکل مي‌دهند، مبناي آن مفاهيم يا نظرات مي‌گويند. براي اثبات، ايجاد يا شکل‌دهي يک نظريه لازم است مقدماتي را به اثبات برسانيم يا از مقدماتي استفاده نماييم که در محل خود به اثبات رسيده‌اند؛ به اين‌گونه از مقدمات مورد اتفاق طرفين بحث در منطق “مسلمات” گفته مي‌شود. اثبات نظريه‌ي علمي نياز به برهان دارد و برهان از دو بخش صغري و کبري که خود قضيه‌اي مستقل هستند تشکيل شده است. براي اقامة برهان، صغري و کبري را بايد اثبات نماييم يا از مقدمات اثبات‌شده استفاده کنيم. آن‌چه که در اثبات مقدمات به‌کار مي‌بريم از قضايا و براهين و… مي‌توانند مباني آن نظرية علمي باشند که با توجه به اين‌که محل اصلي اثبات و طرح آن‌ها در فقه، اصول، کلام يا فلسفه و… مباني فقهي، اصولي، کلامي يا فلسفي و… خوانده‌ مي‌شوند.
احکام: جمع حکم به معني قضاوت و داوري،11 دستور و فرمان به‌کار مي‌رود و در قرآن به‌معناي قضاوت کردن و‌اشکار کردن حق از باطل آمده است. در اصطلاح فقهي احکام، کلية دستورات عملي و فروع دين اسلام در تمام ابعاد آن است و تمام دستورات سياسي، عبادي، اقتصادي، خانوادگي و قضايي را شامل مي‌شود. ماهيت حکم شرعي از مبادي تصوري علم اصول است و اختلاف ديدگاه در اين موضوع در مباحث مختلف علم اصول مؤثر مي‌باشد. دو ديدگاه عمده بين علماي اصول وجود دارد؛ 1. برخي حکم را امري اعتباري و جعلي مي‌دانند که در خارج مصداقي ندارد؛ 2. برخي آن را امري حقيقي و تکويني و داراي مابه‌ازاي خارجي مي‌دانند. يکي از بهترين تعاريف حکم شرعي، تعريف شهيد صدر است. ايشان مي‌گويد: “حکم شرعي قانوني است که از جانب خداوند متعال براي تنظيم و سامان‌دهي زندگي انسان صادر شده است”.12 حکم شرعي از نظر بيش‌تر قدما مانند شهيد ثاني عبارت از خطاب شارع است.
حکم از جهات مختلف تقسيمات گوناگوني دارد؛ حکم شرعي براساس تعلق مستقيم يا غيرمستقيم به فعل و عمل مکلف به حکم تکليفي و وضعي تقسيم مي‌شود و از جهت انکشاف از واقع و عدم آن به حکم واقعي و ظاهري تقسيم مي‌گردد.
حکم داراي چهار مرتبه يا مرحله مي‌باشد که عبارتند از: 1. مرحلة اقتضاء که مرتبه‌ي وجود مصلحت و مفسده در متعلقات حکم است؛ 2. مرحله‌ي انشاء و جعل حکم از طرف شارع؛ 3. فعليت ابلاغ حکم؛ 4. تنجز و فراهم آمدن شرايط اجراي حکم براي مکلف که استحقاق صواب و عقاب بر اين مرحله مترتب است.
البته قول اصح وجود دو مرتبه براي حکم است؛ يکي مرحله‌ي انشاء و ديگري مرحله‌ي فعليت که بحث از آن مفصل است و به محل آن ارجاع داده مي‌شود.

ج) پيشينه نماز جمعه
مشهور علما و مفسرين، زمان واجب شدن نماز جمعه را شب معراج دانسته‌اند. اقامه نشدن نماز جمعه در مکه قبل از هجرت يا بدان جهت بود که افراد به تعدادي که با حضور آنان نماز جمعه برپا مي‌شود نمي‌رسيدند و يا آنکه اظهار و‌اشکار بودن که از شعائر نماز جمعه است، ميسر نبود؛ حال آن‌که رسول خدا”صلي الله عليه و آله و سلم” در مکه در حالت خفا به‌سر مي‌بردند.
از مورخين شيعي معاصر سيد جعفر مرتضي العاملي پس از ذکر آيه مي‌نويسد:
مقصود از اين آيه وجوب اهتمام به نماز جمعه است و ممکن است قبل از آن در مکه واجب شده؛ ولي چون امکان اقامه علني آن نبوده يا مخفيانه اقامه شده خبر آن به ما نرسيده باشد. مؤيد اين مطلب خبري است که دارقطني از ابن عباس نقل کرده که پيامبر”صلّي الله عليه و آله و سلم” قبل از مهاجرت به مدينه موظف به نماز جمعه بود؛ ولي چون نمي‌شد آن را در مکه اقامه کرد به مصعب نوشت تا در مدينه نماز جمعه را به دو رکعت اقامه کنند.13
در مقابل نظر مشهور، ابن حجر مي‌گويد: “احاديث صحيح دلالت دارند بر اين‌که نماز جمعه در مدينه فرض شده است”. سيد بکري در حاشيه اعانة الطالبين پس از نقل قول مشهور وقول ابن حجر در جمع بين دو قول چنين مي‌گويد:
(قوله: وفرضت بمكة) أي ليلة الاسراء، وعورض هذا بقول الحافظ ابن حجر: دلت الاحاديث الصحيحة على أن الجمعة فرضت بالمدينة ويمكن حمل قوله فرضت بالمدينة على معنى أنه استقدر وجوبها عليهم فيها، لزوال العذر الذي كان قائما بهم.(والحاصل) أنها طلب فعلها بمكة لكن لم يوجد فيها شرائط الوجوب.ووجدت في المدينة، فكأنهم لم يخاطبوا بها إلا فيها. (قوله: ولم تقم) أي الجمعة.(وقوله: بها) أي بمكة.(وقوله: لفقد العدد) أي استكمال العدد الذي هو شرط في وجوبها.(قوله: أو لان شعارها الاظهار) فيه نظر، لان هذا ألا يسقط الجمعة.
مي‌توان سخن ابن حجر را اين‌گونه توجيه کرد که در مدينه فرض شده. يعني وجوب جمعه در مدينه بر آن‌ها مستقر شده؛ زيرا عذري که در مکه داشتند در مدينه برطرف شده بود. به ديگر سخن، انجام نماز جمعه در مکه خواسته شد، اما چون شرايط مهيا نبود و اين شرايط در مدينه فراهم آمد، پس گويا آنان در مدينه مأمور
به برگزاري نماز جمعه شدند.14
علماي شافعي مي‌گويند:
حداقل اقامه کنندگان نماز جمعه بايد چهل نفر باشند؛ زيرا پيامبر”صلي الله عليه و آله و سلم” اولين نماز جمعه را به اتفاق چهل نفر در مدينه اقامه نمودند و قبل از هجرت به مدينه تعداد نمازگزاران به اين تعداد نرسيده بود و به همين دليل تا آن زمان اقامه نشده بود.15

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان دربارهحکومت قانون، حقوق تجارت

بند اول: اولين نماز جمعه‌اي که توسط پيامبر اسلام اقامه شد
رسول خدا”صلّي الله عليه و آله و سلم” هنگام هجرت به مدينه، مدتي را در قبا در انتظار حضرت علي(ع) ماندند. پيش از هجرت رسول خدا “صلّي الله عليه و آله و سلم” اين منطقه – يا به قولي بخشي از آن را – يثرب مي‌ناميدند که به معناي فساد وعيب مي‌باشد. لذا با هجرت پيامبر”صلّي الله عليه و آله و سلم” نام اين شهر به “مدينه الرسول” يا طيبه و اسامي ديگري که تعداد آن‌ها فراوان است تغيير يافت. رسول خدا در روز جمعه حرکت کرده و در منطقه وادي رانوناء16 نماز جمعه برگزار کردند. برخي مورخان اين نماز را اولين نماز جمعه دانسته‌اند اما برخي ديگر گفته‌اند که در قبا نيز نماز جمعه برگزار شده بود. در واقع اگر ايام ماندن در قبا بيش از پنج روز و يا آنچنان که برخي گفته‌اند بيست و سه روز باشد، طبعاً نماز جمعه در قبا برگزار مي‌شده است. به هر صورت بعدها در وادي رانوناء در محلي که آن حضرت نماز جمعه خواندند، مسجدي به نام مسجد الجمعه ساخته شد که اکنون نيز به شکل زيبايي بازسازي شده است.17
بلال حبشي مؤذن خاص رسول خدا “صلي الله عليه و آله و سلم” بود. زماني که رسول خدا”صلّي الله عليه و آله و سلم” براي خطبه‌هاي روز جمعه بر فراز منبر مي‌رفتند، مؤذن بر آستانه‌ي مسجد اذان مي‌گفت و پس از پايين آمدن پيامبر”صلّي الله عليه و آله و سلم” از منبر، مؤذن اقامه مي‌گفت و حضرت به نماز مشغول مي‌شدند. پس از رسول اکرم”صلي الله عليه و آله و سلم” در زمان خليفه‌ي اول و خليفه‌ي دوم نيز همين‌گونه عمل مي‌شد؛ اما در زمان خليفه‌ي سوم به سبب زياد شدن جمعيت و وسعت يافتن مدينه و دور بودن منازل، مؤذن ديگري نيز اضافه شد. روزهاي جمعه موقع خروج خليفه‌ي سوم از منزل، مؤذنِ اول در منزل وي اذان مي‌گفت و همين که به مسجد مي‌رسيد و براي خطبه روي منبر مي‌نشست، مؤذن دوم اذان مي‌گفت و خليفه مشغول خطبه مي‌شد.18

بند دوم: تاثير شرايط تاريخي و سياسي بر اقامه نماز جمعه و فتاواي فقها
از نگاه برخي مورخين و انديشمندان، علت اصلي تفاوت فتاواي فقها و مراجع شيعه – تا آن‌جا که برخي به وجوب تعييني اقامه نماز جمعه در زمان غيبت و برخي به حرمت آن فتوا داده‌اند – متأثر از اختلاف در دو مبناست:
1 – آيا اقامه نماز جمعه در اسلام جزء شئونات و مناصب حکومت اسلامي و حاکم است؟
2 – آيا تشکيل حکومت اسلامي در زمان غيبت امام معصوم مشروعيت دارد؟
پس اگر کسي با استناد به ادله معتقد باشد که اقدام براي تشکيل حکومت اسلامي به مقام وجايگاه پيامبر “صلي الله عليه و آله و سلم” و ائمه معصومين”عليهم السلام” اختصاص ندارد (و مي‌توان و بايد در زمان غيبت به قدر توان اقدام به تشکيل حکومت شرعي نمود) در اين صورت اگر در عصر غيبت، حکومت اسلامي صالح، مطابق موازين فقه شيعه تشکيل شد، قهراً بايد تمام شئون آن و از جمله اقامه نماز جمعه در بلاد و قصبات نيز از شئون حاکم باشد. ولي اگر کسي در ادله تشکيل حکومت در زمان غيبت و يا در احراز و تشخيص شرعي بودن آن خدشه کند و يا اقامه جمعه را جزو امور حسبيه‌ (که شارع راضي به ترک آن نيست) نداند، لاجرم مجوز شرعي براي اقامه نماز جمعه توسط غيرمعصومين و يا غيرمنصوبين خاص ايشان وجود ندارد.
به نظر مي‌رسد علت اصلي نگراني‌هاي فقها و مراجع شيعه در طول تاريخ اين بوده که آنان در عصر غيبت، حکومتي به ظاهر اسلامي را اصلاً يا کاملاً شرعي و موافق با موازين فقه شيعه نمي‌ديدند و حاکمان غير معصوم را حائز شرايط معتبر نمي‌دانستند. از سوي ديگر فقهايي هم‌چون آقاي بروجردي روايات کلي وارد شده در فضيلت نماز جمعه و ترغيب به اقامه آن را نيز در اثبات و احراز اجازه عام يا خاص از طرف ائمه معصومين از نظر سند يا دلالت کافي نمي‌دانسته‌اند و شايد علت اين‌که بسياري از فقها و مراجع از جمله امام خميني خواندن نماز ظهر روز جمعه را در زمان غيبت، بيشتر موافق با احتياط دانسته‌اند نيز همين معني باشد.19

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوعح3)، سعدي، گاهي، كلام

1 – 2 – 2 – 1. عدم اقامه نماز جمعه در ميان شيعيان و تأثير آن در پي بردن به آراي فقها
مخالفين وجوب تعييني نماز جمعه نوعاً در مقام استدلال بر نظريه خود به مرسوم نبودن اقامه نماز جمعه در ميان شيعيان استناد کرده و آن‌را بهترين دليل بر عدم وجوب تعييني نماز جمعه از نگاه ايشان دانسته‌اند؛ ايشان به شواهد ذيل استناد مي‌کنند:
1 – از کلام شيخ حسن عبدالصمد (پدر شيخ بهايي) مبني بر لزوم اقامه نماز جمعه براي رفعت تشيع شيعيان، چنين برمي‌آيد که اقامه اين نماز در آن زمان در ميان شيعيان معمول نبوده است.
2- عدم اقامه اين نماز در ميان همه شيعيان به علت تقيه بوده است.
3 – ائمه جمعه نوعاً از طرف حکام جور تعيين مي‌شده و عادل نبوده‌اند.
موارد ذکرشده نشان‌ مي‌دهند که اقامه جمعه در ميان شيعيان معمول نبوده است؛ زيرا شيعيان نه مي‌توانستند با توجه به شرط عدالت در ائمه جمعه و جماعت در پشت سر ائمه جمعه غيرعادل نماز بگذارند و نه خود به‌طور مستقل قادر به اقامه آن بوده‌اند. در ميان منابع تاريخي همين که گزارش موثقي درباره اقامه نماز جمعه در ميان شيعيان ني
امده – به ويژه نبودن فتواي صريحي مبني بر وجوب آن در ميان شيعيان – خود شاهدي است که اقامه اين نماز در حد يک مسئله واجب تعييني در ميان شيعيان مطرح نبوده است.
در عين حال يک نص تاريخي پر ارزش از کتاب النقض در دست داريم. که اقامه جمعه را در شهرهاي شيعه گزارش داده و در عين حال شرط اذن امام براي وجوب آن را نيز متذکر شده است. مي‌دانيم که کتاب النقض در مقام رد بر کتاب بعض فضائح الروافض نوشته شده که نويسنده آن شيعيان را به ترک اقامه جمعه متهم ساخته و عبدالجليل قزويني در پاسخ او نوشته است که:
“از کجا مسلم است که شيعت نماز آدينه نکند که معلوم است از مذهب ابوحنيفه که در شهري منعقد باشد که هر صنفي از اصناف محترفه و صناع (پيشه وران و صنعتگران در آن شهر باشد و گر يکي در بايد (نباشد) وجوب ساقط بشد و به مذهب شافعي بايد که چهل نفس حاضر باشند تا نماز آدينه واجب باشد و اگر کمتر از اين عدد باشد واجب نباشد و به مذهب اهل بيت “عليهم السلام” چنانست که چون 7 شخص باشند نماز آدينه دو

دیدگاهتان را بنویسید