پایان نامه های روانشناسی

منابع مقاله درمورد سازمان بهداشت جهانی

معمول آن زمان ،تنها به تشخیص،تعیین پیش آگهی وپیشرفت درمانی اکتفا می کردند،به عنوان یک حرکت نمادین و ماندگارمطرح شد(کارنوفسکی و بورچنال ،1949،به نقل از حقایق،1386).
در حالی که بین سالهای 1966تا1970تنهاچهار مقاله در مورد کیفیت زندگی وجود داشت،این رقم در بین سالهای 1970تا1974به 33مقاله رسید و از آن به بعد به عنوان یک موضوع رایج در عرصه پژوهش و مهمترین هدف درمانی در تلاش های بالینی تبدیل شد(گاکنموس-هلزمن،بلو،فیلد برنرو فلیک،1995،به نقل از صالح زاده،1378)،به طوری که نتایج پژوهش موسسه اطلاعات علمی نشان می دهدکه بین سالهای 1982تا2005بیش از 55000مقاله علمی ،از اصطلاح کیفیت زندگی استفاده کرده اند(کاستانزا و همکاران،2007)امروز در مقایسه اثربخشی و ارزش نسبی درمانهای متفاوت ،تحقیقات ،سیاست گذاریهای بهداشتی ،ارزیابی خدمات بهداشتی ،درمان بیماران و بهبود رابطه پزشک و بیمار می توان کیفیت زندگی را به عنوان یک پیامد پراهمیت اندازه گیری نمود(بنومی،پاتریک و بوشنل2000،گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی 1996).برهمین اساس بسیاری از پژوهشگران و صاحبنظران در رشته های مختلف معتقدندکه تعیین و ارزشیابی کیفیت زندگی باید مبنای اصلی سیایتگذاریهای داخلی کشورها باشد و وظیفه اصلی دولتها ،علاوه بر افزایش سطح تولید اقتصادی ،طراحی و تدوین برنامه های درازمدت و مستمر به منظور بهبود کیفیت زندگی افراد است(ایسترلین ،2003،به نقل از واحدی،1391).
تورانس معتقد است که کیفیت زندگی در حال حاضر مفهومی وسیع دارد که تمامی جنبه های زندگی فعلی فرد را در بر می گیرد(تورانس،1987).این جنبه ها شامل موفقیت فرد در رسیدن به شرایط خاص یا موقعیتی از پیش تعیین شده (مک کال،1975)و نیز تجربه کنونی احساس سلامتی ورضایتمندی فردی (لهمان،1983)می شود.
2-4-2-تعریف کیفیت زندگی
واژه کیفیت ،دارای معانی متفاوتی است که در فلسفه و نظریه شناخت ،منظور از کیفیت چگونگی و ماهیت شیء می باشد در زمینه های اقتصادی ،کیفیت معادل مرغوبیت و مطلوبیت و مجموعه ای از ویژگی های یک کالا ،که باعث فروش آن کالا می شود ،می باشد.در زمینه های اجتماعی و فردی ،کیفیت معادل شایستگی صلاحیت و لیاقت فردی و اجتماعی می باشد.در مباحث کنترل کیفیت ،کیفیت میزان رضایت مصرف کننده از کالای مصرفی می باشد(وود و دوفین،1999،به نقل از دونالد،2001).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اگر چه در این مورد که کیفیت زندگی یک سازه چندبعدی و پیچیده است و براساس ارزیابی بیمار از وضعیت خودش در حیطه های جسمانی ،روانشناختی ،و اجتماعی ،تعیین می شود،یک توافق همگانی در بین پژوهشگران وجود دارد،ولی در تعاریف نظری و عملیاتی و تعیین حوزه های اختصاصی آن توافقی وجود ندارد(کوت و والاندر ،1995،به نقل از صالح زاده،1387).
به طور کلی کیفیت زندگی از واژه هایی است که تعریف مشخص و یکسانی ندارد،اگر چه مردم به شکل غریزی معنای آن را به راحتی درک می کنند ،لیکن این کفهوم برای آنها یکسان نیست(نجات،1387).
فقدان قابل توجه یک نظریه دارای جزئیات و عدم ثبات روش شناختی در بین رشته های مربوط به مراقبت از سلامت باعث شده است که کیفیت زندگی معادل با سازه های متفاوتی در نظر گرفته می شود.بسته به تحقیق،کیفیت زندگی ،رضایت از زندگی ،بهزیستی ذهنی،شرایط و وضعیت زندگی عینی ،رویاهای«سالم یا خوب»و…را منعکس می کند(بولینگ ،1991؛سالک ،1998؛استوار و کیک ،1994).
از طرفی از آنجا که مانند سایر متغیرها اندازه گیری کیفیت زندگی مستلزم وجود تعریف جامع و مشخصی از آن خواهد بود،همواره تلاش شده است تا تعریف مناسبی برای آن ارائه گردد(نجات،1387).
نظریات متفاوتی در مورد مفهوم کیفیت زندگی وجود دارد.بعضی از محققین تنها در صورتی که تواما چندین بعد از سلامتی سنجیده شود میتوان آن را کیفیت زندگی نامید.عده ای نیز بر این باورند که یک تعریف واحد که در تمام مراحل یک بیماری یا در جوامع مختلف کاربرد داشته باشدبرای این مفهوم وجودندارد.اغلب صاحبنظران در ان زمینه توافق دارند که کیفیت زندگی ،حقایق مثبت و منفی زندگی را در کناریکدیگر در نظر می گیرد و چند بعد دارد.از طرفی آن را یک مفهوم ذهنی و پویا قلمداد می نمایند.ذهنی به این معنا که حتما باید توسط خود شخص ،براساس نظر او و نه فرد جایگزین تعیین گردد و پویا یعنی در طی زمان تغییر خواهد کرد و لذا ضروری است در دوره ای از زمان اندازه گیری گردد(هاجرتی،کومینس و فریس،کومینس2005).
راپلی (2003)با پایبندی به دیدگاه ذهنی در مورد کیفیت زندگی ویژگی های کلیدی که به اعتقاد او در چند تعریف مورد پذیرش گسترده از کیفیت زندگی ،وجود دارد را خلاصه می کند.او می گوید:«همه این تعاریف تصریح می کنند که کیفیت زندگی برداشت روانشناختی شخص از واقعیت مادی جنبه های مختلف جهان است».بنابراین چنین دیدگاهی قطعا به جای واقعیت عینی مستقل مربوط به وجود افراد ،بر برداشت روانشناختی آنها مبتنی است.
اگر چه ذهنی بودن دامنه های کیفیت زندگی از نظر برخی دانشمندان کافی نیست به طوری که برخی از صاحبنظران بر این باورند که هر یک از دامنه های کیفیت زندگی باید این قابلیت را داشته باشد که هم به صورت ذهنی و هم به صورت عینی قابل اندازه گیری باشد(هاجرتی و همکاران،2001،کومینس،2005).مهم آن است که در هر تحقیق که مرتبط با کیفیت زندگی باشد ،تعریف آن از نظر محقق روشن گردد(فایرسو ماچین،2000،کینگ و هیندز ،2003)و با آن تعریف بتوان میان این مفهوم و سایر مفاهیم مانند«خوب بودن» ،«وضعیت سلامتی» ،«رضایت زندگی» و«امید»تمایز قائل شد(نجات،1387).
در نتیجه تعاریف و طبقه بندی های متعدد و متفاوت ،پزوهشگران به این توافق رسیده اند که ایده تعریف را کناربگذارند و تعریف سازمان بهداشت جهانی را به عنوان یک تعریف ملاک مورد پذیرش قراردهند و 4تا 5حوزه اصلی را به منظور عملیاتی کردن آن در نظر بگیرند.
تعریف ارائه شده توسط گروه کیفیت سازمان بهداشت جهانی عبارت است از:
«کیفیت زندگی عبارت است از برداشت افراد از موقعیت خود در زندگی در بافت فرهنگ و سیستم ارزشی که در آن زندگی می کنند و در ارتباط با اهداف ،انتظارات ،ارزشهاو علایق آنها ،شامل سلامت جسمی ،حالت روانشناختی ،سطح استقلال ،روابط اجتماعی ،باورها . ارتباط افراد با ویژگی های مهم محیطشان کیفیت زندگی ارزیابی ذهنی از آنچه در بافت فرهنگی ،اجتماعی و محیطی وجود دارد را منعکس می کند»(اسپیلکر،1996،به نقل از صالح زاده،1387).
2-4-3-اندازه گیری کیفیت زندگی
اگر چه برای کیفیت زندگی ابزارهای زیادی طراحی شده است اما این ابزارها بر تفسیرهای متفاوت از کیفیت زندگی مبتنی است(ایورز ،2003).در واقع پایگاه داده کولید (پایگاه اطلاعاتی کولید،2004،به نقل از هولمز ،2005)کپی های متعددی از چنین ابزارهایی در بر دارد که هر کدام بر تعریفی متفاوت از کیفیت زندگی مبتنی است.
علاوه بر این مقیاس های چندزبانه کیفیت زندگی که بر گیجی نظری پیش روی این سازه های مختلف در مقیاس های واحد افزوده است،این وضعیت را بغرنج تر کرده است(سالک،1998).
از بررسی متون چنین استنباط می شود که فعلا معیارهایی طلایی که بتوان بر اساس آن کیفیت زندگی را ارزیابی نمود،وجود ندارد.محققان سعی کرده اند که با روش های مختلف مبتنی بر نقطه نظرات فلسفی یا ایدئولوژیکی خاص که منعکس کننده تفسیرهای شخصی یا علمی آنهاست،به چنین هدفی دست یابند که البته توافق همگانی کمی در مورد آنها وجود دارد(هولمز،2005).
کانتریل(1963)چنین مطرح می کند که معیارهایی ذهنی است که در ارزیابی کیفیت زندگی مشکل ایجاد می کند.چون به جای تلاش برای قضاوت درباره کیفیت زندگی افراد بر اساس معیارهای خود ،باید آنچه را که برای آنها مهم است تعیین کرد.ذالکی و رورک،لویس و اشنایدر (1972)نیز معتقدند که اگر چه مولفه های اساسی کیفیت زندگی برای همه مشترک است اما تاکیدی که افراد روی آنها دارند(وزنی که به آنها می دهند)، به علت سبک و سنگین کردنی ،که بین آنها انجام می دهند،متفاوت است.
2-4-4-ابعاد کیفیت زندگی
جمع آوری داده ها از دامنه گسترده ای از فرهنگ ها این سوال را مطرح ساخته است که آیا در فرهنگ های مختلف ،چیزی جهان شمول درباره جنبه های مختلف زندگی وجود دارد که برکیفیت زندگی کلی موثر باشد ؟اگرچه خود اصطلاح «کیفیت زندگی»به همه زبان ها خوب ترجمه نشده است ،اما تحلیل ها در دامنه گسترده ای از فرهنگها نشان می دهد که جنبه های جهان شمولی از این مفهوم وجود دارد که ممکن است به سایر حیطه های جهان شمول از قبیل زبان ،هیجان و ارتباطات اجتماعی تا حد زیادی مرتبط باشد(پاور و دالگلیش 1997).
علاوه بر تعریف کیفیت زندگی ،ضروری است که ابعاد مورد بررسی آن در مورد آموزش ،پژوهش و طب مشخص گردد.جهت یافتن ابعاد موجود در این مفهوم معمولا با رویکرد استقرایی از داده های کسب شده از خود بیمار و با بهره گرفتن از روش های آماری مانند تحلیل عوامل ،قوی ترین تعیین کننده های کیفیت زندگی را به عنوان ابعاد آن در نظر گرفته اند.
اغلب دانشمندان توافق دارند که مفهوم کیفیت زندگی همواره 5بعد زیرا شامل می شود(نجات،1387).
1-جسمانی :مفاهیمی مانند قدرت ،انرژی ،توانایی انجام فعالیتهای روزمره و مراقبت از خود از این دسته هستند.
2-روانی :اضطراب ،افسردگی و ترس از این زمره اند.
3-اجتماعی :این بعد در مورد رابطه فرد با خانواده ،دوستان و همکاران و در نهایت جامعه است.
4-معنوی :درک فرد از زندگی و هدف و معنای زندگی را در برمی گیرد.نشان داده شده است که بعد معنوی،زیرمجموعه بعد روانی نبوده و یک بعد مهم و مستقل محسوب می شود.
5-علائم مربوط به بیماری یا تغییرات مربوط به درمان:در این بعد ،مواردی مانند درد ،تهوع و استفراغ را می توان نام برد این بعد بیشتر در ابزارهای اختصاصی مورد توجه واقع می شود.
رابطه این ابعاد با یکدیگرنیز از اهمیت زیادی برخوردار می باشد،برای تفسیر درست این رابطه ،آگاهی از زیربنای نظری آنها لازم است(فایرس و ماچین،2000،کینگ و هیندز،2003).سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را اینگونه تعریف نموده است «ادراکی است که افراد از موقعیتی که در زندگی ،زمینه فرهنگی و سیستم ارزشی که در آن زندگی می کنند ،ادراکی که در ارتباط با اهداف ،انتظارات،استانداردها و علائق شان می باشد»(گروه تهیه مقیاس زندگی سازمان بهداشت جهانی،1998-1993)
2-4-5-مبانی نظری کیفیت زندگی
کیفیت زندگی مفهوم جدیدی نیست ،بسیاری از دانشمندان در رشته های جامعه شناسی ،روان شناسی و اقتصاد قبلا آن را مورد توجه قرار داده اند(فایر و مشین2000)تاریخچه موضوع کیفیت زندگی به زمان ارسطو بر می گردد.او معتقد بود که کیفیت زندگی به معنای زندگی خوب و شادی است که در نتیجه پرهیزگاری حاصل می شود(به نقل از دیو،2005)اصطلاح کیفیت زندگی در عصر ما ،اولین بار توسط پیگو در کتابی به نام اقتصاد و رفاه به کار رفت(فایر و میشن ،2000).
اکنون به بیان تاریخچه ای از پیدایش این مفهوم در علوم مختلف پرداخته می شود.منشا ظهور مفهوم کیفیت زندگی به سال های بسیار دور در میان فلاسفه و دانشمندان ایرانی ،یونانی و چینی بر می گردد و در ادبیات و فلسفه و طب ریشه دارد و این مبحث که زندگی خوب ،چگونه است همیشه در طول اعصار و قرون مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان بوده است.
تاترویوسکی (1976)بر عقاید و نظریات مختلفی که در مورد شخصیتی در طول سالهای مختلف ارائه شده بود بازنگری و بررسی مجددی انجام داد و در نوشته های خود قدمت تارخچه مفهوم سعادتمندی را در طول تاریخ بالغ بر 2هزار سال ذکر می کند.در ابتدا معتقد بودند که خوشحالی یکی از نعمت های خدادادی است و انسان خوشحال ،خوب زندگی می کند و خوشبختی به صورت ساده موفقیت و کامیابی تعریف می شد.سپس در قرون وسطی این مفهوم به صورت وضعیتی که انسان آن را ترجیح می دهد یا در حالتی که در آن فرد بیشترین فضایل روحی را کسب می کند تعریف گردید،بعد از مدتی مفهوم خوشبختی به شکل لذت بردن از زندگی تعرف شد و بعدها در نظریه ها اصالت لذت نیز معنای رفاه مورد توجه قرارگرفت .به عنوان مثال فروید اصل لذت را شرط اساس حرکت انسان دانسته است(به نقل از کلستاد ،2000).
نخستین تحقیقات واقعی در زمینه مفهوم کیفیت زندگی به کمپل ،کانورس و راجرز (1976)اندروز و ایتی(1976)بر می گردد.
هارت(1999)به نقل از ویلکا و دیگران(2003)کیفیت زندگی را به دو نقطه اصلی و غیرکاری تقسیم کردند.کیفیت زندگی کاری به مسائل شغلی و کیفیت زندگی غیرکاری به دامنه ای از مواردی چون ازدواج یا روابط فامیلی ،سلامتی ،زندگی خانوادگی ،همسایگی ،زندگی جنسی ،سکونت ،دوستی ها،تحصیلات ،استانداردهای زندگی و فعالیت های اوقات فراغت مربوط است .همانطور که ملاحظه می شود تعاریف عملیاتی کیفیت زندگی متنوع هستند.تعاریف مختلف در تاکید بر جنبه های فردی-اجتماعی و یا نظری عملی با هم تفاوت دارند.
فلس و پری(1995)معتقد است که به تعداد مردم ،تعریف برای کیفیت زندگی وجود دارد ،چرا که آن چه در نظر هر فرد مهم است از دیگران متمایز است.
سارویماکی و استنبوک و هالت (2000)می نویسند:سه حیطه برای کیفیت زندگی وجود دارد که عبارتند از:حس رفاه ،حس معنا و حس باارزش بودن.انتخاب این 3حیطه به عنوان متغیرهای اصلی کیفیت زندگی بر اساس مباحث فلسفی فرانکل (1972)و نوردن فلت می باشد.فرانکل معتقد است که انسان موجودی است در جستجوی معنا و خالق معنا و رفاه به جنبه لذت بردن از زندگی اشاره دارد وحس باارزش بودن به معنای تجربه فرد به عنوان شخصی ارزشمند با توجه به فعالیتهای فرد ایجاد می شود.عواملی که بر حس رفاه ،حس با معنا بودن و باارزش بودن تاثیر می گذارد،شرایط کیفیت زندگی نامیده می شود و به دو دسته شرایط داخلی و شرایط خارجی تقسیم می شوندبه این ترتیب سلامتی ،ظرفیت عملکرد ،مکانیسم های تطابقی و شخصیت جز شرایط داخلی و محیط شامل :شغل شرایط مسکن و شبکه اجتماعی و وضعیت زیستی–جسمی جز شرایط خارجی کیفیت زندگی محسوب می شوند،این عوامل بر روی کیفیت زندگی تاثیر می گذارند.
تعریف کیفیت زندگی را شامل مولفه پذیرش خود ،هدف داشتن در زندگی ،رشد شخصی،تسلط بر محیط ،خودمختاری و روابط مثبت با دیگران می داند.
1-پذیرش خود:به معنای احترام به نفس براساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود است.
2-هدف داشتن در زندگی :با بهره گرفتن از هدف در زندگی ،افراد می توانند در مقابل سختی ها و رنج ها پایداری و مقاومت کنند.
3-رشد شخصی :به صورت شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود ،به دست آوردن توانایی های جدید حاصل می شود.
4-تسلط بر محیط:فرد محیط را مطابق خصوصیات و نیازهای فردی خود شکل دهد و بتواند آن را به همان شکل نگه دارد.
5-خودمختاری:به این معنا که فرد بتواند براساس معیارها و عقاید خویش عمل و زندگی کند .

6-روابط مثبت با دیگران:عبارت است از توانایی برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با دیگران و اشتیاق برای

92

دیدگاهتان را بنویسید